صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

تعادل: جای خالی نابرابری در مدل‌های اقتصادی

جوزف استيگليتز مي‌گويد: توليد ناخالص داخلي، خروجي اقتصاد را نشان مي‌دهد اما نمي‌گويد كه چه مقدار به جيب چه كسي مي‌رود
کد خبر: ۵۹۷۸۵۹
| |
3929 بازدید
جوزف استيگليتز مي‌گويد: توليد ناخالص داخلي، خروجي اقتصاد را نشان مي‌دهد اما نمي‌گويد كه چه مقدار به جيب چه كسي مي‌رود

به گزارش تعادل: در مباحث فعلي در رابطه با فاصله روزافزون فقرا و ثروتمندان كمتر كسي را مي‌توان به برجستگي جوزف استيگليتز، استاد دانشگاه كلمبيا يافت. او برنده، نوبل اقتصاد و رييس قبلي شوراي مشاوران اقتصادي است. او تنها در سال ۲۰۱۵ دو كتاب در رابطه با اين موضوع نگاشته است. اين كتاب‌ها يعني فاصله عظيم و بازنويسي قوانين اقتصاد امريكا بر پايه سال‌ها پژوهش و تجربه در رابطه با فصل مشترك نظريه اقتصادي، بازارها و سياست‌گذاري است. به گزارش ترجمان به نقل از آتلانتيك، هر كدام از اين كتاب‌ها به مجموعه‌يي از مشكلات و چالش‌ها مي‌پردازد كه نابرابري اقتصادي را تشديد مي‌كند؛ يعني مشكلات و چالش‌هايي از قبيل نظامنامه مالياتي كه ثروتمندان را منتفع و راه پيش روي فقرا را ناهموارتر مي‌كند، اقداماتي كه سود اقتصادي عده‌يي را افزايش و در مقابل سرمايه اكثريت را كاهش مي‌دهد و تمركز بر شيوه‌يي نادرست براي تغيير اوضاع اقتصادي به‌ صورتي كه سرمايه‌گذاران، سهام‌داران و مديران اجرايي منتفع شده و در اوضاع كاركنان متوسط تغييري داده نمي‌شود.

زماني كه به داده‌هاي مرتبط با اقتصاد نگاه مي‌كنيم اين طور به نظر مي‌رسد كه اوضاع رو به ‌بهبود است؛ اما در مقابل آنچه مدام مي‌شنويم، اين است كه اين بهبودها در زندگي روزمره طبقه متوسط امريكا ملموس نيست. ممكن است كمي در رابطه با اين موضوع و نقش آن در نابرابري رو به ‌افزايش صحبت كنيد؟

اين وضعيتي كه مي‌فرماييد، همان چيزي است كه مردم امروزه درحال تجربه‌ كردنش هستند. توليد ناخالص داخلي فقط مجموع خروجي يك اقتصاد را نشان مي‌دهد؛ اما نمي‌گويد كه چه مقدار از آن به جيب چه كسي مي‌رود. در طول سه سال اول بازيابي اقتصادي ۹۱درصد از درآمد به‌ يك درصد بالايي رسيده است. به‌ اين ‌ترتيب توليد ناخالص داخلي خروجي اقتصاد را نشان مي‌دهد؛ اما نمي‌گويد كه چه مقدار به جيب چه كسي مي‌رود.

99درصد پاييني هيچ چيز احساس نكردند. در حقيقت اوضاع بسياري بدتر شده است: ترازنامه‌شان از بين رفته، دارايي اصلي آنها خانه‌هايشان بوده كه ارزششان بين ۲۰‌ تا۵۰‌ درصد كاهش يافته است. پس از آن نيز سياست تسهيل كمي به ميان آمد و روي بازار بورس تاثير گذاشت؛ اما طبقه متوسط امريكا سهم كوچكي از اين بازار را در اختيار دارند. به طور كلي اكنون انباشت مالكيت سهام بسيار بيشتر از انباشت ثروت است و به ‌اين ‌ترتيب سياست تسهيل كمي نيز هديه‌يي بود حاضر و آماده به همان يك‌ درصد معروف.

اين درحالي است كه افراد پايين‌دست اوضاع خوبي ندارند و با اين‌ اوصاف مي‌توان گفت كه وضعيت نابرابري ثروت بدتر نيز شده است. در بسياري ابعاد ديگر نيز آمار و ارقام بانك مركزي امريكا و وزارتخانه‌ها و نهادهاي دولتي ارتباطي با وضعيت حاكم بر زندگي طبقه متوسط امريكا ندارد.

