بازخوانی کلام امام و نگاهی به انسجام ملی
"علی بنایی" نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی در نشریه 19 دی شهر قم به بررسی موانع تحقق انسجام ملی و راهکارهای مقابله با این موانع پرداخته است.
«نگذارید خون شهداى ما هدر برود، نگذارید خون جوانان پایمال شود، پایمال اغراض شخصیه، اغراض شخصیه را به دور بریزید. دستهاى خیانتكار، گروههاى مختلف درست نكنند... در صدر مشروطیت هم با ایجاد گروههاى مختلف نگذاشتند كه مشروطه به ثمر خودش برسد... اگر خداى نخواسته خللى واقع بشود در این صف فشرده مسلمین، در این صف فشرده ملت ایران، خطر در پیش است. تفرقهافكنها را از بین خودتان بیرون كنید.
ما نخواهیم گذاشت كه این تفرقهافكنها رشد كنند، آنها را در نطفه خفه مىكنیم. آزادى غیر از توطئه است. آزادى، آزادى بیان است، هرچه مىخواهند بگویند، توطئه نكنند، آدمكشى نكنند، این آدمكشها و توطئهگرها را دفن خواهیم كرد. برادران من بیدار باشید، هوشیار باشید، شیاطین در مخفىگاهها توطئه مىكنند و باید ما با هم یك صدا، به پیش برویم و این نهضت را و این جمهورى اسلامى را به ثمر برسانیم...»
امام خمینی (ره)
نهضت اسلامى و انقلابى ملت ایران ـ كه با خون شهیدان 15خرداد و انقلاب اسلامى و دفاع مقدس بر ضداستكبار جهانى و دستنشاندگان آن، آبیارى گشت ـ در صورت انسجام دینى ملت ثمرات خود را عرضه خواهد كرد. عوامل ضد انسجامى كه حضرت امام خمینى(ره) در این كلام آكنده از صلابت علوى به دست مىدهند، عبارت است از اغراض شخصى و احزاب سیاسى.
بىگمان انقلاب و انسجام ملت، در گرو تشكل و تحزب است و نمیتوان بدون فضاى سیاسى آزاد و جریانها و جناحهاى رقیب، به حضور فعال و به هم پیوسته ملت دست یافت.
اما آنچه سبب آسیبپذیرى حزبها وجریانهاى سیاسى میشود، در صورت غفلت و ناشناخته ماندن، ممكن است یك حزب و جریان را در تقابل با حركت دینیـ سیاسى مردم قرار دهد و به سهم خود باعث تفرقه و شكاف ملى گردد.
رهبر فقید انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(قدس سره)، از احزاب و دستاندركاران سیاست و رقابت سیاسى داخل كشور، انتظار دارد كه از ماجراى مشروطیت عبرت بیاموزند و ناخواسته ناكامى مشروطه را در تاریخ ایران تكرار نكنند.
چنان كه ایشان یادآور شده است، نفسپرستىها و غرضهاى شخصى و منفعتطلبانه، تضادهاى ضد انسجام اسلامى را سبب مىشود؛ زیرا مردم مسلمان ایران در عرصه مشروطیت ـ چه مشروطهخواه و چه مشروعهخواه ـ اهل یك قبله و كتاب و پیامبر بودند.
مسئله دیگرى كه در ارتباط با وحدت ملى و دینى ملت قابل طرح و پىگرفتن است، آزادى بیان است.
بى تردید شعار اتحاد ملى و انسجام اسلامى، به دلیل تنوع گرایشها و دیدگاههاى سیاسى و مذهبى و فرهنگى ملت ایران، آزادى بیان براى همگان را میطلبد، چنان كه مواضع رهبر فقید انقلاب ـ چه در نجف و چه در پاریس و تهران ـ به دست داده است، همواره از حقوق شهروندى و آزادىهاى سیاسى و اجتماعى، به ویژه آزادى بیان جانبدارى داشته است.
تأمل در كلام امام، یادآور این نكته است كه ایشان آزادى بیان را تا مرز توطئه و توطئهگرى و خشونتطلبى و آدمكشى مى پذیرد و از آن پس هرگونه گذشت و تساهل نسبت به تخلفورزان از قانون و اصول اسلام و انسجام ملت را ناروا مى شمارد.
