صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
پرونده تابناک در حوزه انرژی(1)؛

صنعت انرژی در ایران؛ معماری جدید برای حکمرانی انرژی!

ایران با کمبود نفت و گاز روبه‌رو نیست؛ نیاز به یک معماری جدید برای حکمرانی انرژی دارد؛ معماری‌ای که در آن قفل اتاق‌های سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری با کلید‌های جدید باز شود تا با دور ریختن نقشه‌های قدیمی، طرح‌هایی نو طراحی و اجرا شود.
کد خبر: ۱۳۸۴۲۷۷
| |
3113 بازدید
|
۵

سیاست‌گذاری انرژی ایران؛ جهان عوض شد، نقشه راه نه!

اقتصاد انرژی در جهان دیگر بر مدار گذشته نمی‌چرخد و قدرت‌های بزرگ جهانی خود را با سیاست‌گذاری‌های جدید در حوزه انرژی تجهیز کرده‌اند تا با چرخش چرخه انرژی از میدان‌های بزرگ نفت و گاز به سمت اقتصاد روز، سهم سود خود را از بازارهای جهانی بردارند.

به گزارش سرویس انرژی تابناک، آمار‌های سرمایه‌گذاری جهانی، گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی، روند‌های بازار برق، رشد هوش مصنوعی و حتی سیاست‌های صنعتی آمریکا، چین و اتحادیه اروپا، همگی از یک تغییر بنیادین حکایت دارند: مرکز ثقل سیاست‌گذاری انرژی از مدیریت عرضه سوخت‌های فسیلی به مدیریت برق، بهره‌وری انرژی، انعطاف‌پذیری شبکه و امنیت زنجیره‌های تأمین فناوری منتقل شده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این نیست که ایران چند میلیارد بشکه نفت یا چند تریلیون مترمکعب گاز در اختیار دارد. پرسش اصلی این است که آیا سیاست‌گذاری انرژی کشور نیز همگام با این تحول تغییر کرده یا همچنان با منطق دهه‌های گذشته اداره می‌شود؟

این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که بسیاری از چالش‌های امروز، از ناترازی برق و گاز گرفته تا شدت بالای مصرف انرژی، فرسودگی شبکه، کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری و محدودیت صادرات، بیش از آن‌که نتیجه کمبود منابع باشند، حاصل تصمیم‌هایی هستند که در دوره‌ای متفاوت اتخاذ شده‌اند؛ تصمیم‌هایی که شاید برای اقتصاد دهه ۱۳۷۰ یا حتی ۱۳۸۰ مناسب بودند، اما پاسخگوی نیاز‌های اقتصاد دیجیتال، رقابت جهانی برای برق، توسعه هوش مصنوعی و گذار انرژی در دهه ۲۰۳۰ نیستند.

بسیاری از چالش‌های کنونی ایران از ناترازی برق و گاز گرفته تا شدت بالای مصرف انرژی و ... نشان می‌دهد که افزایش تولید به‌تنهایی نتوانسته تعادل را به بازار انرژی بازگرداند

از این منظر پرونده پیش‌رو تلاشی برای پاسخ به یک سؤال راهبردی است: اگر امروز قرار بود سیاست انرژی ایران از نو طراحی شود، آیا همان ساختارها، همان اولویت‌ها و همان ابزار‌های سیاستی انتخاب می‌شدند؟ یا آن‌که جهان آن‌قدر تغییر کرده که نقشه راه جدیدی می‌طلبد؟ این گزارش از جنس نقد روزمره عملکرد یک وزارتخانه یا یک مدیر نیست. هدف بررسی یک پرسش عمیق‌تر است: آیا چارچوب سیاست‌گذاری انرژی ایران با واقعیت‌های اقتصاد جهانی دهه‌های آینده هم‌خوانی دارد؟

