آدمربايان گلدكوئستي معرف خود را ربودند
6 مرد جوان كه از معرف خود به يك شركت هرمي كينه به دل داشتند وي را ربودند تا خودروي او را بدزدند.
به گزارش فارس، 19 مرداد امسال جواني با حضور در كلانتري 160 خزانه به مأموران گفت: با خودروي اپيروس متعلق به برادرم و به همراه وي براي انجام يك ملاقات كاري به آدرسي در خيابان فدائيان اسلام - بلوار ابريشم رفته بويم كه ناگهان در محل ملاقات 6 نفر كه گويا برادرم را از قبل ميشناختند با مشت و لگد و چاقو به جان ما افتادند؛ من موفق به فرار از دست آنها شدم اما آنها برادرم را به همراه ماشينش با خود بردند.
با تشكيل پرونده مقدماتي و به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسراي ناحيه 16 تهران پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار كارآگاهان اداره يازدهم مبارزه با آدمربايي پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
برادر فرد ربوده شده با حضور در اداره يازدهم به كارآگاهان گفت: چند روز پيش برادرم با هدف عقد قرارداد كاري با تالارهاي محل برگزاري جشن عروسي و يا شركتهاي خصوصي و به منظور كرايه خودرو شخصياش همراه با راننده جهت استفاده از خودرو به عنوان ماشين عروس و يا سرويس مديران شركتها اقدام به دادن آگهي در نيازمندي يكي از روزنامههاي كثيرالانتشار كرده بود.
وي ادامه داد: بعد از آگهي در ساعت 10 صبح 19 مرداد با برادرم در اينباره تماس گرفته شد و براي ساعت 13 همان روز براي بستن قرارداد همكاري با مدير يك تالار پذيرايي در بلوار ابريشم قرار ملاقات گذاشته شد.
رضا درباره علت همراه بودن خود با برادرش به كارآگاهان گفت: برادرم چندي پيش با يك شركت هرمي آشنا شده بود كه پس از بسته شدن دفتر كار اين شركت، ميان تعدادي از اعضاي شركت و برادرم اختلافاتي ايجاد شد؛ اين افراد چندين بار برادرم را تهديد كرده بودند و من نيز به همين علت تصميم گرفتم تا زمان آرام شدن اوضاع برادرم را همراهي كنم و به همين علت در روز حادثه محسن را تا بلوار ابريشم همراهي كردم.
وي ادامه داد: در محل ملاقات با 6 نفر كه منتظرمان بودند، درگير شديم و چون تعداد آنها از ما بيشتر بود و به تنهايي كاري از دست من بر نميآمد تصميم گرفتم تا هرچه سريعتر موضوع را به پليس اطلاع دهم.
تحقيقات كارآگاهان درباره شناسايي متهمان در دستور كار كارآگاهان اداره يازدهم قرار داشت كه در روز 21 مرداد محسن به همراه برادرش در اداره يازدهم حاضر شدند.
محسن پس از حضور در اداره يازدهم، درباره ربايش خود و سرقت خودرو شخصياش به كارآگاهان گفت: پس از آنكه برادرم موفق به فرار شد، مرا با زور چاقو و تهديد به مرگ سوار خودرو كرده و به منطقهاي در پاكدشت بردند؛ پس از رسيدن به پاكدشت مرا مجبور به تنظيم قرارداد فروش خودرو كرده و پس از آن مرا در خيابان خاوران رها كردند.
محسن با عنوان اين مطلب كه هر شش آدمربا را از قبل ميشناسد ضمن معرفي اين افراد به اسامي مجيد، مهيار، جمشيد، رضا، هادي و محمدعلي در خصوص علت و انگيزه اين افراد در ربودن وي و سرقت خودرو گفت: 2 سال پيش از طريق يكي از دوستانم وارد يك شركت هرمي شدم.
وي ادامه داد: دوستم كه يكي از سرشاخههاي اصلي شركت بود عنوان كرده بود در صورت معرفي افراد جديد مورد اعتماد، شركت مبلغي را به عنوان درصد به من پرداخت خواهد كرد و اين در حالي بود كه با وجود معرفي اين 6 نفر يعني متهمان پرونده حتي يك ريال هم از سوي شركت پرداخت نشد.
وي افزود: پس از آنكه اعضاي شركت متوجه كلاهبرداري سرشاخههاي شركت شدند اين 6 نفر نيز به سراغ من آمدند و مرا تحت فشار گذاشتند كه تنها من را ميشناسند و بايد پولشان را به آنها بازگردانم و اين در حالي بود كه حتي يك هزار توماني از پول آنها به جيب من نرفته بود و همين موضوع باعث شد تا آنها من را بارها تهديد كنند و از آن زمان به بعد بود كه هميشه به همراه برادرم از خانه خارج ميشدم.
محسن گفت: تا اينكه تصميم گرفتم تا با خودروي شخصيام كه آنرا به صورت تمام اقساط خريداري كردهام به عنوان راننده ماشين عروس و يا راننده سرويس مديران شركتهاي خصوصي مشغول به كار شوم كه اين اتفاق براي من و ماشينم افتاد.
وي درباره تنظيم قرارداد فروش خودرو نيز به كارآگاهان گفت: پس از آنكه اعضاي سابق شركت هرمي مرا به پاكدشت بردند، با تهديد چاقو مرا مجبور به تنظيم قراداد اوليه فروش خودرو در ازاي طلبشان كردند من نيز كه در آن لحظات از آنها ترسيده بودم و اطمينان داشتم كه در صورت مخالفت با درخواست آنها مرا با چاقو ميزنند بدون هيچگونه مقاومتي قرارداد فروش خودرو را تنظيم كردم تا جان خود را نجات دهم. پس از عقد قرارداد بود كه آنها راضي به رها كردن من شدند و مرا در اتوبان خاوران رها كردند.
كارآگاهان اداره يازدهم پليس آگاهي با بهرهگيري از اطلاعات بدست آمده و انجام اقدامات فني و پليسي موفق به شناسايي محل سكونت متهمان در مناطق پاكدشت، مسعوديه، افسريه و اتوبان بسيج شدند، عصر 26 مراد با انجام سلسله عملياتهاي همزمان، هر 6 متهم را دستگير و به اداره يازدهم منتقل كردند و خودروي OPIRUS متعلق به مالباخته نيز از پاركينگ محل سكونت يكي از متهمان در اتوبان بسيج كشف و به پليس آگاهي منتقل شد.
متهمان پس از انتقال به اداره يازدهم با اعتراف به ربايش محسن و تنظيم اجباري قرارداد فروش خودرو، انگيزه خود را تصفيه حساب مالي با محسن عنوان كردند.
سرهنگ كارآگاه سعيد ليراوي، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ، گفت: با توجه به تكميل پرونده و اعترافات صريح متهمان درباره آدمربايي و سرقت خودرو پرونده جهت صدور دستور قضايي در اختيار مقام قضايي قرار گرفت.


