نخستین گام رفع تبعیض در ورزش بانوان چیست؟
درست است که شما پابه پای مردان کار میکنید، کار حتی در معدن. پا به پای مردان درس میخوانید و آنطور که آمارها میگویند نیمی از جمعیت دانشگاهها از آن شماست. پا به پای مردان نقش دارید در ساختن آینده این مرز و بوم. درست است که همیشه تأکید میشود بر حضور سازنده شما در صحنه اما... ورود ممنوع!
کد خبر: ۴۷۴۳۷۳
| | 3293 بازدید

خانم عزیز ورود برای شما ممنوع است. یک کلام ختم کلام، ورود ممنوع! این را در گوش خودتان فرو کنید. درست است که شما پابه پای مردان کار میکنید، کار حتی در معدن. پا به پای مردان درس میخوانید و آنطور که آمارها میگویند نیمی از جمعیت دانشگاهها از آن شماست. پا به پای مردان نقش دارید در ساختن آینده این مرز و بوم. درست است که همیشه تأکید میشود بر حضور سازنده شما در صحنه اما... ورود ممنوع!
به گزارش ایران، اینجا ماجرا فرق میکند. اینجا یعنی پشت درهای استادیومها و ورزشگاه ها. اینجا یعنی جایی که درها به روی زنان ورزش دوست خارجی که میهمان کشور شما هستند باز میشود اما به روی خود شما نه! به اینجا که میرسیم حرفها جور دیگری میشود. حرفهایی از جنس آنچه تعدادی از نمایندگان فراکسیون زنان مجلس عنوان کردند و موضعشان را درقبال حضور زنان در ورزشگاهها نشان دادند. «رفتن خانمها به ورزشگاه به چه دردی از اجتماع میخورد و چه باری از دوش کشور بر میدارد؟». «خانمها در خانه بنشینند و مسابقات را نگاه کنند». «کار زن شوهرداری است نه دیدن مسابقه».« دلیل ندارد جایی که تعداد زیادی مرد جمع میشوند، عدهای هم از زنان بروند.»
از این حرف و حدیثها که بگذریم به سخنان اخیر رئیس جمهوری میرسیم. «از مسئولان ورزش و وزیر ورزش میخواهم تبعیض را بردارند و شرایط لازم را برای حضور بیشتر بانوان در تمام عرصههای ورزش آماده کنند» روحانی این سخنان را در مراسم تجلیل از مدالآوران بازیهای آسیایی و پاراآسیایی اینچئون عنوان کرد. حرفهایی که بارقه امید را در دل زنانی که میخواهند در عرصههای مختلف ورزشی فعالیت کنند، روشن کرد. فعالیت چه از نوع ورزشکار بودن و چه از نوع هوادار بودن. هر کدام عالم خودشان را دارند اما هوادار بودن چیز دیگری است. هوادارها خیلی وقتها بیشتر از آنها که در زمین هستند تب و تاب دارند. برای تیمشان غش وضعف میکنند با باختش میمیرند و با بردش زنده میشوند. اصلاً این هوادارها هستند که به تیمشان هویت میدهند. تیم را تیم میکنند. حالا چرا زنها نباید تیم مورد علاقه داشته باشند و اگر دارند چرا نباید برای تشویقش به استادیومها و ورزشگاهها بروند جای سؤال دارد.
