جزر و مد خلیج فارس در تسخیر اراده ایران/اسرائیلِ از نیل تا فرات از کی مطرح شد؟

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، طرح «خاورمیانه جدید» که با مدیریت و سرمایهگذاری مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی اجرا میشود، به منظور حفظ سلطه استراتژیک آمریکا، ارتقای جایگاه رژیم اشغالگر قدس، تضعیف محور مقاومت و تعلیق نقش جمهوری اسلامی ایران در معادلات ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک و اقتصادی منطقه طراحی شده است.
هدف مشترک رژیم صهیونیستی و دولت تروریسم آمریکا از تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، تغییر چهره خاورمیانه به منظور فراهم کردن زمینه اجرای طرح موسوم به «اسرائیل بزرگ» است.
یکی از اهداف اصلی طرح “خاورمیانه جدید” که توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی اجرا میشود، تضعیف و حذف نقش جمهوری اسلامی ایران از معادلات ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و اقتصادی منطقه ذکر شده است.
تحمیل این جنگ و ایجاد ناآرامی توسط رژیم صهیونیستی ودولت تروریسم آمریکا به جمهوری اسلامی ایران “به منظور حفظ سلطه استراتژیک آمریکا، ارتقای جایگاه رژیم اشغالگر قدس، تضعیف محور مقاومت و تعلیق نقش جمهوری اسلامی ایران در معادلات ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و اقتصادی منطقه طراحی شده است.”
طرح مذکور بر پایه تثبیت هژمونی آمریکا، تقویت موقعیت اسرائیل، تضعیف محور مقاومت و حذف ایران از معادلات کلان انرژی، تجارت بینالمللی و نیز تضعیف جایگاه منطقهای ج.ا.ایران است.
محدود کردن و تضعیف ایران یکی از اهداف کلیدی و اصلی جنگها و درگیریهایی است که در چارچوب طرح “خاورمیانه جدید” رخ میدهند. این محدودیتها شامل ابعاد سیاسی، اقتصادی، امنیتی و منطقهای میشود.
منطقه خاورمیانه و نقاط پیرامونی آن دارای حجم عظیمی از ذخایر انرژی جهان میباشد. بر کسی پوشیده نیست که چرخ اقتصاد جهان بر محور انرژی میچرخد و قدرتهای جهانی و در راس آنها آمریکا به منظور تسلط بر انرژی منطقه درصدد اجرای طرح خاورمیانه جدید هستند. همین مسئله سبب ایجاد رقابتهای شدیدی میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در خاورمیانه شده است. چنانچه اشاره شد، فارغ از موضوع انرژی، طرح مذکور اهداف ضمنی زیادی نظیر تثبیت حضور امریکا در مناطق خلیجفارس، آسیای مرکزی، قفقاز جنوبی، مقابله با ایران، تضعیف محور مقاومت، امنیت رژیم صهیونیستی، مقابله با روسیه و چین و... را در بر میگیرد. در چنین شرایطی نحوه مواجهه ج.ا.ایران با طرح «خاورمیانه جدید» حائز اهمیت راهبردی است.
ایده «خاورمیانه بزرگ» که حالا به طرح «خاورمیانه جدید» تغییر ماهیت داده ، بر ایجاد قوسی از ناآرامی های شکل گرفته است. این ناآرامی ها که از لبنان، فلسطین ،اردن و سوریه شروع شده بود، به سمت عراق، کشورهای حاشیه خلیج فارس، ایران و مرزهای ناتو در افغانستان گسترش یافته است. حالا پس از گذشت سال ها از زمانی که طرح «خاورمیانه بزرگ» توسط آمریکا مطرح شد، نوبت به طرح «خاورمیانه جدید» نتانیاهو رسیده است.(1)
در سال ۲۰۱۹، «بتسلیل اسموتریچ» وزیر افراط گرای اسرائیلی در سخنرانی خود در کنفرانس «بنیاد دفاع از دموکراسی در پاریس» گفت که قلمرو اسرائیل باید از نیل تا فرات امتداد یابد.این اظهارات بیانگر توطئه رژیم اشغالگر برای گسترش مرزهای اراضی اشغالی و تجزیه کشورهای عربی به کشورهای کوچک تر است.
اینایده مشابه طرح یانون است که از دهه ۸۰ قرن بیستم توسط محافل صهیونیستی مطرح شد و بر اساس آن منطقه می بایست از طریق تجزیه عراق، سوریه و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تضعیف شود تا این رژیم بتواند به آسانی در منطقه نفوذ کند.
