خاتمی: صدای خیرخواهان به گوشمردم نمیرسد
پروفسور «يوخن هيپلر»، انديشمند صلحدوست آلماني که روز دوشنبه گذشته به دعوت مؤسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها به ايران آمده است، با حجتالسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي در محل دفتر او ديدار و گفتوگو کرد.
در اين ملاقات، پروفسور هيپلر که از استادان و پژوهشگران بنام در حوزه علوم سياسي و روابط بينالملل و نيز مطالعات بينفرهنگي در آلمان است، با معرفي آثار و کتابهاي منتشره خود، از نظريه گفتوگوي تمدنها در جهان تمجيد کرد و آثار تلاشهاي بشردوستانه خاتمي را برشمرد.
خاتمي نيز در اين ملاقات، متقابلا پژوهشهاي پروفسور هيپلر را در حوزه صلح ستود و گفت: «در زمانه ما تلاش براي رفع سوءتفاهمها کار بزرگي است. من معتقدم بخش بزرگي از مشکلات امروز جهان، مربوط به همين سوءتفاهمهاست که ابزار سوءاستفاده سياستمداران قدرتطلب ميشود. مهمترين هدف گفتوگو نيز رفع همين سوءتفاهمها و سوءبرداشتهاست؛ البته ميان گفتوگو و بحث و مذاکره تفاوت هست. مذاکره همواره بر سر به دست آوردن منافعي است که گاه يکسويه است، در حالي که گفتوگو براي رسيدن به حقيقت و شناخت و درک همديگر انجام ميشود.»
او در ادامه از تلاش پروفسور هيپلر در پرداختن به گفتوگو از لحاظ عملي و فراتر رفتن از بحثهاي صرف نظري ابراز خرسندي کرد.
پروفسور هيپلر نيز در پاسخ اظهار داشت: «من پس از طرح ايده گفتوگوي تمدنها از طرف جنابعالي، در گسترش اين طرح به رئيسجمهور وقت آلمان کمک ميکردم. همچنين خوشحالم که شما ميان مذاکره و گفتوگو تفاوت ميگذاريد. البته من معتقدم گفتوگو ميان انديشمندان و مذاکرات سياسي، بايد به موازات هم پيش رود.»
سيد محمد خاتمي، رئيسجمهور پيشين کشورمان، در ادامه گفت: «مذاکره را بايد در حوزه سياست ديد که البته کار دشواري نيز هست، اما دشوارتر اين که اين مسائل، رنگ ايدئولوژيک به خود بگيرد که در اين صورت، گفتوگو هم ممتنع ميشود، به ويژه زماني که افراطگرايي هم به اين معجون افزوده شود.
من در موقعيتهاي گوناگون، مثالي زدهام که نشان دهنده اين وضع مشکل است. من گفتهام افراطگرايي که خود مشکل روزگار ماست، منطقي دارد که در افغانستان طالباني و آمريکاي نومحافظهکاران به يکسان تکرار ميشود. آن منطق اين است که هر که با ما نيست، بر ماست و ما حق داريم براي نابودي او هر کاري بکنيم. در چنين وضعي از افراطگرايي، گفتوگو ناممکن ميشود. اهل گفتوگو، اهل فکر و فلسفه و اخلاق هستند، اما قدرت در دست سياستمداران است. چه بايد بکنيم که گفتوگوي ما در واقعيت خارجي كارساز باشد؟ به نظر من، انتخاب زبان گفتوگو مهم است و اين زبان نميتواند زبان تئولوژيک باشد، چرا که در آن هر طرفي، همه حق را به جانب خود ميدهد و براي اثبات آن با ديگري بحث ميکند. هرچند در تئولوژي هم به ويژه در اديان ابراهيمي اشتراک فراوان است، اما زبان گفتوگو، زبان تئولوژي نيست. امر مهم ديگر، موضوع گفتوگوست. براي پيشبرد بهتر گفتوگو، نبايد از اختلافات آغاز کرد، بلکه بايد به اشتراکات و اهداف مشترک پرداخت. در ديداري که با عاليجناب پاپ داشتم، ايشان فهرستي از مشکلات جهاني را برشمردند و بهويژه به مناقشات خاورميانه، تبعيض، بيعدالتي، فقر، گسترش سلاحهاي کشتار جمعي و توسعه افراطگرايي اشاره کردند و گفتند که شما با اعتبار بينالمللي و پيشنهاد گفتوگوي تمدنها براي حل اين مشکلات و صلح جهاني تلاش کنيد.
