خانواده متهم در جستوجوي اولياي دم
دادگاه مردي كه مدعي شد شرط اولياي دم را براي گذشت آنها از قصاصش به جا آورده اما اولياي دم اكنون بار ديگر خواهان مجازات وي هستندبرگزار شد.
به گزارش تهرانامروز اردیبهشت سال 86 ماموران بیمارستانی در کرج خبر دادند زنی میان سال به نام ماهی بر اثر ضربات چاقو به قتل رسیده است. دقایقی بعد ماموران در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند؛ پسر ماهی که در بیمارستان حاضر بود و به گفته پرستاران او مادرش را به بیمارستان فرستاده بود به آنها گفت که قاتل اوست و مادرش را به خاطر عصبانيت به قتل رسانده است.
پسر جوان به اداره آگاهي برده شده و در آنجا مورد بازجويي قرار گرفت: من و مادرم از قبل با هم نميساختيم، روز حادثه من خيلي از دست او عصبانی شدم و بعد از جر و بحث با چاقو به او حمله كرده و او را كشتم...
البته نميخواستم او را بكشم و فقط ميخواستم عصبانیتم را خالی کنم اما ضربه به قلب او خورد و او جان باخت.
گفته هاي این پسر اما مورد تایید خانواده مادرش قرار نگرفت و آنها گفتند که اين پسر، مادرش را نکشته است و به دروغ چنین ادعایی می کند چرا كه او لحظه قتل پيش آنها بوده است. مادر مقتول گفت: نوه هایم با مادرشان مشكلي نداشتند. فکر می کنم دامادم این جنايت را مرتكب شده است چرا که او اختلاف زيادي با دخترم داشت و در تمام این سالها میخواست دخترم را بکشد. او به دخترم گفته بود که بالاخره یک روز او را ميكشد.
با توجه به شکایت این زن ماموران شوهر مقتول را بازداشت کردند و این مرد همان ابتدا به قتل اعتراف کرد. من همسرم را کشتم اما پسرم مسئوليت قتل را گردن گرفت تا شاید از این طریق بتواند مادربزرگ و پدربزرگش را به سمت و سويي هدايت كند كه رضایت دهند. او می دانست که پدر و مادر همسرم از من بدشان ميآيد و به كمتر از قصاص راضي نميشوند.
با توجه به این اعتراف کیفرخواست علیه شوهر ماهی پرونده برای محاکمه به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در ابتداي دادگاه با توجه به اینکه اولیای دم در دادگاه حاضر نشده بودند شوهر ماهی در جایگاه حاضر شد. وی گفت: من منكر قتل همسرم نيستم ما مدتها بود که با هم اختلاف داشتیم و هر روز با هم درگیر ميشدیم.
آنروز هم من با چاقو به سمت همسرم حمله کردم و او را زدم.پسرم که اين صحنه را دید بلافاصله خودش را به مادرش رساند و او را به بیمارستان رساند و بعد هم گفتکه خودش دست به این قتل زده است تا من دستگير و محاكمه نشوم.
متهم در ادامه ادعايي نسبتا عجيب را مطرح كرد:پدر و مادر همسرم به من گفتند اگر من فرزندانم را به آمریکا بفرستم تا آنها زندگی راحتي داشته باشند و از اين وضعيت خارج شوند از خون من خواهند گذشت. من هم این شرط را قبول کردم و با کمک خواهرم پسرانم را به آمریکا فرستادم و حالا هم آنها در آمريكا هستند اما پدر و مادر همسرم رضایت ندادند و حتی ادرس خود را عوض کردند تا من آنها را پیدا نکنم.
با توجه به گفته های متهم هیات قضات وارد شور شدند و به این نتیجه رسيدند با توجه به شروطی که اولیای دم گذاشته بودند و انجام شده است باید آنها حتما در دادگاه حاضر شوند و درخواست خود را مطرح کنند تا قضات بتوانند تصمیم بگیرند.
بنابر این ادامه دادگاه به بعد موکول شد تا فرزندان و پدرو مادرمقتول شناسایی شوند. در صورتی که آنها شناسایی نشوند دادستان باید تقاضای خود را برای مجازات متهم به دادگاه ارائه دهد.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث
ایران و
جهان را در تابناک اجتماعی بخوانید.


