رد جنگ ایران و آمریکا روی نمودار بدهی آمریکا

وقتی جنگ علیه ایران به گلوی اقتصاد آمریکا می‌رسد/ جنگ بعدی ایران و آمریکا کِی فرا می رسد؟

یک نمودار ساده از بازده اوراق ۱۰ساله خزانه‌داری آمریکا، در ظاهر، فقط داستان پول و بازار را روایت می‌کند؛ اما اگر آن را کنار تحولات جنگ با ایران بگذاریم، تصویر دیگری هم بیرون می‌آید: اقتصاد آمریکا یکی از معدود جا‌هایی است که هزینه جنگ‌افروزی واشنگتن علیه ایران را بی‌واسطه به خود واشنگتن برمی‌گرداند.
کد خبر: ۱۳۹۱۸۸۷
| |
3528 بازدید
|
۲
اقتصاد آمریکا

به گزارش تابناک، در نمودار یک‌ساله منتشرشده از CNBC، بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا از محدوده چهار درصد در ماه‌های پایانی سال گذشته، پس از دوره‌های تشدید بحران، به سمت سطوح بالاتر حرکت کرده و حالا در حوالی ۴.۶۵ درصد قرار دارد. برای دولت آمریکا، این افزایش چندان خبر خوشی نیست. هرچه بازده اوراق بالا برود، تأمین مالی بدهی عظیم دولت گران‌تر می‌شود؛ بدهی‌ای که دیگر حتی در آمریکا هم نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

 
دقیقاً همین‌جا، روایت رایجی که از نمودار ساخته شده، جالب می‌شود. در زمستان، زمانی که بازده اوراق پایین‌تر بود، آمریکا وارد فاز تهاجمی شد. با گسترش درگیری و بالا رفتن نگرانی‌های تورمی، بازده اوراق به حوالی ۴.۴ درصد رسید. پس از اعلام آتش‌بس، بازار نفس کشید و نرخ‌ها پایین آمدند؛ اما با بازگشت تنش و حملات تازه، مسیر نرخ‌ها دوباره صعودی شد و امروز به حوالی ۴.۶۵ درصد رسیده است.
 
این را نباید به فرمولی مکانیکی تبدیل کرد؛ اینکه مثلاً هرگاه عدد به ۴.۱ رسید، واشنگتن تصمیم حمله می‌گیرد و در ۴.۶ عقب‌نشینی می‌کند. چنین چیزی نه دقیق است و نه اقتصاد و جنگ این‌گونه عمل می‌کنند. اما روند کلی، یک واقعیت ناخوشایند را برای آمریکا نشان می‌دهد: جنگ با ایران برای واشنگتن رایگان نیست.
 
حتی کشوری با بزرگ‌ترین اقتصاد و ماشین نظامی جهان هم وقتی برای تأمین بدهی خود با بازار درگیر است، نمی‌تواند هر بحران نظامی را جدا از صورت‌حساب مالی آن ببیند.
در زمستان، زمانی که بازده اوراق پایین‌تر بود، آمریکا وارد فاز تهاجمی شد. با گسترش درگیری و بالا رفتن نگرانی‌های تورمی، بازده اوراق به حوالی ۴.۴ درصد رسید. پس از اعلام آتش‌بس، بازار نفس کشید و نرخ‌ها پایین آمدند؛ اما با بازگشت تنش و حملات تازه، مسیر نرخ‌ها دوباره صعودی شد و امروز به حوالی ۴.۶۵ درصد رسیده است.
چرا عدد ۴.۶ درصد برای آمریکا مهم است؟
 
آمریکا برای اداره کسری بودجه و پرداخت بدهی‌هایش به فروش اوراق خزانه وابسته است. وقتی سرمایه‌گذاران برای خرید این اوراق سود بیشتری طلب می‌کنند، هزینه استقراض دولت بالا می‌رود. بازده ۱۰ساله فقط یک عدد برای معامله‌گران وال‌استریت نیست؛ نرخ وام‌های بلندمدت، بازار مسکن و هزینه تأمین مالی در بخش‌های مختلف اقتصاد آمریکا هم از آن اثر می‌پذیرند.
 
در شرایطی که جنگ با ایران می‌تواند از مسیر انرژی و نااطمینانی، فشار تورمی ایجاد کند، بالا رفتن بازده اوراق به دولت ترامپ یادآوری می‌کند که سیاست خارجی تهاجمی، پشت در‌های بسته پنتاگون باقی نمی‌ماند. بخشی از هزینه آن، با تأخیر، روی اقتصاد داخلی آمریکا ظاهر می‌شود.
 
واشنگتن البته در این میان دست روی دست نگذاشته است. وزارت خزانه‌داری آمریکا در هفته‌های اخیر تلاش کرده با افزایش بازخرید اوراق بلندمدت، فشار را از روی بازار اوراق بردارد. رسانه‌های آمریکایی این اقدام را نشانه نگرانی دولت از بالا ماندن نرخ‌های بلندمدت توصیف کرده‌اند. برنامه دولت این است که با خرید اوراق از بازار، تقاضا را بالا ببرد و بازده را پایین بیاورد؛ اقدامی که منتقدانش آن را نوعی مداخله مصنوعی در بازاری می‌دانند که حاضر نیست به فرمان دولت، پیام‌های هشداردهنده خود را خاموش کند. 
 