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز درباره طرح خاورمیانه جدید صحبت کرد که شامل تغییر جغرافیای سیاسی منطقه است. ایده اسرائیل از نیل تا فرات ایده قدیمی صهیونیستی است که اولین بار در اوایل قرن بیستم در برخی نوشتهها و نقشه های صهیونیستی ظاهر شد. جنبشهای راست افراطی در این رژیم مانند حزب صهیونیسم مذهبی یا حزب خانه یهودی نیز همچنان در گفتمان سیاسی شان به ترویج ایدههای توسعه طلبانه ادامه میدهند.
در عمل، رژیم صهیونیستی در حال تسریع گامهای اشغال کامل غزه و تثبیت قلمرو خود و الحاق کرانه باختری از طریق شهرکسازیهای گسترده، تثبیت بلندیهای جولان، تثبیت وگسترش حضور نظامی در عمق سوریه و ایجاد منطقه حائل در جنوب لبنان، همگی زیر حمایت مستقیم واشنگتن و با هدف تأمین امنیت رژیم صهیونیستی دنبال میشود.
یکی از عناصر کلیدی این پروژه، "گذرگاه داوود" است؛ دالانی استراتژیک که دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل میکند و نقش مهمی در کنترل اقتصادی و ژئوپلیتیکی منطقه ایفا میکند. این گذرگاه به تلآویو امکان میدهد پروژه توسعهطلبانه خود را با مسیرهای انرژی جهانی پیوند دهد.
در میان همه این تحرکات و اقدامات رژیم صهیونیستی، واکنش جهان عرب از سطح بیانیههای محکومیت فراتر نرفته است.کشورهای عربی و حتی اتحادیه عرب، تنها به صدور بیانیههایی اکتفا کردهاند که در آنها، سخنان و سیاستهای رژیم اسرائیل تهدیدی برای امنیت ملی جمعی توصیف شده است؛ با این حال، هیچ اقدام عملی، مؤثر یا ملموسی برای مقابله با این تهدیدات اتخاذ نشده است.
ایران؛ ناظر هوشیار، حاکم بلامنازع خلیج فارس
“ایران؛ ناظر هوشیار، حاکم بلامنازع خلیج فارس”، یک عبارت قدرتمند و استراتژیک است که به جنبههای مختلفی از نقش و جایگاه ایران در منطقه خلیج فارس اشاره دارد. حاکم بلامنازع خلیج فارس را به دو بخش تقسیم کنیم تا معنای آن را بهتر درک کنیم:
۱. “ناظر هوشیار”:
این بخش به معنای توجه دقیق، آگاهی کامل و نظارت مستمر ایران بر تحولات منطقه خلیج فارس است. این به چند نکته اشاره دارد:
رصد اطلاعاتی و امنیتی: ایران تحرکات نظامی، سیاسی و اقتصادی ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی و همچنین کشورهای حوزه خلیج فارس را زیر نظر دارد. این هوشیاری به ایران اجازه میدهد تا تهدیدات را پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، شناسایی کرده و واکنش مناسب را نشان دهد.
درک عمیق از معادلات منطقه: “هوشیار” بودن به معنای صرفاً دیدن نیست، بلکه درک عمیق از پیچیدگیها، منافع متقابل، و بازیگران مختلف منطقه است. ایران با داشتن این درک، میتواند استراتژیهای خود را بر اساس واقعیتهای میدانی تنظیم کند.
پیشبینی و آمادگی: یک ناظر هوشیار، قادر به پیشبینی روندهای آینده و آمادگی برای سناریوهای مختلف است. این به ایران کمک میکند تا در برابر تغییرات غیرمنتظره، انعطافپذیر بوده و از منافع خود دفاع کند.
۲. “حاکم بلامنازع”:
این بخش معنای قدرت، authority و نفوذ بیچون و چرای ایران در خلیج فارس را بیان میکند. “بلامنازع” یعنی کسی که هیچ رقیبی ندارد یا رقبای او (آمریکا،رژیم صهیونیستی و کشورهای حوزه خلیج فارس) قادر به ایجاد چالش جدی برای او نیستند. این بخش به مفاهیم زیر اشاره دارد:
توانمندیهای نظامی و بازدارندگی: ایران دارای توانمندیهای نظامی قابل توجهی، به خصوص در حوزه دریایی و موشکی است که بازدارندگی لازم را برای دفاع از منافع خود در خلیج فارس فراهم میکند. این توانمندیها مانع از هرگونه تجاوز یا اعمال نفوذ خارجی علیه ایران میشود.
