گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۸۴۶۱
| | 3383 بازدید
جمهوري اسلامي
«احياء جبهه ضد صهيونيستي در مصر» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
التهابات سياسي مصر، اوضاع اجتماعي اين كشور را به اوج غليان و حتي عصيان سياسي - اجتماعي كشانده است. با آنكه رژيم كمپ ديويدي قاهره با توسل به انواع شيوههاي سركوب سعي دارد فضاي بستهاي را ايجاد كند و از طريق اعمال خشونت، افكار عمومي را مرعوب ومنزوي سازد ولي خشم رژيم مبارك و حاميانش از اينست كه اين فشارها و امنيتي كردن فضاي جامعه، به نتايج معكوسي منجر شده است.
با آنكه مقامات امنيتي رژيم قاهره در تماس دائم با مقامات سيا و موساد از رهنمودهاي جديد آنها در سركوب و مهار جوانان مصري سنگ تمام گذاشتهاند ولي دور جديد تظاهرات و التهابات سياسي نشانگر آنست كه رژيم قاهره با توسل به عمليات سركوب، بيشترين نقش و تأثير در ايجاد التهابات كنوني را ايفا كرده است.
اين پديده نشانگر احياي جبهه ضد صهيونيستي است و آنچه ميبينيم، طليعه حركت مردمي در همين مسير است.
طيف قدرتمند مخالفان رژيم مبارك بهمراه احزاب سياسي ريشهدار از جمله «اخوان المسلمين» خواستار فعاليت جامعه مصر و دنياي عرب در جهت حمايت از آرمان فلسطين هستند و مشخصاً اين نكته را مطرح ميسازند كه در فضاي كنوني جهان كه فريادهاي اعتراض عليه جنايات اسرائيل و حاميانش به اوج خود رسيده، دنياي عرب و مشخصاً مصر نميتواند شاهد ساكت اين صحنهها باشد.
خراسان
واقعه گوهرشاد؛ قيام براي حفظ عفاف و حجاب عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم اسفندياري طبسي است كه در آن مي خوانيد:
21 تير سال 1314 مردم مشهد در اعتراض به سياست کشف حجاب و حبس آيت ا... قمي از سوي حکومت رضاخان در مسجد گوهرشاد مشهد مقدس دست به اعتراض زدند که توسط حکومت ديکتاتوري پهلوي به خاک و خون کشيده شدند.
دي ماه 1307 طرحي تحت عنوان قانون لباس متحدالشکل به تصويب نمايندگان مجلس شوراي ملي کشور رسيد که به موجب ماده اول آن کليه کارکنان و کارمندان مرد موظف شدند از آغاز سال 1308طرح لباس ملي را اجرا کرده که در واقع اين لباس جانشين لباسهاي سنتي اقوام و اصناف مختلف شود.
اين لباس به اصطلاح «ملي» که هيچ نشاني از مليت نداشت شامل کت، شلوار و کلاه پهلوي بود. پيرو همين سياست لباس متحدالشکل مدتي بعد طرح کشف حجاب بانوان در دستور کار حکومت پهلوي اول قرار گرفت که با مخالفت علما و روحانيون، سران قبائل و عموم مردم روبرو شد.
آيتا...العظمي حاجآقا حسين قمي از علماي بزرگ و مشهور آن زمان که به عنوان مرجع تقليد عام، رهبري فکري جامعه را برعهده داشت از مشهد به قصد مذاکره و گفتوگو با عوامل حکومت رضاخان راهي تهران شد. وي در شهر ري مستقر شد و گروه گروه مردم به زيارت و دست بوس او ميرفتند.
اين خبر که به رضاخان رسيد وي دستور داد تا از هر گونه ورود و خروج مردم به محل استقرار ايشان جلوگيري شود و در نهايت آيتا... قمي در بازداشت و حبس قرار داده شد.
تهران امروز
«بدرود با جام سياه و سفيد» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم آرش راهبر است كه در آن مي خوانيد:
نوزدهمين جشنواره جهاني فوتبال پس از حدود يك ماه شور و حرارت پايان گرفت و فصل ديگري از عمر هواداران فوتبال ورق زده شد. برگزاري جامجهاني در هر چهار سال يك بار حالا به مقياسي براي گذر عمر بشر بدل شده و بسياري از مردم جهان حوادث زندگي خود را با اين معيار جهاني به ياد ميآورند.
