سایت فیفا: دن فابيو؛ بيپناه و بيچاره!
ديويد بكام با مصدوميت شديد از ناحيه تاندون آشيل پا و انجام عمل جراحي روي آن و دور ماندن از ميدان تا مردادماه، حضور در چهارمين جامجهاني عمرش را از دست داد، اشلي كول نيز بعد از آسيبديدگي از ناحيه قوزك پا فقط از اوايل ارديبهشت ماه به صحنه بازگشته و وين بريج مدافع چپ منچسترسيتي هم در پي مسائلي كه با جان تري مدافع وسط چلسي داشته، از حضور در جام جهاني نوزدهم انصراف داده است. در چنين شرايطي فابيو كاپلو كه خود اولين جام جهاني عمرش را تجربه ميكند، مدعي است انگليسيها مهياي حضور در جامجهاني فوتبال 2010 هستند كه از 21 خرداد تا 20 تير در شهرهاي مختلف آفريقاي جنوبي برگزار ميشود، اما نه به اندازهاي كه بايد و نه به شكلي كه او ميخواسته است.
به نوشته جام جم و به نقل از سایت رسمی فیفا؛ سرمربي ايتاليايي تيم ملي انگليس تاكنون چند بار تاكيد كرده است كه كيفيت فني تيمش پايينتر از برزيل و اسپانيا و حتي پرتغال و ايتاليا است و به اين سبب توقع قهرماني از انگليس را بيش از حد و نامنصفانه خوانده است. حتي در مسابقه دوستانه اسفندماه تيم ملي انگليس با مصر در ويمبلي اين مصر بود كه گل نخست را زد و با اين كه انگليسيها با به ثمر رساندن 3 گل سرنوشت را به سود خود برگرداندند، اما به نظر ميرسد كه اين فقط گوشه و نمادي از مشكلات پرشمار فني انگليس باشد كه هوادارانش ميپندارند چون ستاره منچستريونايتدي آن ـ وين روني ـ فصل درخشاني را سپري كرده است، ميتواند در جامجهاني 2010 هم يكي از مدعيان اصلي باشد و حتي همچون سال 1966 به فينال برسد.
پايينتر از انتظار
در ديدار با مصر، تئو ولكات يكي از كانديداهاي اصلي جانشيني بكام در پست بال راست چيزي نشان نداد كه از او انتظار ميرفت، هر 4 مدافع تيم چيزي نبودند كه بايد ميبودند، فرانك لمپارد در پست هافبك آزاد پايينتر از سطح خود توپ زد و در خط حمله هم زوج روني و ژرمن دفو چندان جواب نداد. به واقع فقط تعويضهاي نيمهدوم دن فابيو و اضافه شدن پيتر كراوچ و شون رايت فيليپس به جمع حملهوران انگليس بود كه مشكلات اين تيم را تا حدي حل كرد و شكست را به برد 1 ـ 3 تغيير داد.
با اين حال مربي سابق ميلان، رم، يوونتوس و رئالمادريد معتقد است اولا مصريها فاتح هر 3 دوره آخر جام ملتهاي آفريقا بودهاند و به تبع آن تيمي توانا هستند و دوما انگليسيها مثل اكثر موارد و ديدارهاي تداركاتي اخيرشان قبل از مسابقه فقط دو روز به طور نصف و نيمه دور هم جمع شده و تمرينات گروهيشان اصلا به حد كفايت نميرسيده است. خستگي هميشگي بازيكنان هم مزيد بر علت شده و با احتساب اين فاكتورها نميتوان ـ و نبايد ـ به انگليسيها نمره منفي داد. كاپلو روي اين نكته حساب ميكند كه از 27 ارديبهشت كه با حضور تمامي نفرات منتخب خويش يكي از اردوهاي نهايي تيمش را در اتريش شروع كرده، مشاركت بيشتري را در اين امر از جانب شاگردان خود شاهد باشد، زيرا مسابقات باشگاهي اروپا اينك تقريبا پايان يافته و تمركز كشورهاي مختلف و بويژه 32 تيم حاضر در مرحله نهايي جام جهاني روي اين رقابتها آغاز شده و تيم انگليس هم آخرين و مهمترين قسمت كارهاي تداركاتي خود را كليد زده است.
دن فابيو از حالا تا شروع جام نفرات منتخب خود را بدون مزاحمت رقابتهاي باشگاهي به طور كامل در اختيار خواهد داشت و حسن تمرين در اتريش، كار در ارتفاعي بالنسبه زياد از سطح دريا و به تبع آن بيشتر كردن مقاومت و توانايي جسماني و واكنشهاي فيزيكي تيمي بوده كه نفراتش به سبب حضور 9 ماهه در مسابقات باشگاهي لاجرم خستهاند و نشاط لازم را ندارند.
تاكتيكهاي مختلف
كاپلو ميگويد: «در اردوي اتريش روي تاكتيكهاي مختلف مورد نظرمان كار كردهايم و در بازگشت به انگليس نيز چنين كرده و با روشهاي متفاوت به بازي خواهيم پرداخت.
از حالا روي ضربات ايستگاهي هم كه جزيي بسيار مهم در فوتبال امروز است تمركز خواهيم كرد و كلا به مواردي خواهيم پرداخت كه در طول سال به دليل مشغلههاي متعدد بازيكنان، نميتوان روي آنها كار كرد. با اين اوصاف اميدوارم روزي كه اولين بازيمان را در مرحله نهايي جامجهاني نوزدهم برگزار خواهيم كرد،در آمادگي نسبي لازم باشيم، چرا كه در مسابقات بعدي به آمادگي ايدهآل نزديكتر خواهيم شد.»