نفوذ سیاسی و دیپلماتیک: علاوه بر قدرت نظامی، ایران از طریق دیپلماسی و روابط خود با دیگر کشورهای منطقه، نفوذ سیاسی قابل توجهی دارد. این نفوذ به ایران اجازه میدهد تا در تصمیمگیریهای منطقهای نقش کلیدی ایفا کند.
منافع حیاتی و کنترل تنگه هرمز ومسیرهای دریایی: خلیج فارس ؛ تنگه هرمزو مسیرهای حیاتی تجارت جهانی و انتقال انرژی را در بر میگیرد. ایران به عنوان یکی از کشورهای ساحلی اصلی، منافع حیاتی در این منطقه دارد و توانایی آن در تأثیرگذاری بر امنیت این مسیرها، بخشی از “حاکمیت بلامنازع” آن تلقی میشود.
مقابله با طرحهای خارجی: این بخش همچنین نشاندهنده توانایی ایران در خنثی کردن طرحها و توطئههای خارجی (مانند آنچه در طرح “خاورمیانه جدید” به آن اشاره شد) و حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود در منطقه است.
ایران نه تنها با دقت و آگاهی کامل بر تمام آنچه در خلیج فارس میگذرد، نظارت دارد، بلکه دارای قدرت و نفوذی است که به آن اجازه میدهد تا بدون رقیب جدی، منافع ملی خود را در این منطقه استراتژیک تأمین کرده و بر امنیت و ثبات آن تأثیرگذار باشد. این یک واقعیت بلندپروازانه است که بر پایه توانمندیهای نظامی، سیاسی و ژئوپلیتیکی ایران بنا شده است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایده و اجرای طرح «خاورمیانه جدید» در پی بازآرایی سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه برای تضمین منافع بلندمدت خود هستند. طرح مذکور بر پایه تثبیت هژمونی آمریکا، تقویت موقعیت اسرائیل، تضعیف محور مقاومت و حذف ایران از معادلات کلان انرژی، تجارت بینالمللی و نیز تضعیف جایگاه منطقهای ج.ا.ایران طراحی شده است. امریکا به مجریگری رژیم صهیونیستی و با بهرهگیری از ظرفیتهای قومی و مذهبی کشورهای منطقه جهت دامن زدن به منازعات داخلی، بازترسیم مرزها و ایجاد کشورهای وابسته سناریوی کلان را طراحی کردهاند؛سناریویی که پیامدهای زیادی برای منطقه و بالاخص ج.ا.ایران دارد. تشدید فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی تا تلاش برای حذف مسیرهای تجاری و نقشآفرینی ایران در معادلات منطقهای از پیامدهای طرح مذکور برای ج.ا.ایران است.(2)
به نظر میرسد ج.اایران باید با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، تقویت دیپلماسی دو و چندجانبه و همکاری با قدرتهای بزرگ همسو مانند روسیه و چین، با تهدیدات مورد نظر مقابله کند. در این راستا ج.ا.ایران با تأکید بر مردمسالاری دینی بهعنوان الگویی بومی، اعتمادسازی و شفافیت در سیاست خارجی، نهادسازی منطقهای، گسترش همکاری و ائتلاف با کشورهای بزرگ منطقه مانند ترکیه و عربستان و مشارکت فعال در سازمانهای بینالمللی نظیر شانگهای و بریکس با طرح خاورمیانه جدید مقابله کند.
در خصوص ارزیابی پایان جنگ فعلی در خلیج فارس و برتری ایران، باید توجه داشت که تحلیل این موضوع نیازمند بررسی ابعاد مختلف ژئوپلیتیکی، اقتصادی و نظامی است. با توجه به اطلاعات موجود و همچنین دانش عمومی در مورد منطقه، میتوان نکات زیر را در نظر گرفت:
خلیج فارس: گهواره تمدن، سکوی اقتدار ایران
“خلیج فارس، منطقهای با تاریخی کهن و مهد تمدنهای باشکوه بوده است؛ این منطقه همچنین به عنوان یک پایگاه استراتژیک، منبع قدرت و اقتدار بیچون و چرای ایران محسوب میشود..”
