واقعبینی در بررسی «دستاوردهای» مذاکرات
واقعیت این است که با تلاشهای گسترده و شبانه روزی تیم مذاکراتی، زمانی که همه در حال استراحت و استفاده از تعطیلات نوروزی بودند یک تحول تاریخی شکل گرفت و آن تحول این بود که بعد از بیش از هجده ماه مذاکره در حد مقامات عالی بین کشورهای ۱+ ۵ و ایران، چشم اندازی برای رسیدن به راهحلهای مورد تأیید دو طرف پیدا و اصطلاحا نور در پایان تونل نمایان شد و تصویر یک توافق جامع از دور، رخ نمایی کرد.
اما با توجه به طرح انتقادات و ارائه برخی پاسخها در سطح مطبوعات و صدا و سیما که هر دو مبتنی بر گرایشهای سیاسی و با جهتگیریهای کلان و متعارض هستند، تصویر واقعیت بیانیه سوئیس به فیل داستان مولوی تبدیل شد و هر کسی بخشی از آن را با توجه به برداشت خود روایت میکند. لذا بر حقیر واجب شد به بررسی دقیق و کارشناسی بیانیه سوئیس و دستاوردهای آن بپردازم و نظریات منتقدان را مورد واکاوی قرار دهم؛ باشد که مردم فهیم ایران قضاوت کنند که بیانیه سوئیس یک دستاورد بوده یا نه.
۱ ـ ماهیت سند سوئیس چیست؟ منتقدان معتقدند این سند یک «موافقتنامه» است و دولت دارد موضوع را از مردم پنهان میکند. در پاسخ باید گفت، اولا عنوان سند منتشر شده در سوئیس کاملا گویای این موضوع است و هر که آشنایی مختصری با ادبیات روابط بین الملل داشته باشد میداند که بیانیه مشترک Joint Statement به هیچ وجه نمیتواند ماهیت یک «موافقتنامه» به خود بگیرد. بیانیه مشترک برای توصیف آخرین تحولات و ثبت آخرین تفاهمات است تا تصویر موجودیت در حال شکلگیری بیشتر روشن شده و نشان دهد که آیا اساسا امکان رسیدن به یک توافق وجود دارد یا خیر. در بیانیه سوئیس تصویر کلی راهحلهای مشترک برای حل و فصل موضوع هستهای بعد از ۱۸ ماه مذاکره ثبت شده است. هنوز هیچ «موافقتنامهای» تدوین نشده و قرار است مذاکرات روی تدوین متن برنامه جامع اقدام مشترک ظرف هفتههای آینده آغاز شود. تیم مذاکره کننده هستهای کشورمان در راستای رهنمودهای مقام معظم رهبری تفاهم بر جزئیات و کلیات برنامه جامع اقدام مشترک را به مذاکرات تدوین برنامه اقدام مشترک موکول نمود؛ اما بیانیهای که در پایان اجلاس سوئیس توسط خانم موگرینی و آقای ظریف قرائت شد تنها تصویرکلی از توافق جامع را ارائه میکند تا بر اساس یک درک مشترک کار تدوین متن تفاهم جامع آغاز شود.
بر این اساس، بیانیه نشان میدهد که برای همه موضوعات اصلی در برنامه جامع آتی برای تیرماه راهحلهای مشترک وجود دارد و متن تفاهم جامع نیز بر اساس این راه حلها تدوین خواهد شد. بیانیه مشترک مطبوعاتی منتشره برای ثبت درک مشترک دو طرف روی راهحلهاست و صرفا نشانگر پیشرفت در انجام مذاکرات و روشن شدن تصویر نهایی متن توافق جامع است. هیچ سند حقوقی الزامآوری که حاوی تعهد حقوقی باشد و بین دو طرف مبادله شده باشد، وجود ندارد، زیرا چنانچه چنین سندی وجود داشت، دیگر نیاز به مذاکره برای تدوین متن تفاهم جامع در چند ماه باقی مانده بیمعنا بود؛ بنابراین، به نظر میرسد واقعیتی از مردم پنهان نشده و القای این مطلب ممکن است تشویش اذهان عمومی برای رسیدن به اغراض سیاسی تلقی شود.
