رونمایی از «شطرنج روی آب»

به گزارش خبرنگار تابناک، کتاب «شطرنج روی آب؛ انگلستان و موازنهسازی در خلیج فارس» نوشته عباس نادری از سوی انتشارات علمیوفرهنگی منتشر و رونمایی شد.
مراسم رونمایی از این کتاب همزمان با افتتاح شعبه انقلاب کتابفروشی علمیوفرهنگی با خضور احمد مسجدجامعی پژوهشگر فرهنگی و قائم مقام دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، سیدجمال هادیان مدیرعامل انتشارات علمیوفرهنگی، عباس نادری نویسنده کتاب، مجید تیموری مدیر کتابفروشی علمیوفرهنگی شعبه انقلاب و جمعی از نویسندگان و افراد فرهنگی برگزار شد.
این کتاب سیاستهای انگلستان در خلیج فارس را پیش از خروج این کشور از این منطقه در ۱۹۷۱ و از بعد از جنگ جهانی دوم تا «برگزیت» را مورد بررسی قرار داده است.
این کتاب در پنج فصل ارائه شده است: در فصل نخست، چارچوب نظری و مفهومی فهم منافع انگلستان در خلیج فارس و مبانی انجام تحقیق از منظر مدل «مایکل برچر» بحث و تبیین شده است.
در فصل دوم، با عنوان سیاستهای انگلستان در خلیج فارس (از ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۱)، ضمن اشاره به سیر تحولی منافع انگلستان در این منطقه، جایگاه انگلستان در خلیج فارس پس از جنگهای جهانی اول و نقش این کشور در ایجاد ساختارهای نوین در خلیج فارس به دقت بررسی شده است.
فصل سوم به بررسی سیاستهای انگلستان در خلیج فارس پس از خروج از منطقه تا ۲۰۰۳ اختصاص یافته است. در این فصل، ضمن بررسی میزان نزدیکی سیاستهای انگلستان و ایالات متحده در خلیج فارس، نقشآفرینی انگلستان در خلیج فارس در چارچوب ناتو تبیین شده است.
فصل چهارم دربارۀ جنگ عراق (۲۰۰۳) و تأثیر آن بر سیاستهای موازنهای انگلستان در خلیج فارس است. در این فصل، پس از مرور سیاست انگلستان در قبال عراق و تمهید حمله به آن کشور، تحول در روابط انگلستان با کشورهای منطقه پس از حمله به عراق بررسی شده و بهویژه به نقش نخبگان انگلیسی در تصمیمسازی (طبق مدل برچر) پرداخته شده است.
فصل پنجم به بهار عربی و سیاستهای انگلستان در خلیج فارس (سیاست واکنشی با استفاده از تجربۀ جنگ عراق) اختصاص یافته است. در این فصل، پس از بررسی اجمالی وضعیت و موضع انگلستان در قبال تحولات موسوم به «بهار عربی»، نسبت راهبرد «موازنۀ از راه دور» امریکا و راهبرد «بریتانیای جهانی» در خلیج فارس تبیین شده و بازگشت دیگربارۀ انگلستان به منطقه و نیز حمایت انگلستان از متحدان عرب خود در منطقه بررسی شده است. در پایان، پیامدهای راهبرد بریتانیای جهانی بر ایران بیان شده است.
در مقدمه این کتاب میخوانیم: «انگلستان بهلحاظ سنتی نقشی مهم در غرب آسیا و خلیج فارس داشته و در مقاطع مختلف و مشخصاً از قرن هفدهم در خاورمیانۀ عربی نفوذ داشته است. اوج این نقشآفرینی را میتوان در قرون نوزدهم و بیستم دانست که در انعقاد قرارداد سایکس پیکو متبلور شد.»

به اعتقاد نویسنده، واقعیت این است که آیندۀ تحولات منطقۀ غرب آسیا تا حدّ زیادی به سیاستهای انگلستان و نقشی که این کشور درصدد ایفای آن است بستگی دارد. این درحالی است که ایالات متحدۀ امریکا سیاست خارجی خود را معطوف به شرق آسیا کرده و از تمرکز بر غرب آسیا چشم پوشیده است.
نادری این پرسش را مطرح میکند که چرا انگلستان نهتنها در این سیاست (تمرکز بر شرق آسیا) ایالات متحدۀ امریکا را همراهی نمیکند، بلکه درصدد تمرکز بیشتر بر خاورمیانۀ عربی است؟
نادری که از کارشناسان حوزه خلیج فارس به شمار میرود، در پاسخ عنوان میکند: این پرسش را شاید بتوان در تعریف و تقسیم نقشها جستوجو کرد؛ به نظر میرسد ایالات متحدۀ امریکا و انگلستان در یک تقسیم نقش، درصددند تحولات آیندۀ بینالمللی را در دو سوی آتلانتیک و در همپوشانی با یکدیگر رقم بزنند، لذا انگلستان بر غرب آسیا، و ایالات متحدۀ امریکا بر شرق آسیا متمرکز میشوند. در این میان، نکتۀ مهم آن است که سیاست خارجی قدرتهای بزرگ اروپا (انگلیس، فرانسه، آلمان) در دهههای گذشته همواره متأثر از سه عامل بسیار مهم «ملّیگرایی»، «اروپاگرایی» و «امریکاگرایی» بوده است؛ بهگونهای که با تمرکز بر هریک از عوامل سهگانۀ ذکرشده، راهبردهایی متفاوت برای سیاست خارجی خود تعریف کردهاند.
با توجه به اهمیت نقش انگلستان در خلیج فارس، شناخت سیاستهای این کشور در مقطع زمانی سال ۲۰۰۳ تا برگزیت میتواند روشنکنندۀ چشمانداز سیاست آن در آیندۀ منطقه باشد. با توجه به تأثیرپذیری مستقیم ایران از تحولات خلیج فارس، تأثیر سیاستهای انگلستان در این منطقه بر منافع ملی ایران و نیز امنیت منطقهای مهم است.
به طور کلی، اصول سیاست خارجی انگلستان پس از جنگ جهانی دوم تا برگزیت عبارتاند از: تلاش برای برقراری روابط ویژه (و همراهی) با ایالات متحدۀ امریکا، مداخلهگرایی و حفظ موقعیت انگلستان در قلب اروپا. بر اساس اصول ذکرشده، یکی از مواردی که سیاست خارجی انگلستان همواره دنبال کرده «سیاست جهانی» یا «جهاننگری» است. تا زمان خروج انگلستان از اتحادیۀ اروپا و بهویژه از ۲۰۰۳ تا برگزیت، بیش از آنکه این کشور منافع خود را به قدرتهای اروپایی گره بزند، به منافع بینالمللی ایالات متحدۀ امریکا گره زده بود. لندن بیشترین همراهی را با واشنگتن در سیاستهای امنیتی داشته است.
از دیگر مواردی که سیاست خارجی انگلستان همواره در پی تأمین آن بوده منافع اقتصادی است و در این میان، نفت (و در سالیان گذشته، گاز) از مهمترین عوامل تأثیرگذار در منافع انگلستان است. لذا، از یک سو کشورهایی مانند عربستان سعودی (با ذخایر نفتی بیش از ۲۶۰ میلیارد بشکه) بیشترین اهمیت راهبردی را برای انگلستان دارند و از سوی دیگر و با توجه به حجم زیاد دلارهای نفتی، این کشورها (همچون عربستان سعودی) مهمترین مشتری تولیدات نظامی انگلستان هستند. همچنین کشور قطر مهمترین تأمینکنندۀ گاز طبیعی انگلستان است.



