چرایی تلاش غرب برای تبعیض و بدعت در موضوع غنیسازی
سؤالی که ذهن خیلی از مردم را درگیر خود کرده، این است که چرا غرب مخالف غنیسازی ایران است و در راه انجام آن مانع تراشی میکند؟
برای پاسخ به این سؤال باید توجه داشت که اختلاف ایران با غرب بر سر حجم غنیسازی ایران، یک اختلاف مبنایی مبتنی بر نگرش دو طرف نسبت به معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای است؛ این بدان معناست که ایران معتقد است حقوق هستهای این کشور به دلیل عضویت در معاهده منع تکثیر تسلیحات هستهای باید کاملا به رسمیت شناخته شود و هیچ محدودیتی در زمینه استفاده صلح آمیز نمیپذیرد، چون ایران تعهداتی که در چهارچوب «ان پی تی» پذیرفته، بدون قید و شرط است و بارها هم اعلام کرده که به دنبال تسلیحات هستهای نیست؛ بنابراین، حقوق این کشور هم باید کامل و بدون قید و شرط و بدون تبعیض به رسمیت شناخته شود.
بر این اساس ایران این حق را برای خود قائل است که در تمام زمینههای انرژی صلح آمیز هستهای از جمله غنیسازی فعالیت داشته باشد. از سوی دیگر، آمریکاییها و برخی دیگر از غربیها چنین برداشتی از معاهده ندارند. آمریکا بارها اعلام کرده که استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، شامل حق غنیسازی نمیشود و چنین حقی را برای هیچ کشوری، حتی متحدان خود طبق قانون ۱۲۳ ملی خود به رسمیت نمیشناسد.
اما در نتیجه تلاشهای انجام شده در مذاکرات ژنو از سوی کشورمان، نهایتا آمریکا مجبور شد در قالب این توافق، اجرای حق غنیسازی برای جمهوری اسلامی ایران را به رغم اکراه شدید به رسمیت بشناسد و این یکی از دستاوردهای توافق ژنو بود، ولی پس از آن، موضوع دیگری از سوی آمریکاییها مطرح شد که به نوعی بدعت در معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای است و آن مفهوم «توانایی گریز سریع» است.
بر اساس این مفهوم انرژی صلح آمیز هستهای و از جمله غنیسازی باید به گونهای تعریف شود که امکان خروج سریع از معاهده را فراهم نکند و لذا باید توانایی و ظرفیت غنیسازی محدود شود. چون این مسأله یک بدعت جدید است و مبنایی در ان پی تی ندارد لذا مورد مخالفت جدی کشورمان در مذاکرات قرار گرفته است و شاید یکی از دلایل اصلی تطویل مذاکرات هم اختلاف مبنائی روی همین مفهوم است. چون این مفهوم خیلی از ابعاد مذاکرات از جمله حجم و دامنه غنیسازی را تحتالشعاع قرار میدهد.
دلایل نگرانی غرب از مسأله غنیسازی اورانیوم در ایران، ناشی از یک سوءبرداشت است و تعبیر خودساختهای به نام «توانایی گریز سریع هستهای» که توسط غربیها مهم جلوه داده شده است. غربیها اعتقاد دارند با تأمین سوخت بوشهر و سایر راکتورهای تهران در شرایط عادی، ایران فعلا نیاز عملی به اورانیوم غنیسازی شده در حد مزبور ندارد. پس چرا باید این میزان اورانیوم را غنیسازی و ذخیره کند؟
نگرانی دیگری که وجود دارد اینکه شاید ایران یک روز از تمام معاهدههایی که امروز به آنها پیوسته از جمله ان پی تی خارج شود و بازرسهای آژانس بینالمللی را هم اخراج کرده و به نظارتها پایان دهد. غربیها با در نظر گرفتن چنین پیش فرضهای بیپایه و اساس و فوق بدبینانه، این سؤال را مطرح میکنند که در صورت تحقق شرایط بالا چه مدت زمان طول خواهد کشید تا ایران به بمب هستهای دست پیدا کند؟ بر همین اساس در این راستا غربیها تاکید دارند که هرچه میزان غنیسازی در ایران محدودتر باشد زمان گریز هستهای ایران هم افزایش پیدا خواهد کرد و زمان بیشتری برای رسیدن ایران به بمب هستهای مورد نیاز این کشور خواهد بود. در نتیجه این سناریو با افزایش زمان گریز هستهای، جامعه بینالمللی از زمان بیشتری برای مواجهه با ایران برخوردار خواهد بود.