۲ ـ منتقدان بیانیه سوئیس در تلاشی هدفمند با اقداماتی که بوی سفسطه میدهد تلاش نمودهاند که وجود فعل توافق کردن «agree» در متن بیانیه را معادل توافقنامه «legal agreement» جلوه داده و نتیجهگیری نماید که سند منتشره یک توافقنامه حقوقی است؛ اولا عبارتی که برخی دوستان بزگوار منتقد ادعا میکند صراحتا در متن وجود ندارد. ثانیا گویا هراس دوستان از توافق هستهای به حدی است که از این به بعد دیگر حتی نباید از فعل «توافق کردن» حتی در بیانیههای مطبوعاتی هم استفاده کنیم. سؤال اینجاست که اگر بخواهیم درک مشترک روی موضوعات را ثبت کنیم از چه فعلی که در قاموس دوستان مطلوب باشد استفاده نماییم. به هر حال خواهش حقیر از دوستان منتقد این است که چنین مطلب سستی را پایه منطق خود برای وارونه جلوه دادن ماهیت بیانیه مطبوعاتی مشترک سوئیس قرار ندهند، چون به هیچ وجه نقشی در تغییر ماهیت بیانیه مشترک ایفا نمیکند. این بیانیه کماکان همان طور که خود دوستان منتقد هم اذعان کردهاند ماهیتی سیاسی دارد.
۳ ـ ادعای توافق دو مرحلهای دوستان منتقد موضوع قابل بررسی است. لذا تلاش کردم دریابم آیا میتوانم دلیلی برای اثبات وجود دو توافق پیدا کنم یا نه. که تلاشهایم در این زمینه بینتیجه ماند چون همان گونه که صراحتا در متن بیانیه مشترک ایران و ۵+۱ اذعان شده است، تنها و تنها یک توافق وجود خواهد داشت و آن متن برنامه جامع اقدام مشترک است که در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات و حصول توافق در تیر ماه، منتشر میشود و مذاکراتش در آینده نزدیک شروع میشود.
به نظر میرسد تیم مذاکراتی وسواس زیادی داشته است که توافق یک مرحلهای و با بررسی همه جزئیات باشد موضوعی که مد نظر مقام معظم رهبری بوده است. بر همین اساس هم جناب آقای دکتر صالحی در مذاکرات حضور داشتند و با حضور ایشان و تیم فنی سازمان انرژی اتمی همه جزئیات لازم مورد مذاکره قرار گرفت تا ابتدا بررسی شود آیا با وجود همه این جزئیات و پیچیدگیها، آیا اساسا امکان توافق در خصوص برنامه اقدام جامع وجود دارد یا نه. بیانیه سوئیس از این نظر مهم است که نشان داد که امکان رسیدن به توافق در یک مرحله و درقالب توافق جامع وجود دارد. بیانیه سوئیس تنها گامی در راستای توافق جامع است و به هیچ وجه به معنای دو مرحلهای کردن آن و یا عدم بررسی جزئیات نیست. کلیات و جزئیات برنامه جامع اقدام مشترک پس از نهایی شدن در قالب مذاکرات آینده در یک مرحله در متن تفاهم جامع تدوین خواهند شد.
۴ ـ با توجه به ادبیات سازی غرب در قطعنامههای شورای امنیت علیه سایت فردو، راه حل پیدا شده برای سایت فردو را شاید بتوان راهکاری مطلوب دانست، زیرا بر خلاف ادعای دوستان منتقد، اولا تحقیق و توسعه فعالیتهای غنیسازی هرگز در سایت فردو انجام نشده است که حالا هم بخواهد ادامه یابد، بلکه تحقیق و توسعه غنی سازی کشورمان تنها در سایت نطنز صورت میگیرد. ثانیا هرچند دوستان منتقد تلاش کردهاند بین یک تحقیق و توسعه در زمینه هستهای و دو تحقیق و توسعه در زمینه غنی سازی خلط مبحث ایجاد نماید اما این تلاشها کمکی به پیشبرد منطق آنها نمیکند. چرا که با یک بررسی کارشناسی، تفکیک این دو عرصه کاملا روشن میشود. ثالثا این سایت خط قرمز کشورهای غربی و آمریکا بوده و تعطیلی آن تا آخرین مراحل مذاکرات مهمترین هدف طرف مقابل بوده است. تیم مذاکره کننده کشورمان نه تنها به تعطیلی این سایت تن نداده بلکه با تلاش به عمل آمده موفق شد بیش از ۱۰۰۰ سانتریفیوژ را در آن حفظ نماید که از این میان دو آبشار آن در حال چرخش خواهد بود. رابعا با راه حل پیدا شده برای سایت فردو ارزش استراتژیک این سایت به مراتب بیشتر از گذشته میشود و حفظ فعالیت آن تضمینی برای تداوم فعالیتهای غنی سازی کشورمان خواهد بود. خامسا همزمان این سایت به یک مرکز پیشرفته مجهز فیزیک هستهای و فناوری هستهای تبدیل میشود که بر اهمیت آن میافزاید؛ بنابراین، میتواند به تحقیق و توسعه کشورمان در زمینه هستهای جدای از تحقیق و توسعه در زمینه غنی سازی کمک نماید.