“خلیج فارس: گهواره تمدن، سکوی اقتدار ایران”، یک عبارت سه بخشی است که هر بخش معنای خاص خود را دارد و در کنار هم یک تصویر جامع و قدرتمند از اهمیت خلیج فارس و جایگاه ایران در آن ارائه میدهد:
گهواره تمدن به قدمت تاریخی و فرهنگی عمیق منطقه خلیج فارس اشاره دارد. این منطقه در طول هزاران سال، مهد تمدنهای کهن، مراکز مهم بازرگانی، و محل تلاقی فرهنگهای مختلف بوده است.
سکوی اقتدار ایران”به خلیج فارس به عنوان یک پایگاه استراتژیک و منبع قدرت برای ایران اشاره میکند. موقعیت جغرافیایی ایران در سواحل شمالی خلیج فارس، دسترسی آن به منابع انرژی، و توانمندیهای نظامی و اقتصادیاش، این منطقه را به یک “سکوی” مهم برای نمایش و اعمال قدرت ایران در سطح منطقهای و جهانی تبدیل کرده است.
برتری ایران در خلیج فارس حال وآینده: “برتری ایران در خلیج فارس درحال وآینده” یک موضوع پیچیده است که به عوامل متعددی بستگی دارد. ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی و نیروی انسانی، یک بازیگر اصلی ،قدرتمندوکلیدی در منطقه است. توانمندیهای نظامی ایران، به خصوص در حوزه موشکی و دریایی،بازدارندگی قابل توجهی را درمنطقه و در برابر اسرائیل و آمریکا ایجاد کرده است. با این حال، وجود دیگر بازیگران منطقهای و بینالمللی با منافع و قدرتهای متفاوت، رقابت در خلیج فارس را بسیار پویا و چندوجهی کرده است که دست برتر ایران در کارزار فعلی مبرز و قابل باور است.
طلوع دوباره اقتدار: ایران، قلب تپنده خلیج فارس
پایان جنگ فعلی در خلیج فارس به عوامل مختلفی بستگی دارد ومیتوان چند سناریو را در نظر گرفت:
تداوم وضعیت تنشزده و عدم قطعیت: با توجه به اینکه طرح “خاورمیانه جدید” همچنان در حال اجرا تلقی میشود و اهداف آن (از جمله تضعیف ایران) همچنان مطرح است، احتمالاً شاهد یک پایان قطعی و سریع برای جنگ نخواهیم بود. ممکن است درگیریها به صورت پراکنده و با شدتهای متفاوت ادامه یابند.
مذاکرات و توافقات غیررسمی: مقاومت ایران و متحدانش، همراه با هزینههای بالای درگیری برای طرف مقابل، میتواند منجر به مذاکرات و توافقات غیررسمی برای کاهش تنش شود. این توافقات ممکن است به طور کامل اهداف هیچ یک از طرفین را برآورده نکند، اما راه را برای کاهش درگیریها باز کند.
تغییر معادلات منطقهای: اگر ایران و محور مقاومت بتوانند موقعیت خود را در منطقه تثبیت کند که تا الان موفق بوده و برتری مطلق خود را حفظ کنند، این امر میتواند منجر به بازنگری در طرحهای دشمن و در نهایت، پایان جنگ فعلی با شرایطی باشد که منافع ایران را تا حدی تأمین کند.
نکات مهم در ارزیابی و توقف و یا مذاکره برای پایان جنگ
هزینههای درگیری: درگیریهای نظامی هزینههای سنگینی را برای تمامی طرفها به همراه دارد. فشار اقتصادی و سیاسی ناشی از این جنگها میتواند بازیگران را به سمت پایان دادن به آن سوق دهد.
نقش بازیگران بینالمللی: دخالت یا عدم دخالت قدرتهای جهانی، به خصوص چین و روسیه، میتواند تأثیر بسزایی در پایان یا تداوم جنگ داشته باشد.
تحولات داخلی کشورها: ثبات سیاسی و اقتصادی داخلی کشورهای منطقه نیز در تعیین سرنوشت جنگ نقش مهمی ایفا میکند.
در نهایت، ارزیابی دقیق پایان جنگ و برتری ایران در خلیج فارس نیازمند رصد مداوم تحولات، تحلیل اطلاعات و درک پیچیدگیهای منطقه است. با این حال، مقاومت ایران و توانایی آن در بازدارندگی، قطعاً یکی از عوامل کلیدی در شکلدهی به آینده منطقه خواهد بود.
منابع:
1- شبکه العالم 28مرداد1404
2- فرارو، کدخبر 917577آبان 1404نویسنده: حنانه درشتی، علی آقاپور، رسول سوری




