جنگ رسانهاي آرام «العربيه» عليه ايران
سال 2008 ميلادي، سال جنگ آرام و مخفي کانال تلويزيوني «العربيه» عليه ايران است. اين شبکه خبري که با نام مجموعه «ام.بي.سي» شناخته ميشود، در ماهيت امر، شبکه خبري وابسته به عربستان سعودي است که به اصطلاح در قالب يک مؤسسه خصوصي، اين صفت بارز خود را مخفي کرده است. اگر اين مؤسسه خود را شبکهاي خصوصي و به دور از سياستهاي عربستان سعودي در جهان و به ويژه خاورميانه ميداند، پس به جاي پرداختن به مسائل لبنان، سوريه و ايران، بهتر نيست که به مسائل داخلي عربستان، جو اختناق سياسي در اين کشور، نبود آزاديهاي اجتماعي و محروميتهاي زنان و هزاران مسئله به اصطلاح حقوق بشري در اين کشور و نيز به نقد و حمله به سياست خارجي اين کشور بپردازد که از قضا، از نظر ماده خبري، بسيار بهتر از داستانهايي همچون غذاهاي ايراني و يا رقص و آواز ايرانيان است؟!
رئيس شوراي اداره اين مجموعه، وليد ابراهيم است که خود را يکي از ثروتمندان و سرمايهگذاران بزرگ سعودي ميداند.
و اما مدير کل شبکه تلويزيوني «العربيه»، فردي به نام «عبدالرحمن راشد»، رئيس تحرير سابق روزنامه «الشرقالاوسط» است که سياستهاي ضد ايرانياش براي هر روزنامهنگاري مشهور است.
اين تلويزيون در برنامهاي با نام «پانوراما» که در بهترين ساعات مفيد شب و پس از اخبار سراسري پخش ميشود، تنها از اول سال ميلادي تاکنون سيزده برنامهاش را به ايران اختصاص داده است که عناوين و تاريخ پخش آن به شرح زير است:
1ـ برخورد تنگه هرمز، پيام به چه کسي؟ (9/1/2008)
2ـ آيا حادثه تنگه هرمز به شعلهور شدن يک جنگ بزرگ منجر ميشود؟ (11/1/2008)
3ـ ازسرگيري اتهامات بين ايران و آمريکا (15/1/2008)
4ـ آيا پيمان آتشبس بين ايران و آمريکا در عراق سقوط کرد؟ (21/1/2008)
5ـ آيا از محبوبيت احمدينژاد کاسته شده است؟ (22/1/2008)
6ـ دستاوردهاي انقلاب ايران چه بوده است؟ (13/2/2008)
7ـ بازگشت تشنج بين ايران و آمريکا در عراق (20/2/2008)
8ـ ايران با تحريمهاي جديد چگونه مقابله ميکند؟ (27/2/2088)
9ـ احمدينژاد در بغداد، زير چتر حمايتي نيروهاي نظامي آمريکايي(4/3/2008)
10ـ ايران؛ پارلمان محافظهکار براي رويارويي (17/3/2008)
11ـ تهران، واشنگتن: برخورد آشکار و گفتوگوهاي سري (17/4/2008)
12ـ آيا شيعيان ايران و عراق بر سر محدود کردن مقتدا صدر توافق کردند؟ (18/4/2008)
13ـ آيا پيشنهادهاي ايران براي پرونده اتمياش، براي هدر دادن وقت است؟ (30/4/2008)
اين در حالي است که موضوعهاي ديگري درباره عراق، لبنان، يمن و سوريه در همين برنامه بوده که بخش مهمي از آن به ايران اختصاص داشته است. به اين ترتيب، ميتوان مدعي شد که از آغاز سال ميلادي 2008 تاکنون، يعني در چهار ماه، چيزي حدود 25 درصد از چند برنامه شبانگاهي «العربيه» به ايران اختصاص داشته که عمدتا به نقد شديد سياستهاي ايران در منطقه پرداخته است؛ يکي از مهمانان ثابت اين برنامه، آقاي شمس الواعظين از ايران است که به عنوان يکي از مشاوران عالي مرکز مطالعات خاورميانه در تهران(!) حضور پيدا ميکند و از قضا، به شدت به سياستهاي داخلي و خارجي ايران و بعضا دستاوردهاي انقلاب اسلامي ميتازد.
از ديگر کارشناسان ثابت اين برنامهها که البته ميهمان دايمي «العربيه» نيز به شمار ميرود، «عليرضا نوري زاده» چهره مشوه ايراني است که به ارتباطات با اسرائيليها شهرت دارد و به عنوان رئيس مرکز مطالعات ايران و عرب در لندن در برنامهها حاضر ميشود و از قضا، وي از دوستان بسيار صميمي آقاي «عبدالرحمن راشد»، مدير کل كنوني «العربيه» و رئيس تحريريه سابق روزنامه «الشرق الاوسط» است که در لندن منتشر ميشود. اين روزنامه در روزهاي جنگ تحميلي عراق عليه ايران، عليه انقلاب اسلامي در ايران مينوشت و از صدام حسين حمايت ميكرد؛ اين بخشي از حمايتهايي بود که از نظر تبليغاتي، عربستان سعودي از عراق و عليه ايران انجام ميداد و اکنون نيز داعيهدار نقد شديد سياستهاي ايران در خاورميانه و به ويژه لبنان، فلسطين و عراق است.
