گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۱۴۰۸
| | 3340 بازدید
كيهان
«نسبت دولت با فرهنگ» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
«فعاليتهاي فرهنگي بايد از نگاهي ارزشي، آرماني و ديني عميق برخوردار باشد. امروز كشور به فعاليتهاي فرهنگي محتوايي و فعاليتهايي كه منجر به تقويت و احياي هويت انقلابي، ديني و آرماني مردم شود، نيازمند است».
آنچه در عبارت بالا نقل شد بخشهايي از سخنان رئيس جمهور محترم در نشست كارگروه فرهنگ و هنر استان كرمان بود كه روز چهارشنبه گذشته بيان شد و از استواري لازم برخوردار ميباشد. اين سخنان بيانگر راه روشني است كه دولت در ارتباط با مسايل فرهنگي در پيش دارد. در خصوص رابطه دولت و مقوله فرهنگ گفتنيهايي وجود دارد كه به بعضي از موارد آن ميپردازيم.
1-دولت در نظام ديني داراي كاركردهاي مختلفي است كه فرهنگ يكي از اين كاركردها است و اساسا در اين حوزه هيچ نهاد ديگري بهاندازه دولت تاثيرگذار نيست. جمع دانش آموزان و دانشجوياني كه از مهد كودك تا دانشگاهها در اختيار مراكز مرتبط با دولت هستند از 15ميليون نفر فراتر ميرود و جمع آموزگاران، مربيان، كادر اداري و اساتيدي كه در اين مكانهاي آموزشي- پرورشي به خدمت اشتغال دارند از 5/1ميليون نفر فراتر ميرود. با اين وصف به ازاي هر 5/3 نفر شهروند ايراني يك نفر مستقيما تحت تاثير اين مراكز قرار دارد. علاوه بر اين دولت از طريق سازمانهاي فرهنگي اجتماعي- نظير سازمان تربيت بدني، سازمان ملي جوانان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و دهها مركز ديگر- تاثيرات عميقي در عرصههاي مختلف فرهنگي دارد بنابراين نميتوان و نبايد سهم دولت را در موفقيتهاي فرهنگي و نيز معضلات فرهنگي ناديده گرفت. كساني كه شعار دولت نبايد در حوزه فرهنگ دخالت كند را مطرح ميكنند عمدتا دولت را يك «مجري» به حساب ميآورند و حال آنكه دولت در عرصههاي فرهنگي فقط مجري نيست بلكه پيش و بيش از آن «سياستگذار» و «برنامه ريز» است بر اين اساس بايد مهمترين مطالبات فرهنگي جامعه متوجه دولت باشد.
تهران امروز
«از ميان احزاب، در برابر احزاب» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم حسامالدين كاوه است كه در آن ميخوانيد:
تازهترين اظهارنظر محمود احمدينژاد رئيسجمهوري و از موسسان و بنيانگذاران جمعيت ايثارگران با واكنش تند محافل سياسي، احزاب و تشكلهاي گوناگون بهويژه دو طيف اصولگرا مواجه شد.
رئيسجمهوري در جريان سفر به كرمان گفته بود: «احزاب و گروهها با اينكه محترمند، اما حق دخالت در امور كشور را ندارند.»
شايد يادآوري اين واقعيت كه «حق تعيين سرنوشت» يكي از حقوق اساسي ملت در قانون اساسي توصيف شده و نيز فعاليت احزاب و تشكلهاي سياسي در چارچوب قوانين مدون از جمله قانون اساسي به رسميت شناخته شده است، تكرار مكررات به نظر آيد اما صرف نظر از مفاد موادي از قانون اساسي كه به حقوق مزبور به صراحت تاكيد كرده است، نقش احزاب در سازماندهي به گرايشهاي مردم و از خلال ايجاد تشكلهاي سياسي، زمينهسازي براي حضور مستمر مردم در عرصه و صحنههاي مختلف سياسي را نميتوان ناديده انگاشت.