به ‌نظر شما آيا كارهاي پايه‌يي صورت‌ گرفته براي كاهش اين نابرابري منجر به حركتي رو به ‌جلو شده است؟

مي‌توان گفت كمي اوضاع بهتر شده؛ ولي نه خيلي. واضح است كه نرخ بيكاري 5 درصد بهتر از نرخ بيكاري 10درصد است. همچنين شاهد بازيابي بخش مسكن هستيم كه بخشي از ثروت افراد معمولي را بازمي‌گرداند. اما با وجود اين خسارت وارد آمده بسيار عميق بوده و اثراتي مزمن به همراه داشته است. نرخ مشاركت نيروي كار براي افراد در دهه‌هاي چهارم و پنجم زندگي‌شان كمتر از آن چيزي است كه در دهه‌هاي گذشته ديده مي‌شد.

 افرادي كه در سال ۲۰۰۸ شغلشان را از دست دادند در سال2011-۲۰۰۹ نيز كار پيدا نكرده و شايد ديگر هيچگاه كاري پيدا نكنند. اين افراد حتي اگر كاري هم پيدا كنند به‌ خوبي كار قبلي‌شان نخواهد بود. افراد بسياري وجود دارند كه شغلشان را در ۵۰ يا ۵۵ سالگي از دست داده‌اند و به نظر هم نمي‌آيد ديگر اوضاع براي كاركردنشان فراهم باشد. در حقيقت اين زخم، زخمي

 ابدي است. جنبه ديگر آنچه من بازيابي ناقص مي‌نامم، اين است كه گروه‌هاي حاشيه‌يي همچنان حاشيه‌يي باقي مانده‌اند و سطح بيكاري‌شان همچنان بسيار بالاست.

در كتاب فاصله عظيم بسيار در رابطه با نقش علم سياست در سياست‌گذاري اقتصادي سخن گفته‌ايد. نظر شما در رابطه با نامزدهاي فعلي رياست‌جمهوري چيست؟ بهترين و بدترين گزينه‌ها از نظر تاثير سياست‌هاي اقتصادي‌شان بر نابرابري كدام‌ها هستند؟

بدترين گزينه كه واضح است: كروز. او ايدئولوگ است. جمهوري‌خواهان محافظه‌كار‌به او علاقه دارند؛ چون او به تفكرات محافظه‌كاري پايبند است. اين تفكرات شامل خلاص‌ شدن از شر تامين اجتماعي، كاهنده‌ كردن نظام مالياتي و دوري از برنامه‌هايي است كه در مقابل نابرابري رو ‌به ‌افزايش قرار دارند. بين نامزدهايي كه باقي مانده‌اند به نظر مي‌رسد كه وجود او بيشترين آسيب‌ها را در پي داشته باشد. فكر مي‌كنم هم هيلاري و هم برني سندرز به برنامه حامي برابري متعهد باشند. تفاوت بين آنها بيشتر به موارد جزيي و اعتماد به ‌نفسشان براي اجراي اين اقدامات مربوط مي‌شود. ترامپ نامزد جالبي است. براي مثال آدم احساس مي‌كند كه او به ‌اندازه كروز با تامين اجتماعي مخالف نيست. به‌ اين‌ ترتيب او كاري نخواهد كرد كه ما را دوباره به قرن نوزدهم برگرداند.

نظرتان درباره رييس‌جمهور فعلي چيست؟ آيا راهي كه دولت اوباما براي پيشبرد سياست‌گذاري اقتصادي پيش گرفت، شما را نااميد كرد؟

شايد پاسخم مثبت باشد؛ اما نه در مقايسه با راهي كه كسي مثل بوش يا رامني پيش مي‌گرفت. محرك بايد بزرگ‌تر، عميق‌تر و طولاني‌تر مي‌بود. طرح نجات مالي بايد بيشتر بر بانك‌هاي كوچك و متوسط همچنين صاحب‌خانه‌ها متمركز مي‌شد. همچنين‌ به ‌نظر من موافقتنامه‌هاي تجاري فاجعه‌بارند. اما از سوي ‌ديگر «قانون مراقبت كم هزينه»اوباما حركتي در مسير درست بود.

سوال اساسي در تمام اين حوزه اين است كه آيا با وجود اين كنگره، كار بيشتري هم از دست او برمي‌آمد؟ قضاوت در اين باره حقيقتا دشوار است. فكر مي‌كنم بيشتر مردم اين احساس را دارند كه در آن دو سال اولي كه يك رييس‌جمهور دمكرات در كنار مجلسي دمكرات كار مي‌كرد، كارهاي بسيار ديگري مي‌توانست صورت پذيرد؛ اما اوباما بيش ‌از حد محافظه‌كار بود. او بيش ‌از اندازه در دست بانك‌ها، كسب‌وكارهاي بزرگ و مشاركت‌كنندگان در كمپينش گير افتاده بود. او سال گذشته اقدامات بسياري مانند افزايش حداقل دستمزد و تغييرات اقليمي انجام داد.

