تأکید ایران بر غنی سازی مغایر با NPT نیست/ «پیمان» مانع بمباران تأسیسات هستهای ایران نشد!

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، بولتن دانشمندان هستهای در مقالهای آورده است: «ایران در سند کاری که به کنفرانس بازبینی معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) ارائه کرده، به حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای تحت پادمان خود اشاره کرده و خواستار نه تنها محکومیت صریح چنین حملاتی، بلکه پاسخگویی قانونی متجاوزان شده است.
ایران اسناد کاری دیگری نیز ارائه کرده که مواضع آن را در خصوص ارائه تضمینهای امنیتی منفی، خلع سلاح هستهای، ایجاد منطقه عاری از سلاح هستهای در خاورمیانه، و حق مسلم استفاده از انرژی هستهای برای اهداف صلحآمیز تشریح میکند.
این اسناد نشان میدهد که اولویتهای تهران در فرآیند بازبینی NPT به طور کلی ثابت و پایدار بوده است. این ثبات قابل توجیه است، نه کمترین به این دلیل که هر یک از این موضوعات برای موفقیت فرآیند بازبینی معاهده ضروری هستند.
حملات به تأسیسات هستهای تحت پادمان
پس از بمباران تأسیسات هستهای تحت پادمان ایران در نطنز، فردو و اصفهان در ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل دوباره در مارس و آوریل ۲۰۲۶ به این تأسیسات و سایر مکانها، از جمله نزدیکی نیروگاه هستهای بوشهر، حمله کردند.
اگرچه خود نیروگاه آسیب ندیده و عامل حمله تأیید نشده است، اما این اقدام به طور گسترده به عنوان اقدامی تنشزا و غیرقانونی تفسیر میشود. این واقعیت که اسرائیل – یک (رژیم) هستهای غیرعضو NPT در هماهنگی با آمریکا – یک کشور دارای سلاح هستهای عضو NPT – آشکارا به تأسیسات هستهای ایران که یک کشور غیرهستهای عضو NPT است، حمله میکند، اعتبار معاهده را به طور قابل توجهی تضعیف مینماید.
تهران ممکن است نتیجهگیری کند که عضویت در NPT نتوانسته از تأسیسات هستهایی آن در برابر حملات یک بازیگر بدخواه غیرعضو NPT و یک کشور دارای سلاح هستهای محافظت کند.
علاوه بر این، ایران به درستی میتواند به مقدمه معاهده اشاره کند که بر ضرورت کاهش تنشها و بهبود امنیت بینالمللی تأکید دارد. تهران همچنین میتواند به جهان یادآوری کند که اقدامات نظامی اسرائیل علیه تأسیسات هستهای ایران با اسناد نهایی کنفرانسهای بازبینی سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ مغایرت دارد.
سند نهایی سال ۲۰۱۰ به ویژه روشن بود: «حملات یا تهدید به حمله به تأسیسات هستهای اختصاص یافته به اهداف صلحآمیز، ایمنی هستهای را به خطر میاندازد،
پیامدهای خطرناک سیاسی، اقتصادی و زیستمحیطی دارد و نگرانیهای جدی در مورد اعمال حقوق بینالملل در مورد استفاده از زور در چنین مواردی ایجاد میکند که میتواند اقدام مناسب مطابق با مفاد منشور ملل متحد را توجیه نماید.»
مهمتر اینکه، تأسیسات هستهای هدف قرار گرفته در اصفهان، نطنز، فردو و بوشهر همگی تحت پادمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) هستند که برای موفقیت NPT نقشی محوری دارد.
پادمانهای آژانس تنها مکانیسمی هستند که از طریق آن آژانس میتواند تأیید کند که کشورهای عضو از NPT پیروی میکنند. حملات نظامی به چنین تأسیساتی، به ویژه توسط کشورهای دارای سلاح هستهای غیرعضو NPT، اعتبار ماده سوم معاهده در مورد پادمانها را به شدت فرسایش میدهد.
ایران در سال ۱۹۷۴ یک موافقتنامه جامع پادمان با آژانس منعقد کرد و همچنین بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ پروتکل الحاقی را داوطلبانه اجرا نمود. ایران همچنین تا سال ۲۰۲۱، مدتها پس از خروج یکجانبه و بیدلیل اولین دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸، برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) سال ۲۰۱۵ را اجرا و به آن پایبند ماند.