از نفت تا برق؛ ورود جهان به عصر جدید

اگر یک سیاست‌گذار انرژی در سال ۱۳۸۰ سندی برای آینده ایران می‌نوشت بی‌تردید مهم‌ترین دغدغه‌هایش افزایش تولید نفت، توسعه میادین گازی، ساخت پالایشگاه و گسترش خطوط انتقال گاز بود. در آن زمان چنین نگاهی منطقی به نظر می‌رسید زیرا اقتصاد جهان هنوز بر محور سوخت‌های فسیلی می‌چرخید و ارزش راهبردی کشورها تا حد زیادی با میزان ذخایر نفت و گاز آنها سنجیده می‌شد اما جهان در دو دهه گذشته آرام و بدون هیاهو وارد مرحله‌ای شده که قواعد آن با گذشته تفاوت دارد. امروز رقابت اصلی تنها بر سر تولید نفت بیشتر نیست؛ بلکه بر سر تولید برق پاک، توسعه شبکه‌های انتقال، ساخت مراکز داده، تولید تراشه‌های پیشرفته، ذخیره‌سازی انرژی و افزایش بهره‌وری است. این تحول نه یک پیش‌بینی بلکه روندی است که ارقام سرمایه‌گذاری جهانی آن را تأیید می‌کنند.

براساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی(IEA)، سرمایه‌گذاری جهانی در بخش انرژی امسال از ۳.۳ تریلیون دلار فراتر رفته است. نکته مهم‌تر آن‌که نزدیک به دو سوم این سرمایه به حوزه‌هایی مانند برق، انرژی‌های تجدیدپذیر، شبکه‌های انتقال، ذخیره‌سازی و فناوری‌های برقی اختصاص یافته و سهم سرمایه‌گذاری در نفت و گاز اگرچه همچنان قابل توجه است اما دیگر موتور اصلی رشد سرمایه‌گذاری جهانی نیست. این تغییر یک پیام روشن دارد؛ جهان در حال بازتعریف مفهوم امنیت انرژی است.

سیاست‌گذاری انرژی ایران؛ جهان عوض شد، نقشه راه نه!

امنیت انرژی فقط نفت و گاز نیست!

امروزه در اسناد راهبردی اتحادیه اروپا، آمریکا، ژاپن و حتی چین، امنیت انرژی مفهومی گسترده‌تر پیدا کرده؛ مفهومی که شبکه برق، انعطاف‌پذیری سیستم، ذخیره‌سازی انرژی، زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی و امنیت سایبری زیرساخت‌های انرژی را نیز در بر می‌گیرد. به عنوان نمونه، اتحادیه اروپا پس از بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین، تنها دنبال جایگزینی گاز روسیه نرفت بلکه هم‌زمان برنامه‌هایی برای کاهش مصرف، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، افزایش بهره‌وری ساختمان‌ها، گسترش پمپ‌های حرارتی و تقویت شبکه برق اجرا کرد.

در آمریکا نیز قانون کاهش تورم و قانون زیرساخت‌ها صدها میلیارد دلار را به توسعه برق، تولید داخلی تجهیزات انرژی، خودروهای برقی و فناوری‌های کم‌کربن اختصاص داده‌اند. وجه مشترک همه این سیاست‌ها، یک تغییر بنیادین است: تمرکز از افزایش عرضه سوخت به سمت مدیریت هوشمند تقاضا و توسعه زیرساخت‌های برق منتقل شده است.

قدرتی بزرگ با الگویی قدیمی!

ایران از نظر منابع طبیعی همچنان یکی از قدرت‌های بزرگ انرژی جهان است. براساس داده‌های رسمی کشورمان در میان دارندگان بزرگ ذخایر گاز طبیعی و نفت خام قرار دارد؛ مزیتی که بسیاری از کشورها از آن محروم‌اند اما سؤال اصلی این پرونده، درباره منابع نیست؛ درباره نوع سیاست‌گذاری است.

سهم سرمایه‌گذاری در نفت و گاز اگرچه همچنان قابل توجه است اما دیگر موتور اصلی رشد سرمایه‌گذاری جهانی نیست. این تغییر یک پیام روشن دارد؛ جهان در حال بازتعریف مفهوم امنیت انرژی است

در چهار دهه گذشته بخش بزرگی از تصمیم‌های انرژی ایران بر افزایش تولید، توسعه زیرساخت‌های عرضه و تأمین سوخت متمرکز بوده است. این رویکرد در دوره‌ای که اقتصاد جهانی عمدتاً نفت‌محور بود تا حد زیادی قابل دفاع به نظر می‌رسید. اما آیا همین نسخه برای جهان امروز نیز کارآمد است؟ واقعیت این است که بسیاری از چالش‌های کنونی ایران ــ از ناترازی برق و گاز گرفته تا شدت بالای مصرف انرژی، رشد یارانه‌های پنهان، فرسودگی شبکه و کاهش بهره‌وری ــ نشان می‌دهد که افزایش تولید، به‌تنهایی نتوانسته تعادل را به بازار انرژی بازگرداند.

