صفحه خبر لوگوبالا تابناک
میلی صفحه خبر لوگو بالا
میلی صفحه خبر موبایل
در مقاله‌ای ادعا شد

ایران غنی‌سازی اورانیوم را تا سطح ۹۰ درصد افزایش داده است/ احتمال جنگ ایران و اسرائیل در سه ماهه اول ۲۰۲۶ وجود دارد!

چندین نهاد اطلاعاتی بر این باورند که ایران به‌عنوان اقدامی نهایی برای بازدارندگی از تغییر نظام، غنی‌سازی را تا سطح ۹۰ درصد افزایش داده است.
کد خبر: ۱۳۴۹۳۶۸
| |
18945 بازدید

ایران غنی‌سازی اورانیوم را تا سطح ۹۰ درصد افزایش داده است/ احتمال جنگ ایران و اسرائیل در سه ماهه اول ۲۰۲۶ وجود دارد!

داشتن غنی سازی ۹۰ درصدی، احتمال بالای وقوع دومین درگیری نظامی اسرائیل و ایران در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ را مطرح می‌کند، با توجه به بسته‌شدن مؤثر «پنجره دیپلماسی» برای توافقی جدید مشابه برجام.

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، سایت «اوراسیا ریویو» در گزارشی به بررسی ریسک‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ پرداخته که در ادامه آمده است. در این گزارش ادعا‌هایی درباره برنامه هسته‌ای ایران مطرح شده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

این گزارش ریسک ژئوپلیتیکی خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ را ارزیابی می‌کند؛ سالی که با «صلح مسلح» شکننده پس از تشدید درگیری مستقیم اسرائیل و ایران در سال ۲۰۲۵ و نخستین سالگرد گذار سیاسی سوریه تعریف می‌شود.

این گزارش از گذار آشکار از جنگ‌های متعارف میان‌دولتی به رقابت‌های پرمخاطره نیابتی و ناآرامی‌های مدنیِ ساختاریِ ناشی از بحران منابع حکایت دارد.

برنامه هسته‌ای جاری ایران، رقابت منطقه‌ای میان قدرت‌های کلیدی، و ناکامی‌های حکمرانی در شامات و غزه از جمله ریسک‌های اصلی اثرگذار بر خاورمیانه در سال پیشِ‌رو هستند.

نکات کلیدی

سوریه: یک سال پس از فروپاشی رژیم بعثی، «کابینه در سایه»‌ای متشکل از عناصر تندرو هیئت تحریرالشام (HTS) و درگیری‌های قومی محلی، به‌طور فزاینده‌ای بوروکرات‌های دولت انتقالی رئیس‌جمهور احمد الشرع را تضعیف کرده است. 

شکاف‌های داخلی مانع از تثبیت اقتدار دولت شده و به دولت اسلامی اجازه داده پایگاه‌های عملیاتی سیار در منطقه بادیه و شرق فرات ایجاد کند. پیامد این وضعیت، محیط امنیتیِ تکه‌تکه‌ای است که در آن مشروعیت انقلابی به ثبات اداری منجر نشده است.

وضعیت گریز هسته‌ای ایران: در واکنش به درگیری‌های نظامی با اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۵، تهران رویکرد هسته‌ای خود را بر بقا متمرکز کرده است. 

چندین نهاد اطلاعاتی بر این باورند که ایران به‌عنوان اقدامی نهایی برای بازدارندگی از تغییر نظام، غنی‌سازی را تا سطح ۹۰ درصد افزایش داده است. 

این امر احتمال بالای وقوع دومین درگیری نظامی اسرائیل و ایران در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ را مطرح می‌کند، با توجه به بسته‌شدن مؤثر «پنجره دیپلماسی» برای توافقی جدید مشابه برجام.

رقابت هژمونیک درون شورای همکاری خلیج فارس: اهداف راهبردی متفاوت ریاض و ابوظبی به نقطه‌ای بحرانی در یمن و سودان رسیده است. شورای انتقالی جنوب (STC) با حمایت امارات در اواخر ۲۰۲۵ به سمت جدایی رسمی حرکت کرد؛ اقدامی که چالشی مستقیم برای ترجیح عربستان به یمنی یکپارچه بود.

رقابت دیپلماتیک موجود به رقابتی ساختاری برای سیطره منطقه‌ای تبدیل شده و چارچوب منسجم اقتصادی و امنیتی شورای همکاری خلیج فارس (GCC) را به خطر انداخته است.

