درخواست دو تشکل دانشجویی درباره حادثه کوی دانشگاه تهران
بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران و انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران در سالگرد حمله به كوي دانشگاه در جريان حوادث پس از انتخابات سال گذشته، با صدور نامههايي - البته هركدام با ادبيات و مواضع سياسي مشخص خود - به انتقاد از نحوه پيگيري اين موضوع از سوي مسوولان پرداختند و خواستار رسيدگي به پرونده كوي دانشگاه و مجازات عاملان و مجرمان اين واقعه شدند.
به گزارش ايسنا در نامه سرگشاده بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران به خطاب به آيتالله آملي لاريجاني رييس قوه قضاييه آمده است:
همانگونه که مستحضريد يک سال از سالروز انتخابات عظيم 22خرداد ميگذرد. حادثهاي عظيم و فراموش ناشدني که براي هميشه در تاريخ افتخارات بيپايان مردم اين سرزمين باقي ميماند. گويا اين سنت دشمنان نظام است که هرگاه پيروزي عظيمي به دست ميآيد تلاش ميکنند تا آن را به کام مردم عزيزمان که فاتحان حقيقي اين نبرد جانانه بودند تلخ کنند. آنان فتنهاي را در اين مملکت به راه انداختند که 8 ماه تمام مملکت را به خود مشغول ساخت و فرصتهاي کار و تلاش را از بين برد. اما اين هم گردنهاي بود که هرچند به سقوط بسياري از خواص و نخبگان منجر شد اما به تعبير رهبر فرزانه انقلاب «آفريننده هستي ... دست قدرت خود را در عزم و ايمان و بصيرت (مردم) نمايان ساخت و در سي و يكمين سالروز تولد جمهوري اسلامي، نيرومندي و سرزندگي اين نظام را كه بر ايمان و اعتماد به نفس ملتي كهن تكيه زده است، بيش از هميشه به رُخ دشمنان كشيد».
توجه به اتفاقات سال گذشته هشداري است براي همه دلسوزان و مسوولين نظام تا با توجه و دقت بيشتري مسايل را پيگيري کنند. يکي از حوادث تلخي که به دنبال اتفاقات سال گذشته روي داد حادثه کوي دانشگاه بود که تاسف و تاثر هر فردي را برانگيخت. اين حادثه دستآويز دشمنان نظام و انقلاب شد و محملي براي همراه کردن سرمايههاي واقعي نظام که همان جوانان و دانشجويان ميباشند با جريان فتنه و دلسردي آنان از نظام گرديد. دشمنان پس از اين حادثه با ايجاد فضايي رواني و احساسي در ميان قشر دانشگاهي اعم از اساتيد و دانشجويان، تلاش کردند تا از اين رويداد تلخ ـ که نميتوان آن را مستقل از مجموعه حوادث ديگر ديد بلکه بايد آن را به عنوان يکي از پازلهاي فتنه 88 تلقي کرد ـ در جهت مقاصد سياسي خود بهره ببرند و با انتساب آن به نهادهاي انقلابي زمينه تضعيف آنها را فراهم آورند.
واقعيت اين است که ظلم بزرگ را آنهايي انجام دادند که با به راه انداختن اين فتنه باعث «هتك آبروي نظام در مقابل ملتها» شدند و البته اين ظلم بزرگ و گناه عظيم خود را به پيشگاه دستگاه عدل الهي فراموش کردند و سعي کردند مساله كوي دانشگاه را قضيه اصلي قلمداد كنند. اما به تعبير رهبر انقلاب «اين نگاه، خود يك ظلم آشكار است.» اينها همانهايي بودند که وقتي خود را شکست خورده ديدند سعي کردند با فريب و سوء استفاده از نشاط جواني دانشجويان، از آنان در جهت مقاصد خود و مقابله با نظام بهره ببرند و پس از رويداد اين حادثه تلخ، بر طبل دفاع از مظلوم بکوبند بر اين موج سوار شوند و خود را از مظان اتهام خارج سازند.
جناب آقاي لاريجاني؛
واقعيت اين است که عليرغم «دستور اکيد» رهبر معظم انقلاب در مورد برخورد با عوامل اين حادثه تلخ، شاهد هستيم که با گذشت يک سال از واقعه، هنوز ثمرات عملي رسيدگي به جرايم مرتکبان آن حادثه، ديده نميشود. به راستي چه مانعي باعث گرديده تا احکام قضايي مسببان حادثه صادر نگردد و بر ابهام افکنيها و سوءاستفادههاي دشمنان نظام و تفرقهافکنان، روشنگري قانوني صورت نگيرد و قشر انقلابي و فرهيخته دانشگاهي همچنان منتظر اجراي عدالت در برابر قانون شکنان باشد؟ آيا اين خواسته نابجايي است که دستگاه قضايي به فرمان صريح مقام معظم رهبري در اين زمينه، سريع و صريح عمل کند و با برخورد با عاملان آن، از رخداد حوادث مشابه جلوگيري نمايد؟
اکنون که در سالگرد رخداد اين حادثه تلخ هستيم از آن مقام محترم خواهشمنديم تا به طور ويژه اين قضيه را پيگيري نمايند «تا مجرمان بدون توجه به وابستگي سازماني، به مجازات برسند» و نگذارند عدهاي در هر لباس و جايگاهي که هستند با اين رفتارهاي جاهلانه خواسته يا ناخواسته زمينهساز ياس و دلسردي قشر جوان، دانشگاهي و سرمايههاي حقيقي نظام اسلامي را فراهم آورند و با انجام اين حرکات ناشايست براي دشمن مجال فتنهگري ايجاد کنند.
