صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جیب مردم را می‌زنند و افسردگی آزاد می‌کنند/دو نوع خبرنگار در آمریکا داریم

کریس هجز نویسنده و پژوهشگر آمریکایی درباره قانون فیسا در رسانه‌های آمریکا می‌گوید: «ما به درباریانی اعتماد می‌کنیم که پودر به صورتشان می‌زنند و به اسم خبرنگار فریبمان می‌دهند. ما آن‌چه را درباره این درباریان القا می‌شود با اطلاعات و آگاهی و دانش حقیقی اشتباه می‌گیریم.»
کد خبر: ۱۳۷۲۲۴۹
| |
1115 بازدید

جیب مردم را می‌زنند و افسردگی آزاد می‌کنند/دو نوع خبرنگار در آمریکا داریم

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، کریس هجز نویسنده و برنامه‌ساز آمریکایی است که این‌روزها با برنامه «گزارش کریس هجز» در فضای مجازی حضور دارد و درباره جنگ تحمیلی سوم به ایران صحبت می‌کند. او سال ۲۰۰۹ کتابی با عنوان «امپراتوری توهم» منتشر کرد که عنوان و روح اثرش، ارتباط زیادی با گفته‌های اخیر و تحلیل‌های امروزی‌اش درباره جنگ آمریکا با ایران دارد. چون شبح پوشالی امپراتوری تک‌قطبی آمریکا در جهان، بیش از پیش لطمه خورده و در حال فروپاشی است؛ اتفاقی که هجز با انتشار کتابش نوید آن را داده است. 

پیش‌تر در مطلبی دیگر به یکی از موضع‌گیری‌ها و برنامه‌های هجز پرداخته بودیم که در پیوند زیر قابل دسترسی و مطالعه است:

* «نویسنده آمریکایی توضیح می‌دهد: غرب آسیا را خالی می‌کنیم؛ نه با اختیار!»

اما در مطلبی که در ادامه می‌آید بنا داریم بحث آدم‌خواری آمریکا در سطح معیشت مردم و کار رسانه‌ای را در اندیشه‌های این‌متفکر آمریکایی بررسی کنیم.

توهم رشد و رفاه را ترویج می‌دهند

هجز معتقد است در جریان آدم‌خواری دولت آمریکا، گروهی از نخبگان، آمار و اطلاعات را دست‌کاری می‌کنند تا توهم رشد و رفاه را رواج دهند. این‌نخبگان به گفته کریس هجز از پذیرش این‌که مهار جامعه آمریکا را از دست داده‌اند سر باز می‌زنند چون از دست‌دادن مهار یعنی پذیرفتن شکست. اما به‌جز این‌گروه، شرکت‌هایی هم هستند که براساس یک‌سازوکار، جیب شهروندان آمریکایی را می‌زنند. او شیوه کار و ساختار فعالیت این‌شرکت‌ها را «ساز و کار منحرف» می‌خواند و شرکت هالیبرتون را مثال می‌زند که سال ۲۰۰۳ بر کل تولید نفت عراق نظارت و کنترل داشت و غرق در دلارهای مالیاتی مردم آمریکا بود.

پژوهشگر آمریکایی درباره شرکت هالیبرتون و دیگر شرکت‌های مشابهش می‌گوید پول مردم آمریکا را هدر می‌دهند و به‌طور ماهرانه‌ای از پرداخت مالیات فرار می‌کنند. حکومت شرکت‌محور آمریکا هم نه‌تنها هزینه‌هایشان را فراهم می‌کند بلکه حمایت‌شان هم می‌کند. 

همه آن‌چه آمریکایی‌ها می‌بینند و می‌شنوند و می‌خوانند

کریس هجز درباره وجود زمانی که دموکراسی واقعی در آمریکا برپا و قدرت در اختیار شهروندان بوده، گمانه‌زنی می‌کند اما درباره شرایط امروز و چنددهه اخیر این‌کشور با یقین می‌گوید قدرت آمریکا در اختیار شرکت‌هاست و این‌شرکت‌ها بر تمام منابع چاپی و الکترونیک اطلاعات، چمبره زده و انحصارشان را در دست دارند. تعداد کمی از غول‌های رسانه‌ای مثل AOL تایم وارنر، جنرال الکتریک، وایاکام، دیزنی یا گروه خبری روپرت مرداک (مردوخ) [۹۵ ساله و یهودی است] همه آن‌چه را که مردم آمریکا می‌بینند، می‌خوانند و می‌شنوند در کنترل دارند. 

نکته جالبی که کریس هجز درباره فعالیت غول‌های رسانه‌ای صهیونیست و یهودی در آمریکا تذکر می‌دهد، «آزادکردن افسردگی» است. او می‌گوید آمریکا در حال آزادکردن آن‌افسردگی است که پس از رکورد اقتصادی بزرگ و دهه ۱۹۳۰ دیده نشده بود. مواد تشکیل‌دهنده‌اش هم آدم‌های شکست‌خورده و ناامید هستند که حاضرند در ازای دستمزدهای کم بدون عضویت در اتحادیه کارگری یا برخورداری از مزایای کار استخدام شوند. این برای شرکت‌ها خبری فوق‌العاده، و برای کارگران خبری غم‌انگیز است.

دو نوع خبرنگار داریم!

