متقیان: بهعنوان سرباز وطن به آمریکا میروم

به گزارش تابناک به نقل از همشهری آنلاین؛ در قلب خوزستان، جایی که تاریخ مقاومت با خون و خاک عجین شده است، هاشمیه متقیان، قهرمان پارالمپیک، نماد پایداری ملتی است که در برابر ناملایمات سر خم نمیکند. متقیان که خودزاده سالهای پایانی جنگ است، اینبار نیز درد و رنج هموطنانش را از نزدیک حس کرد. او از روزهایی میگوید که قلبش شکست، اما ارادهاش برای ادامه راه استوار ماند. این مصاحبه، روایتگر داستان قهرمانی است که در بحبوحه روزهای جنگ و عزا تمرینات خود را از سر گرفت تا ثابت کند که اتحاد و همدلی مردم ایران، قویتر از هر تجاوزی است. او با وجود تمام سختیها، هدف خود را مشخص کرده؛ به اهتزاز درآوردن پرچم ایران در خاک کشوری که آن را «جنایتکار» میخواند. این گفتوگو، تصویری است از روح مقاومت ایرانی که در دل ورزشکارانش جاری است.
• مردم خوزستان تجربه جنگ را به خوبی میشناسند. در۴۰روز جنگ، چه حال و هوایی برای شما و مردم اهواز تداعی کرد؟
در زمان جنگ ایران و عراق من تازه به دنیا آمدم، اما این جنگ ناجوانمردانهای که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ما شروع کردند، واقعا سخت بود. من جنایتهای آمریکا و اسرائیل کودککش را محکوم میکنم. این ۴۰روز برای من بسیار تلخ گذشت.
• از این روزها بیشتر برایمان صحبت کنید.
خیلی سخت گذشت؛ هم رهبر عزیزمان و تعدادی از سردارها و فرماندهانمان را از دست دادیم و هم بچههای دانشآموز شهید مدرسه شجره طیبه را، این از دستدادنها غم بزرگی برای ما بود. تا چند روز من در حال و هوای خودم نبودم، خیلی به من سخت گذشت و در خانه ماندم، نمیتوانستم جایی بروم و تمرین هم نکردم. یک هفته عزاداری کردم، ولی خب قلبم از درون شکست؛ رهبرمان خیلی عزیز بود، اسطوره و اعجوبه کل ایران و کل جهان اسلام بود. واقعا اتفاقی که افتاد برایمان غیرمنتظره بود. ما یک پدر دلسوز را از دست دادیم.
• با وجود این حجم از ناراحتی و عزاداری، چطور توانستید دوباره به تمرینات برگردید؟
بعد از این ۴۰ روز و بعد از یک وقفه ما دوباره تمریناتمان را شروع کردیم. البته مردم در شهر و پای کار بودند و آنها با اتحاد و همدلی پرچم بهدست در خیابانها بودند و من هم به نوبهخودم به همراه خانوادهام و ورزشکارانی که در پارادوومیدانی هستند، کنار آنها بودیم و با اینکه عزادار بودیم، دست و پا شکسته تمرین میکردیم، البته شرایط سخت بود، بهخصوص با حملات ناجوانمردانهای که به استادیومها شده بود. ما مجبور بودیم به جای سالنهای قهرمانی، در باشگاههای خصوصی بیرون از استادیوم تختی تمرین کنیم. با اینکه عزادار بودیم، اما تمریناتمان را ادامه دادیم.
• شما به اتحاد مردم اشاره کردید. در این مدت، فضای عمومی شهر و رفتار مردم چطور بود؟ آیا نشانهای از ترس یا ناامیدی وجود داشت؟
اصلا چنین چیزی نبود! باور کنید وقتی به خیابانها میرفتیم، همهچیز عادی بود. مردم با پرچم کشورمان بیرون بودند و میگفتند جنگ چیست، ما ایران قوی هستیم، ما اتحاد داریم، ما پیروز میدانیم. وقتی این چیزها را میدیدم، یک قوت قلب ته دلم بود، اینکه واقعا میتوانیم پیروز باشیم.
• با توجه به بازیهای ۲۰۲۸ لسآنجلس که در آمریکا برگزار میشود، آیا تمایلی دارید که در این بازیها شرکت کنید؟
من دوست دارم بهعنوان نماینده کشورم در این بازیها شرکت کنم. کشوری مثل آمریکا یک کشور جنایتکار است و این را به کل جهان ثابت کرده است. من نمیخواهم وارد سیاست شوم، اما بهعنوان سرباز وطن، میخواهم به عشق وطن بروم و پرچم عزیزم ایران را آنجا به اهتزاز در بیاورم.
• یعنی میخواهید در همان خاک آمریکا، قدرت ایران را نشان دهید؟
دقیقا. میخواهم پرچم ۳ رنگ سبز و سفید و قرمز ایران را در همان آمریکا بالا ببرم و بگویم که ما قوی هستیم. ما توانستیم با اتحاد و همدلی، شما را در این ۴۰روز شکست دهیم.



