سال ۱۳۸۳ بود که خانم عبادی که خود را خیلی صلحطلب میدانست و احساس میکرد باید کارهایی در خور عنوان جایزه صلح نوبل انجام دهد، در یکنمایش که یکی از مهرههایش شبکه BBC بود شرکت کرد و ناکامیاش همینجا رقم خورد.
درس اخلاقی و نتیجهگیری خود فرات العانی بهعنوان راوی اتفاقات کتاب، پس از مشاهده تجاوز گروهی کشورها به خاک کشورش، مهم و قابل توجه است: «بعد از ۱۲ سال محاصره اقتصادی که نفس عراق را گرفت، سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل را به زباله دان انداختم.»
بعضیها فکر میکنند که در دستگاه خدا هم میشود زرنگی کرد؛ خیال میکنند یک نمازی بخوانیم، روزهای بگیریم، دیگر هرکاری کردیم مهم نیست! یکعمرهای برویم، دیگر هرچه ظلم و ستم و حق و ناحقی بهجا آوردیم، مهم نیست!
همه شهروندان یهودی روی سرش میریزند و لباسهای غصبی مرد فرانسوی را از تنش در میآورند. او هم لخت و عریان با یک لباس زیر در خیابان میماند. به نظر میرسد اینتصویر واقعی سرباز اسرائیلی باشد. کارگردان ۴۶ سالهشان که اینطور تصویرش کرده است.
در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و در حوادث اخیر، فرح پهلوی هیچ گاه بهصورت علنی و آشکار از متجاوز به خاک ایران حمایت نکرد. چرا که این امر مخالف هرگونه گفتمان ملیگرایی افراطی پهلویها و در نظر همه نوعی خیانت به وطن محسوب میشد.
۲۱ دیماه ۱۳۵۷ بود که روزنامه اطلاعات در یکی از عناوین صفحه اول خود نوشت: «اعزام ناوهای جنگی جدید و جنگندههای اف - پانزده برای مقابله با اوضاع ایران».
برنامه مورد اشاره که از بهار تا روزهای پایانی سال، تبدیل به رویدادی ملی شده، بر پایه شعار و نامگذاری سال ۱۴۰۴ توسط رهبر انقلاب یعنی «سرمایهگذاری برای تولید» شکل گرفت اما نکته مهم درباره آن این است که با توجه به شرایطی که پس از جنگ ۱۲ روزه و کودتای طراحیشده آمریکا و رژیم صهیونیستی در داخل خاک ایران به وجود آمد، اینروزها یکی از بلندگوهای جریان ملیگرایی و علاقه به وطن است.
برخی مطالعات افزایش اضطراب، مقایسه اجتماعی و کاهش اعتمادبهنفس را در میان کاربران نوجوان نشان میدهند، در حالی که تحقیقات دیگر بر نقش این فضاها در ایجاد احساس تعلق، حمایت همسالان و دسترسی به منابع آموزشی تأکید دارند. به بیان دیگر، تأثیر شبکههای اجتماعی یکدست و همگانی نیست؛ بلکه به عوامل متعددی مانند شرایط خانوادگی، ویژگیهای شخصیتی و میزان نظارت و آموزش بستگی دارد.
پس از رسیدن به نجف، چاپخانه ای تاسیس کرد و نام السعادة را بر آن گذاشت. سپس گام نخست برای چاپ الذریعه را برداشت؛ اما در سالهای آتی موانع به وجود آمد که ناگزیر شد چاپخانه را بفروشد. پس از فروش چاپخانه با بخشی از پول آن، جلد اول کتابش الذریعه را در سال قمری منتشر و در ادامه به چاپ جلدهای دوم و سوم آن نیز اقدام کرد. البته بقیه مجلدات این اثر را در تهران منتشر کرد.
واقعا مهمانی است؛ واقعا سفره پذیرایی است. جمله دیگری میفرماید که جا دارد انسان پر در بیاورد! هر مهمانی، عزیز نیست. گاهی شما چندنفر را دعوت میکنید؛ در میان آنها یکنفر هم برای شما عزیز نیست. روی جهاتی او را دعوت کردهاید! آیا در مهمانی خدا هم چنینچیزی وجود دارد؟! نه چنین نیست؛ میفرماید: «و جعلتم فیه من اهل کرامه الله.» (شما در اینمهمانی، از اهل کرامت خدا قرار گرفتهاید!)
نکته اجتماعی و تربیتی دیگر درباره اینفیلم که سال ۲۰۱۶ ساخته شده، مربوط به وقتی است که روتی در مدرسه ثبتنام میشود و برای اینکه به همکلاسی دیگرش ثابت کند، اُمل و عقبمانده نیست باید سیگار و گل بکشد. فیلمنامه «همه چیزی که داشتیم» نشان میدهد بزرگشدن نوجوانان در شرایط بحران اقتصادی و وقتی پدر و مادر مناسبی بالای سرشان نباشد، چه مخاطرات و آسیبهایی در پی دارد.
مرد آمریکایی مورد اشاره در مراسم تحلیف ریاستجمهوری بیل کلینتون در حلقه ۱۵ نفر اول حضور داشته اما در ایران و دیدار با رفیقدوست اعلام کرد با مظاهر فساد در آمریکا سازگاری ندارد و باوجود اینکه ایالات متحده چندصد کانال تلویزیونی دارد، فرزندانش فقط حق دارند چهار کانال را تماشا کنند.
«خیابان جمهوری» فیلم خوبی است البته تا فراز پایانی و فصل آخرش! چون پایانبندی نامناسب آه افسوس مخاطب را بلند میکند و حسرت جمعشدن دامنه یکقصه خوب را به دلش میگذارد. واکنش بهتزده مخاطبان نسبت به پایانبندی فیلم و بالاآمدن تیتراژ، گواه این بود که ساختار فیلم و گذاشتن نقطه پایان در اینلحظات فیلم، اصلا مناسب نبوده است.
اگر حساب کنیم، اصل و اساس فیلم «June Zero» هم مثل کلیت موجودی اسرائیل بر پایه دروغ بنا شده است. کلیت فیلم هم – اگر از حاشیههایش مثل دزدیکردن پسربچه و مجلههای اسرائیلی که در دست دانشآموزان مدرسهای نوجوان است و روی جلد و درونشان عکس زنان برهنه چاپ شده بگذریم – درباره ساخت یککوره خیلی پیشرفته آدمسوزی توسط یهودیها برای سوزاندن یکجسد است.
زن مو بور، گرچه بینمک و نازیبا، باز بر زن مو مشکی برتری مییابد. کالایی که استعمارگر تولید میکند، یا قولی که او میدهد، با اعتماد بیشتری روبرو میگردد. آداب و رسوم و لباس و غذا و معماری استعمارگر، حتی اگر با محیط سازگار نباشد، باز بهشدت تقلید میشود و حد نهایی اینتقلید، نزد جسورترین افراد، زناشویی با زن فرنگی است.
از اواخر برج سنبله، یعنی ماه شهریور، آرد کمتر به نانواها داده شد و طبعا جلوی دکانهای نانوایی ازدحام به راه افتاد. از همهجا خبر از وضع بد نان و ازدحام در دکانهای نانوایی و احیانا زیر دست و پا رفتن زنان و کودکان میرسید. البته هیچکس چنینچیزی به چشم ندیده بود ولی همه شنیده بودند که مثلا چندنفر از گرسنگی مردهاند. اینتحریکات در جنوب شهر شایعتر و گستردهتر بود و آنروزها شاید کمتر کسی میدانست که اینشایعات از کجا سرچشمه میگیرد ولی امروز میدانیم.