بهانهاي براي ديوانه تيغ به دست
مرور پيامدهاي تعامل مثبت با البرادعي
کد خبر: ۱۱۲۷
| | 4959 بازدید

1ـ گزارش محمد البرادعي درباره تحولات هستهاي کشورمان در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، واکنشهايي را در ميان کشورهاي جهان در بر داشت؛ آمريکا و فرانسه (که از زمان روي کار آمدن سارکوزي، جاي خالي انگليس را در پيروي از سياستهاي جنگ افروزانه آمريکا پرکرده)، واکنش انفعالي و غيرمنطقي به اين گزارش داشتند. سخنگوي آمريکا گفته است، هيچ شکي ندارد که ايران در پي ساخت بمب اتمي است. اين در حالي است که البرادعي، مدير کل آژانس و مسئول اصلي نظارت بر اجراي مقررات کنوانسيون منع گسترش سلاحهاي هستهاي آشكارا و پياپي تصريح کرده است كه هيچ گونه اطلاعاتي مبني بر اين که در ايران يک برنامه هستهاي فعال و ملموس در حال اجرا باشد، دريافت نکرده است.
مقامات رژيم صهيونيستي نيز ناشيانه گزارش اخير البرادعي را به «تمايلات ايدئولوژيک» او نسبت داده و گفتهاند: وي اين مطلب را به دليل «اصالت مصري و تعهدش به دنياي اسلام» گفته است.
بنابراين، گزارش دو وجهي البرادعي، نمايانگر فشارهاي بسياري است که مدير کل آژانس از سوي غربيها و به ويژه آمريکا روبه روست. او در اين گزارش، همچون گزارشهاي پيشين، ملاحظات سياسي فراواني را مد نظر داشت؛ از يکسو البرادعي نميخواهد تا حد خواستههاي آمريکا پيش رفته به اعتبار خود لطمه وارد آورد و آينده سياسي خود را در خطر قرار دهد. او پرونده «هانس بليکس»، سلف البرادعي را كه به دليل اعلام صريح نبود سلاحهاي کشتار جمعي در عراق و مخالفت با جنگ افروزي آمريکا، نام نيکي از خود برجاي گذاشت، پيش رو دارد و ميداند كه امروز، بليکس سوئدي به عنوان شخصيتي که با ادعاهاي آمريکا در برپايي جنگ عراق به مخالفت برخاست، از احترام زيادي در افکار عمومي جهان برخوردار است. از سوي ديگر، تصميم گيري در آژانس نيز همچون ديگر سازمانهاي جهاني، نتيجه توافقات بازيگران اصلي و قدرتهاي جهاني است و مدير کل آژانس، نميتواند بدون در نظر گرفتن اين ملاحظات به ايفاي نقش بپردازد.
2ـ ادبياتي که آمريکا درباره مسأله هستهاي ايران به کار ميبرد، به طور ملموسي جنگ طلبانه است؛ موضوعي که حتي برخي از مطبوعات آمريکا نيز از آن سخن ميگويند. روزنامه آمريكايي «كريستين ساينس مانيتور» در مقالهاي نوشته است: لفاظيها و جنگ طلبي اخير واشنگتن عليه تهران، راه جنگ با ايران را هموار ميسازد و تحريمهاي هفته گذشته واشنگتن را پاياني براي فرصت آغاز هرگونه گفت وگو ميان ايران و آمريكا درباره مسايل امنيتي ارزيابي کرده است؛ بنابراين، کاملا روشن است که در چنين وضعيتي، بايد بهانههاي آمريکا را از او گرفت. حال اين پرسش ميشود که چگونه بايد جنگ طلبان آمريکا را از گزينه جنگ برحذر داشت؟
يک گزينه، بالا بردن هزينه انتخاب جنگ براي آنان است، ولي از ياد نبريم که اين کار ممکن است تر و خشک را با هم بسوزاند. کشوري که براي سال آينده جنگ عراق و افغانستان، هزينهاي بالغ بر190 ميليارد دلار تدارک ديده، همچون ديوانه تيغ به دستي است که پوتين او را توصيف کرد. براي همين، پيش بيني اقدام بعدي اين ديوانه، خارج از محاسبات دنياي انسانهاي معمولي است.
3ـ ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت، سرنوشتي محتوم براي اين پرونده نبود و ميتوانست اتفاق نيفتد. ولي بايد واقع بين بود و به گذشته بازنگشت؛ هرچند ارزيابي موقعيتهاي استفاده شده و از دست رفته براي طراحي آينده کاملا ضروري است. امروز همه کشورها بر حق کشورمان در برخورداري از فناوري هستهاي و زورگويي غيرمنطقي آمريکا معترفند، ولي صادقانه بايد اعتراف کرد که اين شرط لازم پيشبرد استراتژي هستهاي است. گرفتن بهانهها از جنگ افروزان کاخ سفيد روي ديگر اين راهبرد است.