در کنار برنامههايي چون «پانوراما»، برنامههاي ديگري نيز همچون «بالعربي»، «بالصراحة»، «العين الثالثه»، «السلطة الرابعه» و «اضاءات» در اين تلويزيون هست که به اشکال گوناگون به ايران ارتباط پيدا ميکند و بحث ايران به ميان ميآيد و با توجه به آن که ميهمانان برنامهها از پيش برگزيده ميشوند، تحليلهاي ضدايراني نيز در آن به شدت رواج دارد. در کنار همه اين برنامهها، اخبار سراسري آن است که هر يک ساعت يک بار خلاصه و مفصل پخش ميشود که اخبار منفي و جنجالي پيرامون ايران، هميشه در آن سرآمد است؛ مثل خبر دروغ درگيري کشتيهاي آمريکايي و ايراني در خليج فارس.
مجموعه سياستهايي که به شکل ترسيم شده ميتوان در اين برنامهها ديد و به عنوان يک خط تبليغي مورد استفاده قرار ميگيرد، عبارتند از:
ـ ايران برنامه مخفي اتمي دارد و به همين دليل، اعتراض جامعه جهاني و بينالمللي را برانگيخته است.
ـ ايران يکي از عوامل مهم استقرار نيافتن و بحران سياسي لبنان است.
ـ ايران عامل اصلي تشنج و خونريزي در عراق است.
ـ ايران عامل اصلي حمايت از شبه نظاميان مسلح در عراق است.
ـ ايران به دنبال سيطره حاکميتش از غزه تا عراق است.
ـ دخالتهاي ايران تا نوار غزه رسيده و باعث بر هم خوردن وحدت ملي فلسطينيها شده است.
ـ دستاوردهاي ايران پس از 28 سال از انقلاب ايران! هيچ رهاوردي در داخل نداشته است و اين کشور از آزاديهاي سياسي و اجتماعي برخوردار نيست.
ـ ايران از اصول خود در آغاز انقلاب دست کشيده و درآمد نفت خود را صرف حمايتهاي مالي و تسليحاتي از گروههاي حامياش ميکند، در حالي که مردمش به بنزينش بيشتر محتاج هستند.
ـ جنگ اصلاحطلبان و محافظهکاران در ايران، جنگ قدرت است و برنده كنوني آن محافظهکاران هستند.
ـ ايران باعث ايجاد جو هراس و ناامني در همسايگان عربش و در منطقه است.
ـ ايران باعث افزايش مسابقه تسليحاتي در منطقه است.
جاي تعجب است که شبکه «العربيه» تلاش ميکند وابستگي خود را به دولت پادشاهي سعودي تکذيب يا دستكم پنهان کند. البته اين تکذيب معنايش آن است که «العربيه» از تشکيلات امنيتي و سياسي عربستان خط نميگيرد و از هر گونه حمايت مادي و مالي عربستان برخوردار نيست. اگر اين گونه است، پس چرا شبکه تلويزيوني «العربيه» به عنوان يک رسانه حرفهاي خط ضد ايراني دارد؟ آقاي وليد ابراهيم و يا آقاي عبدالرحمن راشد با ايران چه پدرکشتگي دارند که کمر به جنگ خبري عليه ايران بستهاند؟ چرا خطوط کلي يادشده در تلويزيون «العربيه» به اين وضوح ديده ميشود؟ آيا جز اين است که «العربيه» وابسته به عربستان سعودي است و ساليانه صدها ميليون دلار از سوي پادشاهي سعودي به آن تزريق ميشود و يکي از رسانههاي بسيار نزديک به سياستهاي آمريکا در خاورميانه به شمار ميرود؟
شبکه تلويزيوني «العربيه» در تحولات منطقه داراي سياست روشني نيز هست که در حقيقت، همان سياستهاي عربستان سعودي است:
ـ در تحولات لبنان از جناح 14 مارس حمايت ميکند و مخالف جناح 8 مارس و حامي دولت كنوني لبنان است.
ـ در تحولات فلسطين از دولت خودگردان حمايت ميكند و با حماس مخالف است.
ـ در تحولات سوريه از مخالفان دولت کنوني سوريه و رئيسجمهور آن به شمار ميرود و اين کشور را عامل بحران و ترورهاي سياسي در لبنان ميداند.
ـ در بحران هستهاي از مواضع آمريکا و شوراي امنيت و به اصطلاح جامعه بينالملل عليه ايران حمايت ميکند.
ـ در تحولات عراق مخالف دولت کنوني عراق است و آن را مصداق وحدت ملي عراق نميداند.
يکي از نکات بسيار جالب در اين شبکه آن است که به هيچ وجه به مسائل داخلي عربستان نميپردازد و نيز هيچ گاه به نقد سياست خارجي اين کشور در خاورميانه و يا منطقه روي نميآورد. در حقيقت شبکه تلويزيوني «العربيه» يک چهره کاملا وارونه از جامعه عربستان نشان ميدهد و همين امر، خود دليلي روشن است که اين شبکه از سوي عربستان سعودي خطدهي ميشود. از همين روي، شخصيتها، مؤسسات و کارشناسان و نيز دستگاههاي رسمي ايراني بايد موضعي روشن در برابر آن داشته باشند و اگر اين سياستها ادامه يابد، جز رجوع به مقابله به مثل به وسيله دستگاههاي رسانهاي همانند، راهي باقي نخواهد ماند.







