ایران تنگه هرمز را ضامن مذاکرات هستهای میداند/ ایران به اعراب فهماند پایگاههای آمریکا امنیت نمیآورد
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «نیوزویک» آمریکا در گزارشی نوشته است: «اهداف اصلی تهران هستهای نیست، با وجود اینکه آمریکا و اسرائیل بر این مسئله متمرکز شدهاند. جمهوری اسلامی همواره تلاش برای تولید سلاح کشتار جمعی را رد کرده است و در طول این جنگ، ابزاری قدرتمندتر را بهکار گرفته است: اهرم نفوذ خود بر تنگهٔ هرمز.
بهزودی ممکن است این وضعیت رسمیت یابد، زیرا گزارشهایی از توافق قریبالوقوع بین ایران و عمان حکایت دارند. عمان بهدنبال ایجاد سیستمی برای دریافت هزینههای خدماتی از هر دو کشوری است که در امتداد این کریدور حیاتی نفت و گاز قرار دارند، تا کلید حل و فصل صلح باشد.
جواد حیران نیا، مدیر مطالعات خلیج فارس در مرکز تحقیقات علمی و مطالعات راهبردی خاورمیانه در تهران، به نیوزویک گفت: «مهمترین هدف ایران، تبدیل دستاوردهای نظامی و فشارهای ناشی از جنگ به یک مزیت راهبردی دائمی و بهرسمیتشناختهشده است - یعنی تسلط بر تنگهٔ هرمز».
او افزود: «تهران بهدنبال کنترل و نفوذ خود بر این آبراه حیاتی به جهان، و بهویژه به آمریکا، بهعنوان یک واقعیت غیرقابلانکار و برگشتناپذیر است».
در واقع، حیران نیا گفت که ترتیباتفاقات مربوط به تنگهٔ هرمز میتواند از «معادلهٔ هزینه-فایده در مورد مسئلهٔ هستهای» حمایت کند و در صورتی که ایران با وجود شکست نهایی آمریکا در انجام تعهدات خود، با رقیقسازی اورانیوم غنیشدهٔ خود موافقت کند، بهعنوان یک بیمهنامه در برابر مداخلهٔ آیندهٔ آمریکا عمل کند.
با این حال، در پشت این مانور، یک بازی قدرت بزرگتر وجود دارد که میتواند نظم منطقهای را که از زمان آغاز جنگ در غزه و پس از نزدیک به سه سال بحران، در حال نوسان است، برای همیشه دگرگون کند.
حیران نیا گفت: «از دیدگاه تهران، بهرسمیتشناختن جایگاه ایران بهعنوان یک بازیگر قدرتمند منطقهای از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا این بهرسمیتشناختن راه را برای تحقق اهداف اصلی آن - یعنی تثبیت کنترل بر تنگهٔ هرمز و دریافت تضمینهای امنیتی - هموار میکند».
او افزود: «ایران بهدنبال تثبیت جایگاه خود در نظم منطقهای در حال ظهور بهعنوان یک قدرت تعیینکننده است، نه صرفاً یک بازیگر منفعل تحت فشار».
نظم جدید خاورمیانه
زمانی که حماس در اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل حمله کرد، بهنظر میرسید ایران غافلگیر شده است. با این حال، ائتلاف محور مقاومت تهران بهسرعت واکنش نشان داد. جنبش حزبالله لبنان روز پس از حملهٔ غافلگیرانهٔ حماس وارد مناقشه شد و بهزودی انصارالله یمن (معروف به حوثیها) و گروه جمعی از شبهنظامیان حشد شعبی، معروف به مقاومت اسلامی در عراق، نیز به آنها پیوستند.
هر یک از این گروهها متحمل ضربات شدیدی در قالب حملات اسرائیل و آمریکا علیه جنگجویان، رهبران ارشد و انبارهای تسلیحات شدند. زمانی که جنگ برای ۱۲ روز در ژوئن گذشته مستقیماً به ایران رسید، بهنظر میرسید محور مقاومت آنچنان در همریختگی فرو رفته بود که نتواند پاسخی جامع ارائه دهد. اما جنگ آمریکا و اسرائیل که در فوریه آغاز شد، نتیجهای متفاوت به همراه داشت.