جامجهاني فوتبال نوزدهم حالا بخشي از خاطره ذهني طرفداران فوتبال در سراسر دنياست، چه براي آنهايي كه تيمملي كشورشان را در اين رقابتها ديدند و چه براي آنهايي كه ستارههايشان را در آسمان ديگري جستوجو ميكنند.
براي طرفداران فوتبال يادآوري اولين خاطرات از جامجهاني به معني عبور از دوران كودكي و رسيدن به عنفوان نوجواني است؛ روزهايي كه حافظه انسان در بهخاطر سپردن چهره افراد فعالتر شده و حتي حركات خارقالعاده ستارهها را در زمين سبز بهياد ميسپارند. اينچنين است كه براي نسلهاي متفاوت نقاط عطفي چون ظهور ستارههاي بزرگ و تيمهاي به يادماندني شكل ميگيرد.
اگر پدر بزرگهاي امروز با خاطرات پله به عرش ميروند در عوض بكن باوئر، كرويف و مارادونا چون ترانههاي كودكي در ذهن ميانسالان ماندگار شده و حالا نوبت نسل ديگري است كه از بازيهاي درخشان داويد ويا، ديهگو فورلان، ژاوي و توماس مولر براي خود خاطره ذهني بسازند.
فوتبال بهعنوان پديده بيبديل انسان مدرن هر سال و هر دوره با نوبهنو شدن و ظهور نسلهاي تازه خود را احيا ميكند و به توسعه خود در جاي جاي جهان ادامه ميدهد. جامجهاني 2010 نيز بيشك يك نقطه عطف تاريخي براي قاره سياه باقي خواهد ماند.
جامجهاني نوزدهم نيز به پايان رسيد و حالا آفريقاييهاي سياه و سفيد در ژوهانسبورگ، كيپتاون و ديگر شهرهاي جنوبيترين كشور اين قاره از اتمام اين شور و حال بينظير احساس دلتنگي خواهند كرد.
آرمان
«قانون؛ سنگ روي سنگ» سرمقاله روزنامه آرمان به قلم حميد رضا فولادگر نماينده مردم اصفهان در مجلس است كه در آن مي خوانيد:
درهمه دولتها تمايل به قانون گريزي و دوري ازنظارت وجود داشته است. درتصويب هر قانوني بايد به اسناد بالا دستي توجه داشت و مسائل بخش ها و مناطق را براساس آن اولويت بندي کرد.درباره نحوه تعامل با دولت هم اين آفت وجود دارد که برخي سوال ها و امضاي استيضاح ها پس گرفته مي شود و اين سبب مي شود که استيضاح ها و تحقيق و تفحص ها که به عنوان ابزار هاي نظارتي مجلس است، بلا اثر شود.
بخشي از اين موضوع به اين برمي گردد که مردم در زمان انتخاب نماينده خود به افراد کلان نگر تر راي بدهند و يک بخش آن هم به اصلاح قانون انتخابات باز مي گردد. راهکار سوم در اين زمينه آن است که به سمتي پيش برويم که اختيارات اجرايي حوزههاي انتخابيه به نهاد ديگري واگذار شود و نماينده مجبور نشود براي انجام کارهاي حوزه انتخابيه به روشهاي نظارتي روي بياورد يا در قانون گذاري بخشي نگري و منطقه اي نگري کند.
موضوع قانون گريزي و نظارتپذير نبودن عموما در دولت هاي گذشته هم بوده و آنها به دنبال آن بودند که نظارت بر آنها کمتر باشد. اگر لايحه دولت در مجلس تغييراتي کرده راهکارش اجرا نکردن نيست ، قانون اساسي در اين زمينه راهکاردارد.کافي است لايحهاي با فوريتي به مجلس تقديم کنند و با ارائه دلايل قانون را اصلاح کند. چون اگر هر قانوني را به فرض اينکه اجرايي نيست اجرا نشود. ديگر سنگ روي سنگ بند نمي شود.