۵ ـ ادعای دوستان منتقد در خصوص وجود ۲۰ هزار سانتریفیوژ فعال کاملا نادرست است، زیرا تعداد سانتریفیوژهای فعال کشورمان حدود ۹۱۰۰ تا است. باید توجه نمائیم که تعداد زیادی از سانتریفیوژهای مستقر در نطنز تنها در آن تأسیسات نصب شدهاند و کاملا راه اندازی نشدهاند. دوستان بزرگوار منتقد میپرسند چرا فعالیت سانتیفیوژهای پیشرفته نوع ۲، ۴، ۵، ۶، و ۸ متوقف و یا محدود شده است. این موضوع نیز از اساس دچار اشکال است چرا که اولا ماشین عملیاتی موجود در برنامه غنی سازی ایران، سانتریفیوژ نسل ۱ است. ثانیا نسلهای پیشرفتهتر سانتریفیوژ در حد تحقیق و توسعه هستند و هنوز عملا کار صنعتی خود را شروع نکردهاند. ثالثا تحقیق و توسعه روی نسلهای پیشرفته سانتریفیوژ همچنان ادامه مییابد و هیچ محدودیتی در زمینه تحقیق و توسعه روی نسلهای پیشرفتهتر سانتریفیوژ توسط کشورمان پذیرفته نشده است و مراحل مربوط به تحقیق و توسعه در خصوص نسلهای جدید در سایت نطنز تداوم خواهد یافت.
۶ ـ مطلب ارائه شده از سوی دوستان منتقد در زمینه کاهش ذخایر اورانیوم غنی شده کشور، از سوی برخی کارشناسان، مصداق وارونه جلوه دادن حقایق و یکسویه نگری نسبت به یک موضوع پیچیده فنی است. سؤال مهم این است که هدف ما از غنی سازی و ذخیره این مواد چیست؟ آیا ما مواد را غنی میکنیم که صرفا آنها را در انبار نگه داریم و یا اینکه هدف ما همانطور که اعلام کردهایم برای تولید سوخت هستهای است. همانطور که بیاد داریم در راه حلی که در مذاکرات دولت قبل مطرح شده بود و مورد حمایت ترکیه، برزیل و آفریقای جنوبی نیز قرار داشت، قرار بود همه این مواد از کشور خارج شود و ضمن اینکه کل این ذخایر به خارج از کشور منتقل میکردند همه این مواد دور از دسترس کشورمان در انباری تحت نظارت آژانس بینالمللی نگهداری میشد. این موضوع در آن زمان با سکوت و حمایت دوستان منتقد فعلی جشن گرفته شد، اما به دلیل تحولات بعدی در صدور قطعنامه شورای امنیت عملی نشد.
حال که تیم مذاکره کننده کشورمان با یک راه حل منطقی اجازه نداده بر خلاف خواست غربیها، مادهای از دسترس کشورمان خارج شود چرا نباید آن را واقع بینانه مورد بررسی قرار دهیم. شاید با توجه به سخنان دوستان منتقد مواد هستهای را باید به خارج از کشور منتقل میکردیم که در انباری به دور از هر گونه بهرهبرداری بماند. اما حقیقت این است که راه حلی که تیم مذاکره کننده در این موضوع پیدا کرده است، کشورمان میتواند به عنوان یک کشور دارای غنی سازی صنعتی یا این مواد را به مجتمع سوخت تبدیل نموده و در نیروگاه هستهای خود بهکارگیری نماید و یا اینکه این مواد غنی شده را در بازارهای بینالمللی مواد غنی شده در سطح و طراز کمپانیهای بزرگی مانند یورودیف و یورنکو به قیمت تجاری و با محاسبه واحد غنیسازی (سو) بفروشد و در عوض آن اورانیوم طبیعی وارد کشور نموده و فرآیند غنی سازی را ادامه دهد. شایان توجه است که صادرات اورانیوم غنی شده و واردات آن در شرایط فعلی برای کشورمان ممنوع است و چنانچه این راه حل عملیاتی شود، شاید این روش زیرکانهترین روش برای تکمیل فرآیند غنی سازی در سطح مجتمعهای سوخت و یا ورود به بازارهای سوخت هستهای بدون ایجاد نگرانی در مورد برنامه غنی سازی کشورمان است. بنابراین با لحاظ جمیع جهات، راه حل تفاهم شده در این زمینه را شاید بتوان بهترین گزینه در این زمینه دانست که قطعا یک دستاورد کشورمان جهت حرکت در راستای تثبیت نقش کشورمان در زمینه غنی سازی صنعتی است.