رسالت
«ارزيابي کارنامه يک ساله و نصيحت به رقبا»عنوان سرمقاله روزنامه رستان به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن ميخو.انيد:
کارنامه دولت در يک سال گذشته يک کارنامه شفاف و روشن در سياست خارجي و سياست داخلي است. دولت به مفهوم حاکميت يک جنگ نرم را در مقياسي که از سوي آمريکاييها و انگليسيها مديريت ميشد پشت سر گذاشت و مردم با بصيرت به ژنرالهاي انقلاب مخملي «نه» گفتند و از انقلاب صيانت کردند. رهبري معظم انقلاب با دفاع جانانه از راي ملت در پاسداشت جمهوريت اجازه شيطنت به عناصر غافل و خائن ندادند. دولت دهم يک سال است مستقر شده است و با اقتدار در صحنههاي جهاني عمل ميکند.
دشمن در9 دي و22 بهمن شکست را پذيرفت و پياده نظام خود را از خيابانها جمع کرد و کف خيابان را براي تسويه حساب مناسب نديد. اما معارضه با دولت و نظام همچنان در دستور کار آنان است. رقيب بي هيچ دليل حقوقي هنوز ميگويد «راي من کو» و مشارکت40 ميليوني و راي25 ميليوني مردم به منتخب خود را به رسميت نميشناسد.
مردم سالاري
«صدا و سيما و فارسي وان» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
اظهارات اخير رئيس سازمان صدا و سيما در مورد ارسال پارازيت روي شبکههاي ماهوارهاي را وقتي در کنار اعتراض جديد کارگردان فيلم تازه اکران شده «دختران» به عزت الله ضرغامي در مورد عدم پخش تبليغات اين فيلم در صداوسيما قرار دهيم به نتايجي ميرسيم که مرور آن خالي از لطف نيست.
رئيس سازمان صدا و سيما که خود در کنگره جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي شرکت و در آن سخنراني کرده بود و گزارش کامل مراسم آن نيز در شبکه خبر پخش شد گفته بود که: «اين روزها درباره فارسي وان اطلاع رساني ميشود. اين شبکه تعدادي از سريالها را دوبله ميکند... و آنقدر حوزه سرگرمي را گسترش ميدهد که در خانوادهها روابط نامشروع بين محارم نيز به راحتي نمايش داده ميشود...
همچنين نظرسنجيها هم نشان ميدهد درصد بسيار بالايي از بينندگان فارسي وان اذعان دارند که فيلمهاي اين شبکه فسادآميز است. حال که چرا مردم، اين شبکه را تماشا ميکنند، مساله ديگري است». جالب اينجاست که رئيس سازمان صدا وسيما از کنار موضوع اصلي به راحتي عبور ميکند و اينکه «چرا مردم اين شبکه را تماشا ميکنند»، مساله ديگري ميداند در حالي که عامل اصلي رويکرد نادرست برخي مردم به اين شبکه ماهوارهاي را بايد تا حد زيادي در عملکرد صدا و سيما يعني مجموعه تحت مديريت آقاي ضرغامي جست وجو کرد. قطعا آن دسته از افرادي که فارسي وان را تماشا ميکنند»، خلا مهمي در برنامههاي تلويزيوني سيماي جمهوري اسلا ميايران ديدهاند که به سمت فارسي وان گرايش پيدا کردهاند و اين موضوعي است که صدا و سيما نميتواند پاسخگوي آن نباشند.
