در ایران ریاستجمهوری یک زن را تجربه خواهیم کرد

به گزارش «تابناک»، طیبه سیاوشی شاه عنایتی، نماینده تهران در مجلس دهم در گفتوگو با ایلنا در خصوص طرح اصلاح قانون انتخابات، اظهار کرد: در سیاستهای کلی انتخابات که در سال ۹۵ توسط رهبری ابلاغ شد؛ تعریف و اعلام معیارها و شرایطی که برای تشخیص رجل سیاسی برای نامزد ریاستجمهوری لازم است، به صراحت بر عهده شورای نگهبان گذاشته شده است بنابراین شورای نگهبان براساس آن سیاستهای کلی اختیار ورود به این موضوع را دارد.
وی افزود: معرفی پنج مشاور به شورای نگهبان امر خوبی است؛ چون که عدهای صرفاً برای نمایش نامزد انتخابات میشوند و هیچ حد و حدودی برای ثبت نام ریاست جمهوری تعیین نشده است و در واقع کاندیداتوری انتخابات مانند یک نمایش شده است.
سیاوشی بیان کرد: اینکه نامزد انتخابات پنج مشاور در زمینههای مختلف معرفی کنند و مدرک تحصیلیشان نیز ارتقا پیدا کند، به نظر من مثبت است اما شورای نگهبان برنامه کتبی نمایندگان را نباید درخواست کند چون میتواند با مشاوران آنها صحبت کند و طی گفتوگو با مشاوران شخص صلاحیت او را تأیید و یا رد کنند.
وی به اصل ۱۱۵ قانون اساسی اشاره کرد و گفت: مرجع تفسیر رجل سیاسی شورای نگهبان است و هنوز هم شورای نگهبان یک تعریف دقیق جنسیتی از این موضوع ارائه نداده است و فقط شورای اعلام کرده که رجل سیاسی کسی است که شایستگیهایی را در مناصب حاکمیتی و دولتی داشته و قبلاً سمت مهمی را در کشور احراز کرده باشد؛ بنابراین هیچ گاه بحث جنسیتی مطرح نشده و هر زمانی که مرحوم خانم طالقانی ثبت نام میکردند، دلیل رد صلاحیتشان، جنسیت نبوده است.
این نماینده سابق مجلس اظهار کرد: امروز سخنگوی شورای نگهبان اعلام کردهاند که زنان میتوانند کاندید شوند اما ایشان اشاره میکنند که موانع فرهنگی وجود دارد به نظر میرسد این موانع فرهنگی را حاکمیت باید از بین ببرد؛ یعنی آموزشها و پستها و سمتها در جهت عدالت جنسیتی باشد متأسفانه در کشور ما تعداد زنان ایرانی واجد شرایط به دلیل همین موانع موجود که صرفاً هم موانع فرهنگی نبوده بلکه موانع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز هست، بسیار کم است و افراد بسیاری نتوانستهاند این صفت را احراز کنند.
وی ادامه داد: کسانی که شرایط رجل سیاسی را دارند، از مراحل اجازه همسر و مسائل این چنینی عبور کردهاند و این مراحل را رد کردهاند بنابراین این اشخاص میتوانند نقش مهم تصمیم سازی و تصمیمگیری را در کشور ایفا کنند.
سیاوشی گفت: دنیا به سمتی پیش میرود که رؤسای جمهور یا نخست وزیران را از میان خانمها انتخاب کند چون خانمها حرفهای جدیدی برای گفتن دارند و در شرایط بحران کرونا و زمانی که بحث مهاجرت گسترده به اتحادیه اروپا و آلمان مطرح شد، کسانی مانند خانم مرکل، مدیریت بهتری نسبت به کشورهای دیگر داشتند و به نظر میرسد دنیا در حال پیشروی به این سمت است؛ خاورمیانه و ایران با تأخیر اما به هر حال به این نتیجه خواهد رسید که بتوانیم یک رئیسجمهور زن را در آینده داشته باشیم.
زن هم رئیس جمهور بشه باز همین وضعه و به نظر من بدتر هم میشه
مشکل چیز دیگری است
تو رو خدا آخه اینم شد دغدغه؟!
مگه ریاست جمهوری وظایفش شباهتی به وظایف مادری داره و به پدری نداره؟
اصلا ربی نداره.
من معتقدم لیاقت و شایستگی برای یک پست یا سمت، شامل یکسرس خصوصیات می شوند که ممکن در برخی افراد بیشتر انطباق داشته باشه و در برخی کمتر و در این بین خصوصیات اخلاقی مرتبط با جنسیت هم مشمول همین قاعده می شوند. حالا قضاوت با شما که آیا زن بودن و روحیات زنانه با خصوصیات یک رئیس جمهور منطبق تر است یا مرد بودن و روحیات مردانه.