سیاست‌گذاری عرضه‌محور؛ نسخه‌ای که به پایان عمر خود نزدیک می‌شود

مرور تجربه کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نشان می‌دهد که طی دو دهه گذشته، تمرکز سیاست‌گذاری انرژی از «تولید بیشتر» به «مصرف هوشمندتر» تغییر کرده است. ژاپن پس از بحران فوکوشیما به جای اتکای صرف به ساخت نیروگاه، استانداردهای بهره‌وری را در صنعت و ساختمان بازنگری کرد. آلمان برنامه‌های گسترده‌ای برای کاهش شدت انرژی و افزایش بازدهی اجرا کرد. چین نیز در کنار ساخت نیروگاه‌های جدید، سرمایه‌گذاری عظیمی در شبکه‌های هوشمند، پاسخگویی بار و دیجیتالی‌سازی سیستم برق انجام داد. در همه این کشورها، سیاست‌گذار به این جمع‌بندی رسید که ارزان‌ترین و پاک‌ترین انرژی، انرژی‌ای است که اساساً مصرف نشود.

در ایران اما هنوز بخش عمده گفت‌وگوها حول افزایش تولید گاز، ساخت نیروگاه، توسعه پالایشگاه یا واردات سوخت می‌چرخد؛ در حالی که مدیریت تقاضا، اصلاح ساختار قیمت‌ها، هوشمندسازی شبکه و ارتقای بهره‌وری، هنوز به جایگاه محوری در سیاست‌گذاری انرژی نرسیده‌اند.

تابناک هم قصد ندارد عملکرد یک دولت یا یک وزارتخانه را نقد کند. مسئله عمیق‌تر از عملکرد یک دوره مدیریتی است. پرسش اصلی ما این است که آیا چارچوب سیاست‌گذاری انرژی ایران با واقعیت‌های اقتصاد جهانی دهه‌های آینده همخوانی دارد یا خیر. اگر جهان به سمت برق، هوش مصنوعی، ذخیره‌سازی انرژی، مدیریت تقاضا و اقتصاد کم‌کربن حرکت می‌کند، آیا برنامه‌های توسعه ایران نیز همین مسیر را دنبال می‌کنند؟ یا همچنان بر همان الگوهایی استوارند که در دهه‌های گذشته طراحی شده‌اند؟ پاسخ به این پرسش، شاید مهم‌تر از پاسخ به این سؤال باشد که قیمت نفت سال آینده چند دلار خواهد بود یا تولید گاز کشور چقدر افزایش پیدا می‌کند زیرا آینده انرژی بیش از آن‌که به حجم منابع زیرزمینی وابسته باشد، به کیفیت سیاست‌گذاری روی زمین وابسته خواهد بود.

مدیریت مصرف یا تولید؟

اگر از یک سیاست‌گذار انرژی در اروپا، ژاپن یا کره‌جنوبی بپرسید برای عبور از بحران انرژی چه باید کرد، احتمالاً پاسخ او با ساخت نیروگاه یا توسعه میدان‌های نفت و گاز آغاز نمی‌شود. نخستین واژه‌ای که به کار می‌برد، «بهره‌وری» است؛ واژه‌ای که در بسیاری از کشور‌ها به مهم‌ترین منبع تأمین انرژی تبدیل شده است.

در ادبیات جدید سیاست‌گذاری، انرژی‌ای که مصرف نمی‌شود، ارزشمندتر از انرژی‌ای است که با صرف میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری تولید می‌شود. به همین دلیل، طی دو دهه گذشته، کشور‌های توسعه‌یافته به جای رقابت برای تولید بیشتر به رقابت برای مصرف کمتر و هوشمندانه‌تر روی آورده‌اند. این تغییر، صرفاً یک انتخاب زیست‌محیطی نبود بلکه ضرورتی اقتصادی بود. افزایش هزینه سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌ها، محدودیت منابع مالی، فشار‌های اقلیمی و رشد سریع تقاضای برق، دولت‌ها را به این نتیجه رساند که ارزان‌ترین نیروگاه، نیروگاهی است که هرگز نیازی به ساخت آن نباشد.