البرادعي در برابر همکاري ايران، چارهاي جز ارايه نکات مثبت در اين گزارش نداشت. اين، بخشي از دستاوردهاي ديپلماتيک و غلبه عقل و منطق بر قلدري است. ادامه اين روند، بايد باز کردن قلاب قطعنامههاي 1737 و 1747 باشد. البته هرچند اين کار سختي است، ولي ناممکن نيست. البرادعي و آژانس در اين باره مستقيم نميتوانند کاري كنند، ولي گزارش ماه آينده آژانس در اين روند، بي تأثير نيست. اگر خود را از اين قلاب برهانيم، عقبه نفس گيري را پشت سر گذاشتهايم؛ بنابراين، لازمه آن، تداوم بهکارگيري ادبياتي منطقي، صلح طلبانه و منطبق بر معيارهاي حقوق بين الملل در کنار همکاري شفاف با آژانس است. کسي که منطق دارد، نيازي به توسل به زور و تهديد ندارد. آمريکاييها در پي آنند که ايران را سپر بلاي ناكاميهاي سياست خارجي خود در خاورميانه و جهان کنند. پس بايد اين بهانه را نيز از جنگ افروزان کاخ سفيد گرفت كه البته غير ممکن نيست.
4ـ به نظر ميرسد در اوضاع کنوني، ضروري است تلاش ما بر تقويت جنبههاي ايجابي گزارشهاي البرادعي متمرکز شود، چرا که در روند پرونده به نحو چشمگيري تأثيرگذار است. راهکار همکاري با آژانس و حل و فصل مسائل باقي مانده و تقويت جنبههاي مثبت گزارش البرادعي، بهترين گزينه در اين راستاست. حل مسائل مربوط به پلوتونيوم و گزارش آژانس و گفت وگوهاي اخير در باره «پي 1. پي 2»، نشانگر درستي اين راهبرد است؛ گزينهاي که خلع سلاح آمريکا با استناد به همکاري شفاف با آژانس و پاسخ به پرسشهاي باقي مانده در چهارچوپ معاهده عدم اشاعه و پيشبرد اهداف فعاليتهاي صلح آميز هستهاي در پي داشته است.
روشن است که اگر آمريکا مدرکي داشت، همان گونه که البراعي خواسته است، بايد آن را ارايه ميكرد. وجه مثبت گزارش البرادعي، محمل خوبي براي کار و فعاليت گسترده ديپلماسي هستهاي است. مخالفان سياستهاي قلدرمآبانه آمريکا نيز با دست آويختن به اين گزارش ها، ميتوانند با پافشاري آمريکا براي توسعه دامنه تحريمها و يا انتخاب گزينه جنگ مقابله كنند. اشتباه فاحش کاخ سفيد در برپايي جنگ با عراق به بهانه وجود سلاحهاي کشتار جمعي که منجر به سرنگوني صدام و اشغال عراق و فاجعه انساني کنوني شد، وضعيت دشواري را براي کاخ سفيد پديد آورده است؛ چالشهايي که جورج بوش حتي در درون جمهوري خواهان دارد، يک «واقعيت» است.
شکست سياست نئوکانها در عراق، شرايطي را پديد آورده که تکرار اشتباهات گذشته را براي آمريکا اگر نگوييم غيرممکن، ولي دشوار ميکند. به نظرم مقايسه وضعيت کنوني با شرايط سال 2003 که آمريکا خود را بي نياز از گرفتن مجوز شوراي امنيت براي جنگ کرد، مقايسه درستي نيست و کاخ سفيد براي برپايي جنگ ديگري در منطقه بايد حلقههاي بين المللي را تکميل و به چيدمان دلايلي اقدام کند که براي افکار عمومي جهان و به ويژه آمريکا براي پيشبرد اهداف و نيات جنگافروزانهاش ضروري است؛ اجماعي که آمريکا در شوراي امنيت براي تعليق فعاليتهاي ايران به دست آورد، در همين راستا قابل ارزيابي است.
هرچند بخشي از گزارش اخير البرادعي در موضوعاتي مانند بي توجهي ايران به قطعنامههاي شوراي امنيت و دورنماي برخي فعاليتها، ميتواند موجب خرسندي آمريکا باشد، ولي در بيان واقعيات پرونده ايران و نکات مثبتي مانند اعلام صريح عدم انحراف به طور ملموسي با اهداف آمريکا مغايرت داشته و کاخ سفيد را خلع سلاح ميکند و براي همين است که با چنين واکنشي از سوي آمريکا روبه رو ميشود. برخورد رايس با گزارش پيشين البرادعي نيز کاملا خارج از نزاکت ديپلماتيک و توهين آميز بود، همان گونه که اين بار نيز مقام آمريکايي بدون هيچ گونه دليلي فعاليتهاي صلح آميز هستهاي ايران را در راستاي ساخت بمب اتم ميداند. اين گونه اظهارات ناپخته در برابر گزارش کاملا فني البرادعي که حاصل بازرسيهاي متعدد و مذاکرات طولاني همکارانش در آژانس با مسئولان ايراني است، به نفع پيشبرد منطق قوي ماست.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
با اجازه ایشان و شما در وبلاگ خودم استفاده خواهم کرد
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