جمهوری اسلامی ایران همواره مخالفت خود را با این بدعت اعلام کرده است. از نظر عملی، منطقا ظرفیت سازی برای آینده مستلزم درگیر شدن ایران در فرآیند غنیسازی صنعتی است. و همچنین از نظر حقوقی این بدعت مبنایی در معاهدات بینالمللی ندارد. برعکس پایه و اساس معاهده منع تکثیر تسلیحات هستهای بر اصل نظارت و بازرسی است و نه اعمال محدودیت. بر این اساس حتی در شرایطی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی سوبرداشتی هم در خصوص رفتار هستهای یک کشور دارد باید این سوءبرداشت را با نظارت و بازرسی از میان بردارد. در این زمینه هم آژانس بینالمللی انرژِی اتمی ابزارهایی مانند پروتکل الحاقی را در نظر گرفته که میتواند به رفع ابهامها کمک کند؛ به عنوان نمونه، آژانس نمیتواند این ادعا را مطرح کند که کشوری مانند ژاپن که ذخایر پلوتونیوم دارد به این دلیل که امکان دارد یک روز از ان پی تی خارج شود، از امروز باید مورد محدودیتهای جدی قرار گرفته و فعالیت راکتورهای آن متوقف شود. چنین سیاستی در قبال آلمان، هلند و کانادا هم اعمال نشده است پس در خصوص جمهوری اسلامی ایران هم قابل اعمال نیست. بنابراین نمیتوان توان هستهای صلح آمیز یک کشور را بر اساس یک پیش فرض خیالی و موهوم محدود کرد.
برخی در مورد حجم واقعی نیاز ایران به غنیسازی میپرسند در این زمینه باید گفت که موضع جمهوری اسلامی ایران را در خصوص نیاز عملی به غنیسازی و حجم فعالیتهای عملی غنیسازی را مقام معظم رهبری رسما اعلام کردهاند و فرمودهاند که نیاز عملی ایران برای انجام غنیسازی ۱۹۰ هزار سو است. تعریف عملیاتی رسیدن به این میزان سو بر اساس نیاز ما به غنیسازی برای سوخت راکتورهای موجود است. این تعریف در قالب زمانی و مکانیزم فنی که پیش خواهد رفت از جمله وضعیت تأمین سوخت مورد نیاز راکتور بوشهر با توجه به عنصر زمان تفسیر خواهد شد. از سوی دیگر، از لحاظ مقررات بینالمللی هم هیچ گونه محدودیتی در خصوص تعداد سانتریفیوژها و حجم غنیسازی، قابل تحمیل بر ایران نیست. به همین دلیل هم تیم مذاکره کننده هستهای نیز بارها از ابتدای مذاکرات تاکید کردهاند که ایران در قالب مذاکرات چنین محدودیتهایی بر حجم غنیسازی را نمیپذیرد.
ممکن است برخی بگویند ۱۹۰ هزار سو نیاز فوری امروز ایران نیست؛ اما باید توجه کرد که برای رسیدن به این سطح غنیسازی در آینده باید ظرفیت سازی کرد، چون چنین حجمی را ظرف یک سال یا دو سال نمیتوان ایجاد کرد. البته برنامه ریزی برای رسیدن به این هدف بر اساس شاخصهایی نظیر تأمین سوخت نیروگاه بوشهر قابل بررسی و تفسیر است. مسأله اینجا است که ما در حال حاضر با توجه به توان فعلی که در اختیار داریم توانایی تولید حدود ۱۰ هزار سو را داریم. برای رسیدن به توان ۱۹۰ هزار سو که نیاز عملی ایران در آینده است باید برنامه ریزی و ظرفیت سازی تدریجی با توجه به فاکتورهای متعدد صورت بگیرد. زمان رسیدن به این هدف هم به شاخصهای فنی ما، هم به نیاز عملی ما برای تأمین سوخت راکتور و هم به پارامترها و ملاحظاتی بستگی دارد که در جریان مذاکرات هستهای ایران با ۱+۵ در حال بررسی با طرفهای مقابل است. لذا نمیتوان زمان دقیقی برای رسیدن ایران به این رقم اعلام کرد. اگر در سال ۲۰۲۱ یعنی پایان قرارداد با روسها شرایط مورد نظر ایران محقق نشود و سازوکار مقبول ایران برای تأمین سوخت وجود نداشته باشد وسایر شاخصها تأمین نشود میتوانیم از هم اکنون آن مقطع را به عنوان زمان هدف اعلام کنیم و برای رسیدن به این رقم در سال فوق برنامه ریزی کنیم. اما همانطور که بیان شد تعیین تاریخ دقیق رسیدن به این هدف به عناصر متعددی مرتبط است و ممکن است زودتر و یا دیرتر از این تاریخ باشد.