سیاست‌گذاری انرژی ایران؛ جهان عوض شد، نقشه راه نه!

آمار‌ها چه می‌گویند؟

بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی، از سال ۲۰۰۰ تاکنون، بهبود بهره‌وری انرژی در کشور‌های مختلف باعث شده میلیارد‌ها تن معادل نفت خام در مصرف جهانی صرفه‌جویی شود. این سازمان بار‌ها تأکید کرده است که بهره‌وری انرژی «نخستین سوخت» (First Fuel) اقتصاد جهانی است؛ زیرا پیش از هر منبع جدید، می‌تواند نیاز به مصرف انرژی را کاهش دهد.

در گزارش «Energy Efficiency ۲۰۲۴»، آژانس بین‌المللی انرژی هشدار می‌دهد که اگر نرخ بهبود بهره‌وری انرژی در جهان دو برابر نشود، دستیابی به اهداف امنیت انرژی، رقابت‌پذیری اقتصادی و کاهش انتشار گاز‌های گلخانه‌ای بسیار دشوار خواهد شد. این یعنی سیاست‌گذاری انرژی دیگر فقط درباره تولید نیست؛ بلکه درباره چگونگی مصرف است. چرا کشور‌های توسعه‌یافته از ساخت نیروگاه به اصلاح مصرف رسیدند؟

افزایش هزینه سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌ها، محدودیت منابع مالی، فشار‌های اقلیمی و رشد سریع تقاضای برق، دولت‌ها را به این نتیجه رساند که ارزان‌ترین نیروگاه، نیروگاهی است که هرگز نیازی به ساخت آن نباشد

در دهه‌های گذشته، بسیاری از کشور‌ها تجربه کردند که افزایش عرضه، الزاماً به معنای پایان بحران نیست. هرچه نیروگاه‌های بیشتری ساخته شد، تقاضا نیز رشد کرد و هزینه نگهداری شبکه افزایش یافت. نتیجه آن بود که دولت‌ها به جای مسابقه دائمی برای افزایش ظرفیت تولید، سراغ ابزار‌های جدید رفتند؛ ابزار‌هایی که امروز ستون فقرات سیاست‌گذاری انرژی در اقتصاد‌های پیشرفته هستند.

این ابزار‌ها شامل تعرفه‌های زمان‌مند برق، استاندارد‌های اجباری بهره‌وری ساختمان‌ها، تجهیزات کم‌مصرف، کنتور‌های هوشمند، مدیریت بار صنایع، قیمت‌گذاری پلکانی و مشارکت مصرف‌کنندگان در بازار برق است. هدف همه این سیاست‌ها یک چیز است: کاهش رشد تقاضا بدون آسیب به رشد اقتصادی.

توقف سیاست‌گذاری در سمت عرضه!

سال‌های گذشته در ایران سرمایه‌گذاری‌های بزرگی برای توسعه میادین گازی، ساخت پالایشگاه، احداث خطوط انتقال و افزایش ظرفیت نیروگاهی انجام شده است. این سرمایه‌گذاری‌ها نقش مهمی در توسعه زیرساخت‌های کشور داشته‌اند اما سؤال اساسی اینجاست که چرا با وجود این حجم از سرمایه‌گذاری، مسئله ناترازی همچنان پابرجاست؟ پاسخ را باید در جهت‌گیری سیاست‌ها جست‌و‌جو کرد.

بخش عمده سیاست‌گذاری انرژی در ایران همچنان بر افزایش عرضه متمرکز است. هر زمان کمبود برق رخ می‌دهد، بحث ساخت نیروگاه‌های جدید مطرح می‌شود؛ هرگاه کمبود گاز ایجاد می‌شود، توسعه میادین یا افزایش تولید در دستور کار قرار می‌گیرد. این اقدامات ضروری هستند، اما زمانی که رشد تقاضا بدون کنترل ادامه دارد، افزایش تولید نیز به سرعت جذب مصرف می‌شود و تعادل دوباره از بین می‌رود. به بیان دیگر، ایران در حال دویدن روی تردمیل انرژی است؛ سرعت تولید افزایش می‌یابد، اما مقصد تغییر نمی‌کند.