انگليس در مرحله نهايي اين دوره جامجهاني در گام نخست با تيمهاي الجزاير، آمريكا و اسلووني در گروه سوم قرار دارد و اولين بازياش برابر آمريكا را 23 خرداد در شهر روستنبورگ آفريقاي جنوبي برگزار خواهد كرد. سپس 28 خرداد و 3 تير با الجزاير و اسلووني مصاف خواهد داد و با اين كه انگليس پيشينه يك بار شكست در برابر آمريكا در مراحل نهايي جامهاي جهاني (1950) را دارد، اما به نظر ميرسد مشكل حادي براي صعود از اين گروه نداشته باشد.
يكي از شايعات قوي ماههاي اخير اين است كه روسها مايلند به جبران از دست دادن گاس هيدينك (اين هلندي نامدار، سرمربي تيم ملي تركيه خواهد شد) كاپلو را از چنگ انگليسيها درآورند و حتي حاضرند براي اين مهم سالي 6 ميليون پوند به او حقوق خالص بدهند. با اين وجود يكي از نزديكان دنفابيو ميگويد وي مايل به حضور در مسكو نيست و ميخواهد تا «يورو 2012» در لندن بماند.
گمانهزني اشتباه
كاپلو كه ميداند يك گزينه قوي و مطمئن براي پست دروازهباني ندارد، در انديشههاي خود ظرف 2 سال اخير به كرات فرد انتخابياش براي اين پست را تغيير داده است تا وعدههاي قبلياش در اين مورد را نقض كرده باشد. او كه پيشتر گفته بود ديويد جيمز هنوز ميتواند سنگربان اول انگليس باشد بعد از ديدن لرزشها و مصدوميتهاي اخير وي پشيمان شده و حالا نگاهي جديتر به رابرت گرين و بن فاستر دارد، اما به آنها هم نميتواند اطمينان كامل كند.
كاپلو ميگويد: «معترفم كه گمانهزني قبليام در مورد جيمز به دلايل مختلف صحيح از آب درنيامد و شايد گرين بتواند بهتر از او عمل كند، اما گرين نيز كامل نيست و بايد بيش از اين بازي كند تا بتوان كارش را بهتر تخمين زد.» اما مساله كاپلو اين است كه حتي در پست بال راست كه انگليسيها در سالهاي اخير گزينههاي متعددي در آن داشتهاند مصدوميت شديد بكام 35 ساله و آسيبديدگيهاي مقطعي و پرتعداد ارون لنون و تئو ولكات ـ كه هر دو از نظر بدني ضعيفاند ـ مشكلاتي را ايجاد كرده و رايت فيليپس نيز احوالي متغير دارد و روزي درخشان و روزي سايهاي كمرنگ است.
در سمت چپ اگر اشلي كول به سرعت به فرم خوب بازنگردد، با احتساب نبود بريج اداره كارها به دست گرت بري و در صورت بهبود نيافتن مصدوميت اخير بري به دست، استوارت داونينگ ميافتد كه هيچيك بازيكنان فوقالعادهاي نيستند.
كاپلو هنوز هم نميخواهد بپذيرد كه بكارگيري همزمان جرارد و لمپارد در خط مياني اشتباه است. تري با بحران اخلاقياش دفاع وسط انگليس را تضعيف كرده و زوج او و فرديناند با داير كردن يك استوديوي فيلمسازي، نيمي از حواساش غيرفوتبالي شده است.
اگر گمان ميكنيد كه مثلا ميكا ريچاردز و گلن جانسون مدافعان راست نفوذي بسيار خوبي هستند، از مربيان منچستر سيتي و ليورپول بپرسيد كه چقدر دل پري از آنها دارند! در خط حمله نيز هرچند اميل هسكي، ژرمن دفو، پيتر كراوچ و اشلي يانگ بد نيستند، اما اگر وين روني نباشد، انگليس فاقد مهرهاي سرنوشتساز در اين خط است.
رفع تنشها
كاپلو منكر اين مشكلات نيست، اما سعي دارد نگاهي متفاوت به آنها بيندازد. «مصدوميتها معضل اول ما درماههاي اخير بودهاند. در يكي از ديدارهاي اخير آرسنال، تئو ولكات كه بعد از چند هفته مصدوميت به ميدان برگشته بود، براي جبران زمان از دست رفته تلاش در انجام حركات محيرالعقول داشت و نهتنها از عهده آن بر نميآمد، بلكه خود را در خطر مصدوميتهاي جديد قرار ميداد.
با اين حال آنها ذاتا بازيكنان خوب و توانايي هستند و مهمترين كاري كه ما بايد انجام بدهيم، رفع تنشهاي روحي و خستگيهاي جسمانيشان و ايجاد نشاطي تازه در آنهاست و اگر چنين كنيم، نتايج خوبي در آفريقاي جنوبي خواهيم گرفت. من حتي به ليتون باينز جوان و كمتجربه در يكي از مسابقات اخيرمان در پست مدافع چپ بازي دادم و خيلي هم بد كار نكرد، اما در فاصله چند هفته تا شروع جام جهاني بيش از هر زماني مجبوريد روي نفرات پرتجربهتر خود حساب كنيد و جايي براي ريسك نيست. اداره تيمهاي ملي تجربهاي به كلي متفاوت با گرداندن تيمهاي باشگاهي است.
وقتي مربي يك تيم ملي هستيد، يك ملت را بشدت نگران مييابيد و موضوع بسيار خطيرتر است. آنها نميدانند كه من در ماههاي اخير ناچارا فقط تماشاگر بودهام تا بازيهاي باشگاهي تمام شود و ببينم چه كسي سالم مانده و چه افرادي از صحنه خارج شدهاند و سپس كار نهاييام را شروع كنم. بنابراين درمييابيد كه چقدر بيپناه و بيچاره بودهام!»