مگر زن و مرد در تاکسی کنار هم نمینشینند؟
خدیجه سپنجی، نایب رئیس سابق بانوان فدراسیون فوتبال نخستین پاسخ دهنده به این سؤال است. چرا ورود برای زنان ممنوع است؟ اصلاً اگر ورود آزاد شود چه میشود؟ بد است یا خوب؟ «در سالهایی که کتیرایی رئیس فدراسیون فوتبال بود و من نایب رئیس بودم این امر قرار بود انجام شود، اقدامات لازم در حال انجام بود و قوانین مربوط به آن داشت تدوین میشد، حتی جایگاههای ویژه زنان طراحی شد اما ناگهان ورق برگشت و همه چیز عوض شد و این مسأله لغو شد. اما مسئولان باید بدانند ورود زنان به ورزشگاهها به نفع ورزش کشور است. مگر زنان و مردان در تاکسی و سینما و خیابان و فروشگاه و... در کنار هم نیستند؟ حالا همین آدمها که به عنوان اعضای یک اجتماع محسوب میشوند و هر روز در مراوده با یکدیگر هستند، میتوانند در ورزشگاه هم در کنار هم قرار بگیرند و این یک امر عادی است. از طرفی همیشه و همه جا در محیطهایی که مردان و زنان در کنار هم هستند مشکلات اخلاقی کمتر است و ناهنجاریها کاهش پیدا میکند. جایی که زنان باشند مردها عفت کلام بیشتری پیدا میکنند و مسائلی که بیپرده عنوان میکنند، برداشته میشود. این مسأله در بالارفتن فرهنگ هواداران نقش بسزایی خواهد داشت و نباید بهخاطر عدهای که شاید این مسائل را رعایت نمیکنند زنان را از آمدن منع کرد. خب چرا فکری برای آن عده نمیشود؟ چرا از ورود آنها جلوگیری نمیشود؟»
پله پله، کار شدنی است
نایب رئیس سابق فدراسیون فوتبال این کار را نیازمند زمان و برنامهریزی میداند و معتقد است همینطوری نمیشود درهای ورزشگاه را باز کرد و به زنان گفت بفرمایید بروید و تیمتان را تشویق کنید. «اول از همه باید محیط امن و سالم را تدارک دید چراکه تا محیط امن نباشد خود زنان حاضر به آمدن نیستند. در گذشته هم ورود زنان آزاد بود اما مگر زنان چقدر به تماشای مسابقات میرفتند؟ پس اول باید محیطها سالمسازی شود و زیر ساختهای اولیه برای این کار در نظر گرفته شود. اما پله دوم این است که تماشاچیان زن را قدم به قدم وارد ورزشگاه کنیم. اول باید گروههایی از داوران و مربیان و ورزشکاران زن به ورزشگاه بیایند. آموزش و پرورش دانشآموزان دختری را که خواهان این مسأله هستند به ورزشگاه بیاورد. گروههایی از بین این اقشار که تماشاچی واقعی هستند و میتوانند فرهنگ تماشاچی بودن را دربین زنان رواج دهند بیایند تا زنان با فرهنگ هوادار بودن آشنا شوند و این مسأله به بالا رفتن فرهنگ کل هواداران در بین زنان و مردان منجر خواهد شد. بعد از آنکه محیط ورزشگاه با آمدن هواداران حرفهای آماده شد بعد میتوان کم کم ورود زنان دیگر را هم به ورزشگاه آزاد کرد تا حتی آنهایی که نمیدانند چطور لباسهای ساده و در شأن ورزش بپوشند این را از هوادارانی که فرهنگ ورزشگاه را تحت کنترل خود در آوردهاند، یاد بگیرند. آنهایی که نمیدانند چطور رفتارهای ورزشی و به دور از حاشیه داشته باشند در چنین محیطی آموزش ببینند. وقتی این فرهنگ جای خودش را پیدا کرد دیگر حتی لازم نیست جایگاه زن و مرد از هم جدا شود. مثل تاکسی مینشینند کنار هم و مسابقه را تماشا میکنند بیآنکه مشکلی ایجاد شود و ناهنجاری به وجود آید. این اتفاق خوشایندی است که اوقات فراغت جوانها را کنترل میکند. کسی که طرفدار تیمی مثلاً یک تیم فوتبال است برای آمدن و دیدن مسابقه و رفتن حدود 5 تا 6 ساعت وقت میگذارد. اگر ما بتوانیم با ورود زنان به ورزشگاهها محیط امن و سالمی را برای کل هواداران فراهم کنیم یعنی توانستهایم 6 ساعت از اوقات فراغت یک جوان، چه دختر و چه پسر را به بهترین و سالمترین شکل تحت کنترل خود در آوریم.»
اما ورود زنان به ورزشگاهها تأثیری در کیفیت بازیها هم خواهد داشت؟ سپنجی که بارها مدال قهرمانی بر گردن آویخته و طعم حضور در میادین مختلف ورزشی را چشیده معتقد است این موضوع حتی منجر به افزایش کیفیت بازیها خواهد شد: «شاید خیلیها بگویند نه ربطی ندارد اما من خودم قهرمان بودم و این را میدانم که یک ورزشکار وقتی در دید افراد مختلف باشد چه از نظر تکنیکی وچه از نظر تاکتیکی قویتر عمل میکند.»