شاخصی که کمتر درباره آن صحبت می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی سیاست‌گذاری انرژی، «شدت انرژی» است؛ یعنی میزان انرژی مصرف‌شده برای تولید یک واحد از تولید ناخالص داخلی. هرچه این شاخص پایین‌تر باشد، اقتصاد کارآمدتر است. بر اساس گزارش‌های رسمی، شدت مصرف انرژی در ایران همچنان فاصله قابل توجهی با متوسط جهانی و بسیاری از اقتصاد‌های نوظهور دارد. این بدان معنا نیست که ایرانیان ذاتاً پرمصرف هستند؛ بلکه نشان می‌دهد قیمت‌گذاری، استاندارد‌های فنی، فناوری، کیفیت ساختمان‌ها، ناوگان حمل‌ونقل و نظام سیاست‌گذاری هنوز نتوانسته‌اند مصرف را به سمت بهره‌وری بیشتر هدایت کنند. بنابراین، مسئله فقط رفتار مصرف‌کننده نیست؛ بلکه چارچوب سیاستی است که این رفتار را شکل می‌دهد.

سیاست‌گذاری انرژی ایران؛ جهان عوض شد، نقشه راه نه!

سیاست‌گذار آینده چه سؤالی می‌پرسد؟

سیاست‌گذار سنتی می‌پرسد: «چقدر نیروگاه دیگر باید بسازیم؟». اما سیاست‌گذار مدرن سؤال دیگری مطرح می‌کند: «چگونه می‌توان همان میزان رفاه و رشد اقتصادی را با انرژی کمتری به دست آورد؟» تفاوت این دو سؤال، تفاوت دو نسل از حکمرانی انرژی است.

شدت مصرف انرژی در ایران همچنان فاصله قابل توجهی با متوسط جهانی و بسیاری از اقتصاد‌های نوظهور دارد. این بدان معنا نیست که ایرانیان ذاتاً پرمصرف هستند

ایران برای عبور از ناترازی ناگزیر به توسعه تولید برق، گاز و زیرساخت‌های جدید است اما تجربه جهانی نشان می‌دهد این مسیر بدون اصلاح سیاست‌های سمت تقاضا پایدار نخواهد بود. هر مگاواتی که از طریق بهره‌وری، مدیریت بار یا کاهش تلفات آزاد شود، هزینه‌ای به‌مراتب کمتر از ساخت یک مگاوات ظرفیت جدید دارد و سریع‌تر نیز در دسترس قرار می‌گیرد. جهان ابزارهای سیاست‌گذاری خود را نیز تغییر داده است. در حالی‌که بسیاری از کشورها مدیریت تقاضا را به ستون اصلی امنیت انرژی تبدیل کرده‌اند، سیاست‌گذاری در ایران همچنان بیش از هر چیز بر افزایش عرضه استوار است. شاید زمان آن رسیده که مهم‌ترین سرمایه‌گذاری آینده، نه در میدان‌های جدید بلکه در اصلاح قواعد بازی انجام شود.

مشکل ایران کجاست؟

تقریباً هر تابستان و هر زمستان یک جمله در رسانه‌های ایران تکرار می‌شود؛ «مصرف از تولید پیشی گرفت.» نتیجه نیز معمولاً قابل پیش‌بینی است؛ خاموشی، محدودیت گاز صنایع، استفاده بیشتر از سوخت مایع در نیروگاه‌ها، افزایش هزینه‌های دولت و شکل‌گیری دوباره بحث ساخت نیروگاه یا توسعه میادین گازی. اما یک پرسش اساسی کمتر مطرح می‌شود؛ اگر نسخه‌های فعلی درست هستند، چرا بحران هر سال تکرار می‌شود؟ واقعیت آن است که بسیاری از چالش‌های امروز انرژی ایران، صرفاً نتیجه کمبود سرمایه‌گذاری یا رشد مصرف نیستند؛ بلکه محصول نوعی حکمرانی بخشی هستند؛ ساختاری که هر دستگاه، مسئله انرژی را از زاویه مأموریت خود می‌بیند، نه از منظر منافع کل اقتصاد.

یک مسئله با چند تصمیم‌گیر!

در بسیاری از کشور‌های جهان، سیاست انرژی در قالب یک راهبرد یکپارچه تدوین می‌شود. وزارتخانه‌های مسئول برق، گاز، نفت، محیط‌زیست، صنعت و اقتصاد، ذیل یک چارچوب مشترک عمل می‌کنند و اهدافی مانند امنیت انرژی، رقابت‌پذیری، کاهش شدت مصرف و کربن‌زدایی به صورت هم‌زمان دنبال می‌شود.