دنياي اقتصاد
«درباره چالش مالياتي اصناف» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي سرزعيم است كه در آن مي خوانيد:
چالش مالياتي اصناف با دولت در اين روزها يكي از موضوعات مطرح در حوزه اقتصاد است. از يک سو ترديدي نيست که اساس اداره دولت مدرن براساس اخذ ماليات است.
تعبير رايجي که در کشورهاي غربي وجود دارد، اين است که تا وقتي پرداخت ماليات در کار نباشد، مشارکت سياسي واقعي ممکن نيست (no taxation, no participation). پرداخت ماليات از حيث اقتصاد سياسي نيز اهميت بسزايي دارد.
امروزه تحقيقات چندي وجود دارد که نشان ميدهد هرجا پرداخت ماليات صورت ميگيرد، احتمال تحقق دموکراسي بيشتر ميشود. البته اين سخنان اصولا در کشورهاي غيرنفتي صادق است که دولت در آنها منبع درآمد ديگري غير از ماليات ندارد؛ اما در کشورهاي نفتي قضيه تا حد زيادي متفاوت است.
وقتي دولت در کشورهاي نفتي به منابع نفتي آسان دسترسي دارد، توجه کمي به گسترش نظام مالياتي نشان ميدهد و تکيه عمده خود را بر افزايش درآمد حاصل از فروش نفت قرار ميدهد. ايران نمونه روشني از اين مساله است.
در اين وضعيت دو ايده مطرح است؛ يک ايده اين است که درآمد حاصل از نفت يا بايد به مردم پرداخت شود يا صرف سرمايهگذاريهاي عمراني گردد و در واقع نفت از يک منبع زيرزميني به يک منبع روزميني تبديل شود.
پيامد منطقي اين ديدگاه اين است که دولت هزينههاي جاري خود را از محل ماليات تامين کند. اين ديدگاهي است که در برنامه سوم و چهارم مطرح شد و به تصويب رسيد.
يک ديدگاه ديگر اين است که دولت باتوجه به منابع درآمد نفت، به کلي از دريافت ماليات صرفنظر کند. اين ديدگاه گرچه طرفداراني در ميان توده مردم و حتي دانشگاهيان دارد، اما در اقليت است و حداقل ميتوان گفت که به لحاظ قانوني به تصويب نرسيده است.
«احياء جبهه ضد صهيونيستي در مصر» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
التهابات سياسي مصر، اوضاع اجتماعي اين كشور را به اوج غليان و حتي عصيان سياسي - اجتماعي كشانده است. با آنكه رژيم كمپ ديويدي قاهره با توسل به انواع شيوههاي سركوب سعي دارد فضاي بستهاي را ايجاد كند و از طريق اعمال خشونت، افكار عمومي را مرعوب ومنزوي سازد ولي خشم رژيم مبارك و حاميانش از اينست كه اين فشارها و امنيتي كردن فضاي جامعه، به نتايج معكوسي منجر شده است.
با آنكه مقامات امنيتي رژيم قاهره در تماس دائم با مقامات سيا و موساد از رهنمودهاي جديد آنها در سركوب و مهار جوانان مصري سنگ تمام گذاشتهاند ولي دور جديد تظاهرات و التهابات سياسي نشانگر آنست كه رژيم قاهره با توسل به عمليات سركوب، بيشترين نقش و تأثير در ايجاد التهابات كنوني را ايفا كرده است.
اين پديده نشانگر احياي جبهه ضد صهيونيستي است و آنچه ميبينيم، طليعه حركت مردمي در همين مسير است.
طيف قدرتمند مخالفان رژيم مبارك بهمراه احزاب سياسي ريشهدار از جمله «اخوان المسلمين» خواستار فعاليت جامعه مصر و دنياي عرب در جهت حمايت از آرمان فلسطين هستند و مشخصاً اين نكته را مطرح ميسازند كه در فضاي كنوني جهان كه فريادهاي اعتراض عليه جنايات اسرائيل و حاميانش به اوج خود رسيده، دنياي عرب و مشخصاً مصر نميتواند شاهد ساكت اين صحنهها باشد.
خراسان
واقعه گوهرشاد؛ قيام براي حفظ عفاف و حجاب عنوان سرمقاله روزنامه خراسان به قلم اسفندياري طبسي است كه در آن مي خوانيد:
21 تير سال 1314 مردم مشهد در اعتراض به سياست کشف حجاب و حبس آيت ا... قمي از سوي حکومت رضاخان در مسجد گوهرشاد مشهد مقدس دست به اعتراض زدند که توسط حکومت ديکتاتوري پهلوي به خاک و خون کشيده شدند.