خلأ حکمرانی در غزه: پس از آتش‌بس اکتبر ۲۰۲۵، نوار غزه در وضعیت «حل‌وفصل معلق» باقی مانده است. گذار به یک تشکیلات خودگردان اصلاح‌شده عملاً متوقف شد و خلأ امنیتی ایجاد کرد. 

در پی آن، بقایای حماس و طایفه‌های محلی برای کنترل توزیع کمک‌ها به رقابت پرداختند. «خط زرد» ایجادشده توسط نیرو‌های امنیتی اسرائیل همچنان کانون دائمی مناقشه است و نبود ابتکار بازسازی در مقیاس بزرگ، «شورش دائمی» را دامن می‌زند؛ وضعیتی که می‌تواند تا میانه ۲۰۲۶ به نبرد شدید شهری تشدید شود.

زمینه ژئوپلیتیکی

خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ وارد مرحله‌ای از بازآرایی فرسوده می‌شود. سقوط رژیم اسد در دسامبر ۲۰۲۴، به‌دنبال آن به‌قدرت‌رسیدن احمد الشرع در دمشق، و جنگ ۱۲روزه میان تل‌آویو و تهران، سال ۲۰۲۵ را تعریف کردند.

این رویداد‌های نقطه‌عطف، الگوی بازدارندگی دیرپای «محور مقاومت» را تضعیف کرد و به خلأ قدرتی انجامید که بازیگران محلی—مانند شورای انتقالی جنوب (STC) در عدن و هیئت تحریرالشام در دمشق—با درجات متفاوتی از موفقیت و خشونت، به‌سرعت برای پرکردن آن اقدام کردند.

این گذار عملاً به دوران «درگیری‌های منجمد» در شامات پایان داده است. محیطی معامله‌محور و بی‌ثبات پدید آمده که جایگزین وضع موجودِ قابل پیش‌بینی، هرچند خشونت‌بار، شده است. قدرت‌های منطقه‌ای مانند ترکیه و عربستان سعودی اکنون ناگزیرند برای جلوگیری از فروپاشی کامل موجودیت‌های سیاسی نوظهور و ناپایداری که خود در ایجادشان نقش داشته‌اند، به‌طور مستقیم مداخله کنند.

هم‌زمان، وزن ژئوپلیتیکی منطقه به سوی «کریدور دریایی» از مدیترانه شرقی، از طریق دریای سرخ تا دریای عمان، منتقل شده است. هنجار‌های بین‌المللی دیگر امنیت این آبراه‌ها را تضمین نمی‌کنند؛ بلکه ایمنی آنها به «آتش‌بس‌های مشروط» برقرارشده توسط بازیگران غیردولتی مانند حوثی‌ها وابسته شده است. این امر امنیت دریایی را از یک دغدغه لجستیکی به ستون اصلی وضعیت راهبردی منطقه ارتقا داده است.

در نهایت، بازگشت دولت کنونی آمریکا به رویکرد «فشار حداکثری ۲.۰» به قطبی‌شدن دوباره منطقه انجامیده است. برخی پایتخت‌های خلیج فارس از احیای فشار بر تهران حمایت می‌کنند، اما برخی دیگر نگران پیامد‌های پیش‌بینی‌نشده نظامی هستند که احساس محاصره می‌کند. در نتیجه، قدرت‌های میانی راهبرد محتاطانه موازنه‌سازی را در پیش گرفته‌اند و در سال ۲۰۲۶ به‌طور فزاینده‌ای برای ایجاد تعادل در برابر یک‌جانبه‌گرایی آمریکا به چین و روسیه می‌نگرند.

ریسک سیاسی

مهم‌ترین ریسک سیاسی در سال ۲۰۲۶، بحران «دولت در سایه» در سوریه است. حضور مقام‌های مذهبی محافظه‌کار برخاسته از ادلب در دمشق، شکاف فرهنگی و سیاسی عمیقی با ساکنان متنوع‌تر این شهر ایجاد کرده است. اگر رئیس‌جمهور الشرع تا ژوئن ۲۰۲۶ ائتلاف خود را گسترش ندهد، پیامد آن می‌تواند «ضدانقلاب» یا جنگ داخلی فرقه‌ای دیگری میان سنی‌ها و علوی‌ها باشد که احتمال مداخله بیشتر نیرو‌های ترکیه و اسرائیل در سوریه را افزایش می‌دهد.

ایران در سال ۲۰۲۵ به‌دلیل درگیری نظامی با اسرائیل، فشار کشور‌های غربی، و ضرورت بازتنظیم سیاست خارجی خود در خاورمیانه و پیرامون آن، با چالش‌های قابل‌توجهی روبه‌رو شد. 