۷ ـ عبارات کلیشهای برخی دوستان منتقد در توصیف تعهدات طرف مقابل قابل انتظار بود. اما واقعیت این است که کاش دوستان منتقد یک بار به صورت کامل و دقیق متن بیانیه سوئیس را میخوانند تا برای آنها کاملا مشخص شود که تعهدات طرف مقابل صریح، روشن و بدون هیچ ابهامی است. اتحادیه اروپا متعهد شده که به محض اجرای توافق همه تحریمهای اقتصادی و مالی مربوط به موضوع هستهای را خاتمه دهد و آمریکا هم متعهد شده که اجرای این تحریمها را متوقف نماید. در هیچ کجا صحبت از تعلیق نشده است. دلیل تفاوت در عبارات مربوط به آمریکا و اروپا وجود دو نوع تحریم در آمریکاست یکی تحریمهای ناشی از بخشنامههای اجرایی که بلافاصله لغو میشوند و دیگر قانون مصوب سنا که تا طی مراحل داخلی لغو آن اجرای آن توسط رئیس جمهور متوقف میشود. علاوه بر این تمامی قطعنامههای تحریمی شورای امنیت نیز با صدور یک قطعنامه جدید که متن توافق جامع را مورد تأیید قرار میدهد کاملا خاتمه مییابد.
دوستان منتقد مدعی شدهاند که عبارت تعلیق در متن بیانیه سوئیس در خصوص تحریمها ذکر شده است که اساسا صحت ندارد و هیچ جای بیانیه مشترک سوئیس عبارت تعلیق موجود نیست. بلکه همان طور که در بالا ذکر شد عبارت خاتمه Terminate برای تحریمهای اتحادیه اروپا و شورای امنیت و عبارت توقفthe application cease برای تحریمهای آمریکا به کار رفته است. این موضوع که لغو تحریمها قرار است ظرف ۱۰ تا ۱۵ سال انجام شود هم تنها ادعای دوستان منتقد است و سندی برای آن نیست. چون تفاهم مشترک به دست آمده این است که لغو همه تحریمهای هستهای به صورت کلی و همزمان با اجرای تعهدات کشورمان در خصوص توافق جامع انجام میشود.
۸ ـ به نظر میرسد که دوستان و اساتید منتقد، نقش آژانس در مورد تأیید اقدامات انجام شده از سوی کشورمان در قالب برنامه اقدام مشترک جامع را با موضوعات پادمانی اشتباه گرفتهاند و همین اشتباه مبنای ادعاهای بعدی شده است که در نهایت کل ارزیابی به خطا رفته است. باید توجه داشت که منظور از اینکه اجرای اقدامات هستهای آینده ایران «مورد راستی آزمایی آژانس قرار گیرد» این نیست که آژانس صلح آمیز بودن برنامه هستهای کشور را مورد تأیید قرار دهد که بعد از آن موضوع به سوابق تعاملات ما با آژانس، یا PMD مربوط باشد بلکه مقصود تأیید انجام تعهدات کشورمان طبق برنامه اقدام مشترک جامع است.
یعنی همین تعهداتی که در قالب توافقنامه جامع از سوی ایران پذیرفته میشود. بر خلاف تصور دوستان منتقد، آژانس قبلا این کار را در زمینه توافق ژنو به خوبی انجام داده و سابقه خوبی از خود به جا گذاشته است، به نحوی که شروع کار ظرف یک هفته بود و هر ماه منظم آژانس اعلام داشته که ایران تعهدات خود را در این زمینه انجام داده است. درگیر کردن آژانس، برای اهداف پادمانی نیست، بلکه چون آژانس تنها نهاد ذیصلاح بین المللی در زمینه نظارت بر مواد و تجهیزات هستهای است و تعهدات ایران در زمینه توافق جامع ماهیت هستهای دارد چارهای نیست جز اینکه این نهاد اجرای تعهدات هستهای کشورمان را در زمینه توافق جامع تأیید نماید.
موارد مندرج در خصوص مباحث موشکی و مطالعات ادعایی ناشی از خلط مبحث در استنباط منتقدان در این زمینه است. جمهوری اسلامی ایران از ابتدا همواره بر عدم موافقت خود در خصوص طرح مباحث موشکی در مذاکرات هستهای به عنوان یک خط قرمر تأکید کرده و تیم مذاکرات هستهای نیز تا پایان بر همین موضع استوار مانده است. اشاره به این گونه مباحث که زاییده ذهن اساتید محترم منتقد است، شاید بتوان مصداق بارز آب ریختن به آسیاب دشمن تلقی کرد. گویا دوستان داخلی تلاش دارند به طرفهای خارجی یادآوری نمایند که چرا از طرح مباحث موشکی در مذاکرات غفلت کردهاید.