دي ماه 1307 طرحي تحت عنوان قانون لباس متحدالشکل به تصويب نمايندگان مجلس شوراي ملي کشور رسيد که به موجب ماده اول آن کليه کارکنان و کارمندان مرد موظف شدند از آغاز سال 1308طرح لباس ملي را اجرا کرده که در واقع اين لباس جانشين لباسهاي سنتي اقوام و اصناف مختلف شود.
اين لباس به اصطلاح «ملي» که هيچ نشاني از مليت نداشت شامل کت، شلوار و کلاه پهلوي بود. پيرو همين سياست لباس متحدالشکل مدتي بعد طرح کشف حجاب بانوان در دستور کار حکومت پهلوي اول قرار گرفت که با مخالفت علما و روحانيون، سران قبائل و عموم مردم روبرو شد.
آيتا...العظمي حاجآقا حسين قمي از علماي بزرگ و مشهور آن زمان که به عنوان مرجع تقليد عام، رهبري فکري جامعه را برعهده داشت از مشهد به قصد مذاکره و گفتوگو با عوامل حکومت رضاخان راهي تهران شد. وي در شهر ري مستقر شد و گروه گروه مردم به زيارت و دست بوس او ميرفتند.
اين خبر که به رضاخان رسيد وي دستور داد تا از هر گونه ورود و خروج مردم به محل استقرار ايشان جلوگيري شود و در نهايت آيتا... قمي در بازداشت و حبس قرار داده شد.
تهران امروز
«بدرود با جام سياه و سفيد» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم آرش راهبر است كه در آن مي خوانيد:
نوزدهمين جشنواره جهاني فوتبال پس از حدود يك ماه شور و حرارت پايان گرفت و فصل ديگري از عمر هواداران فوتبال ورق زده شد. برگزاري جامجهاني در هر چهار سال يك بار حالا به مقياسي براي گذر عمر بشر بدل شده و بسياري از مردم جهان حوادث زندگي خود را با اين معيار جهاني به ياد ميآورند.
جامجهاني فوتبال نوزدهم حالا بخشي از خاطره ذهني طرفداران فوتبال در سراسر دنياست، چه براي آنهايي كه تيمملي كشورشان را در اين رقابتها ديدند و چه براي آنهايي كه ستارههايشان را در آسمان ديگري جستوجو ميكنند.
براي طرفداران فوتبال يادآوري اولين خاطرات از جامجهاني به معني عبور از دوران كودكي و رسيدن به عنفوان نوجواني است؛ روزهايي كه حافظه انسان در بهخاطر سپردن چهره افراد فعالتر شده و حتي حركات خارقالعاده ستارهها را در زمين سبز بهياد ميسپارند. اينچنين است كه براي نسلهاي متفاوت نقاط عطفي چون ظهور ستارههاي بزرگ و تيمهاي به يادماندني شكل ميگيرد.
اگر پدر بزرگهاي امروز با خاطرات پله به عرش ميروند در عوض بكن باوئر، كرويف و مارادونا چون ترانههاي كودكي در ذهن ميانسالان ماندگار شده و حالا نوبت نسل ديگري است كه از بازيهاي درخشان داويد ويا، ديهگو فورلان، ژاوي و توماس مولر براي خود خاطره ذهني بسازند.
فوتبال بهعنوان پديده بيبديل انسان مدرن هر سال و هر دوره با نوبهنو شدن و ظهور نسلهاي تازه خود را احيا ميكند و به توسعه خود در جاي جاي جهان ادامه ميدهد. جامجهاني 2010 نيز بيشك يك نقطه عطف تاريخي براي قاره سياه باقي خواهد ماند.
جامجهاني نوزدهم نيز به پايان رسيد و حالا آفريقاييهاي سياه و سفيد در ژوهانسبورگ، كيپتاون و ديگر شهرهاي جنوبيترين كشور اين قاره از اتمام اين شور و حال بينظير احساس دلتنگي خواهند كرد.