اخیرا در یک جوسازی تبلیغاتی خبرگزاری آسوشیتدپرس در گمانه زنی رسانهای بحث احتمال انتقال مواد ایران به روسیه را اعلام کرده که توجه و واکنشهای زیادی را داشته است. توجه به این نکته مهم است که این مسأله صرفا یک گمانه زنی رسانهای است و موضع رسمی کشورمان هم از طرف خانم افخم سخنگوی محترم وزارت خارجه بیان شد و این خبر از اساس تکذیب شد. به عنوان یک محقق و پژوهشگر باید بگویم الگوی رسانهای هم که در یک سال گذشته شاهد آن بودیم بر اساس عدم درج اخبار جزئیات از مفاد فنی مذاکرات بوده است که امری مفید بوده است. در عین حال در خصوص این موضوع باید گفت که به هرحال بحث انتقال مواد هستهای به خارج از کشور سالهاست به انواع مختلف مطرح بوده و طرح ترکیه و برزیل هم چند سال پیش بر همین اساس تهیه شده بود که مورد قبول طرفهای مذاکراتی واقع نشد؛ اما جدای از این بحث یک بحث دیگری که همواره از سوی نهادهای مطالعاتی داخلی و خارجی مطرح بوده است ایجاد کنسرسیوم و یا پروژههای مشترک ((Joint Venture برای تأمین سوخت است که متفاوت از انتقال سوخت است. بر اساس این ایده یک یا چند کشور دربخشهای مشخص و تعریف شدهای از فرآیند تولید سوخت و مراحل مختلف آن مشارکت و همکاری خواهند داشت که چند سالی است مطرح بوده است.
به هر حال برای ایجاد اطمینان برای دنیا که برنامه غنیسازی ایران صرفا صلح آمیز است راه حلهای بسیاری وجود دارد که در حال حاضر هم بر روی میز مذاکره جهت بررسی قرار دارد و اگر اراده سیاسی واقعی برای توافق وجود داشته باشد در سایه این راهکارهای متعدد فنی دو طرف میتوانند به راه حل برد ـ برد برسند. در حال حاضر مسأله برخورداری ایران از انرژی صلح آمیز هستهای به دلیل تلاشهای تیم مذاکره کننده ایرانی از حالت امنیتی خارج شده است و صرفا به شکل یک پروژه اقتصادی و انرژِی به آن پرداخته میشود. حقیقت این است که ما در حال حاضر در خصوص خطوط قرمزهای متعدد دو طرف صحبت میکنیم. ایران ملاحظههای اساسی دارد و همین مسأله در خصوص غرب هم مصداق دارد. ایران تاکنون بر مواضع و خطوط قرمز خود پافشاری کرده است و بیش از یک سال است که ایران مذاکرات پیچیدهای را برای احیای حقوق هستهای کشور پیش میبرد. با فرض وجود اراده سیاسی، ما نیازمند راهکار فنی برای رسیدن به روش برد ـ برد با لحاظ خطوط قرمز هستیم. ایران با نمایشی شدن غنیسازی در خاک خود و همچنین تبعیض آمیز برخورد کردن غرب مخالف است و به دنبال غنیسازی صنعتی است برای حصول به این هدف باید همه توان فنی و کارشناسی کشور را بسیج کرد تا با ارئه راهکارهای فنی و دقیق زمینه تحقق این امر فراهم شود.
* دکتر محمد حسن دریایی پژوهشگر ارشد موضوعات خلع سلاح و امنیت بینالملل است.




