هميشه پاي يك «بيتالمال» در ميان است!
گل؛ 1- كماكان درگيريهاي علي دايي و فدراسيون فوتبال كشورمان در چند جبهه ادامه دارد و حتي هر لحظه بر دامنه درگيريها افزوده ميشود. كار به جايي رسيده كه سرمربي سابق تيم ملي و نفر اول كنوني كادر فني پرسپوليس، علي كفاشيان را علنا به دروغگويي متهم ميكند و در مورد مهدي تاج نيز از تعابير و كنايههايي بهره ميبرد كه واقعا در نوع خودش كمنظير است.
گرچه تا به حال شاهد مشاجرات و مناقشات فراواني در فوتبال كشورمان بودهايم، اما كمتر به ياد ميآوريم شدت اين جدلها چنان افزايش پيدا كرده باشد كه كسي رسما راجع به ديگري بگويد «اگر مدال را ايشان ميداد، حاضر نميشدم بپذيرم»!
علي دايي با اتكا به صراحت و جسارت هميشگياش دعوايي را وارد اين فاز كرده كه در چند موضع ادامه دارد. شهريار از سويي كماكان اندوه خالي شدن پشتش از طرف دستاندركاران فدراسيون فوتبال هنگام اخراج از تيم ملي را به دل دارد و از سويي ديگر، دل ناگران مطالبات ميلياردي باقي ماندهاش از سئولنشينان است؛ طلبي كه رفته رفته، كفاشيان و شركا متوجه ميشوند پرداختش چقدر دشوار و سوزناك است!
2- «دايي پول كار نكردهاش را از بيتالمال ميخواهد.» اين آخرين كوششهاي كارگزاران فدراسيون فوتبال است، براي اينكه با افزودن بار فشارهاي رواني به دايي، هم در جنگ رويارو حريف را گامي به عقب برانند و هم احتمالا تخفيفي در بدهي نجومي خود بگيرند. آنچه در اين ميانه بهشدت آزاردهنده نشان ميدهد اما، تلاش باطل آقايان، در انداختن توپ به زمين «بيتالمال» است! دوستان محترم مستقر در فدراسيون فوتبال، در حالي پاي بيتالمال را وسط ميكشند و ميكوشند تا علي دايي را به سوء استفاده از اموال عمومي متهم كنند كه اتفاقا خود آنان در حفظ و حراست از پول ملت ناكام بودند و نتوانستند آنطور كه شايسته است بودجه ارزشمندشان را هزينه كنند.
اگر در انعقاد قرارداد همين علي دايي دقت كافي به عمل ميآمد، اگر در پروسه جذب او وسواس به عمل ميآمد، اگر مسوولان محترم فدراسيون به عنوان متولي فوتبال مملكت دستورات ديكته شده را پيرامون استخدام و اخراج او نميپذيرفتند و ابتكار عمل را به دست ميگرفتند و اگر به خاطر مصادره احساسات عمومي به سود برخي از آقايان، 24 ساعت پس از اولين باخت دايي، حكم اخراج او امضا نميشد، بيترديد الان كار به جايي نميرسيد كه دوستان مجبور باشند براي شانه خالي كردن از زير بار بدهي نجوميشان، آسمان و ريسمان به هم ببافند و ضمن بازي با الفاظ خوش آب و رنگ و پرسوز و گدازي مثل «بيتالمال»، دست به عوامفريبي بزنند!
3- بله؛ هنوز معتقديم علي دايي بايد به انصاف و وجدانش رجوع كند و ببيند چقدر سزاوار دريافت يك ميليارد تومان ديگر براي روزهاي حضور ناموفقش در تيم ملي است؟ عقيده داريم توقع چنين دستمزدي براي آن نوع كار، چندان منصفانه نيست و چه بهتر كه سرمايهداري مثل علي دايي، به دنبال وصول «تاوان» از مديران فوتبالي كه او را رشد دادند و ستارهاش كردند نباشد.
اين اما، محكمهاي است كه بايد در وجدان شهريار برپا شود و مسالهاي است كه به خصوصيات اخلاقي و باورهاي وي برميگردد. آنچه فعلا اهميت دارد، اين است كه علي دايي، برنده «حقوقي» اين دعواست و آقاياني كه موقع عزل و نصب او، بله قربان گوي مقامات مافوق تشريف داشتند، چارهاي ندارند مگر آنكه دوباره سر كيسه آنچه «بيتالمال» خوانده ميشود را شل كنند و بقيه پول مربي اخراجي را بپردازند. ما هم كه يا خوابيم، يا تفنگمان خراب است يا فشنگ ندارد!
4- انگار هميشه پاي يك «بيتالمال» در ميان است. دوستان محترمي كه در قبال ديگران از در دروازه هم عبور نميكنند و در ماجراي اموال عمومي به اصطلاح مو را از ماست بيرون ميكشند، خودشان متخصص رد شدن از سوراخ سوزناند و با سوء مديريت و يا هر چيزي ديگري(!) گاهي گافهايي ميدهند كه هزينهاش حقيقتا كمرشكن است.
آقاياني كه امروز در فدراسيون فوتبال سنگ بيتالمال را به سينه ميزنند، همان حضراتي هستند كه نه تنها در ماجراي جذب دايي اهمال كردند و حالا اين هزينه وحشتناك را به ملت تحميل كردهاند، بلكه هماكنون هم در داستان قطبي به نوعي در حال تكرار همان اشتباه هستند. چه كسي فراموش كرده است سخنان آقاي تاج در تلويزيون را؛ آنجا كه ميگفت «ميخواهيم قطبي را كنار بگذاريم و يك مربي تراز اول خارجي بياوريم، قيمتش هم براي ما مهم نيست، چون چند ميليارد تومان را ميشود به راحتي تامين كرد»... راستي اين چند ميليارد كذايي و آن تتمه حساب افشين امپراتور، جزو «بيتالمال» نيست؟!



