کریم باوی : من برای پرسپولیس مونته نگرو بازی می کردم!
آن شب که بعد از 15سال رفتم ورزشگاه آزادی در بازگشت شب عجیبی داشتم.از یک طرف شرمنده محبت بوشهری ها والبته هواداران خوب پرسپولیس بودم که به یاد گذشته مرا تشویق می کردند واز یک طرف دلم از نامهربانی مسئولین پرسپولیس گرفت
کد خبر: ۱۱۶۶۷۷
| | 5273 بازدید
دلش پر ازدرد است. سرزن افسانه ای فوتبال ایران درد دل هایش را برای ما ریخت روی دایره. از همه جا گفت. اول با دهداری شروع کرد:کاش زنده بود. کاش بود ومی دید به چه روزی افتادیم. کاش می آمد مثل همان روزها درون قاب در می ایستاد وبرای کفش های پاره من هق هق می گریست. یتیم شده ایم. نسل ما یتیم شده. کسی سراغمان را نمی گیرد.
مجتبی محرمی وقتی افتاد روی تخت بیمارستان تازه همه یادشان آمد ای بابا مجتبی همه این سالها بیخ گوش ما زنده بود ویادش نبودیم.(آه می کشد) به خدا از زنده ماندن خسته شدم. شبی نیست که خواب مادر خدابیامرزم را نبینم.
گل - دلم برایش تنگ شده. حرف می زند وآتش درون را بیرون می دهد: در تمام این سالها کسی سراغم را نگرفت. بارها رفتم شناسنامه ام را چهارچشمی مرور کردم. فکر می کردم متولد اسرائیلم. پرسپولیسی ها بی معرفتی کردند. یک نفر نیامد بپرسد زنده ای یا مرده؟ اصلا نفس کشیدن بلدی؟ کسی داری اگر مردی زیر تابوتت را بگیرد؟ به خدا دلم از تمام بی معرفتی ها گرفته.
دستش را به زانوی خمیده اش می کشد وبا افسوس می گوید:وقتی بوشهری ها زنگ زدند وگفتند می خواهیم از تو تجلیل کنیم چند بار چشمانم را مالیدم. باورم نمی شد. یعنی کسی می دانست من هم زنده ام. به خدا آن شب روی ابرها بودم. من برای بوشهری ها کاری نکرده ام. شاهین تهران هم که مرا فراموش کرده. درست مثل حاج حبیب کاشانی که آن شب فقط آمد کنارم یک عکس گرفت ورفت. انگار من در پرسپولیس مونته نگرو بازی کرده بودم. به خدا من هم بچه همین سرزمینم. گدا نیستم اما اینکه یادی هم از ماها بکنید آیا برایتان سخت است؟توقع زیادی است که بخواهیم پرسپولیس سراغمان را بگیرد؟ درتمام این مدت فقط یک روزنامه وعواملش مرا حمایت کرده اند. من که نمی توانم برایشان کاری بکنم امیدوارم خدا عوضشان بدهد. نوشته های آنها مرا زنده نگه داشته.
او کمی آرام می شود:دست مهندس کنگانی درد نکند. ابراهیمی وهمه بوشهری ها مرا به زندگی امیدوارکردند. فهمیدم می شود هنوز به معرفت بعضی آدم ها دل بست.هنوز هم می شود امید داشت انسانیت زنده بماند. آن شب که بعد از 15سال رفتم ورزشگاه آزادی در بازگشت شب عجیبی داشتم.از یک طرف شرمنده محبت بوشهری ها والبته هواداران خوب پرسپولیس بودم که به یاد گذشته مرا تشویق می کردند واز یک طرف دلم از نامهربانی مسئولین پرسپولیس گرفت.خدایا خودت عاقبت همه را ختم به خیر کن.
او به پرسپولیس هم نگاهی نیمه فنی می اندازد: تیم آن جلو بازیکن بلند زن ندارد. احساس می کردم ساق هایش خسته است. نمی دانم اما فکر کنم درادامه راه این تیم بلنگد. نمی شود روی تک مهره ها حساب کرد. با کارت اینها نمی شود بازی کرد وبازی را برد.یک مهاجم چغر ندیدم.خدا کند البته ببرند وقهرمان شوند تا بلکه هواداران خوشحال شوند.
باوی به ماجرای دایی وفدراسیون هم اینگونه می نگرد:آن شب که بحث ارقام در برنامه 90پیش آمد تا صبح جدول ضرب خل می کردم. خدایا این پول ها به ریال است یا تومان؟.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


