وصيتنامه مقتول: قاتلم را قصاص نکنید
مادر داغدار ادامه داد: پسرم «حجت» هيچگاه فكر نميكرد چند ماه بعد من در چنين آزمون سختي قرار ميگيرم، اما با وصيتش راه درست را به ما نشان داد. حالا هم اميدوارم با اين كار ما، روح او شاد باشد، هرچند داغ فراقش تا پايان عمر بر دلمان خواهد ماند.
کد خبر: ۱۱۳۴۵۳
| | 6465 بازدید
ایران: قاضي محمد محمدي - رئيس دادگستري شهرستان زرند - گفت: سوم خرداد سال 88 نزاعي در يكي از خيابانهاي شهر زرند ميان دو جوان درگرفت كه در جريان آن پسري به نام «حجت قليزاده» مجروح شد و پس از انتقال به بيمارستان به خاطر شدت جراحات و خونريزي جان سپرد.در ادامه، عامل جنايت دستگير شد و در بازجوييها به قتل اعتراف كرد.پس از تحقيقات لازم براي متهم، كيفرخواست صادر و پرونده براي صدور حكم به دادگاه كيفري استان فرستاده شد. از سوي ديگر به دليل اينكه طرفين پرونده فاقد هرگونه سابقه كيفري و از خانوادههاي خوشنام منطقه بودند، اعضاي شوراي حل اختلاف تصميم گرفتند با برگزاري جلسات صلح و سازش رضايت اولياي دم را جلب نمايند.بنابراين پس از برگزاري چند جلسه، سرانجام شامگاه يكشنبه - 17 مرداد - اولياي دم در جلسهاي كه با حضور امام جمعه، رئيس دادگستري، اعضاي شوراي حل اختلاف روستاي «ارجمنديه» و خانوادههاي قاتل و مقتول برگزار شد، پس از ساعاتي گفتوگو رضايت پدر و مادر مقتول را جلب كردند كه بدينترتيب بزودي عامل قتل آزاد ميشود.
قاتلم را قصاص نكنيد
قاب عكس «حجت» را در آغوش گرفته بود. با گوشه چادر، اشكهايش را پاك كرد. همه منتظر اعلام نظر او بودند. حالا مرگ و زندگي پسر اعدامي به تصميم مادر دلشكسته گره خورده بود. زن بعد از آنكه نگاهي به عكس خندان پسرش انداخت، نفسي تازه كرد و گفت: «به حرمت ماه شعبان و رمضان و به خاطر درخواست پسرم قبل از مرگ، از قصاص قاتل ميگذرم.»
بدينترتيب با اعلام گذشت خانم «حيات عسكرزاده» از خون پسرش، پس از ماهها دلواپسي گل لبخند بر چهره پدر و مادر «حسين» نشست. همان موقع پدر پسر زنداني با اشك شوق به سوي پدر «حجت» رفت و در حالي كه او را در آغوش گرفته بود، گفت: «تا آخر عمر شرمنده و مديون شما هستيم. شما با فداكاري و ايثارتان به پسرمان و همه ما زندگي دوبارهاي هديه كرديد و...»
مادر مقتول در حالي كه اشك ميريخت، به ياد روزي افتاد كه پسرش خواست از خون قاتلش بگذرد. «آن زمان «حجت» در شهر ديگري سرباز بود. او يك روز هراسان به خانه آمد و وقتي علت را پرسيدم، گفت: امروز پسري را به خاطر قتل پسرخالهاش پاي چوبه دار بردند. سراغ مادر مقتول رفتم و با التماس از او خواستم قاتل را ببخشد، اما او به التماسهايم توجهي نكرد. به همين خاطر پس از اعدام قاتل خيلي ناراحت شدم. پس ميخواهم اگر روزي براي من چنين حادثهاي رخ داد، حتماً قاتلم را ببخشيد!»
مادر داغدار ادامه داد: پسرم «حجت» هيچگاه فكر نميكرد چند ماه بعد من در چنين آزمون سختي قرار ميگيرم، اما با وصيتش راه درست را به ما نشان داد. حالا هم اميدوارم با اين كار ما، روح او شاد باشد، هرچند داغ فراقش تا پايان عمر بر دلمان خواهد ماند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