این سیاست نیز تاکنون معجزه نکرده است. گزارش‌های تازه نشان می‌دهد بازده اوراق پس از برخی مداخلات پایین آمده، اما دوباره به سطوح بالا بازگشته است. مسئله اصلی، ساختاری‌تر از آن است که با یک عملیات خرید و فروش حل شود: بدهی آمریکا به حدود ۴۰ تریلیون دلار رسیده و جنگ، کسری بودجه و نگرانی‌های تورمی نیز به این بحران اضافه شده‌اند. 
 
پس وقتی دولت آمریکا برای پایین آوردن بازده اوراق تلاش می‌کند، نباید آن را صرفاً یک خبر فنی در صفحات اقتصادی دید. واشنگتن در تلاش است هزینه مالی دولتی را مهار کند که هم‌زمان درگیر یک جنگ فرسایشی علیه ایران شده و برای پیشبرد سیاست‌های خارجی خود به منابع مالی بیشتری نیاز دارد.
 
وقتی جنگ علیه ایران به گلوی اقتصاد آمریکا می‌رسد/ جنگ بعدی ایران و آمریکا کِی فرا می رسد؟
 
جنگی که قرار بود سریع باشد، دردسر انتخاباتی شد
 
اما ماجرای ایران برای ترامپ فقط به بازار اوراق ختم نمی‌شود. گزارشی که آتلانتیک منتشر کرده، شاید صریح‌ترین روایت از نگرانی موجود در کاخ سفید باشد.
 
بر اساس این گزارش، جمهوری‌خواهان نگران‌اند جنگ طولانی با ایران، فشار اقتصادی ناشی از آن و قیمت انرژی، انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ را برایشان دشوارتر کند. آتلانتیک نوشته است یکی از اهداف راهبرد جدید کاخ سفید این است که ایران و جنگ از مرکز توجه افکار عمومی آمریکا خارج شوند؛ نه به این دلیل که آمریکا ناگهان به صلح علاقه‌مند شده، بلکه، چون ادامه جنگ برای حزب حاکم هزینه سیاسی پیدا کرده است. 
 
یکی از مشاوران ترامپ این واقعیت را بدون پرده‌پوشی بیان کرده است: «ما فقط تلاش می‌کنیم تا انتخابات میان‌دوره‌ای دوام بیاوریم.»
 
این جمله، بخش مهمی از منطق فعلی واشنگتن را عریان می‌کند. آمریکا به دنبال پایان دادن به فشار علیه ایران نیست؛ فقط شکل فشار را تغییر داده است. گزارش آتلانتیک نشان می‌دهد دولت ترامپ در شرایط فعلی، بیش از گذشته روی تحریم و آنچه خود واشنگتن «خفه‌کردن اقتصادی» می‌نامد، حساب باز کرده تا هم ایران را تحت فشار نگه دارد و هم جنگ تا حد امکان از صدر اخبار آمریکا فاصله بگیرد. 
 
در همین چارچوب، وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز فشار‌های تحریمی تازه‌ای را علیه کانال‌های مالی مرتبط با ایران اعمال کرده است. پیام واشنگتن روشن است: وقتی ادامه حملات مستقیم پرهزینه می‌شود، جنگ اقتصادی باید جای بیشتری در راهبرد آمریکا باز کند. 
 
اما این تغییر، نشانه موفقیت راهبرد آمریکا نیست؛ بیشتر شبیه پذیرش این واقعیت است که تصور اولیه واشنگتن درباره یک جنگ سریع و کم‌هزینه محقق نشده است.
با گسترش درگیری و بالا رفتن نگرانی‌های تورمی، بازده اوراق به حوالی ۴.۴ درصد رسید. پس از اعلام آتش‌بس، بازار نفس کشید و نرخ‌ها پایین آمدند؛ اما با بازگشت تنش و حملات تازه، مسیر نرخ‌ها دوباره صعودی شد و امروز به حوالی ۴.۶۵ درصد رسیده است.
ایران برخلاف تصور واشنگتن، مسئله‌ای که قرار بود «تمام شود» نبود
 
دولت ترامپ از ابتدای جنگ انتظار داشت فشار نظامی بتواند ایران را در زمانی کوتاه به نقطه موردنظر واشنگتن برساند. حالا، حدود شش ماه بعد، خود آتلانتیک گزارش می‌دهد که ایران نسبت به آغاز جنگ همچنان قدرت و نفوذ قابل‌توجهی در منطقه دارد، ارتش آمریکا زیر فشار قرار گرفته و اهداف اولیه واشنگتن بار‌ها تغییر کرده‌اند. حتی یکی از ایده‌های مورد بحث در اطراف ترامپ این است که باز شدن مسیر تردد در تنگه هرمز، بهانه‌ای برای اعلام «پیروزی» و عبور از جنگ باشد؛ راهی برای خروج از بحرانی که پایان روشن آن از ابتدا مشخص نبود. 
 