آرمان
«قانون؛ سنگ روي سنگ» سرمقاله روزنامه آرمان به قلم حميد رضا فولادگر نماينده مردم اصفهان در مجلس است كه در آن مي خوانيد:
درهمه دولتها تمايل به قانون گريزي و دوري ازنظارت وجود داشته است. درتصويب هر قانوني بايد به اسناد بالا دستي توجه داشت و مسائل بخش ها و مناطق را براساس آن اولويت بندي کرد.درباره نحوه تعامل با دولت هم اين آفت وجود دارد که برخي سوال ها و امضاي استيضاح ها پس گرفته مي شود و اين سبب مي شود که استيضاح ها و تحقيق و تفحص ها که به عنوان ابزار هاي نظارتي مجلس است، بلا اثر شود.
بخشي از اين موضوع به اين برمي گردد که مردم در زمان انتخاب نماينده خود به افراد کلان نگر تر راي بدهند و يک بخش آن هم به اصلاح قانون انتخابات باز مي گردد. راهکار سوم در اين زمينه آن است که به سمتي پيش برويم که اختيارات اجرايي حوزههاي انتخابيه به نهاد ديگري واگذار شود و نماينده مجبور نشود براي انجام کارهاي حوزه انتخابيه به روشهاي نظارتي روي بياورد يا در قانون گذاري بخشي نگري و منطقه اي نگري کند.
موضوع قانون گريزي و نظارتپذير نبودن عموما در دولت هاي گذشته هم بوده و آنها به دنبال آن بودند که نظارت بر آنها کمتر باشد. اگر لايحه دولت در مجلس تغييراتي کرده راهکارش اجرا نکردن نيست ، قانون اساسي در اين زمينه راهکاردارد.کافي است لايحهاي با فوريتي به مجلس تقديم کنند و با ارائه دلايل قانون را اصلاح کند. چون اگر هر قانوني را به فرض اينکه اجرايي نيست اجرا نشود. ديگر سنگ روي سنگ بند نمي شود.
دنياي اقتصاد
«درباره چالش مالياتي اصناف» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم علي سرزعيم است كه در آن مي خوانيد:
چالش مالياتي اصناف با دولت در اين روزها يكي از موضوعات مطرح در حوزه اقتصاد است. از يک سو ترديدي نيست که اساس اداره دولت مدرن براساس اخذ ماليات است.
تعبير رايجي که در کشورهاي غربي وجود دارد، اين است که تا وقتي پرداخت ماليات در کار نباشد، مشارکت سياسي واقعي ممکن نيست (no taxation, no participation). پرداخت ماليات از حيث اقتصاد سياسي نيز اهميت بسزايي دارد.
امروزه تحقيقات چندي وجود دارد که نشان ميدهد هرجا پرداخت ماليات صورت ميگيرد، احتمال تحقق دموکراسي بيشتر ميشود. البته اين سخنان اصولا در کشورهاي غيرنفتي صادق است که دولت در آنها منبع درآمد ديگري غير از ماليات ندارد؛ اما در کشورهاي نفتي قضيه تا حد زيادي متفاوت است.
وقتي دولت در کشورهاي نفتي به منابع نفتي آسان دسترسي دارد، توجه کمي به گسترش نظام مالياتي نشان ميدهد و تکيه عمده خود را بر افزايش درآمد حاصل از فروش نفت قرار ميدهد. ايران نمونه روشني از اين مساله است.
در اين وضعيت دو ايده مطرح است؛ يک ايده اين است که درآمد حاصل از نفت يا بايد به مردم پرداخت شود يا صرف سرمايهگذاريهاي عمراني گردد و در واقع نفت از يک منبع زيرزميني به يک منبع روزميني تبديل شود.
پيامد منطقي اين ديدگاه اين است که دولت هزينههاي جاري خود را از محل ماليات تامين کند. اين ديدگاهي است که در برنامه سوم و چهارم مطرح شد و به تصويب رسيد.
يک ديدگاه ديگر اين است که دولت باتوجه به منابع درآمد نفت، به کلي از دريافت ماليات صرفنظر کند. اين ديدگاه گرچه طرفداراني در ميان توده مردم و حتي دانشگاهيان دارد، اما در اقليت است و حداقل ميتوان گفت که به لحاظ قانوني به تصويب نرسيده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


