دشمن موشک نمیخواهد؛ دروازههای اقتصاد باز است/ تورمِ دلار ۲۰۰ هزار تومانی هنوز سر سفره نیامده/ نفت گران شد، اما خوشحالی ندارد

حسین صمصامی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس و استاد اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی در گفتگوی تصویری با خبرنگار اقتصادی تابناک، ابعاد تازهای از آنچه او «جنگ تمامعیار اقتصادی» علیه ایران میخواند، مطرح کرد؛ جنگی که به گفته او، محور اصلی آن نه حمله نظامی، بلکه اثرگذاری بر مهمترین متغیر اقتصاد ایران، یعنی نرخ ارز است. صمصامی معتقد است دشمن با بهرهگیری از انتظارات تورمی، بازار آزاد ارز، فشار بر صادرات نفت و همچنین برخی سازوکارهای قانونی داخلی، مسیر اثرگذاری بر اقتصاد ایران و سفره مردم را پیدا کرده است.
صمصامی در این گفتوگو با اشاره به نقش نرخ ارز در قیمت کالاهای وارداتی، نرخهای توافقی میان صادرکنندگان و واردکنندگان، سیاستهای بانک مرکزی در بازار طلا و ارز، و همچنین اثر افزایش قیمت جهانی نفت بر قیمت فرآوردهها و مواد اولیه، هشدار میدهد که بخشی از آثار نرخهای جدید ارز هنوز در میتواندت مردم ظاهر نشده و در ماههای آینده میتواند خود را در قالب تورم شدیدتر نشان دهد. نماینده تهران همچنین با انتقاد از برخی قوانین مصوب دهه ۱۳۸۰، میگوید سازوکارهایی که با هدف مقابله با فساد و جهانیسازی قیمتها طراحی شده بود، امروز در شرایط تحریم و جنگ اقتصادی، به کانالی برای انتقال فشارهای بیرونی به داخل اقتصاد تبدیل شده است.
مشروح گفتوگو با حسین صمصامی نماینده مردم تهران را در ادامه می بینید و میخوانید؛
"آنچه اکنون در حال وقوع است، این است که جنگ، از حالت نظامی، تقریباً تا حدودی به جنگ اقتصادی تبدیل شده و حتی جنگ نظامی دشمن، یعنی آمریکا و در رأس آن ترامپ که این جنگ را آغاز کرده، به سمت جنگ اقتصادی سوق پیدا کرده است.
جنگ اقتصادی یا نظامی؟
ترامپ یک بیزینسمن است و همواره تحلیل هزینه ـ فایده انجام میدهد. او بررسی میکند که مثلاً شلیک یک موشک چقدر هزینه و چه میزان منفعت دارد. وقتی میبیند شلیک موشک برایش هزینه ایجاد میکند، میگوید چه کاری است که من موشک بزنم و برای خودم هزینه درست کنم؟ من میتوانم کاری انجام دهم که بدون متحمل شدن هزینه، جامعه ایران را تسلیم کنم. آن کار چیست؟ جنگ اقتصادی.
اکنون ما در شرایط یک جنگ تمامعیار اقتصادی قرار داریم. دشمن چه اقدامی انجام میدهد؟ دشمن بر اساس زیرساختهایی که ما ایجاد کردهایم، علیه ما و به نفع خودش استفاده میکند. یعنی دیده است که چه زیرساخت مناسبی در ایران آماده شده است. با خود میگوید چرا باید موشک زیادی شلیک کنم؟ این زیرساخت را خود ایران آماده کرده و ما بهراحتی میتوانیم از آن استفاده کنیم.
برای مثال، فرض کنید شما یک مسیر ترانزیتی ایجاد کردهاید که خودروها بهراحتی در آن رفتوآمد میکنند. اکنون دروازههای اقتصادی ما به روی دشمن گشوده شده است. نمیگویم روزنه یا در؛ میگویم دروازه گشوده شده است.
ارز مانند هندوانه و سیب و گلابی نیست

مبنای اقدام دشمن نیز مهمترین متغیر اقتصادی کشور است. همانطور که میدانید، برخلاف برخی دوستان که میفرمایند ارز مانند هندوانه یا سیب و گلابی است، ارز یک کالای امنیتی محسوب میشود و تغییر قیمت آن بر تمام شئون زندگی مردم اثر میگذارد. دشمن روی مهمترین متغیر اقتصادی کشور انگشت گذاشته است. حالا دوستان میخواهند این موضوع را بپذیرند یا نپذیرند، اما هدف آنها ارز است.
