پیامدهای پرهزینه جنگ ایران برای آمریکا

به گزارش تابناک؛ «میدل ایست آی» با اشاره به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و اختلال در تنگه هرمز، گزارش داد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مواجهه با ایران «به در بسته خورده» و هر مسیری که در پیش گیرد، میتواند خطرات بیشتری برای ایالات متحده و متحدانش به همراه داشته باشد.
در این تحلیل تاکید شده است که اگر ترامپ جنگ را انتخاب کند، میتواند مطمئن باشد که هزینههای انسانی برای آمریکا از درگیریها پیشین نیز بیشتر خواهد بود.
این گزارش با هشدار به اینکه ازسرگیری جنگ میتواند دامنه درگیریها را گسترش دهد، میافزاید: هر مسیری که ترامپ اکنون در پیش بگیرد و هر کسی که آنقدر نادان باشد که از او پیروی کند، آنها را به سمت خطر بیشتری سوق خواهد داد.
نویسنده این مطلب افزود: اگر تفنگداران دریایی آمریکا در هر یک از جزایر ایران در تنگه هرمز فرود آیند، در منطقهای که هیچ پوششی به آنها نمیدهد، به اهدافی آسان برای پهپادها و موشکها تبدیل خواهند شد.
شکست اهداف ترامپ
رئیسجمهوری آمریکا در دستیابی به اهداف خود از جمله طرح تعییر نظام در ایران ناکام مانده و حتی نتیجه معکوس گرفته است. در همین حال «میدل ایست آی» شکستهای بزرگ ترامپ را چنین برشمرد: عدم تغییر حکومت، بلکه دقیقاً برعکس؛ ترامپ موجب تقویت حکومت شده است.
گزارش میافزاید: تغییری در برنامههای موشکها و پهپادهای ایران رخ نداده و تنگه هرمز عملاً تحت کنترل ایران قرار دارد. همچنین برنامههایی از جمله ایجاد ناآرامی داخلی یا حمایت از نیروهای مخالف نیز به نتیجه نرسیده است.
پیامدهای پرهزینه جنگ ایران برای آمریکا همزمان با نقشآفرینی امارات در برنامههای اسرائیل
تاوان جنگ علیه ایران برای کشورهای حوزه خلیج فارس
«میدل ایست آی» افزود:
«ایران حباب درخشان، اما در نهایت شکننده ثروت و امتیازی را که نخبگان حاکم در کویت، امارات، بحرین، عربستان سعودی و قطر طی دههها در آن زندگی میکردند را ترکاند؛ حبابی که از آشوبهای پیرامون خود مصون مانده بود.
بر اساس این گزارش، جنگ علیه ایران و تبعات آن، بهویژه اختلال در تنگه هرمز، به کاهش عرضه انرژی و افزایش نااطمینانی در منطقه خلیج فارس منجر شده و کشورهای این حوزه را با چالشهای اقتصادی و امنیتی فزاینده مواجه کرده است.
بسته شدن گسترده مسیرهای حیاتی انرژی از جمله تنگه هرمز، نقش تعیینکننده ایران در کنترل جریان تجارت و انرژی در منطقه را برجسته کرده و موجب نگرانی کشورهای وابسته به این مسیر شده است.
در همین حال، حملات متقابل و استفاده از پهپادها و موشکها، زیرساختهای حیاتی در برخی کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داده و به کاهش فعالیتهای اقتصادی از جمله گردشگری، حملونقل و صنایع انرژی انجامیده است.
در امارات متحده عربی، این تحولات تأثیرات قابل توجهی بر اقتصاد برجای گذاشته و گزارشها از کاهش ارزش بازارها، افت فعالیتهای تجاری و اختلال در برخی صنایع کلیدی حکایت دارد.
بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار از ارزش بازار بورسهای دبی و ابوظبی از بین رفته و ۱۸ هزار و ۴۰۰ پرواز لغو شده است. «گلدمن ساکس» برآورد کرده است که معاملات املاک امارات نیز بهصورت سالانه ۳۷ درصد کاهش یافته است.
یک فعال اقتصادی روس در دبی در این باره با اشاره به اینکه «در هفتههای نخست، بسیاری به این نتیجه رسیدند که ماندن در اینجا دیگر ارزش ندارد»، افزود که برخی کسبوکارها اقدام به خروج سرمایههای خود کردهاند.
همزمان، گزارشها حاکی از توقف یا کاهش فعالیت در بخشهایی مانند تولید آلومینیوم و مراکز داده در امارات و برخی کشورهای منطقه است که نشاندهنده تأثیر مستقیم ناامنیها بر بخشهای صنعتی است.»
پیامدهای پرهزینه جنگ ایران برای آمریکا همزمان با نقشآفرینی امارات در برنامههای اسرائیل
امارات؛ بستری برای منافع اسرائیل
بر اساس این گزارش، امارات نقشی فراتر از میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا ایفا کرده و به بستری برای برخی عملیاتها یا پشتیبانیهای مرتبط با اسرائیل تبدیل شده است.
«میدل ایست آی» به نقل از مقام آگاه در این زمینه گزارش داد که «امارات برخی تأسیسات خود را برای عملیات علیه ایران در اختیار قرار داده است»؛ موضوعی که نشاندهنده افزایش سطح همکاریهای امنیتی میان ابوظبی و تلآویو است.
همچنین گزارش شده که سامانههای دفاعی اسرائیلی در امارات مستقر شده است؛ موضوعی که بیانگر تعمیق همکاریهای نظامی دو طرف در جریان درگیریها است.
در سطح منطقهای، این تحولات به افزایش شکافها میان برخی کشورهای خلیج فارس نیز انجامیده و تنشهایی میان امارات و عربستان سعودی بر سر سیاستهای انرژی و امنیتی گزارش شده است.
در این شرایط، تحلیلگران هشدار میدهند که تداوم این روند و تقویت همکاریهای نظامی میان امارات و رژیم اسرائیل میتواند به گسترش دامنه درگیریها و بیثباتی بلندمدت در منطقه منجر شود.
نویسنده این مطلب در پایان تاکید کرد: عربستان سعودی، قطر، عمان، پاکستان و ترکیه، بهعنوان بازیگران کلیدی دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی منطقه، نباید صرفاً نظارهگر باشند و اجازه دهند این طرحها پیش برود. کشورهای پرجمعیت منطقه اکنون یک منافع مشترک واقعی و فوری برای مهار اسرائیل و متحد اماراتی آن از طریق یک پیمان امنیتی منطقهای دارند.