تصمیم‌گیری انرژی در ایران میان مجموعه‌ای از نهاد‌ها توزیع شده؛ وزارت نفت، وزارت نیرو، سازمان برنامه و بودجه، وزارت صمت، سازمان حفاظت محیط‌‌زیست، مجلس، شورای اقتصاد و سایر نهاد‌های تصمیم‌گیر هر یک بخشی از این پازل را در اختیار دارند. این ساختار لزوماً ایراد ذاتی ندارد، اما زمانی که فاقد یک فرماندهی راهبردی و هماهنگ باشد، نتیجه آن سیاست‌هایی است که گاه یکدیگر را خنثی می‌کنند. برای نمونه ممکن است یک دستگاه بر افزایش تولید گاز تمرکز کند، در حالی‌که دستگاه دیگر سیاستی را دنبال کند که مصرف را بیش از ظرفیت تولید افزایش دهد. یا وزارت نیرو برای کاهش مصرف برق برنامه‌ریزی کند اما قیمت‌گذاری یا سیاست‌های صنعتی، سیگنال متفاوتی به مصرف‌کنندگان بدهد. نتیجه چیزی است که اقتصاددانان از آن با عنوان ناهماهنگی سیاستی یاد می‌کنند.

ناترازی؛ معلول یا علت؟

در ادبیات رسمی، واژه «ناترازی» به پرکاربردترین اصطلاح حوزه انرژی تبدیل شده است؛ ناترازی برق، ناترازی گاز، ناترازی بنزین و حتی ناترازی آب. اما آیا ناترازی، خود بحران است یا نشانه بحرانی عمیق‌تر؟ بسیاری از گزارش‌های بین‌المللی، از جمله تحلیل‌های آژانس بین‌المللی انرژی و بانک جهانی، تأکید می‌کنند که ناترازی در بازار انرژی معمولاً زمانی شکل می‌گیرد که سیگنال‌های اقتصادی، نظام قیمت‌گذاری، سرمایه‌گذاری و سیاست‌های تقاضا با یکدیگر همسو نباشند. به بیان دیگر، ناترازی بیشتر از آنکه یک بحران فنی باشد، یک نشانه سیاستی است.

سیاست‌گذاری انرژی ایران؛ جهان عوض شد، نقشه راه نه!

سیگنال اشتباه به سیاست‌های مصرف!

یکی از اصول پذیرفته‌شده اقتصاد انرژی آن است که مصرف‌کننده، تنها به قیمت واکنش نشان نمی‌دهد؛ بلکه به مجموعه‌ای از سیگنال‌ها پاسخ می‌دهد؛ از استاندارد ساختمان‌ها گرفته تا تعرفه‌ها، فناوری، کیفیت تجهیزات، فرهنگ مصرف و مشوق‌های اقتصادی. در بسیاری از کشورها، اصلاح این سیگنال‌ها به تدریج و طی سال‌ها انجام شده است. تعرفه‌های پلکانی، حمایت از تجهیزات کم‌مصرف، بازسازی ساختمان‌ها، توسعه کنتور‌های هوشمند و پاسخگویی بار، همگی با هدف هدایت رفتار مصرف‌کننده طراحی شده‌اند. در ایران نیز طی سال‌های اخیر اقداماتی در این زمینه انجام شده، اما هنوز سهم سیاست‌های مدیریت تقاضا در مقایسه با سیاست‌های افزایش عرضه، محدود است. نتیجه آنکه هر افزایش ظرفیت تولید، در مدت کوتاهی با رشد مصرف خنثی می‌شود.

تجربه جهان؛ حکمرانی داده‌محور

یکی از تفاوت‌های مهم سیاست‌گذاری انرژی در کشور‌های پیشرو، اتکا به داده‌های لحظه‌ای است. امروز بسیاری از اپراتور‌های شبکه برق در آمریکا، اروپا و شرق آسیا، با استفاده از هوش مصنوعی و تحلیل کلان‌داده‌ها، الگوی مصرف را پیش‌بینی می‌کنند، قیمت برق را به‌صورت پویا تنظیم می‌کنند و حتی از مشترکان بزرگ می‌خواهند در ساعات اوج مصرف، بار خود را کاهش دهند؛ در مقابل نیز مشوق مالی دریافت می‌کنند. این رویکرد، هزینه توسعه شبکه را کاهش داده و نیاز به سرمایه‌گذاری‌های سنگین را به تعویق انداخته است. در ایران نیز زیرساخت‌های هوشمندسازی در سال‌های اخیر توسعه یافته، اما هنوز فاصله قابل توجهی با الگو‌های پیشرو وجود دارد. در بسیاری از موارد، تصمیم‌گیری‌ها همچنان بر پایه برآورد‌های دوره‌ای انجام می‌شود، نه مدیریت لحظه‌ای تقاضا.

