فقر ادراکی چگونه از یک پدر دامدار، لیدر مسلح ساخت؟

به گزارش تابناک به نقل از مشرق، به تازگی ویدئویی از یک لیدر دستگیرشده در اغتشاشات "فتنه دی" منتشر شده که موارد عجیبی در آن وجود دارد.
فرد دستگیر شده حدود ۴۵ ساله است، اسلحه گرم کمری داشته و با آن شلیک هم انجام داده و همچنین دختر ۱۸ ساله او نیز در آشوبها فعال بوده است.
فرد یاد شده در بخشی از این اعترافات مدعی میشود که فقیر است.
او سپس موارد زیر را به عنوان شغل و فهرست اموالش بیان میکند:
۱_ شغل دامداری
۲_ یک باغچه کوچک (۳۰۰ متری!)
۳_ یک منزل مسکونی دو طبقه
۴_ یک خودروی ۲۰۶
هوش مصنوعی ارزش تقریبی داراییهای این فرد را بین ۱۵ تا ۲۵ میلیارد تومان تخمین میزند!
همانطور که ملاحظه میشود داراییهای فرد مذکور هرگز در دایره فقر طبقهبندی نمیشود و او بر خلاف دروغی که گفته فقیر نیست.
البته مردم باید قضاوت کنند که چند درصد از آشوبگرانی که در فراغ وقت به خیابانها آمده بودند دغدغه نان و فقر داشتند لکن میتوان گفت که اکثریت قریب به اتفاق آنها هرگز با چنین دغدغهای مواجه نبودهاند.
پس چرا کسانی از این جماعت خود را فقیر عنوان میکنند؟!
*"فقر ادراکی" چیست؟ / نتیجه برداشتن اسلحه به جای رأی خوب
پاسخ به این سؤال را باید در ۲ حیطه داد.
اول، حیطه نفاق و دروغ است، زیرا میدانیم که هر آشوبگری هنگام دستگیری بلافاصله دست به مظلومنمایی میزند و بهانههایی مثل فقر، مادر مریض، نان شب خانواده، شغلی که ندارد و... را لیست میکند.
رفتاری که البته فقط طی چند سؤال ساده؛ غلط بودن آن کشف میشود و مثل فرد مذکور به راحتی میفهمیم که این مظلومنمایی هم روی دیگر همان آشوبگری است.
لکن برخی از این افراد در ذهن خود به این اعتقاد دارند که واقعا دچار فقر هستند. به چنین پدیدهای "فقر ادراکی" یا "فقر مقایسهای" گفته میشود. (در همین زمینه باید به مفهوم مشابه فساد ادراکی که در اثر مفسدنمایی عدهای از نظام حکومتی ایجاد میشود نیز اشاره کرد)
به این معنی که فرد به دلیل حضور بیامان در شبکههای اجتماعی، قرار داشتن در تأثیر پروپاگاندای رسانهای، تأثیرپذیرفتن از سیاهنماییها و... داشتههای خود را نمیبیند و فقط به تصاویری برساخته از دارایی و ثروت دیگران چشم میدوزد.
چشمدوختنی البته سیریناپذیر که برای همیشه –و اگر تنّبهی در کار نباشد- فرد را دچار کوری نسبت به داشتههای خود میکند.
چنین فردی در نتیجه ماجرا برای همیشه خود را فقیر تصور میکند و منبعد دیگر هیچگاه به رضایت از زندگی نخواهد رسید. تصوری که اگر فقط با اندکی سیاهنمایی دشمن و رذالت فردی هم قاطی شود؛ مخلوطی خطرناک علیه نظام و سایر شهروندان ایجاد میکند که حتی میتواند از یک "پدر" که بایستی منبع سکینه و آرامش و عقلانیت باشد، اما یک گانگستر مسلح میسازد که حتی حاضر است دختر خودش را قربانی آشوب و ناامنی کند.
باید شجاع بود، تبیین کرد و گفت که ایران اسلامی اگرچه مشکلاتی در اقتصاد خود دارد، اما این مشکلات اولا در تمام اقتصادهای دیگر جهان وجود دارد، ثانیا مشکلات به معنای بحران و ابر بحران نیست، ثالثا تمام این مشکلات قابل حل است و رابعا اقتصاد ایران مثبتات مهمی هم دارد.
مثبتاتی مثل کالابرگ فراگیر، سوخت ارزان، نان ارزان، مالیات کم، نرخ بیکاری تکرقمی و...
جالب است که بدانیم ایران در برخی از مثبتات اقتصادی خود حتی از کشورهایی مثل انگلیس و چین هم جلوتر است و در برخی دیگر از قبیل سوخت یا مالیات ارزان بیهمتاست.
لکن از آنجا که این مقولات آنطور که باید و شاید در صداوسیما و سایر تریبونهای کشور تبیین نمیشود، از آنجا که ما در فضای مجازی خود عملا حکمرانی نداریم، از آنجا که با سیاهنمایان برخورد عبرتآموز نشده است و از آنجا که برخی شهروندان به خود اجازه میدهند بدون سواد لازم سیاسی، رسانهای و اقتصادی درباره این مقولات نظر بدهند؛ طبعا عدهای با نادیدهانگاری داشتههای خود و ایران به سمت "فقر ادراکی و مقایسهای" حرکت میکنند و همانطور که اشاره کردیم در کنار چاشنی سیاهنمایی و بیعقلی؛ تبدیل به موجوداتی شرور و البته مضرّ برای زیست اجتماعی مردم و نظام حکومتی میشوند.
لازم به تأکید است که در فرض وجود ضعفهای عدیده در سیستم حکمرانی، اما باز هم آشوب و سلاخی و تفنگ و اغتشاش هرگز راه رفع مشکلات نیست، زیرا "امنیت" مرجّح بر هر چیزی و قوام تمام امور است.
پس از درک این معنا بایستی برای رفع مشکلات از سمت درستی حرکت کرد و آن رأی خوب، مطالبه از رسانهها و احزاب سیاسی، مطالبه از استادان دانشگاه و روحانیون و البته کار و تلاش بیشتر است.
ضمن اینکه باید به این نکته مسلّم نیز واقف بود که تغییرات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هرگز یک تغییرات دفعی نیستند و بلکه تدریجی هستند و اصلاح امری بطئی است.
همه ارکان جامعه باید این رکن تربیتی را بدانند که اسلحه و آشوب به جز ارضای حس جنایتکاری عدهای و برانگیختن طمع دشمن هیچ خاصیت دیگری ندارد. همچنانکه نداشت...