- بیشتر بخوانید:
پیروی از دلار تلگرامی اوج حماقت است
دشمن چگونه اثر میگذارد؟ ترامپ یک توییت منتشر میکند و میگوید ما کارزار طرد اقتصادی ایران را آغاز کردهایم. سپس بنادر جنوبی را محاصره میکند و اجازه نمیدهد نفت صادر کنیم. این اقدام دو اثر دارد: یک اثر روانی و یک اثر واقعی.
اگر بتوانیم اثر واقعی این اقدام را از طریق کانالهایی که در حوزه تجارت میتوانیم ایجاد کنیم، از بین ببریم، اثر روانی آن را نیز باید مدیریت کنیم؛ اما ما تاکنون نتوانستهایم اثر روانی این اقدامات را مدیریت کنیم و دشمن بر همین اثر روانی سوار شده است.
نفوذ دشمن در بازار آزادِ قاچاق
بهمحض وقوع چنین اتفاقی، دشمن قطعاً در بازار آزادِ قاچاق نفوذ کرده و تحرکاتی ایجاد میکند. اکنون از طریق نفوذ در بازار آزاد و تحریک انتظارات مردم، از مسیر بازار آزاد، در حال اثرگذاری است. البته بخشی از این مسئله واقعی است، اما همین موضوع نرخ ارز را افزایش میدهد.
اکنون وارد یک جنگ تمامعیار اقتصادی شدهایم. دقیقاً از چه زمانی افزایش نرخ ارز در بازار قاچاق تشدید شد؟ زمانی که کارزار طرد اقتصادی ایران مطرح شد. تاریخ آن را بررسی کنید. از همان زمان، این روند تشدید شده و در آینده نیز تشدید خواهد شد.
وقتی چنین اتفاقی میافتد، بانک مرکزی میگوید شما در مجلس قانونی تصویب کردهاید که نظام ارزی ما شناور مدیریتشده است؛ بنابراین من باید نرخ ارز را افزایش دهم شناور مدیریتشده است؛ بنابراین من باید نرخ ارز را افزایش دهم با آن، قیمت سایر داراییها نیز افزایش پیدا میکند.
پیشبینی بانک مرکزی؛ قیمت ها بالا می رود
خود بانک مرکزی نیز این نرخ را در قیمت سکه اعمال میکند و آن را میپذیرد. وقتی بانک مرکزی برای سکه قیمت ۲۴۵ میلیون تومان تعیین میکند، این اقدام چه معنایی دارد؟ معنایش این است که نرخ بازار آزاد و قاچاق ارز را در محاسبه قیمت طلا لحاظ کردهام. در واقع، این اقدام یک علامت هشدار است و نشان میدهد که بانک مرکزی همسو با دشمن حرکت میکند و میگوید پیشبینی این است که قیمت ها بالا می رود.
وقتی نرخ ارز افزایش پیدا میکند و بانک مرکزی نیز بر آن صحه میگذارد و نرخ تالار مبادله را بالا میبرد، مثلاً به ۱۶۰ یا ۱۶۲ هزار تومان میرساند، آثار آن به بخشهای مختلف اقتصاد منتقل میشود.
بخشی از واردات ما از طریق تالار مبادله انجام میشود. بخشی از ارز حاصل از صادرات غیرنفتی نیز براساس تفاهمی که میان صادرکننده و واردکننده انجام میشود، برای واردات مورد استفاده قرار میگیرد؛ این فرآیند تحت عنوان نرخ توافقی شناخته میشود.
معامله کن و خیرش را ببین!
نرخ توافقی چیست؟ صادرکننده، واردکنندهای را پیدا میکند و این دو درباره نرخ ارز با یکدیگر توافق میکنند. واردکننده نیز با همان نرخ توافقی، واردات خود را انجام میدهد. حالا وقتی قیمت دلار در بازار به ۲۳۳ هزار تومان میرسد، صادرکننده و واردکننده با چه نرخی توافق میکنند؟ مثلاً صادرکننده میگوید با نرخ ۲۲۰ هزار تومان معامله کن و خیرش را ببین! بنابراین، اقدامی که دشمن انجام داده، در اینجا در قیمت کالای وارداتی ما اثر میگذارد؛ زیرا واردکننده کالا را با نرخ ۲۲۰ هزار تومان وارد میکند.
- بیشتر بخوانید:
دلار ۲۵۰ هزار تومانی هم دور نیست!