حیران نیا گفت: «اگرچه محور مقاومت در حملات اخیر تضعیف شد، ایران بهجای رها کردن آن، بهدنبال احیای آن از طریق سرمایهگذاری مجدد و تغییرات تاکتیکی است». او افزود: «اعضای این محور با گشودن جبهههای جدید (مانند اقدامات اخیر حوثیها و حشد شعبی علیه عربستان سعودی) و از طریق هماهنگی بیشتر، به افزایش فشار بر دشمنان و تقویت اهرمهای ایران کمک میکنند».
حیران نیا گفت: «در استراتژی جدید خود، ایران حتی اعلام کرده است که حملات به هر یک از اعضای این محور معادل حمله به زیرساختهای حیاتی خود است و متعهد به پاسخگویی شده است».
ایران تنها کشوری در منطقه نیست که روی مشارکتها سرمایهگذاری میکند. اما آشفتگی ناشی از سالها بحران و اکنون یک جنگ فعال، هم تغییرات جدیدی ایجاد کرده و هم تغییرات موجود در گسلهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه را تسریع کرده است.
عربستان سعودی که اکنون از چندین جبهه تهدید میشود، بیش از پیش به گروه غیررسمی چهارجانبهای از قدرتهای مسلمان شامل مصر، ترکیه و پاکستان که سپتامبر گذشته با آنها پیمان دفاعی رسمی امضا کرد، نزدیک شده است.
امارات متحدهٔ عربی نیز همکاری نزدیکتری با اسرائیل در چارچوب توافقنامههای ابراهیم و همراستایی رو به رشد با هند که شامل روابط راهبردی با یونان و قبرس نیز میشود، دنبال کرده است.
واگرایی عربستان و امارات منجر به تنشهایی در رابطهٔ همکاریآمیز این دو همسایهٔ شورای همکاری خلیج فارس شده است، زیرا آنها در مناقشات تقسیمکنندهٔ لیبی، سودان و یمن با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
بهگفتهٔ حیران نیا، از آنجایی که آمریکا تلاش میکند با ارتقای نقش ترکیه و تحت فشار قرار دادن عربستان برای برقراری روابط دیپلماتیک با اسرائیل، این شکاف را پر کند، ایران «با استفاده از اهرمهایی مانند تنگهٔ هرمز و شبکهٔ گروههای نیابتی خود، موازنهٔ قدرت را به نفع خود تغییر میدهد، اگرچه کشورهای عربی حاشیهٔ خلیج فارس و اسرائیل نیز بهدنبال حفظ منافع و نفوذ خود هستند و نظم نهایی حاصل این رقابت پیچیده خواهد بود».
پیامدها برای آمریکا
ناآرامیهای منطقهای در حال حاضر تأثیرات جدی بر حضور آمریکا در خاورمیانه گذاشته است. فراتر از کاهش مهمات حیاتی، از جمله موشکهای رهگیر که برای دفاع در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا اختصاص یافتهاند، شرکای واشنگتن شروع به زیر سوال بردن دامنه و کارآمدی روابط امنیتی کردهاند.
آیا ابراهیم، پژوهشگر غیرمقیم مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا که پیشتر در وزارت خارجه و کاخ سفید خدمت کرده است، در یک نشست مجازی به میزبانی «دفند آمریکا اکشن» به نیوزویک گفت: «فکر میکنم این جنگ بهطور اساسی محاسبات شرکای ما در حوزهٔ خلیج فارس را در مورد آمریکا و چتر امنیتی که ارائه میدهد، و همچنین درک ضمنی ما در مورد آن و نفت در منطقه تغییر داده است».
رندی منر، سرلشکر بازنشستهٔ نیروی هوایی و معاون پیشین رئیس ستاد مشترک برای گارد ملی، در همان رویداد به نیوزویک گفت که این مناقشه «تأثیر منفی قابلتوجه و ملموسی» بر منافع آمریکا فراتر از خاورمیانه داشته است.
او با اشاره به اینکه آمریکا داراییهای خود را از سایر مناطق راهبردی مانند تایوان (واقع در مرز با چین) و اوکراین (درگیر جنگ با روسیه در آستانۀ ناتو) جابهجا کرده است، هشدار داد: «جهان در مقایسه با قبل از جنگ علیه ایران، مکان بسیار بسیار خطرناکتری است».