من به ايشان گفتم که علت همه اين نابسامانيها، غيبت دو عامل در جهان امروز است: يکي عدالت و ديگري محبت. تبعيض و نابرابري، سرچشمه بروز خشونت است و نبود محبت، اين خشونت را تشديد ميکند و پرسيدم که مگر محتواي اسلام و مسيحيت عدالت و محبت نيست و پيشنهاد کردم که بياييد، مشترک روي مفاهيم عدالت و محبت تأکيد کنيم و آن را بسط دهيم. پس ميشود نکات مشترک و اهداف مشترک را پيدا کرد و بر سر آنها همکاري کرد و البته بسياري از اختلافات نيز در ضمن حرکت حل ميشود. بپذيريم که يکي از بزرگترين مشکلات بشر امروز ناامني است. هرگز بشر مثل امروز احساس ناامني نکرده و اين در همه دنيا از فلسطين گرفته تا لندن و نيويورک مشترک است. آيا بهتر نيست براي حل آن تلاش کنيم؟
به فرهنگهاي گوناگون رجوع کنيم و ببينيم چه راههايي براي مبارزه با ناامني هست. اين امر گفتوگو را ميسر و متوجه واقعيت و حل مشکل ميکند، اما براي مؤثر واقع شدن گفتوگو در قدرت و سياست چه ميتوان کرد؟
به نظر ميرسد، يک راه تدوين پيشنهادها و ارايه آنها به مجامع بينالمللي است تا به تدريج به صورت ضوابط نسبتا الزامآور درآيد و راه دوم به گمان من، نفوذ در افکار عمومي است. افکار عمومي جهان در اختيار خشونتورزان و نفرتآفرينان است. در دنياي امروز براي اشغال عراق هم بايد افکار عمومي آمريکا آماده شود، براي مداخلات ديگر هم همين طور.
تروريستها هم بر بخشي از افکار عمومي سوار ميشوند که در ميان برخي گروههاي اجتماعي زمينه دارد. ما بايد بتوانيم بر افکار عمومي اثرگذار باشيم و اندک اندک گرايشهاي خشونتآميز را منزوي کنيم. در دنياي امروز در مقابل صداي بلند نفرتها، اسلامترسيها و اسلامستيزيها و غربستيزيها، صداي خيرخواهان به گوش افکار عمومي نميرسد. اين تلاشها البته تأثير فوري ندارد، ولي ميتوان به تأثير دراز مدت آن اميدوار بود.»
پروفسور هيپلر در پاسخ نکاتي را اضافه کرد و گفت: «من از نزديک درک و رنج انسانها را در نقاط گوناگون جهان ديدهام و کشوري داشتهام که جنگ ويرانگري را تجربه و انبوهي از يهوديان را قتل عام کرده است. همه کساني که از اين وضع نگرانند، بايد براي حل مشکلات گفتوگو و تلاش کنند. درست است که مشکل در سوءتفاهم است، اما نقش قدرتطلبان نيز نبايد ناديده گرفته شود. من که علاقهمندم با انديشمندان کشورهاي اسلامي گفتوگو کنم، بايد در کشور خود نيز با کساني که طرفدار جنگ و ستيزند، مقابله کنم. اگر مسلمانان در آلمان تحت فشار باشند، از من انتظار هواداري دارند و اگر مسيحيان در ترکيه مورد آزار قرار گيرند، نيز از من انتظار حمايت دارند.
از سوي ديگر، در کشورهاي خاورميانه، دوستان من گاه نميپذيرند که ما نتوانيم در کشور خود براي صلح کاري بکنيم، البته من هم از آنها ميپرسم که چرا خود در کشور متبوعشان، قادر به پيشبرد کاري در اين زمينه نيستند. به گمان من کارها با تعقيب و پشتکار به نتيجه ميرسد. در سال 1945 اروپاييان مردمان آلمان و فرانسه را ذاتا دشمن هم ميدانستند، در حالي که امروز اين دو کشور، بهترين دوستان همند. اين پديده علاوه بر نقش سازمانهاي بينالمللي، نتيجه ارتباطات گسترده مردمي بوده است. اين ارتباطات در قالب همکاريهاي دانشگاهي و تبادل استاد و دانشجو و آموزش عمومي از طريق رسانهها و نظاير آن بوده است.
من از نزديک ديدهام که در تبادل دانشجو ميان دانشگاههاي آلمان و مصر، دانشجويان مصري به اين نتيجه رسيدند که غربيها همه فاسد نيستند و دانشجويان آلماني دريافتند که مردم مصر عقبمانده نيستند.»
سيدمحمد خاتمي در پايان با ابراز اميدواري براي گسترش همکاريها، پيشنهاد کرد که موضوعاتي مانند «ناامني» يا «رنج بشر امروز» به عنوان موضوع کار تعيين و پيگيري شود و گفت: «اصولا رسالت دين، کاهش رنجهاي بشري است. قرآن در وصف انسان مؤمن ميگويد که «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»؛ يعني مؤمن ترس و اندوه ندارد. به اميد روزي که از ترسها و اندوههاي بشر کاسته شود».
گفتني است، پروفسور هيپلر در مدت اقامت در ايران، سخنرانيها و گفتگوهايي در مؤسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، انجمن حکمت و فلسفه، دايرهالمعارف بزرگ اسلامي، دانشنامه اسلام معاصر، دانشگاه مفيد و دانشگاه اصفهان خواهد داشت.


