آقاي بوش! در قرون وسطي اسرائيل نبود
سخنراني بوش در کنست اسرائيل به هدف پشتيباني از اسرائيل، آن هم درست در لحظه شکست سياست آمريکا در لبنان، تنها ميتواند براي دلگرم کردن اسرائيل نسبت به خطري باشد که واقعا جدي است. به ويژه که سال گذشته، حزب الله نيز اعلام کرد سياستهاي آتي خود را در راستاي نابودي اسرائيل تنظيم خواهد کرد.
اما يک هدف تبليغاتي مهم داخلي هم براي جمهوريخواهان آمريكا پشت سر اين سخنراني بود و آن استفاده بهنگام آنان از لابي صهيونيستي در آمريکا و کمکهاي مالي آنان براي انتخاب کانديداي اين حزب، آن هم درست هنگامي که اوباما، موضع منتقدانهاي نسبت به اسرائيل در پيش گرفته است.
نکته شگفت در ميان سخنان بوش، قرار دادن ايران درست در نقطه مقابل آمريکا و پردهبرداري از نوعي جنگ سرد ميان اين دو کشور در شکل فعال آن بود. اين امر دست کم بهترين تبليغ براي ايران و به ويژه رئيسجمهوري اين کشور است که اکنون با همه حرف و بحثها به هر حال در جهان اسلام و حتي جز آن محبوبيت دارد و با اين اقدام بوش، باز هم بر آن افزوده ميشود. در شرايطي كه از محبوبيت آمريکاييها کاسته شده، عمده کردن تضاد ميان ايران و آمريکا، ملتهاي را كه تا اندازهاي از آمريكا كينه دارند، به سمت ايران خواهند كشاند.
همه عالم آگاهند که اين دولت شصت سال پيش، به زور سرنيزه و کشتار زنان و کودکان تأسيس شده و اروپاييها و آمريکاييها که بنا بر سنت مسيحي، سخت از يهوديان متنفر بودهاند، آنان را از کشورهاي خود بيرون کرده و در جايي پرخطر مستقر کردهاند؛ شايد به اين هدف که آنان را بر لبه تيغ قرار دهند. مسلما هر زماني که آمريکا و اروپا براي مصالح خود احساس خطر کنند، دست از حمايت اسرائيل برخواهند داشت و در آن صورت، اسرائيل است و يک و نيم ميليارد مسلمان که منطقه را بر سر او خراب خواهند کرد. آن روز نه از آمريکا نشاني خواهد بود و نه از اروپا. شايد آن هنگام بار ديگر، کينه مسيحيان نسبت به يهوديان بالا بگيرد و حتي در اروپا و آمريکا هم قصههاي گذشته تکرار شود، به ويژه كه ميدانيم کليساي ارتدوکس، هنوز هم به اين کينه تاريخي سخت مفتخر است.
به نظرم يهودياني که در آمريکا يا کشورهاي خودشان ماندهاند، بسيار عاقلترند و چنين روزي را پيشبيني ميكردهاند كه از کشورهاي خود بيرون نميروند تا مورد لعن و نفرين نسلهاي بعدي خود قرار نگيرند. اين در حالي است که قرنها، پناه يهوديان، جهان اسلام بود و آنان به جز موارد نادر، کمترين مشکلي با مسلمانان نداشتند. آنان جزِيي از تمدن اسلامي بودند و در غالب شهرها با آرامش زندگي ميکردند. کافي است تاريخ يهوديان کاشان را مرور کنيد و ببينيد علماي درجه نخست شيعه تا چه اندازه مدافع يهوديان برابر اقدامات جاهلانه عوام بودند.
اما اين که بوش گفته است: «رئيسجمهور ايران با اعلام اين که اسرائيل بايد از روي نقشه محو شود، آرزو دارد خاورميانه را به قرون وسطي برگرداند»، شايد از جهتي قابل تأمل باشد. کدام بچه مدرسهاي است که نداند اسرائيل شصت سال است تأسيس شده است؟ حتي هزار و چهار صد سال پيش هم که مسلمانان قدس را گرفتند، يهوديان اقليت اندكي بودند و اين منطقه در دست مسيحيان بود. يهوديان نزديک دو هزار سال است که قدرت و دولتي در قدس ندارند.
از بوش بايد پرسيد: چگونه کشوري که اکنون شصتمين سال تأسيس خود را جشن ميگيرد، در قرون وسطي وجود داشته است؟ اگر هدف آقاي احمدينژاد بردن خاورميانه به قرون وسطي باشد، دقيقا همان وقت است که نميخواهد اسرائيلي در کار باشد، زيرا در آن دوره اسرائيلي در كار نبوده است.
به هر روي، هنوز هم بهترين راهكار مشكل خاورميانه و فلسطين و اسرائيل، برگزاري يک انتخابات آزاد، همراه با بازگردان همه فلسطينيان به سرزمينهايشان و پرهيز از شعارهاي تند از هر نوع آن است. مسلم است که اگر اين سخن حق شنيده نشود، آنان که حقشان پايمال شده است، ولو با زور، اين نسل يا نسل ديگر، حقشان را خواهند گرفت.
رسول جعفريان
یعنی فلسطینی ها تا شصت سال دیگه نباید انتظار تاسیس کشورشون رو داشته باشند!!!
محسن آزاد - پاریس