بنابراین در نظام جمهورى اسلامى، آزادى بیان را مىتوان از شاخصهاى روند اتحاد ملى و انسجام اسلامى به منظور تهذیب سیاسى و اجتماعى و اقتصادى جامعه دانست و در عین حال توطئهگرى بر ضد مصالح همگانى و اسلامى ملت را منطقه ممنوعه به حساب آورد.
امام خمینی در جایی میفرمایند:
«آنهایى كه توطئهگر هستند و با توطئه خودشان مىخواهند بین ملت نفاق ایجاد كنند و گمان كردند كه میتوانند بین ملت یك پارچه اسلامى ایران نفاق ایجاد كنند و گروهها را مقابل هم قرار بدهند، آنها در اشتباهند. آنها ملت ایران را نشناختند. آنها نمیدانند كه ملت ایران یك پارچه مجاهد است و یك پارچه رزمنده است و یك پارچه مؤمن است و دست تبهكاران رابه واسطه ایمان خود از كشور قطع مىكند.»
همانسان كه بنیانگذار جمهورى اسلامى فرمودند، یكپارچگى و انسجام ملت ایران، ریشه در عقیده اسلامىشان دارد كه آنان را در صف جهاد و شهادت و دفاع از دین و میهن اسلامى حماسهآفرین ساخت.
در این گفتار مىتوان هدف و سیاست توطئهگران ضد همدلى وهمبستگى امت مسلمان ایران را سراغ گرفت. آنان با تقابل منافع و حركت گروههاى داخلى، میكوشند تا جاده تبهكارىشان را هموار سازند. آنچه در این رابطه، قابل تأمل است، شناخت واقعبینانه رهبرى انقلاب از مردم است؛ شناختى كه به تعبیر استاد شهید مرتضى مطهرى، «ایمان امام به ملت» را مىنمایاند.
در حقیقت این شاخصه رهبرى حضرت امام خمینى بود كه بسترساز انسجام اسلامى در داخل كشور شد و اعجاز بزرگ قرن را در تاریخ سیاسى ایران رقم زد.
حضرت امام در جای دیگری از سخنانشان میفرمایند:
«از نویسندگان و گویندگان و روشنفكران و اساتید محترم و معلمان و دانشمندان كشور تقاضا دارم كه در هر مسلك و گروهى كه هستند به یك مطلب مهم توجه نمایند كه اگر خداى نخواسته جمهورى اسلامى، این دسترنج تودههاى عظیم رنجكشیده و ستمدیده شكست بخورد، هرگز گمان نكنند كه به جاى آن یك رژیم متعهدتر و غمخوارتر و ملىتر واسلامىتر روى كار مىآید.»
شكى نیست كه انسجام اسلامى در جامعه دینى، آنگاه نمود عینى و ماندگار و فراگیرش را خواهد داشت كه نخبگان و اصحاب اندیشه و قلم و بیان، مجال حضور فعال و منسجم داشته باشند.
اگر برخى مىپندارند كه با لوایح قانونى محض و بخشنامهها مىتوانند مدیریت شایسته و كارآمدى نسبت به جامعه داشته و از آسیبپذیرى آن در ابعاد گوناگون پیشگیرى كنند، به خطا میروند؛ زیرا ملت منسجم، فرهنگ و بینش و منش سالم میطلبد و این همه بدون حضور هدایتگران فكرى و فرهنگى جامعه امكانپذیر نخواهد بود.
حضرت امامخمینى با ذكر این عبارت كه: «در هر مسلك و گروهى كه هستند» یادآور میشوند كه مسئولان باید فرصت حضور طیفهاى متفاوت در عرصه اندیشه و سخن و هنر و دانش را فراهم آورند. در این فضاى همدلى است كه ریشه سوءتفاهمها و بیهویتىها و تنگنظرىها و بداندیشىها سوزانده شده و هركس و گروهى براى بقاى نظام مردمیـ اسلامى موجود احساس مسئولیت خواهد داشت.
بیتردید نوجوانان و جوانان این مرز و بوم ـ كه به نوعى با نویسندگان وهنرمندان و روشنفكران متعهد و انقلابى در پیوند هستند ـ به سمت انقلاب و انسجام اسلامى میآیند و صفهاى معنوى ملت را فشردهتر خواهند ساخت. از اینرو تكلیف هر مسلمان فرهیخته ایرانى اقتضا دارد كه به دور از هرگونه انزواگرایى و مسئولیتگریزى و بیتفاوتى نسبت به نظام و آینده آن، در عرصه تخصص و مهارت خود، به روند انسجام ملى و اسلامى مدد رساند.