تصمیم گیرنده اهالی فوتبال نیستند
با عباس اسماعیل بیگی سر لیدرهواداران تیم ملی فوتبال کشور و مدیر کانون هواداران پرسپولیس هم این سؤال را مطرح کردیم.
اسماعیل بیگی به عنوان شخصی که سال هاست با فرهنگ هواداران آشناست، اعتقاد دارد که زنان هم بخشی از این اجتماع هستند و همانطور که در عرصههای مختلف فعال هستند، میتوانند به عنوان یک هوادار هم فعالیت کنند و در استادیومها حضور داشته باشند و محروم کردن آنها از این حق دلیل قانعکنندهای ندارد. «من تا به حال بیشتر از 40 کشور را دیدهام و به ورزشگاهها ی آنها رفته ام. در تمام آنها حضور زنان امری عادی تلقی میشود و بدون آنکه مزاحمتی برای زنان باشد و اتفاق ناگواری رخ دهد همه در کنار هم و فارغ از نگاه جنسیتی به مسأله، تیم مورد نظرشان را تشویق میکنند و به نظر من این مسأله بسیار مثبت است و کسی نمیتواند آن را منفی بداند. چرا؟ چون در حال حاضر میانگین سنی هواداران در ورزشگاه پایین است و ما ابزاری لازم داریم که بتوانیم رفتارها را کنترل کنیم و از بعضی حرکات جلوگیری کنیم. از آنجا که غیرت مردان ایرانی باعث میشود حرمت زنها را نگه دارند، حضور زنها میتواند رفتار هواداران را تعدیل کند، بسیاری از مشکلات را کاهش دهد و محیط را برای همه بویژه جوانانی که در معرض رفتارهای نابهنجار قرار دارند، کنترل کند. نمونهاش بازیهای خیریهای بود که چند روز گذشته در دانشگاه شهید بهشتی انجام شد و زنان هم برای بار سوم بود که برای تشویق تیمشان به ورزشگاه آمده بودند. حضورشان واقعاً تأثیر مثبتی داشت و من که سال هاست سکودار هستم میگویم هرکه ادعا کند حضور آنها منفی است، تحلیل درستی از مسائل ندارد. اما مشکل اینجاست که الان فوتبال دست فوتبال نیست. یعنی تصمیم گیرنده اهالی فوتبال نیستند»
زنان فرهنگ هواداری را بیاموزند
بیگی از مشکلاتی هم میگوید که سنگ میشود جلوی پای زنانی که میخواهند به ورزشگاه بیایند: «در ورزشگاههای ما کمترین تدابیر برای حضور زنان در نظر گرفته نشده. سادهترین نمونهاش سرویسهای بهداشتی است ولی اگر اراده بر آمدن زنان باشد اینها چیزهایی است که میتوان در زمان کوتاهی حلشان کرد. اما یکی از مشکلات اساسی این است که خانمها، سالها از فضای هواداری به دور بودهاند و این فرهنگ در بینشان جا نیفتاده بنابراین تا زمانی که ندانند چطور میتوان با شکل و شمایل یک هوادار واقعی به ورزشگاه آمد نمیتوانند تأثیر مثبتی داشته باشند. این مسأله بسیار مهمی است که خودشان باید آن را ثابت کنند و نشان دهند که وقتی میخواهند به استادیوم بیایند با مثلاً وقتی که میخواهند به عروسی بروند ظاهرشان فرق میکند.
همانطور که مردان این مسائل را درک کردهاند و وقتی به ورزشگاه میآیند خود به خود ظاهری متناسب با فضا دارند. البته همانطور که گفتم این به دلیل همان دور بودن از فضای هواداری است و چنانچه زنان به ورزشگاه بیایند فرهنگ هوادار بودن را کسب میکنند.» به اعتقاد بیگی حضور زنان علاوه بر اینکه به کیفیت فرهنگ ورزشگاه کمک میکند باعث افزایش کمیت هواداران هم میشود و این میتواند تأثیر مثبتی روی عملکرد تیمها داشته باشد چرا که تیمها هویت خود را از هوادارانشان میگیرند. هوادارانی که خیلی وقتها بیشتر از بازیکنان تب و تاب دارند. برای تیمشان غش وضعف میکنند با باختش میمیرند و با بردش زنده میشوند. تب و تابی که برای زنان ممنوع است. با همه این اوصاف، یک کلام ختم کلام. ورود ممنوع!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