تضمینهای امنیتی منفی و منطقه عاری از سلاح هستهای
ایران به عنوان یک کشور عضو NPT که هدف تهدیدات هستهای قرار گرفته، به درستی بر ضرورت تدوین و قانونیسازی تضمینهای امنیتی منفی – یعنی تعهد کشور دارای سلاح هستهای مبنی بر عدم استفاده یا تهدید به استفاده از سلاح هستهای علیه کشورهای غیرهستهای – تأکید کرده است.
دیرزمانی است که استدلال میشود تا زمان دستیابی به خلع سلاح کامل و همگانی، باید تضمینهای امنیتی منفی الزامآور قانونی به کشورهای غیرهستهای داده شود.
جنبش عدم تعهد (NAM) به عنوان بزرگترین ائتلاف کشورها در چارچوب NPT، از ارائه تضمینهای امنیتی منفی بیقیدوشرط، غیرقابل برگشت و جهانی حمایت میکند. با این حال، آمریکا از حذف شروط و قیود در هنگام صدور چنین تضمینهایی خودداری کرده است.
با افزایش خطرات هستهای – از جمله به دلیل محاسبات اشتباه – این مشوقها برای عاری ماندن از استفاده از سلاح هستهای باید صریح و بدون ابهام باشند.
برای رفع نگرانیها، زبان باید مستحکمتر و سختگیرانهتر شود؛ واژگانی مانند «غیرقابل برگشت» و «بیقیدوشرط» باید بخشی جداییناپذیر از تمام گفتوگوها در مورد تضمینهای امنیتی در طول فرآیند بازبینی NPT شوند.
ایران همچنین از حامیان اصلی ایجاد منطقه عاری از سلاح هستهای در خاورمیانه بوده است. تهران از طریق اسناد کاری، بیانیهها و سایر تعاملات خود، از بیتوجهی به قطعنامه ۱۹۹۵ که ضرورت ایجاد مناطق عاری از سلاح هستهای به رسمیت شناخته شده بینالمللی را تأیید میکند، و همچنین سند نهایی سال ۲۰۱۰ ابراز تاسف کرده است.
با این حال، توجه به این نکته دلگرمکننده است که جنبش عدم تعهد از درخواستها برای ایجاد این مناطق، از جمله در خاورمیانه، حمایت کرده است. عدم تعهد همچنین از دو نشست اول کنفرانس ایجاد منطقه عاری از سلاح هستهای و سایر سلاحهای کشتار جمعی در خاورمیانه ابراز حمایت کامل کرده است.
اگرچه این تحولات خوشایند است، اما ناتوانی در جلب نظر اسرائیل برای پیوستن به NPT همچنان مانع امکان ایجاد چنین منطقهای در خاورمیانه خواهد شد. در نتیجه، پایبند نماندن به قطعنامه ۱۹۹۵ ضربه سختی به معاهدهای که از قبل آسیب دیده، وارد خواهد آورد.
حق مسلم استفاده از فناوری هستهای
ایران به عنوان یک کشور عضو NPT، این حق را دارد که از انرژی هستهای و سایر فناوریهای هستهای برای اهداف صلحآمیز استفاده کند. این «حق مسلم» که در ماده چهارم معاهده ذکر شده، شامل غنیسازی اورانیوم یا بازفرآوری پلوتونیوم برای اهداف غیرنظامی نمیشود.
ایران با اشاره به حقوق خود تحت این معاهده، نه تنها از برچیدن برنامه هستهای یا توقف غنیسازی اورانیوم، آنگونه که آمریکا بارها خواسته، خودداری کرده است. ایران بر حق انکارناپذیر و مسلم خود برای غنیسازی پابرجا مانده، اما آمادگی خود را برای مذاکره در مورد سطح غنیسازی ابراز داشته است.
ایران در سند کاری خود در این زمینه، بر ضرورت خودداری از هر اقدامی که مانع توسعه یک چرخه کامل سوخت هستهای برای اهداف صلحآمیز میشود، تأکید کرده است.
اگرچه این موضع دیرینه تهران بوده، اما با افزایش فشار آمریکا برای توقف غنیسازی اورانیوم ایران، به یک نقطه اختلاف بزرگتر تبدیل خواهد شد.
بنبست حاصله تنها اختلافات میان کشورهای دارای و فاقد سلاح هستهای را تشدید میکند و در نتیجه اعتماد گروه دوم به توانایی معاهده برای تضمین دسترسی بیوقفه و غیرتبعیضآمیز به فناوری هستهای از بین میرود.
مواضع اصلی ایران مغایر با NPT نیست؛ معاهدهای که تهران از آن خارج نشده و همچنان به آن پایبند است. درباره این مسائل باید با تهران تعامل و گفتوگو کرد، نه اینکه بمباران و با نابودی تهدیدش نمود.»



