سرقت 25 هزار دلاری و ازدواج استاد و شاگرد
اختلاف 25 هزار دلاري استاد و شاگرد، راز زندگي پنهاني آنها را فاش كرد.
به گزارش ایران، اوايل امسال يك استاد 70 ساله به دادسراي ناحيه يك شميران رفت و از زن 30 سالهاي به اتهام سرقت 25 هزار دلار از خانهاش، شكايت كرد.
وي به بازپرس گفت: «ندا» يكي از شاگردانم بود كه در پي جدايي از همسرش، تصميم به ادامه تحصيل گرفته بود و با هم در دانشگاه آشنا شديم. چون همسرم از دنيا رفته بود و احساس تنهايي ميكردم، به «ندا» پيشنهاد ازدواج دادم كه پذيرفت به مدت 6 ماه به عقد موقتم درآيد تا در صورت تفاهم، ازدواجمان را به طور رسمي و دائمي ثبت كنيم. طي اين مدت در حالي كه موضوع ازدواجمان را مخفي نگه داشته بوديم، «ندا» به خانهام رفت و آمد داشت و منتظر بود تا خانهاي برايش بخرم. بنابراين وقتي 25 هزار دلار از خارج برايم حواله شد، به «ندا» خبر دادم كه بقيه پول خانه فراهم شده و بزودي كليد آپارتمانش را تحويلش خواهم داد تا دور از چشم فرزندانم، زندگي راحت و بي دغدغهاي را آغاز كنيم. عصر همان روز «ندا» در غياب فرزندانم بيخبر به خانهام آمد و بعد هم براي خريد، مرا بيرون فرستاد. او بعد از شام به بهانهاي خداحافظي كرد و راهي خانه مادرش شد. من هم به اتاق مطالعه رفته و متوجه سرقت دلارها شدم. از آنجا كه مطمئن بودم كسي جز «ندا» از ماجراي دلارها خبر نداشته، با تلفن همراهش تماس گرفتم اما جوابي نداد و صبح روز بعد كه به خانه مادرش رفتم، او را نديدم. به دليل اين كه چارهاي نداشتم، به تعقيب «ندا» در مسير دانشگاه پرداخته و سرانجام او را يافتم اما وقتي سراغ پولها را گرفتم، همه چيز را انكار كرد و من به ناچار تصميم به شكايت گرفتم.
«ندا» در تحقيقات گفت: همه چيز با يك اشتباه شروع شد. از آنجا كه در درس زبان خارجي ضعيف بودم و متوجه توجه استاد پيرم شده بودم، فكر كودكانهاي به سرم زد و پيشنهاد ازدواج موقت استاد را پذيرفتم اما ادامه زندگي با مردي كه 40 سال از خودم بزرگتر بود و با افكار خاص و بدبينيهايش آزارم ميداد، غيرممكن بود. بنابراين در شرايطي كه تحت فشار روحي بودم و او با من مانند مستخدم رفتار ميكرد، اعلام كردم كه با تمام شدن مهلت عقد موقت، قصد دارم كه زندگيام را با يكي از خواستگارهايم شروع كنم كه او با شنيدن اين حرف، بشدت خشمگين شد. حالا هم پيرمرد با طرح سناريوي ساختگي، ميخواهد مرا متهم به سرقت و وادار به تمكين كند. ضمن اين كه با صراحت ميگويم مرتكب سرقت نشدهام و او دليلي براي اثبات ادعايش ندارد.
بدين ترتيب در حالي كه استاد دانشگاه نتوانست ادعايش را ثابت كند، بازپرس پرونده قرار منع تعقيب زن جوان را صادر كرد اما با اعتراض شاكي به تصميم دادسرا، پرونده براي رسيدگي در اختيار قاضي شعبه 1054 مجتمع قضايي عدالت قرار گرفت.