سیاست‌گذاری انرژی ایران؛ جهان عوض شد، نقشه راه نه!

مسئله اصلی؛ نبود نگاه بین‌نسلی

شاید مهم‌ترین تفاوت سیاست‌گذاری انرژی ایران با بسیاری از کشور‌های موفق، افق زمانی تصمیم‌ها باشد. بخش مهمی از سیاست‌های انرژی در ایران، واکنشی به بحران‌های روز است؛ عبور از تابستان، تأمین سوخت زمستان، جلوگیری از خاموشی یا جبران کمبود گاز. این اقدامات در کوتاه‌مدت ضروری‌اند اما اگر جایگزین برنامه‌ریزی بلندمدت شوند، سیاست‌گذار را از پرداختن به ریشه مسائل بازمی‌دارند. در مقابل کشور‌هایی مانند چین، کره‌جنوبی و حتی عربستان سعودی، برنامه‌های انرژی خود را با افق‌های ۲۰ تا ۳۰ ساله تنظیم کرده‌اند؛ برنامه‌هایی که مستقل از تغییر دولت‌ها، مسیر کلی توسعه را مشخص می‌کنند.

به هر حال جهان وارد عصر جدیدی از انرژی شده و ابزار‌های سیاست‌گذاری نیز تغییر کرده‌اند. در نتیجه بدون اصلاح حکمرانی حتی بزرگ‌ترین منابع انرژی نیز نمی‌توانند امنیت انرژی را تضمین کنند. ایران با کمبود نفت و گاز روبه‌رو نیست؛ با نیاز به یک معماری جدید برای حکمرانی انرژی روبه‌روست. معماری‌ای که در آن، تولید، مصرف، قیمت‌گذاری، فناوری، محیط‌‌ زیست و سرمایه‌گذاری، نه به‌صورت جزیره‌ای بلکه در قالب یک راهبرد واحد تعریف شوند. شاید بزرگ‌ترین اصلاح مورد نیاز صنعت انرژی ایران، نه در میدان‌های نفتی و نیروگاه‌ها، بلکه در اتاق‌های سیاست‌گذاری آغاز شود.

ادامه دارد... 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
میثم توکلی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
استاد سقاب اصفهانی با سابقه ارائه گزارشات فنی و حرفه ای هستند ....
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
قفل و کلید چه ربطی به برق و انرژی داره؟ ژنراتور خورشیدی باید بسازیم
سلی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
قیمت حامل های انرژی در ایران مفته
یک ماه آب مصرف می کنی میشه ۷۰ هزار تومان
یک ماه برق مصرف می کنی میشه ۱۰۰ هزار تومان
یک ماه گاز مصرف میکنی میشه ۱۵۰ هزار تومان
ساخت نیروگاه و افزایش تولید میلیاردها تومان به کشور ضرر رسانده و سوبسیدهای دولت هیچ دردی رو دوا نخواهد کرد.
ارزانی حامل انرژی باعث افزایش مصرف میشه.
دولت به جای سوبسید به بنزین و برق و گاز باید سوبسید به سبد غذایی بده و حامل های انرژی رو افزایش قیمت بده و در بخش تکنولوژی های کم مصرف و دیجیتال سرمایه گذاری کنه.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
همه میدونن این چیزا توو ایران در حد حرف و شعار هست. وقتی برق خونه مسوولان قطع نمیشه هیچ تلاشی هم برای بهبود وضعیت انجام نمیدن
ناشناس
|
France
|
۱۶:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۴/۲۳
این همه افغانی غیرقانونی در ایران حضور دارند به اندازه ی چند استان انرژی مصرف میکنند، فقط گازی که برای پخت بربری برای اینها مصرف میشه، خودش به تنهایی میتونه کسری گاز مملکت رو جبران کنه. راه حل میخواید، این هم راه حل.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان