نخست وزیر رژیم صهیونیستی در سخنرانی سال گذشته خود در کنگره آمریکا، بدون اشاره به جنایات نظامیان اسرائیلی و ویرانی گسترده نوار غزه گفت وقتی با حماس، حزبالله و حوثیها میجنگیم، با ایران میجنگیم. اگر اسرائیل سقوط کند، آمریکا کشور بعدی خواهد بود.
در جریان این نبرد سرنوشت ساز، قبیله قریش اتحادی را با دیگر قبایل بت پرست و نیز یهودیان تشکیل داد، گروهی از پهلوانان را با خود همراه ساخت و منافقان نیز از داخل مدینه با پخش اخبار نادرست و بزرگنمایی قدرت سپاه احزاب، در تضعیف روحیه مسلمانان و مومنان تلاش کرده و شایعه پراکنی می کردند و می کوشیدند مقاومت مسلمانان را در هم شکسته و حتی آنان را به تسلیم دعوت نمایند.
شاهد بالندگی نوجوانان و جوانان برومندی هستیم که اندیشه آنان، موتور محرکه تحولات بزرگ و سرنوشتساز در کشور و جهان است. این نسل پویا و آگاه، با بهکارگیری دانش، تعهد و روحیه عدالتخواهی خود در عرصههای مختلف زندگی، میتوانند چون سردار دلها، حاج قاسم، منشأ تحولی شگرف در جهت روشنایی، استقلال و تحقق آرمانهای متعالی بشری باشند.
همیشه همین بوده و الان هم همین است. امروز دوشنبه ۱۸ اسفند خبری از مرگ یکصهیونیست در سرزمینهای اشغالی رسید که با شنیدن صدای آژیر حمله موشکی ایران، در حالیکه سوار موتورسیکلت بوده، از وحشت مرده و زمین خورده است.
ضمن پوزش از برخی چهره های فرهنگی و هنری آمریکایی چون ادیسون، اورسن ولز،او، هنری،مارک توآین، ویلیام فاکنر،جک لندن و... میگویم جناب رئیس جمهور سرکش و سنگدل آمریکا، جهت اطلاع سرکار عرض می کنم تاریخ تاسیس آمریکا از تاریخ ساخت اصطبلهای کاروان سرا های دوره صفویه هم کمتر است!
اما چندکلمه با وطن فروشان؛ این روزها که صدای انفجار میآید نترسید، به موشکی که دارد پایین میآید زمانی که به فاصله یک متریتان رسید از شیرین کاریهایتان بگویید! مثلا بگویید که استوری میگذاشید و در خیابانها میگفتید این آخرین نبرده...؛ حتما بگویید که در ماجرای زن، زندگی آزادی چقدر به مدافعان امنیت فحاشی میکردید، بگویید که با آرمان علیوردی و روحالله عجمیان چه کردید!
باید به خلبانهای اسرائیلی و آمریکایی چنین گفت که کدام مؤلفه قدرت هوایی و کدام مصداق شجاعت را به نمایش گذاشتی، وقتی کودکان مظلوم را که هیچ مانعی برای دفاع از خود ندارند بمباران کردی؟
مغیره و مروان بن حکم ازجمله کارگزاران معاویه بودند که دشنام زیادی به امام علی (ع) میدادند؛ طوریکه امام حسن (ع) روزی در پاسخ به دشنامگوییهای مروان گفت: «خداوند پدرت را به زبان رسول خدا (ص) لعن کرد در حالیکه تو در پشت او بودی؛ آنجا که رسول خدا فرمود خداوند حکم بن ابیالعاص و فرزندانش را لعنت کند!»
یکی در حد توان نان و حلوایی درست کرده و آن را به موکبدارن میدهد تا بین مردم پخش کنند، یکی جعبه بیسکویتی را در کیفش گذاشته و به یاد نوه شهید رهبر بین بچهها تقسیم میکند؛ آنقدر زیباییهای مسیر شور و حماسه حضور مردم بالاست که نمیدانی کدام را روایت کنی، دخترانی که پرچم جمهوری اسلامی را به گردن آویختند، کفنپوشانی که آمادگی خود را با جملههای انقلابی و نثار جان و مالشان در راه این نظام به تصویر میکشند.
منزل بابک اسحاقی (همان مرد عینکی کچل که همیشه با صدای آژیر فرار میکند) هم در خولون است. منزل مئیر جاودان از یهودیان فارسیزبانی که برای تحلیل با او ارتباط میگیرند، در تلآویو است.
موضعگیری جالب دیگر اینروزها متعلق به رابین مونوتی فیلمساز فرانسوی بود که نوشت: «خامنهای دقیقاً میدانست چه میکند. مادیگرایی نمیتواند بر ایمان پیروز شود. به همیندلیل است که ترامپ و غرب از پیش این جنگ را باختهاند. جالب اینجاست که این درس همان درسی است که عیسی مسیح تلاش کرد به ما بیاموزد.»
برای آنکه تودهها همواره در گمراهی بمانند و ندانند در اطرافشان چه میگذرد و با آنها چه میشود، با ایجاد وسایل تفریح و سرگرمی و بازیهای خندهآور و انواع ورزشها و لذت بردن و شهوترانی و زیاد کردن کاخهای زرق و برقدار و خانههای مجلل، آنها را به خود مشغول خواهیم کرد. مطبوعات نیز مسابقههای هنری، ورزشی و غیره راه خواهند انداخت، و بدینترتیب اذهان توده متوجه اینامور و از برنامههای ما منصرف خواهد شد.
عکسالعمل خبرنگار ایرانی که برای صداوسیما گزارش تهیه میکرد جالب بود. نه تنها فرار را برقرار ترجیح نداد و دنبال سوراخ موش نگشت، بلکه با فیلمبردارش کمی آنسوتر رفت تا تصویر دقیقی از انفجار و اثرات بمباران دشمن بگیرد و مخاطبانش حقیقت را شاهد باشند.
آدم وقتی چنینخصلتهایی را میبیند، از اینملت خجالت میکشد. ما اگر برای جلب رضای خدا؛ زیر پای اینملت له بشویم، شخصا معتقدم باز هم کمکاری کردهایم. وقتی برادر محسن رضایی و همراهان او در جریان حمله اسرائیل به سوریه رفتند و به ایران برگشتند، در ملاقات با امام گزارش سفرشان را دادند...
آنها دروغسازان بزرگی هستند که نمیگویند رهبران فراری خاندان پهلوی کردند که در بحرانها، مردم خودشان را رها میکنند و در آغوش اربابان قرار گرفتند و حتی برای دو روز ماندن جزیره در جنوب و دشت حاصلخیز در غرب را به بیگانگان هدیه میکنند.
تا پیش از شروع جنگ، نبض اقتصاد ما به ظاهر دست آمریکاییها و یهودیان بینالملل بود و با کارشکنی و تحریم و هرترفندی که بلد بودند، بهاصطلاح نفس مردم را گرفته بودند. حالا وضعیت جالبی به وجود آمده که میتوان در آن صدای خنده خدا را شنید.