به گزارش ايسنا همچنين در نامه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران خطاب به دانشجويان اين دانشگاه با اشاره به اينكه " مظلومان اصلي اين فاجعه دانشجويان بودند" آمده است كه " اين حق دانشجويان است که پس از يکسال، از شناسايي و محاکمه آمرين و عاملين آن بپرسند و آنان که قول پيگيري و وعده احقاق حق دادند را مورد بازخواست قرار دهند."
نويسندگان اين نامه با انتقاد نسبت به عملكرد مسوولان دانشگاه تاكيد كردهاند: مسوولان دانشگاه و در راس آنها دکتر فرهاد رهبر، رياست دانشگاه بايد در اين زمينه پاسخگو باشند.
در بخشهايي از اين نامه نيز با انتقاد از دولت و يادآوري واكنش مجلس شوراي اسلامي نسبت به اين واقعه آمده است: متاسفانه در واقعه کوي دانشگاه انتظارات دانشجويان از مجلس شوراي اسلامي برآورده نشد.
همچنين با انتقاد از عملكرد دستگاه قضايي خاطرنشان شده است كه " قوه قضائيه بايد مستقل از جريانهاي سياسي و باندهاي قدرت باشد تا مردم به اتکاي سلامت و عدالت اين دستگاه در جامعهاي امن زندگي کنند و داد خود را به سوي قضات شريف اين دستگاه ببرند. "
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران يادآور شده است: از نخستين روزهاي پس از حمله به کوي دانشگاه با تعهدي که بر دفاع از حقوق دانشجويان و پاسداري از کيان دانشگاه داشته و داريم، اقدام به صدور بيانيه و محکوميت اين واقعه دردناک، مشارکت در برگزاري تحصن دانشجويان و اساتيد در مسجد دانشگاه و شرکت در کميته حقيقت ياب دانشگاه کرديم. پس از آن با تعهداتي که براي پيگيري واقعه از سوي مسوولان دانشگاه و نهادهاي خارج از دانشگاه داده شد، اقدام به رصد فعاليتهاي انجام شده در اين راستا کرده و در طول سال گذشته به انحاء مختلف از جمله صدور نامهها و بيانيههاي متعدد، رايزني با نمايندگان مجلس و پيگيري وضعيت دانشجويان بازداشتي و کمک در جهت حل مشکلات آنان سعي در احقاق حق و شکلگيري روندهاي عادلانه در مواجهه با اين موضوع داشتيم. نقطه عطف اين پيگيريها نامه سرگشاده انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران به نائب رييس مجلس شوراي اسلامي و درخواست قرائت گزارش مجلس در مورد واقعه کوي بود.
نويسندگان اين نامه با تاكيد بر اينكه " تکرار اين تجربه تلخ اراده ما را راسختر ميکند که اينبار تا محاکمه مسببين اين واقعه ايستادگي کنيم و اجازه عقدهگشايي افراطيون در دانشگاه را ندهيم" افزودهاند: در همين راستا، بار ديگر از تمامي دستاندرکاران و افرادي که در قبال اين حادثه مسووليتي دارند، عليالخصوص مسوولين دانشگاه، دعوت مينماييم تا با حضور در جمع دانشجويان آسيب ديده دانشگاه تهران، به ارائه گزارش در خصوص پيگيريهاي صورت گرفته در خصوص برخورد با عوامل جنايت کوي بپردازند.
در پايان اين بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران ضرورت " معيار قراردادن حقطلبي و عدالتخواهي" و " حرکت بر مدار عقلانيت و قانون" را از سوي دانشجويان مورد تاكيد قرار داده است.
دین ما در این مورد به ما چه توصیه ای می کند؟ مگر نمی گوید که باید همه صدا ها شنیده شود تا انسان خودش درست را انتخاب کند؟ پس چرا بر طبل دین می کوبیم اما از درون جلویش را می گریم؟
اگه هر دو تشکل رو به عنوان نهادهای دانشجویی به رسمیت میشناسید، چرا متن نامهٔ یکیشان را کامل نمیآورید؟





