تقاضاي قصاص از سوي مادر قاتل و مقتول
تهرانامروز: مادري كه يكي از پسرانش پسر ديگرش را كشته است، براي قاتل طلب اعدام كرد.
در ابتداي اين جلسه كه در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد نماينده دادستان تهران با خواندن كيفرخواست گفت: حدود يك سال قبل رضا متهم پرونده برادر خود را بهقتل رسانده و بعد از دستگيري توسط ماموران به اين قتل اقرار كرده است. با توجه به مدارك و شواهد موجود و اعتراف صريح متهم از نظر دادستاني ارتكاب قتل توسط متهم محرز است به همين خاطر به عنوان نماينده دادستاني براي وي طلب صدور حكم قانوني را دارم.
بعد از اين سخنان قاضي از مادر مقتول و قاتل به عنوان تنها ولي دم درخواست كرد درجايگاه حاضر شده و خواسته خود را مبني بر تقاضاي قصاص يا عدم قصاص متهم به دادگاه اعلام كند.
اين زن نيز از هيات قضات خواست براي متهم حكم قصاص صادر كنند و گفت كه حاضر نيست از خون مقتول بگذرد.
سپس نوبت به رضا متهم پرونده رسيد تا در جايگاه دفاع از خود قرار گيرد: آقاي قاضي من قبول دارم كه برادرم محمد را با چاقو از پاي درآورده ام اما واقعا قصد قتل او را نداشتم.
متهم ادامه داد: زمان وقوع قتل من حال و روز داغاني داشتم. تازه زنم را طلاق داده بودم و از اين بابت در فشار عصبي شديدي بودم.اهالي محل هم به خاطر اين طلاق دوم نيش و كنايههايي ميزدند كه به گوش من ميرسيد و مرا بيش از پيش ناراحت ميكرد. پدرم چند سال پيش به رحمت خدا رفته بود و بعد از درگذشت وي، من به همراه برادر و خواهرهايم پول روي هم گذاشتيم و خانه را بهطور مشترك بازسازي كرديم.قبل از بازسازي قول و قرار گذاشتيم كه
دو واحد از اين خانه بعد از تعميرات به من برسد. اما وقتي كار بازسازي تمام شد مهدي ( مقتول) زير بار نرفت و گفت تا وقتي مادرمان زنده است نميتوانيم خانه را بفروشيم.
رضا افزود: من سهم خودم را ميخواستم و سر اين موضوع بين من و مهدي مشكل پيش آمد. مهدي يك روز به من گفت، من حاضرم به تو 15 ميليون تومان بدهم اما تو بيا تعهد محضري بده كه ديگر ادعايي روي اين ملك نداري و تمام سهم خود را گرفتهاي كه من اين پيشنهاد را قبول نكردم.آنروزها من در زيرزمين خانه پدري ام زندگي ميكردم و به خاطر شرايط بد روحي ام كمكم به سمت مواد مخدر كشيده شدم و شروع به كشيدن شيشه كردم.بعضي وقتها مهدي هم پيش من ميآمد و با هم شروع به استعمال شيشه ميكرديم. شب قبل از حادثه در زيرزمين نشسته بوديم و با مهدي شيشه ميكشيديم كه او يك مرتبه شروع به زدن حرفهاي نامربوط كرد و گفت كه با همسر قبلي من ارتباط داشته است. من خيلي از اين حرفش جا خوردم ناراحت شدم و ضربهاي محكم به بازوي او زدم. آن شب تمام شد.
رضا ادامه داد: صبح روز بعد تازه از خواب بيدار شده بودم كه ديدم مهدي پشت در زيرزمين ايستاده است و با داد وبيداد ميگويد كار ديشبت را تلافي ميكنم و دخترت را اذيت ميكنم.با شنيدن اين حرف خيلي عصبي شدم نتوانستم خودم را كنترل كنم و به آشپزخانه رفتم و يك چاقو برداشتم و به حياط آمدم. دعوا بالا گرفت و مهدي ضربهاي به من زد من هم چاقويي را كه در دست داشتم در بدن او فرو كردم. همان يك ضربه كار او را ساخت و من با كمال تعجب ديدم برادرم جان داد. من نميخواستم او را بكشم فقط ميخواستم او را بترسانم. بعد از دفاعيات متهم نوبت به هيات قضات رسيد كه راي خود را علام كند كه نماينده اين هيات ختم جلسه را اعلام كرد و گفت، راي هيات به زودي صادر خواهد شد.