کریس مگر، سخنگوی پیشین پنتاگون و یکی دیگر از شرکتکنندگان در این نشست، نیز تصویری تیره از روابط آمریکا در سراسر جهان ترسیم کرد، زیرا جنگ علیه ایران - و مداخله در ونزوئلا که پیش از آن انجام شد - منابع و توجه ارزشمندی را به خود جلب میکند.
مگر به نیوزویک گفت: «چین به انجام رزمایشهای عظیم در منطقهٔ هند و اقیانوس آرام ادامه میدهد و تایوان را تهدید میکند. آنها میبینند که ما در نقاط دیگر جهان چه میکنیم و آن را فرصتی میدانند». او افزود: «روسیه نیز جنگ خود در اوکراین را ادامه میدهد، چون میداند که ما در سایر نقاط جهان حواسمان پرت شده است».
مگر گفت: «بنابراین، این افزایش نیروها که در طول دورهٔ ریاستجمهوری در مکانهایی مانند آمریکای جنوبی و اکنون خاورمیانه شاهد بودهایم، نشان میدهد که این دولت حواسپرتی دارد و از اولویت واقعی، یعنی ایمنی و امنیت ایالات متحدهٔ آمریکا، غافل شده است».
در واقع، وقتی صحبت از چین بهمیان میآید، نفوذ این رقیب اصلی آمریکا در خاورمیانه نیز ممکن است بهعنوان یکی از پیامدهای متعدد این مناقشه تسریع یابد، زیرا پکن خود را بهعنوان چراغ راهی برای ثبات معرفی میکند.
جورجیو کافیرو، مدیرعامل مؤسسهٔ مشاورهٔ ریسک ژئوپلیتیک «گلف استیت آنالیتیکس» مستقر در واشنگتن، به نیوزویک گفت: «یکی از مهمترین روندها، عزم فزایندهٔ شرکای واشنگتن در حوزهٔ خلیج فارس برای متنوعسازی روابط خود فراتر از آمریکا، از طریق تعمیق روابط با چین و سایر قدرتها، و در نتیجه کاهش وابستگی خود به واشنگتن بوده است».
کافیرو گفت: «اگرچه این روند سالهاست که وجود داشته، بحران کنونی آن را تسریع میکند. بهطور کلی، معتقدم این بحران بهاحتمال زیاد به نظمی منطقهای در خاورمیانه منجر خواهد شد که بیشتر به سمت پکن گرایش دارد. رشد نفوذ چین بهبهای برتری آمریکا، کاملاً با منافع ژئوپلیتیک دیرینهٔ ایران همسو است».
ایران از دیرباز بر روابط نزدیکتر با چین سرمایهگذاری کرده و همزمان برای حذف حضور نظامی آمریکا در منطقه که از آن پس بهعنوان بهانهای بهجای بازدارنده برای خصومتها علیه کشورهای همسایه عمل کرده است، مبارزه کرده است.
کافیرو گفت: «همزمان، ایران استدلال دیرینهٔ خود را به دولتهای عربی تقویت کرده است که پایگاههای نظامی آمریکا در خاک آنها بیش از آنکه تضمینکنندهٔ ثبات باشند، منبع ناامنی هستند». او افزود: «چه رهبران حوزهٔ خلیج فارس کاملاً این دیدگاه را بپذیرند یا نه، این مناقشه بهوضوح به روایت تهران از دیدگاه بسیاری در منطقه اعتبار بیشتری بخشیده است».
او در ادامه گفت: «علاوه بر این، با بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی ایران در کنار تنگهٔ هرمز، جمهوری اسلامی در موقعیت مناسبی قرار دارد تا نفوذ خود را بر کشورهای عربی حاشیهٔ خلیج فارس افزایش داده و موازنهٔ قدرت منطقهای را به گونهای شکل دهد که ممکن است مدتها پس از فروکش کردن بحران کنونی نیز ادامه یابد».
تو و شریعتمداری و ثابتی و رسایی ؟
این عکس همان قاتلان مردم ایرن هستند. شما فکر می کنید اینها برای چیز دیگری استفاده شده؟
زنده باد ایران و جانم فدای ایران.