وطن امروز
«کارتهاي باخت رئيسجمهور جوان»عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز است كه در آن ميخوانيد:
بايد اين روزها را به خاطر سپرد. پسر جوان کاخ سفيد سالها بعد قطعا خاطرات خوبي از اين روزها نقل نميکند. باراک اوباما اين روزها 2 باخت همزمان را تجربه ميکند و ماجرا وقتي جالب ميشود که ايران بيشترين فايده اين باختها را برده است. اجلاس بازنگري معاهده «انپيتي» روز گذشته به پايان رسيد. چهارم ماه مه، زماني که اين اجلاس آغاز شد روزنامه لوموند در گزارشي نوشت: اين کنفرانس صحنه «زورآزمايي ايران و آمريکاست». اينک در 29 مه، نتيجه اين زورآمايي را فقط در يک جمله ميتوان خلاصه کرد: «آمريکا باخت.» چرا؟
1- در سند نهايي کنفرانس بازنگري «انپيتي» مهمترين موضوعات محل مناقشه معاهده «انپيتي» عنوان شد. موضوع هستهاي ايران نه تنها به عنوان هيچکدام از سرفصلهاي اين سند قرار نگرفت، بلکه در زيرفصلهاي اين سند نيز نامي از ايران ديده نميشود. يعني در واقع تمام تلاش ايالات متحده براي گنجاندن برخي مفاد ضدايراني در اين سند ناکام ماند. به عنوان مثال موضوع منع کشورها از خروج از «انپيتي» و نيز مرتبط ساختن برنامههاي هستهاي به استعداد نظامي کشورها از جمله مواردي است که ايالات متحده درصدد بود با گنجاندن آنها در سند نهايي اين اجلاس، فشار هستهاي را بر ايران مضاعف کند. به هرحال در اين حوزه، آمريکا توفيقي نيافت.
2- عدم توفيق ايالات متحده البته با يک ضربه سهمگين نيز مواجه شد. سند پاياني اجلاس بازنگري «انپيتي» در سر فصل «خاورميانه؛ مهمترين محور مذاکرات مجمع» از اسرائيل خواسته به عضويت اين معاهده درآيد. ارزيابي بهتر و دقيقتر از تلاش براي عضويت رژيم صهيونيستي در معاهده «انپيتي» در حالتي صورت ميگيرد که بندهاي اين سرفصل بخوبي مطالعه شود. کشورهاي حاضر در اين اجلاس در سند پاياني خود صراحتا بر «عاريسازي خاورميانه از سلاح هستهاي و ساير سلاحهاي کشتار جمعي» تاکيد کردهاند. قطعا عضويت رژيم صهيونيستي ميتواند به عنوان نخستين گام براي تحقق اين مهم ارزيابي شود. البته حمايت برخي اعضاي «انپيتي» – نظير آمريکا، فرانسه و انگليس- از رژيم صهيونيستي دورنماي اين موضوع را اميدوارکننده نشان نميدهد.
ابتكار
«آدمهاي فارسي وان» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم اميرعلي تفرشي است كه در ان ميخوانيد:
سالها مهمترين و معروفترين شبکه فارسي زبان ماهواره اي، صداي آمريکا با نام اختصاري voa بود. در سال 1387 شش ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري دهم شبکه فارسي BBC هم در کنار صداي آمريکا شروع به کار کرد. بي بي سي بر خلاف همتاي آمريکاييش آنقدر حرفهاي بود که بتواند ظرف مدت زمان کوتاهي به مهمترين رسانه در جمع شبکههاي فارسي زبان ماهوارهاي تبديل شود. اما با گذشت اتفاقات بعد از انتخابات رياست جمهوري و عملکرد ضعيف رسانه ملي فضاي رسانهاي کشور وارد مرحله جديدي از حيات خود شد.
بي اعتمادي گسترده مردم نسبت به اين رسانه جمهوري اسلامي فضايي براي رسانههاي بيگانه فراهم آورد تا اين رسانهها تورهاي صيد مخاطب خود را در درياي ايرانيان بي اعتماد نسبت به صدا و سيماي دولتي بيندازد. يکي از مهمترين اين رسانهها فارسي 1 بود.فارسي 1 نام شبکهاي تلويزيوني متشکل از چند کمپاني منطقهاي و بين المللي است.