البته باید تأکید کنم که هنوز نرخهای ۱۸۰، ۲۰۰ یا ۲۱۰ هزار تومانی در سفره مردم ظاهر نشدهاند. این نرخها یک ماه دیگر خودشان را در سفره مردم نشان خواهند داد و با تورم بدتری نسبت به شرایط فعلی مواجه خواهیم شد. در حال حاضر، معمولاً ثبت سفارشهایی که انجام شده، با دلار ۱۴۰ یا ۱۵۰ هزار تومان بوده است.
همچنین انبار بنگاههای تولیدی ما هنوز حاوی موادی است که با دلار ۱۳۰ یا ۱۴۰ هزار تومان وارد شدهاند. برای مثال، فکر میکنم اکنون نرخ در بورس کالا حدود ۱۶۰ هزار تومان قیمت خورده است، اما هنوز نرخ ۱۶۰ هزار تومانی بهطور کامل در قیمت کالاها منعکس نشده است. بنابراین، دشمن از طریق انتظارات و همچنین قوانینی که ما داریم، اثرگذاری میکند. اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود. فقط مسئله این نیست که واردکننده با نرخ توافقی اقدام به واردات میکند.
نکته مهم دیگر این است که اکنون قیمت نفت به ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسیده است. البته قیمت نفت در بازار نقدی بالاتر است و قیمت ۱۰۰ دلار مربوط به تحویل در یک ماه آینده و بازار آتی است. قیمت نقدی نفت اکنون بالای ۱۰۰ دلار، حدود ۱۱۰ یا ۱۱۵ دلار است.
نگران افزایش قیمت نفت باشیم

قانون الحاقی یک و دو به شرکت ملی نفت میگوید که باید نفت را با قیمت جهانی به پالایشگاهها بفروشد؛ یعنی با قیمت ۹۵ درصد فوب خلیج فارس. شرکت ملی نفت نیز نفت را با ۹۵ درصد فوب خلیج فارس و با دلاری که بانک مرکزی تعیین کرده، عرضه میکند. وقتی قیمت نفت افزایش پیدا میکند، طبیعتاً باید خوشحال باشیم، نه ناراحت. اما واقعاً باید نگران باشیم؛ چراکه با مکانیزمی که در قوانین طراحی کردهایم، این افزایش قیمت چگونه وارد سفره مردم میشود؟
شرکت ملی نفت میگوید قانونی که شما تصویب کردهاید، این دو موضوع را به یکدیگر متصل کرده است. قانون الحاقی میگوید اگر بخواهید نفت خام را به پالایشگاه بدهید، باید آن را با قیمت ۹۵ درصد فوب خلیج فارس عرضه کنید. اکنون که قیمت فوب خلیج فارس ۱۰۰ دلار است، ۹۵ درصد آن معادل ۹۵ دلار میشود.
این نفت در پالایشگاه به فرآوردههای اصلی و ویژه تبدیل میشود. طبیعی است که قیمت فرآوردههای اصلی، شامل بنزین، گازوئیل، نفت سفید و نفت کوره، افزایش پیدا کند. از سوی دیگر، دولت میگوید یارانههای پنهانی که پرداخت میکند، چه میزان است و تا چه اندازه باید این یارانه را ادامه دهد؟
فرآوردههای ویژه نیز شامل چه محصولاتی میشود؛ از حلالها گرفته تا روانکنندهها، روغنها و محصولات مشابه. این محصولات بهنوعی در مواد اولیه تولید مورد استفاده قرار میگیرند و در فرآیند تولید به کار میروند. بنابراین، قیمت آنها نیز بهشدت افزایش پیدا میکند و متناسب با قیمت نفت، اثر خود را در سفره مردم نشان میدهد.
این قانونی است که خود ما ایجاد کردهایم. بنابراین دشمن میگوید چه نیازی است که من موشک شلیک کنم؟ من میتوانم یک کارزار مجازی ایجاد کنم؛ اروپا نیز وارد این روند میشود و عوامل دیگر هم به آن میپیوندند. در نتیجه، قیمت ارز افزایش پیدا میکند و عوامل مختلف نیز به رشد نرخ ارز دامن میزنند.
قانون جمهوری اسلامی ایران، دستکم در بخشی از مباحث اقتصادی، عملاً در خدمت دشمن قرار گرفته و دشمن از این ظرفیت استفاده میکند تا کشور را تضعیف کند.
تابناک: چه کسی این قوانین تصویب کرده است؟
صمصامی: ما نمایندگان مجلس؛ البته نه نمایندگان مجلس دوازدهم، بلکه نمایندگان مجالس قبلی، در سالهای ۱۳۸۰، ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲.