جنگ نظامی ۱۲روزه اسرائیل و ایران که تلفات سنگینی در داخل جمهوری اسلامی برجا گذاشت، و فشار مستمر تحریم‌های غربی بر اقتصاد داخلی، موجب افزایش نگرانی و بی‌اعتمادی در میان جامعه ایران شده است. با وجود تدوین راهبرد‌های متنوع دولت برای کاهش اثر تحریم‌ها بر اقتصاد، در صورت ناتوانی تهران در حل بحران کم‌آبی و مهار ابرتورم، احتمال بازگشت اعتراضات در سال پیشِ‌رو وجود دارد.

نبود یک راهبرد عملیِ پساجنگ برای غزه، در حال حاضر وضعیت سیاسی فلسطین را فلج کرده است. ناکامی تشکیلات خودگردان فلسطین در برگزاری انتخابات ۲۰۲۵ طبق برنامه، باعث از دست رفتن جایگاه آن در میان فلسطینیان جوان شده که به‌طور فزاینده‌ای به «کمیته‌های دفاعی» محلیِ غیرهمسو با جناح‌های سنتی روی می‌آورند. هم تداوم تکه‌تکه‌بودن ساختار فلسطینی و هم عملیات نظامی مستمر تل‌آویو در نوار غزه، تحقق هرگونه صلح پایدار یا برنامه بازسازی را—در غیاب مرجع مرکزیِ برخوردار از انحصار به‌کارگیری زور—ناممکن می‌سازد.

جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ترکیه در سال ۲۰۲۶ یک متغیر غیرقابل پیش‌بینی مهم به‌شمار می‌آید. راهبرد «منطقه حائل» آنکارا در شمال سوریه و عراق در حال تبدیل‌شدن به حضوری اداری و دائمی است. این الحاق، خطر رویارویی مستقیم با ارتش ملی جدید سوریه و نیز بقایای یگان‌های کردی YPG را در پی دارد. محاسبات راهبردی رئیس‌جمهور اردوغان ظاهراً معطوف به ایجاد «حوزه نفوذ ترکیه» برای مقابله با چالش‌های اقتصادی داخلی است؛ مسیری که در حال بازترسیم مرز‌های شامات است.

ریسک امنیتی

بازخیزش دولت اسلامی (داعش) فوری‌ترین تهدید امنیتی سال ۲۰۲۶ است. این سازمان از حضور سرزمینی ثابت به یک نیروی شورشی بسیار متحرک و غیرمتمرکز گذار کرده است. داعش با بهره‌گیری از خلأ امنیتی در بادیه سوریه و مناطق مرزیِ چندپاره عراق، کنترل انبار‌های قابل‌توجهی از تسلیحات سنگینِ برجامانده پس از فروپاشی رژیم اسد را به‌دست آورده است. برآورد‌ها از افزایش موج تبلیغات جهادی علیه الشرع و دولت دمشق حکایت دارد که می‌تواند با تلاشی هماهنگ برای نفوذ سرزمینی یا حمله‌ای گسترده به مراکز شهری سوریه در اوایل ۲۰۲۶ همراه شود.

در لبنان، حضور حزب‌الله با وجود تلفات سال ۲۰۲۵ ادامه دارد. نیرو‌های مسلح لبنان (LAF) از نظر سیاسی و عملیاتی توان اجرای الزامات خلع سلاح مورد حمایت سازمان ملل را ندارند. این بن‌بست، انگیزه‌ای مستمر برای حملات اسرائیل ایجاد می‌کند. هرگونه تلاش حزب‌الله برای احیای توان موشکی دوربرد، بلافاصله با اقدامات پیش‌دستانه مواجه خواهد شد و در نتیجه «خط آبی» در وضعیت اصطکاک جنبشیِ مداوم و کم‌سطح باقی می‌ماند.

حوزه دریایی شاهد گسترش فناوری‌های نامتقارن کم‌هزینه و پراثر بوده است. سامانه‌های دفاع دریایی موجود قادر به مقابله مؤثر با به‌کارگیری هوش مصنوعی مولد توسط بازیگران غیردولتی نیستند؛ امری که تاکتیک‌های حمله دسته‌ای پهپاد‌ها را تقویت و توان گریز از شناسایی را افزایش می‌دهد. در سال ۲۰۲۶، خطر بمب‌های دست‌ساز قایق‌محور (WBIED) و مین‌های دریایی در باب‌المندب و تنگه هرمز به‌عنوان تهدیدی بنیادین پابرجا خواهد ماند و در نتیجه، هزینه‌های بالای بیمه را حفظ کرده و زنجیره‌های تأمین جهانی انرژی را مختل می‌کند.