اين شبکه از اواسط سال گذشته با پشتيباني تمام و کمال کمپاني بزرگ «نيوز کورپوريشن» وارد عرصه رقابت شبکههاي فارسي زبان شده است؛ رقابتي که بسياري گمان ميبرند پيروزي آن از آن شبکهاي است تازه وارد که «رابرت مرداک» پشتيبان و ياور آن است.اما سوال اصلي در مورد فارسي 1 اين است که اهداف مستقيم، غير مستقيم و آشکار و نهان اين شبکه چيست؟ چه چيزي باعث ميشود «رابرت مرداک» مالک غولهاي رسانهاي فاکس، اسکاي، سان و ... دست به تاسيس چنين شبکهاي آن هم در اين برهه حساس از نظر سياسي و اجتماعي کشور بزند؟
جمهوري اسلامي
«شكست دوباره استراتژيهاي آمريكا»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
باراك اوباما رئيسجمهور جنجالي و پرمدعاي آمريكا پس از 16 ماه استقرار در كاخ سفيد و در ادامه شعارهاي دهان پركن تغييراتش، استراتژي جديد امنيت ملي اين كشور را ارائه كرد و اعلام داشت كه زمان جنگ عليه تروريسم، ديگر سپري شده و بايد براساس ديپلماسي چندجانبه فعاليت كرد. اوباما، درحالي با دكترين معروف بوش، موسوم به جنگ عليه تروريسم مخالفت ميكند كه خود در عمل همچنان به اين استراتژي پايبند است و آنرا در سياست داخلي و بينالمللي دنبال مينمايد.
اوباما، در اين سند 52 صفحهاي كه نخستين دگرگوني و تغيير ظاهري در استراتژي امنيت ملي آمريكا در دهه اخير بشمار ميرود، از برخي كشورها همچنان به عنوان دشمن آمريكا نام برده و به آنها به خاطر عدم پذيرش سياستهاي واشنگتن و تسليم نشدن در برابر فشارهاي سياسي و هستهاي شديدا هشدار داده است.
اوباما در استراتژي جديد امنيت ملي آمريكا بار ديگر ادعاهاي كاخ سفيد درباره برنامه هستهاي ايران را تكرار كرده و سعي نموده تا با مطرح كردن تهديدهايي عليه ايران، دشمنان فرضي براي سياست خارجي آمريكا تصوير كند. وي در دو بخش جداگانه در گزارش خود به طور صريح به رويكرد آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران پرداخته و تحت عنوان "تحقق ايران پاسخگو"، مدعي شده ايران همچنان برخلاف مقررات بينالمللي عمل كرده و به حمايت از تروريسم و ا نكار صلح جهاني ميپردازد.
دنياي اقتصاد
«پيامدهاي مغفول هدفمندسازي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكترعلي دادپي است كه در آن ميخوانيد:
پس از بحثهاي گوناگون و تامين نظر دولت با سپردن اختيار هزينه کردن بودجه مصوب مجلس به آن در حذف يارانهها، بحث هدفمند شدن يارانهها وارد فاز اجرايي شده است؛
با اين حال بحث درباره آن همچنان ادامه دارد. در حالي که بسياري از صاحبنظران معتقد به مرحلهاي بودن اجراي اين طرح و حذف تدريجي يارانهها هستند، گويا دولت در حال آماده شدن براي اجراي ضربتي اين طرح است.
در ابتداي بحث درباره يارانهها، طبق سنت جامعهايراني همه نگران مصرفکننده و قيمت تمام شده محصول براي او بودند. پس از آنکه نگرانيهاي تورمي مطرح شد نوبت به تحليلگران صنعتي رسيد که هشدار ميدادند حدف يارانههاي انرژي باعث تغييرات عمده ساختار اشتغال در صنايع و حتي تاثيرپذيري منفي تعداد قابل توجهي از بنگاههاي صنعتي خواهد شد. پس از آنکه نگرانيهاي اين گروه هم به ميان آمد و پاسخ درخوري نيافت، اکنون نوبت به شهرداريها رسيده است. شهرداريهاي کشور که عموما از طريق فروش تراکم و مجوز ساخت و ساز هزينههاي خود را تامين ميکنند، نگرانند که حذف يارانهها باعث کاهش درآمدها و افزايش هزينههايشان خواهد شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