تابناک: هدف آنها در آن زمان چه بود؟
صمصامی: هدفشان این بود که فساد را از بین ببرند. میگفتند نفت را با قیمت ۹۵ درصد فوب خلیج فارس به پالایشگاهها تحویل دهیم و قیمتها را جهانی کنیم. اما وقتی اقتصاد ما کوچک است و در جایگاه «گیرنده قیمت» قرار دارد، جهان قیمت را به ما دیکته میکند. اکنون آمریکا عملاً در جایگاه تعیینکننده قیمت جهانی قرار گرفته و ما نیز همان قیمت را وارد سفره مردم میکنیم.
نکته مهم دیگری نیز وجود دارد که باید به آن اشاره کنم: ما هنوز این مسئله را درک نکردهایم. اکنون نمیدانیم دقیقاً از چه مسیری آسیب میبینیم. وقتی قیمتها افزایش پیدا میکند، میگوییم علت آن کسری بودجه، پایه پولی، نقدینگی و تورم است و در نهایت، تورم باعث افزایش نرخ ارز میشود.
جبران کسری بودجه هزار و ۷۰۰ همتی را با گرانی دلار؟

برخی میگویند نرخ ارز باید افزایش پیدا کند و خطاب به منتقدان میگویند شما سواد اقتصادی ندارید و این حرفها چیست که مطرح میکنید؟ میگویند کتابهای اقتصاد را بخوانید و ببینید در مباحث اقتصاد چه نوشتهاند: کسری بودجه، نقدینگی، تورم و در نهایت نرخ ارز. اما اکنون باید چه کار کنیم؟ کسری بودجه وجود دارد. درآمدهای مالیاتی کاهش یافته، فروش نفت نیز کم شده و هزینهها افزایش پیدا کرده است. حالا باید چه کاری انجام دهیم؟ کسری بودجه هزار و ۷۰۰ همتی را چگونه باید جبران کنیم؟ برخی میگویند نرخ ارز را افزایش دهیم. سازمان برنامه و بودجه نیز در محاسبات خود برای تأمین کسری بودجه، در صورت ادامه وضع موجود، نرخ تسعیر ارز را ۲۰۰ هزار تومان در نظر گرفته است؛ تازه این محاسبه مربوط به حدود یک ماه قبل است.
هنوز متوجه نشدهایم که از کجا آسیب میبینیم
یعنی گفته میشود افزایش نرخ ارز اتفاق خوبی است؛ زیرا با افزایش قیمت نفت و رشد نرخ ارز، درآمدهای ارزی ما افزایش پیدا میکند. سپس نرخ ارز را در ارزش صادرات ضرب میکنیم و درآمد بیشتری به دست میآوریم. با چنین تفکری، به نقطهای رسیدهایم که هم کسری بودجه ایجاد کردهایم، هم تورم و هم نارضایتی مردم. با این حال، هنوز متوجه نشدهایم که از کجا آسیب میبینیم؛ در حالی که دشمن این مسیر را شناسایی کرده است."
هر چه سرت بیاد حقته
مگر میشود بازار ازاد را بازار قاچاق خواند؟؟؟؟
اقای محترم سکه های طلا و گرم ۱۸ و مظنه طلا بر اساس چه دلاری روزانه توسط اتحادیه طلا قیمت گذاری میشود؟؟؟؟؟؟؟
چرا روی صحبتهای غلط خود سماجت دارید؟؟؟؟؟
اقای فرزین هم به ارز ازاد میگفت ارز تلگرامی
اقای فرزین الان کجا هستند بابت تحلیلهای غلط دوران مدیریت خود؟؟؟
این عکس دلارهایی که گذاشتهاید واقعاً جالب است!
داشتم با خودم فکر میکردم اگر از همان روزهای کشف نفت، درآمدهای این ثروت ملی با مدیریتی اصولی، دوراندیشانه و شفاف اداره میشد، امروز سهم هر ایرانی از مازاد درآمدهای نفتی شاید دستکم به همین اندازه بود!
ثروت بهتنهایی ضامن پیشرفت نیست؛ این مدیریت است که ثروت را به رفاه، توسعه و عزت تبدیل میکند.
یک مدیریت صحیح و اصولی میتواند یک سازمان و در نهایت یک کشور را از حضیض ذلت به اوج عزت و سربلندی برساند؛ همانگونه که مدیریت نادرست میتواند حتی بزرگترین سرمایههای یک ملت را نیز به هدر دهد.
گاهی فاصله میان «فقر و ثروت» یک ملت، نه در میزان منابع آن، بلکه در نحوه مدیریت همان منابع است.

