راز کمبود گاز در سرزمین گاز!/ آیا زمستان امسال فرق میکند؟

در سالهایی که ناترازی گاز از یک هشدار کارشناسی به یک واقعیت روزمره برای اقتصاد ایران تبدیل شده، هر خبر درباره افزایش تولید، به سرعت به تیتر اول رسانهها تبدیل میشود.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، تازهترین وعده درباره گاز، بازگرداندن بخشی از ظرفیت از دسترفته و افزایش تولید تا حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب در روز است که در نگاه نخست، این عدد امیدوارکننده به نظر میرسد. اما سؤال اصلی جای دیگری است؛ آیا افزایش تولید، بهتنهایی میتواند بحران انرژی ایران را مهار کند یا تنها چند ماه زمان برای نظام انرژی کشور میخرد؟
واقعیت این است که پاسخ این پرسش را نباید فقط در میدانهای گازی جستوجو کرد بلکه باید در سیاستگذاری انرژی، الگوی مصرف، سرمایهگذاری و مدیریت تقاضا دنبال آن بود.
افزایش تولید ضرورت یا راهحل نهایی؟
هیچ تردیدی وجود ندارد که افزایش تولید گاز برای ایران یک ضرورت است. بخش بزرگی از برق کشور با سوخت گاز تولید میشود، صنایع بزرگ به گاز وابستهاند و در فصل زمستان، تأمین گاز خانگی اولویت نخست دولتهاست. در چنین شرایطی، هر مترمکعب افزایش تولید میتواند بخشی از فشار بر شبکه انرژی را کاهش دهد. اما تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که هر بار افزایش تولید اتفاق افتاده، مصرف نیز تقریباً با همان سرعت رشد کرده است. به بیان دیگر، ناترازی گاز در ایران بیش از آنکه یک بحران تولید باشد، یک بحران مدیریت انرژی است.
مسئله اصلی، رشد تقاضاست
در اغلب کشورهای بزرگ تولیدکننده انرژی، افزایش تولید همزمان با اجرای سیاستهای مدیریت مصرف انجام میشود. در ایران، اما معمولاً تمرکز اصلی بر تولید قرار گرفته است. در نتیجه، هر افزایش ظرفیت جدید، خیلی زود توسط رشد مصرف جذب میشود. مصرف خانگی بالا، راندمان پایین ساختمانها، نیروگاههای کمبازده، صنایع انرژیبر و قیمتهای یارانهای، باعث شدهاند که بخش مهمی از گاز تولیدی، نه به ارزش افزوده بیشتر، بلکه صرف جبران ناکارآمدیها شود. به همین دلیل، حتی اگر تولید روزانه افزایش یابد، بدون اصلاح سمت تقاضا، ناترازی دوباره خود را نشان خواهد داد.
پارس جنوبی؛ فرصت و هشدار همزمان
بخش عمده تولید گاز ایران همچنان بر دوش میدان مشترک پارس جنوبی قرار دارد. این میدان طی دو دهه گذشته موتور اصلی اقتصاد انرژی ایران بوده اما کارشناسان سالهاست درباره ورود تدریجی آن به مرحله افت طبیعی تولید هشدار میدهند. در چنین شرایطی، حفظ ظرفیت تولید نیازمند سرمایهگذاری مستمر، فناوریهای جدید و اجرای پروژههای نگهداشت فشار است. بنابراین خبر افزایش تولید را باید در کنار این واقعیت نیز دید که حفظ این سطح از تولید در سالهای آینده، به مراتب دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود.
بحران فقط در چاهها نیست
اگر تمام نگاه سیاستگذار به افزایش تولید محدود شود، مهمترین بخش مسئله نادیده گرفته میشود. بحران انرژی ایران فقط در میدانهای گازی شکل نگرفته است. این بحران در ساختمانهایی که چند برابر استاندارد جهانی انرژی مصرف میکنند، در نیروگاههایی که راندمان پایینی دارند، در صنایع فاقد برنامه بهرهوری و در شبکه توزیعی که با اتلاف انرژی روبهرو است نیز وجود دارد. به همین دلیل، حتی موفقترین پروژههای افزایش تولید نیز نمیتوانند به تنهایی مسئله را حل کنند.
تجربه جهان چه میگوید؟
کشورهای موفق انرژی، معمولاً همزمان سه سیاست را دنبال کردهاند: سرمایهگذاری مستمر برای حفظ و افزایش تولید، افزایش بهرهوری در مصرف و مدیریت هوشمند تقاضا. در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته هر واحد انرژی که از طریق بهرهوری صرفهجویی میشود، ارزشی معادل تولید یک واحد جدید انرژی دارد؛ زیرا هزینه آن کمتر و پایداری آن بیشتر است. همین نگاه باعث شده که مدیریت مصرف، به اندازه توسعه میادین نفت و گاز اهمیت پیدا کند.

فرصت یا مُسکن؟
بازگرداندن ظرفیت تولید گاز، بدون تردید اقدامی مثبت است. این اقدام میتواند فشار زمستانی بر شبکه گاز، نیروگاهها و صنایع را کاهش دهد و دست سیاستگذار را برای مدیریت کوتاهمدت بازتر کند. اما اگر این افزایش تولید، به اصلاح ساختار انرژی منجر نشود، تنها نقش یک مُسکن را ایفا خواهد کرد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که هر بار عرضه افزایش یافته، نبود اصلاحات ساختاری باعث شده فاصله میان تولید و مصرف دوباره بازگردد.
آزمون واقعی تازه آغاز میشود
خبر افزایش ظرفیت تولید گاز را نباید کوچک شمرد اما نباید آن را پایان بحران تصور کرد. آنچه امروز اهمیت دارد این نیست که ایران چند میلیون مترمکعب دیگر تولید خواهد کرد بلکه این است که با این گاز چه خواهد کرد. اگر گاز جدید، صرف جبران اتلاف انرژی، نیروگاههای کمبازده و الگوی مصرف ناکارآمد شود چند سال دیگر دوباره همین پرسش تکرار خواهد شد.
اما اگر این فرصت با اصلاح قیمتگذاری، ارتقای بهرهوری، سرمایهگذاری در فناوری، بهینهسازی مصرف و توسعه زیرساختهای انرژی همراه شود، افزایش تولید میتواند به نقطه آغاز یک تحول واقعی تبدیل شود. مسئله امروز ایران فقط تولید بیشتر نیست؛ تولید هوشمندانهتر و مصرف کارآمدتر است. شاید مهمترین آزمون سیاست انرژی کشور از همین امروز آغاز شده باشد؛ اینکه آیا این ۱۰۰ میلیون مترمکعب، سرآغاز یک اصلاح ساختاری است یا تنها چند ماه دیگر دوباره در تیتر خبرها از ناترازی گاز خواهیم نوشت.