بازسازی توان موشک‌های بالستیک ایران یکی از محور‌های اصلی سال ۲۰۲۶ است. برخلاف گزارش‌های نهاد‌های اطلاعاتی غربی در سال ۲۰۲۵ درباره نابودی تأسیسات کلیدی تولید، تهران با موفقیت میکسر‌های سیاره‌ای جدید برای پیشران سوخت جامد را از شرکای خارجی خریداری کرده است. تمرکز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر تولید موشک نشان‌دهنده راهبرد «بازدارندگی از طریق حجم» است؛ راهبردی که هدف آن غلبه بر سامانه‌های پدافند موشکی اسرائیل و ایالات متحده در یک درگیری آینده است. این بازسازی سریع، پنجره زمانی هرگونه تلاش دیپلماتیک برای «کاهش ریسک» را تنگ‌تر می‌کند.

ارزیابی

تا سال ۲۰۲۵، وضعیت ژئوپلیتیکی خاورمیانه از درگیری‌های دولت‌با‌دولت فاصله گرفته و به سوی نبرد برای کنترل خودِ دولت‌ها حرکت کرده است. افول رژیم مستقر سوریه و تضعیف شبکه نیابتی ایران نه‌تنها به صلح منطقه‌ای نینجامیده، بلکه محیطی تکه‌تکه‌تر ایجاد کرده است. ریسک اصلی، احتمال وقوع «فاز دوم» درگیری اسرائیل و ایران است که با توجه به روایت‌ها، راهبرد‌های نظامی و سیاست‌های خارجی تل‌آویو و تهران، آن را بسیار محتمل ارزیابی می‌کنیم.

ما بر این باوریم که «صلح مسلح»‌ی که در حال حاضر ثبات منطقه‌ای را حفظ کرده، ماهیتی معامله‌محور و گذرا دارد. برای سیاست‌گذاران، چالش سال ۲۰۲۶ هدایت خاورمیانه‌ای است که به‌طور فزاینده‌ای خودمختار و مبتنی بر معامله عمل می‌کند. تسهیل گذار باثبات در سوریه و ارائه راهبردی قابل‌قبول برای بازسازی غزه، فرصتی برای تثبیت شامات فراهم می‌کند. با این حال، اگر این ابتکارات تا میانه سال ناکام بمانند، منطقه احتمالاً به وضعیت درگیری شدید و چندجبهه‌ای بازخواهد گشت.

برای سرمایه‌گذاران نهادی و تخصیص‌دهندگان سرمایه، چشم‌انداز خاورمیانه در سال ۲۰۲۶ مستلزم رویکردی پیچیده مبتنی بر «صرف ریسک» در مدیریت پرتفوی است. با وجود رشد پیش‌بینی‌شده فناوری و زیرساخت در بخش‌های غیرنفتی شورای همکاری خلیج فارس—به‌ویژه در بازار‌های عربستان و امارات—تاب‌آوری این بازار‌ها در برابر نوسانات ناشی از آستانه هسته‌ای ایران و گذار‌های شکننده شامات آسیب‌پذیر است.

سرمایه‌گذاران باید «ثبات مشروط» مسیر‌های تجارت دریایی را لحاظ کنند. هرگونه کاهش در امنیت دریای سرخ بلافاصله هزینه‌های بیمه را افزایش داده و زنجیره‌های تأمین وابسته به کانال سوئز را مختل خواهد کرد. افزون بر این، تشدید رقابت میان ریاض و ابوظبی نشان می‌دهد که آربیتراژ مقرراتی و انضباط مالی برای تصمیم‌های سرمایه‌گذاری منطقه‌ای اهمیت حیاتی خواهد داشت.

بنابراین، یک راهبرد موفق در سال ۲۰۲۶ مستلزم برقراری توازن میان پیگیری تنوع‌بخشی پربازده در خلیج فارس و ریسک‌های سیستمی ناشی از احتمال «فاز دوم» درگیری اسرائیل و ایران و بازخیزش داعش در شامات است.

میلی صفحه خبر موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جنگ ایران و اسرائیل # آژانس بین المللی انرژی اتمی # نرخ سوم بنزین # قیمت دلار # قیمت سکه # ونزوئلا
نظرسنجی
آیا به عنوان زن حاضرید با مهریه 14 سکه «بله» را بگویید؟
مرجع جواهرات