این همان نقطه‌ای است که تفاوت میان تبلیغات اولیه و واقعیت جنگ آشکار می‌شود. آمریکا توانسته خسارت وارد کند و فشار ایجاد کند، اما نتوانسته ایران را به آن شکلی که در محاسبات اولیه تصور می‌کرد، از صحنه خارج کند یا پرونده را با یک عملیات سریع ببندد.
 
حتی مسئله مهمات نیز به مانعی جدی تبدیل شده است. آتلانتیک گزارش داده که آمریکا در جریان عملیات علیه ایران با فشار شدید بر ذخایر تسلیحاتی روبه‌رو شده و ارزیابی داخلی پس از حملات ۱۳روزه در ماه ژوئیه این بوده که ادامه حملات بازدهی کمتری خواهد داشت، در حالی که کمبود مهمات را تشدید می‌کند. 
 
این برای ایران نکته کوچکی نیست. در جنگ‌های مدرن، قدرت فقط به تعداد هواپیما‌ها و اندازه بودجه نظامی خلاصه نمی‌شود. جنگی که کش پیدا کند، موجودی موشک‌ها را می‌خورد، خطوط تولید را زیر فشار می‌گذارد و دولت را وادار می‌کند میان چند جبهه مختلف اولویت‌بندی کند. آمریکا هنوز قدرت نظامی بسیار بزرگی دارد، اما بزرگ بودن زرادخانه به معنای نامحدود بودن آن نیست.
 
بازگشت به همان نمودار
 
حالا دوباره به تصویر بازده ۴.۶۴۷ درصدی اوراق ۱۰ساله آمریکا برگردیم.
وقتی جنگ علیه ایران به گلوی اقتصاد آمریکا می‌رسد
 
آیا می‌توان گفت برای حمله مجدد به ایران، واشنگتن منتظر پایین آمدن این نرخ است؟ نمی‌توان با قطعیت چنین ادعایی کرد. تصمیم جنگی در اتاق فرمان آمریکا از روی یک نمودار گرفته نمی‌شود.
 
اما این نرخ، دست‌کم یک چیز را نشان می‌دهد: آمریکا دوست دارد پیش از باز کردن جبهه‌ای پرهزینه‌تر، فشار مالی خودش کمتر شود.
 
بازار سهام نیز در این میان اهمیت دارد. اگر اقتصاد آمریکا وارد دوره‌ای از نگرانی و سقوط بازار شود، سرمایه ممکن است به سمت اوراق خزانه حرکت کند و بازده پایین بیاید. با این حال، چنین وضعیتی الزاماً برای واشنگتن چراغ سبز نیست؛ چون سقوط بازار هم‌زمان می‌تواند ضعف اقتصادی و نگرانی داخلی را تشدید کند. دولت آمریکا به ترکیبی پیچیده نیاز دارد: نرخ‌های پایین‌تر، انرژی قابل‌کنترل، اقتصاد داخلی آرام‌تر و افکار عمومی‌ای که جنگ را به مسئله اصلی انتخابات تبدیل نکند.
 
اینها شرایطی هستند که دست یک دولت جنگ‌طلب را بازتر می‌کنند؛ نه یک عدد جادویی روی نمودار.
 
مشکل واشنگتن این است که بخش مهمی از این متغیر‌ها دیگر فقط در اختیار خودش نیست. ایران در میدان مقاومت کرده، تنگه هرمز و بازار انرژی همچنان به معادله فشار تبدیل شده‌اند، ذخایر مهمات آمریکا محدودیت ایجاد کرده و اقتصاد این کشور نیز زیر بار بدهی و نرخ‌های بالای بلندمدت قرار دارد.
 
برای همین، تلاش امروز کاخ سفید برای بیرون کشیدن نام ایران از صدر اخبار آمریکا را باید با دقت بیشتری خواند. این عقب‌نشینی از سر دلسوزی برای صلح نیست. آمریکا همچنان فشار علیه ایران را دنبال می‌کند؛ فقط ترجیح می‌دهد جنگی را که نتوانسته مطابق برنامه اولیه به پایان برساند، با هزینه سیاسی و اقتصادی کمتری ادامه دهد.
 
نمودار اوراق شاید تاریخ حمله بعدی را به ما نگوید، اما یک نشانه مهم دارد: هرچه هزینه تأمین مالی آمریکا بالا برود و بازار این کشور نسبت به جنگ واکنش منفی‌تری نشان دهد، فاصله میان قدرت‌نمایی نظامی واشنگتن و توان واقعی آن برای ادامه یک جنگ فرسایشی آشکارتر می‌شود؛ و شاید همین، مهم‌ترین نکته برای فهم رفتار آمریکا در قبال ایران باشد: واشنگتن هنوز توان ضربه‌زدن دارد، اما دیگر نمی‌تواند وانمود کند ضربه‌ای که می‌زند، هزینه‌ای برای خودش ندارد.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۵
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۷
خدا را صد هزار مرتبه شکر که ما نه مشکل بدهی دولت داریم نه فشار مالی که باعث نگرانی دوستان شود.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۷
والله فعلا که گلوی مردم مارو داره فشار میده
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
وب گردی