اما بسياري در عجب مانده‌اند كه چرا او زودتر اين كارها را نكرد. مساله مربوط به استاندارد وثيقه سرمايه‌گذاري را هر كودكي مي‌فهميد. اما حالا سوال اين است كه در اين چند ماهِ باقي‌مانده او مي‌تواند اين موضوعات را حل كند. اين مسائل قبلا هم وجود داشت و همه هم از آن با خبر بودند؛ پس چرا او و دولتش زودتر دست ‌به‌ كار نشدند؟

شما پيش ‌از اين در كتاب فاصله عظيم مي‌پرسيد كه چه كسي را بايد براي اين بحران و نابرابري برآمده از آن سرزنش كرد. يكي از پاسخ‌هاي شما اقتصاددانان هستند. اقتصاددانان و نظريه اقتصادي را تا چه حد در اين بحران مقصر مي‌دانيد؟

ايدئولوژي مرسوم- وقتي مي‌گويم «مرسوم» يعني منظورم تمام اقتصاددانان نيست- بيان مي‌دارد كه بازارها كارا و باثباتند. افرادي مانند گرين‌اسپن و برنانكه را داشتيم كه مي‌گفتند:«بازارها حباب نمي‌سازند.» آنها مدل‌هاي دقيقي داشتند كه از قضا دقيقا اشتباه بودند. اعتماد آنها به اين مدل‌ها منجر به سياست‌هايي شد كه علت بحران و افزايش نابرابري بود. مثال اين سياست‌ها كاهش ماليات در سال‌هاي ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ تحت زمام‌داري بوش بود. اقتصاددانان برجسته درحال كاهش ماليات و افزايش نابرابري بودند؛ درحالي كه چيزي كه نيازمندش بوديم دقيقا برعكس بود. بيشتر مدل‌هايي كه اقتصاددانان از آنها استفاده كردند، نابرابري را ناديده مي‌گرفت. آنها وانمود مي‌كردند كه اقتصاد در سطح كلان تحت ‌تاثير نابرابري قرار نمي‌گيرد.

فكر مي‌كنم اين موضوع كاملا اشتباه است. مورد عجيبي كه رشته اقتصاد در ۳۵سال اخير شاهد آن بوده است، وجود دو گروه است: گروه اول كه روي محدوديت‌ها و نقايص بازار تمركز كرده‌اند و گروهي ديگر كه مدام از كارايي بازار سخن مي‌گويند. متاسفانه در آن زمان بيش ‌از اندازه به گروه دوم توجه مي‌شد.

حال در اين رابطه چه مي‌توان كرد؟ ما اين گروه قدرتمند را داريم كه بر محدوديت‌ها و نقايص بازار تمركز كرده‌اند. بخش عظيمي از افراد جوان‌تر نيز دوست دارند درباره اين موضوعات كار كنند. جواني كه ركود بزرگ را ديده و مشكلات نابرابري را حس كرده است، نمي‌توان به اين سادگي متقاعد كرد كه نابرابري موضوع چندان مهمي نيست و بازارها هميشه كارا هستند. اگر چنين چيزي از آنان بخواهي، فكر مي‌كنند احمقي.

به ‌نظر شما نگران‌كننده‌ترين حوزه‌هاي مرتبط با نابرابري چه حوزه‌هايي هستند و گام اول براي بهبود در اين حوزه‌ها چه خواهد بود؟

فكر مي‌كنم تغييرات صورت‌ گرفته در قوانين كار كه حقوق چانه‌زني كارگران را تضعيف كرده، اثرات مضر بسياري در پي داشته است. اما اينجا مي‌خواهم به دو مورد اساسي اشاره كنم. نخستين مورد آموزش و پرورش است. اينكه به ‌علت نبود دسترسي برابر به آموزش و پرورش، فرصت‌هاي برابر براي افراد وجود نداشته باشد، دردناك و تاسف‌آور است. اين موضوع باعث تضعيف اقتصاد شده و نابرابري را تشديد مي‌كند.

مورد دوم نيز اين است كه ۵۰ سال پس از «رژه بر واشنگتن» و ۱۵۰سال پس از پايان برده‌داري هنوز از ميراث آنها رنج مي‌بريم و تبعيض همچنان وجود دارد. وجود تبعيض نژادي، تبعيض جنسيتي و ديگر جنبه‌هاي نابرابري براي جامعه ما مايه تاسف است. ما با مشكلات بسياري در اين زمينه‌ها روبه‌رو هستيم. براي مثال در بحث تبعيض جنسيتي ما از معدود كشورهايي هستيم كه از سياست‌هاي مرخصي خانوادگي بي‌بهره‌ايم. اين درحالي است كه وضعيت ما اصلا قابل ‌مقايسه با كشورهاي پيشرو در اين زمينه‌ها نيست. اين موارد به ‌نظرم مهم‌ترين مواردي هستند كه با ارزش‌هاي جامعه ما به ‌شدت در تضاد هستند و باعث ايجاد ناكارايي و نابرابري مي‌شوند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...
آخرین اخبار