مثل رانندگی که خصوصیات دو جنس در آن با هم قابل مقایسه نیستند و بطور مثال مسابقات زنان و مردان بصورت مختلط برگزار نمی شود چون تا حدود 99 درصد نتیجه کار از قبل مسابقه برای زنان مشخص است!این دو جنس از نظر خصوصیات رفتاری با هم قابل مقایسه نیستند و مشخصا زنان بطور کلی در مهارتهای رانندگی نسبت به مردان ضعیف تر هستند. اما اگر زنی پیدا شد که دارای خصوصیات و توانمندی های خاص و قابل رقابت با مردان بود، خودبخود در جامعه راه برایش باز می شود و اینگونه نیست که باید حتما برایش یک رانتی درست کرد تا بتواند خودش را مطرح کند.
چرا هرآنچه غربی ها بر طبل آن می کوبند شما هم کورکورانه دنباله روی می کنید. و مثلا تا در غرب ریاست زنان دغدغه می شود شما هم بدنبال آنها علم حمایت از ریاست زنان بر می دارید بدون اینکه تامل بکنید که آیا اساسا ایده معقولی را دنبال می کنید یا بهره برداری های تبلیغاتی پشت پرده در جامعه چنین اهدافی را تعریف و دنبال می کنند؟
ضمن اینکه دو مطلب دیگر هم هست:
اولی اینکه زنی که وزیر، نماینده مجلس و یا رئیس جمهور شد، اصلا زنی که در جامعه درگیر مسئولیت هایی سایسی، مدیریتی و یا تجاری شد (فرقی نمی کند که در چه سطحی) قطعا و قطعا و قطعا از انجام وظایف ذاتی خود یعنی مدیریت داخلی خانواده و نیز تربیت صحیح فرزندان باز خواهد ماند. اگر آسمان به زمین هم بیاید این اصل واقعیت دارد و تغییری نخواهد کرد. پس اولویت جامعه را باید دید که کدام است، ورود زنان به عرصه مسئولیت های تجاری، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی که در هر حال مردان به اندازه کافی برای تصدی آن مسئولیت ها وجود دارند و یا استحکام و سلامت خانواده؟
ضمنا وقتی گستره تصدی مشاغل در یک جامعه محدود باشد و در عین حال، ما تعداد زیادی از آن مشاغل را به زنان بدهیم، یعنی درصدی از مردان را بیکار کرده ایم. بیکاری مردان یعنی عدم امکان تامین مالی خانواده و در نهایت عدم امکان تشکیل خانواده برای این مردان و در نهایت مجرد ماندن درصد قابل توجهی از مردان و زنان جوان در جامعه. و در عین حال استقلال مالی زنان نیز با درصد قابل توجی منجر به افراط در سختگیری آنها در تشکیل خانواده خواهد شد و در نتیجه این شرایط، در بهترین حالتش منجر به تشکیل خانواده همراه با جابجایی مسئولیتها در بین زن و مرد خواهد شد ولی در شکل رایج آن تمایل جوانان به هرزگی برای تامین نیاز های جسمی بدلیل عدم تعادل اجتماعی و فراهم نبودن شرایط ازدواج، گستردگی بزهکاری و بیماری های روانی و ... در بین مردانی که از جامعه بدلیل بیکاری کنار گذاشته شده اند، ناکارامدی نسبی زنان در برخی مشاغلی که در رقابت با مردان بدلیل دستمزد کمتر یا رانت و ... کسب کرده اند در جامعه ایجاد معضلانی از جمله ناکارامدی نسبی سیستمها از جمله ادارات و ... خواهد کرد. و از این دست معضلات.
مطلب دیگر اینکه: در روایات ادیان مختلف ابراهیمی از جمله اسلام، مسیحیت و یهود بارها به صراحت، ریاست زنان و فعالیت های اجتماعی جدی زنان نکوهش شده و این بخاطر ضدیت با زنان نیست بلکه اساس دین بر وحی می باشد و شناخت طبیعی جایگاه و نقشهای انسان.
حت در روایاتی درباره آخرالزمان گفته شده که در آن دوره زنان و خواجگان بر مسندهای ریاست تکیه خواهند زد این را نیز از مظاهر اعوجاج جوامع انسانس دانسته که توسط منجی آخرالزمان باید اصلاح بشود.
حالا دیگر شمایید که تصمیم گیری باید بکنید که در کدام سمت این جدل می خواهید قرار بگیرید.
حالا هی هر دو تا خبر، یکی اش را درباره ریاست جمهوری زنان تیتر بگذارید تا ذهن ها ار در جامعه برای چنین داستانی آماده کنید.
زور بزنید تا رسالت خود را در جهت به قهقرا بردن هرچه سریعتر جوامع انسانی به نحو احسن انجام بدهید.






