عصای موسای انقلاب در برابر تهدیدات دشمن
امسال به همراه تدبیر رهبر معظم انقلاب، با دو شاخص «فرهنگ» و «اقتصاد» نامگذاری شده است؛ نامگذاری که کاملا مبتنی بر واقعیات میدانی بود و به نوعی نقشه راه و نشانگر ضرورتهای امروز جامعهٔ ماست؛ اما گویا دشمنان انقلاب اسلامی برای این دو حوزه برنامههایی دارند و روی آن حساب کردهاند!
در حوزهٔ فرهنگ اهداف کلان آنها از این قرار است؛
۱ ـ تضعیف فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و سست کردن بنیانهای اخلاقی،
۲ ـ جایگزین کردن سبک زندگی غربی.
در این راهبرد به جای حاکمین و حکومت، حکومت شوندگان آماج قرار گرفتهاند و سرانجام جدایی مردم از نظام، سلب اعتماد متقابل نظام و مردم و کاهش سرمایهٔ اجتماعی نظام مد نظر است؛ شیوهای که به درستی برای آن نام جنگ نرم انتخاب شده است. این روش موضوعی جدید نیست و با کمی مطالعه، میتوان ریشههای آن را در کتب فیلسوفان و عالمان مسیحی با نام spiritual war fair یافت.
در این باره، ماکیاولی، فیلسوف شهیر علم سیاست مبحث نسبتا مفصلی را به این موضوع اختصاص داده است. کارل اشمیت، دشمن سیاسی را کسی میداند که دشمن سبک زندگی باشد. اصل خصوصیت جنگ نرم، نامرئی بودن و ندیده شدن دشمن است. امروزه نیز این شیوه با اشاعهٔ سبک زندگی اجرا میشود. در دفاع در برابر این هجمه نقش اصلی بر عهدهٔ عالمان و نخبگان عرصههای اجتماعی و فرهنگی است و اشتباهترین روش برخورد با این تهدید، برخورد سخت نظامی و امنیتی است و اتفاقا برخورد سخت با تهدید نرم نقش کاتالیزور و سرعت دهنده به عملی شدن تهدید نرم را دارد.
گویا باید در این حوزه با در نظر گرفتن تغییرات نسلی، درک درست از واقعیات موجود، پرهیز از شعارزدگی، دوری از ارتجاع گرایی صرف و اعتماد به مردم در پی استخراج شاخصهای سبک زندگی ایران ـ اسلامی بود، اما ساخت شیوه و سبک زندگی را به خود مردم سپرد.
سخن در این موضوع بسیار است و این مجال اندک، اما به نظر اینجانب عصای موسای ما برای باطل کردن سحر و جادوی دشمنان، اعتماد به مردم و تقویت نقش مردم به عنوان سازندگان اصلی فرهنگ و پذیرندگان آن است.
اما در حوزهٔ اقتصاد، تهدید دشمن آشکارتر و روش آن آشکارتر است، به گونهای که آن را علنی بیان میکنند و این روش عبارت است از: تحریم اقتصادی و از رهگذر آن اعمال فشار به ملت ایران، تلاش برای تبدیل شدن نارضایتی اقتصادی به معضل سیاسی و سپس امنیتی.
واقعیت این است که دشمن به اقتضای طبیعتش ـ که همان سلطهگری است ـ عمل میکند، اما ما نیز کوتاهی کردیم. در سالهای اخیر، به رغم هشدارهای بسیار رهبر انقلاب برای فاصله گرفتن از اقتصاد تک محصولی و مبتنی بر نفت و خام فروشی، متأسفانه کمترین توجهی به این نصایح و هشدارها نشد. در برنامههای توسعه پنج ساله قرار بود که وابستگی اقتصاد کشور به نفت به حداقل برسد؛ اما چنین نشد و حتی مسیر عکس برنامه را رفتیم.
کشورهای غربی از همین فرصت استفاده کردهاند و دست بر شاهرگ اقتصاد ما یعنی نفت گذاشتند و آن را تحریم کردند. در عرصه اقتصادی نیز کشورهای غربی به دنبال ناکارآمد نشان دادن نظام در اذهان عمومی مردم هستند و از این راه، به دنبال سلب اعتماد مردم از حاکمیت هستند. برخی نیز آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین دشمن بازی کردند و به فاسدین و ناپاکان مجال جولان در عرصهٔ اقتصادی دادند و کار به جایی رسیده که مهندس جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور محترم، اعلام میکنند، فساد اقتصادی مثل خوره به جان نظام افتاده است.
علمای جامعهشناسی همگی اذعان دارند که فساد اقتصادی و نبود عدالت اجتماعی، یکی از مواردی است که به شدت به اعتماد مردم نسبت به نظام سیاسی آسیب وارد میکند؛ از همین روی، هر شخصی که دلبستهٔ نظام است، باید مبارزه با فساد اقتصادی را در رأس برنامههای خود قرار دهد. در عرصه اقتصادی نیز به زعم بنده، اتکا به توان داخلی و تشویق به کارآفرینی و تولید ثروت مشروع و از همه مهمتر میدان دادن به مردم بهترین راه علاج اقتصاد بیمار کشور است.
یادمان باشد که توطئهچینیهای دشمن برای کشور، ملت و نظام اسلامی ما نه تنها توهم نیست، بلکه امروزه نمود بیشتری هم یافته است؛ از همین روی، مقابلهٔ با آنها فارغ از جناحبندیها و اختلاف سلیقههای سیاسی، باید جدی گرفته شود و در این میان بازسازی و تقویت اعتماد و مشارکت مردم، اصلیترین عامل انسجام سیاسی ـ اجتماعی، باید مورد اهتمام جدی قرار بگیرد.