کریس هجز می‌گوید دو نوع خبرنگار وجود دارد؛ خبرنگاران مشهور و خبرنگاران واقعی. گونه مشهورها خود را به‌دروغ خبرنگاران واقعی جا می‌زنند و میلیون‌ها دلار در سال درآمد دارند. این‌گونه خبرنگاران به صاحبان قدرت و چهره‌های مشهور تریبون می‌دهند تا برای مردم داستان سر هم کنند، کلی‌بافی کنند و دروغ بگویند. در حالی‌که خبرنگار واقعی می‌داند نشستن در یک‌استودیو و گریم‌شدن ربطی به خبرنگاری ندارد. چون خبرنگار حقیقی باور ندارد خدمت به قدرتمندان اولویت اصلی حرفه اوست.

بنگاه‌های خبری آمریکا جاده حمله به عراق را صاف کردند

دوران تهیه و تدارک شرایط برای شروع جنگ عراق یکی از نمونه‌هایی است که کریس هجز برای بحث خدمات رسانه‌ها به قدرت اصلی در آمریکا اشاره می‌کند. او در این‌باره می‌گوید پیش از حمله آمریکا به عراق، بنگاه‌های خبری مثل نیویورک تایمز، CNN و سه شبکه اصلی تلویزیون این‌کشور، هر روز دروغ‌هایی را که طبقه ممتاز به طراحی کرده بودند، آن‌قدر شرح و بسط می‌دادند که گویی واقعیت دارند. 

هجز از فیلم مستند «خریدن جنگ» نام می‌برد که سال ۲۰۰۷ ساخته شد. این‌مستند روی خبری متمرکز است که دفتر دیک چنی معاون اول رئیس جمهور وقت آمریکا به نیویورک تایمز داده بود و صبح روزی که چنی مهمان برنامه تلویزیونی راسرت بود، روی صفحه اول روزنامه نیویورک تایمز چاپ شد. چنی هم در برنامه گفت «این‌خبر که طبق آن، مقامات ناشناس کابینه گزارش کرده‌اند صدام حسین برای دستیابی به مواد اولیه لازم بمب هسته‌ای کاوشی جهانی را آغاز کرده، در صفحه اول نیویورک تایمز منتشر شده و من به آن استناد می‌کنم.»

درز خبر دایره‌ای؛ شامورتی‌بازی دیک چنی

چنین‌اطلاعاتی که دیک‌چنی مثلا در آن‌برنامه از آن‌ها حرف زد، در عالم واقعیت هیچ‌وقت فاش نمی‌شوند یا شاید بعدها فاش شوند. علتش هم فوق‌سری بودن آن‌ها هستند و افرادی چون معاون اول رئیس‌جمهور و مشاور امنیت ملی‌ آمریکا اجازه ندارند در تاک‌شوهای یکشنبه از چنین‌اطلاعاتی صحبت کنند. کریس هجز هم با ذکر این‌نکته، مچ دیک چنی را می‌گیرد و می‌گوید او به‌ظاهر چنین‌کاری کرد و مثلا به یک‌خبر مهم استناد کرد ولی خودش خبر را به نیویورک تایمز داده بود. 

اما دیک‌چنی به‌ظاهر چنین‌کاری کرد و به خبر مهمی استناد کرد که خودش آن را به روزنامه نیویورک‌تایمز داده بود. کریس هجز می‌گوید این‌رفتار، «درز خبر دایره‌ای» است و فاحش‌ترین دروغ در شرایط تولید این‌دروغ‌ها، این است که گفته شود تولیدکنندگان و دست‌اندرکاران تلویزیون و روزنامه‌ها در آمریکا، «خبرنگار» هستند و به‌نمایندگی از «ما» (مردم آمریکا) خبر تهیه می‌کنند.

با ذکر چنین‌نمونه‌هایی است که کریس هجز در کتابش «امپراتوری توهم» نوشته بود: نه‌فقط یکی دو مجری تلویزیون، بلکه موسسات رسانه‌ای آمریکا فاسدند.

واقعا نمی‌شود در آمریکا سوءاستفاده‌ها را افشا کرد

در آمریکا قانونی به‌نام «قانون فیسا» وجود دارد که سال ۲۰۰۸ توسط کنگره آمریکا به تصویب رسید. این‌قانون به شرکت‌های مخابراتی که طی ۶ سال گذشته با طرح‌های نظارتی غیرقانونی آژانس امنیت ملی همکاری می‌کردند، مصونیت می‌بخشد. به این‌ترتیب، فعالیت خبرنگاران، فعالان حقوق بشر و وکلای مبارزی که تلاش می‌کردند سوءاستفاده‌ای را افشا کنند که حکومت آمریکا درصدد پنهان‌کردنش بود، به مخاطره می‌افتاد و البته هنوز هم می‌افتد. 

قانون مورد اشاره همچنین به حکومت ایالات متحده حق می‌دهد مکالمات تلفنی و ایمیل‌های مردم را کنترل کند. شرکت‌های مخابراتی آمریکا برای تصویب این‌قانون، لابی‌های زیادی کرده و رقمی حدود ۱۵ میلیون دلار روی میز گذاشتند. «قانون فیسا» هم در نهایت تصویب شد.

تحلیل کریس هجز از این‌قانون و اجرایش در آمریکا چنین است: «ما به درباریانی اعتماد می‌کنیم که پودر به صورتشان می‌زنند و به اسم خبرنگار فریبمان می‌دهند. ما آن‌چه را درباره این درباریان القا می‌شود با اطلاعات و آگاهی و دانش حقیقی اشتباه می‌گیریم.»

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار