ديكتاتورها به پايان بازي رسيده اند
کد خبر: ۳۹۴۸۶۵
| | 5724 بازدید
ديپلماسي ايراني نوشت:
انقلاب خاموش به كشورهاي حوزه خليج فارس رسيده و مكررا تابوهاي اجتماعي در اين جوامع در هم ميشكند. امواج سهمگين جهاني شدن حتي تاروپودهاي سنتي عربي را دچار تحول اساسي كرده است. همچنين طبقه متوسطي در شوراي همكاري خليج فارس بوجود آمده كه باعث شكاف نسلي عمدهاي در اين جوامع شده است. روند اصلاحات سياسي در كويت، عمان، بحرين و عربستان پس از خيزشهاي مردمي با محافظه كاري دنبال شده و ترس از ازدياد مطالب سياسي و اجتماعي و حكمراني خوب تحقق آرمان حكومت مشروطه و دموكرات در اين كشورها را به مخاطره انداخته است.
"نفت"، "حمايت غرب"، "مذهب و سنت" سه مولفه كليدي ثبات در اين رژيمهاي موروثي است ولي مولفهاي دروني و مهم؛ سازوكارهاي قدرت در اين كشورها را تهديد ميكند و آن "شكاف نسلي" است. طي چندين دهه انسجام ميان نخبگان سياسي جوامع عرب حفظ شده ولي گفتمان سياسي- اجتماعي جديد بويژه در ميان نسل جديد اين كشورها، ملاحظات امنيتي جديدي را براي حاكمان موروثي خليج فارس ايجاد كرده است.
جهاني شدن و ايجاد "جامعه مدني مجازي عرب" مهمان ناخوانده اي است كه پيش از پيش مشكل آفرين شده است.مضافا جوانان در كشورهايي همچون كويت، عربستان و بحرين از ورود به قدرت نااميد شده و راههاي تحقق كنش سياسي جديدي را طلب ميكنند. يكي از اين راهها تسري پديده "باسم يوسف" طنزپرداز مصري است كه با شوخي و طنز، قدرت حاكمه در مصر را هدف قرار داده اين پديده به شكل كامنت و پيام در فيسبوك و توييتر، جوامع رانتي خليج فارس رواج يافته و به گفتماني روزمره تبديل شده است.
جوامع عرب اين حوزه در تلاشند تا از دولتهاي رانتي به "دولتهاي پسارانتيري" تغييير موضع داده و بخشي از قدرت بويژه قدرت اقتصادي را به جامعه مدني و طبقه متوسط واگذار كند، ولي اين مساله براي نمونه در كويت به شكست انجاميده است. راهبردهاي اجتماعي- سياسي در كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس گرچه در كشوري مثل امارات و قطر موفقيت آميز بوده ولي در عين حال عربستان مرحله دشواري را ميگذراند. علت اين امر، مقاومت نهادهاي ديني در عربستان در مقابل گسترش آزاديهاي مدني و سياسي در اين كشورپادشاهي است. در عربستان سعودي نوك حملات و اعتراضات جوانان،خاندان آل سعود را نشانه رفته و در كويت جنبش جوانان خواستار مشزوطه سلطنتي و افزايش قدرت پارلماناند. در بحرين، جنبش اعتراضي خواستار اعطاي بخشي از قدرت آل خليفه به مخالفان شيعي هستند.
شكاف بين نسلي در جوامع عرب خليج فارس باعث شده تا متغيرهاي واسطي همچون جنبشهاي اسلامي و قبائل را به واكنش وادارد.همگرايي در ميان جنبش جوانان عرب در خليج فارس وارد مرحله ي نويني شده است. براي نمونه، در اعتراضات سال 90، جوانان بحريني و عماني در تلاش براي ايجاد نشستهاي مجازي برآمدند تا از اين طريق، منويات سياسي خود را سامان دهند.مضافا ؛جوانان كويتي نيز از اصلاح سازوكارهاي انتخابات سالم حمايت كرده و جوانان سعودي در فيسبوك،صفحاتي در خصوص عمل داوطلبانه براي سيلزدگان جده در سال 88 به راه انداختند.
اين موج جديد اجتماعي در جوامع عرب نشان دهنده تحول مفهوم حكومت و دولت در اين كشورها است. اين مرحله را شايد بتوان مرحله "پايان شيوخ" و پسا شيخوخيت در خليج فارس ناميد. اين مسير، پايان بازي نفت و رانت با منويات سياسي در كشورهاي عرب خليج فارس است. البته هرچند كه ثبات سياسي در اين كشورها به طور ظاهري حفظ شده ولي زيرپوست شهرهاي مدرن عرب روندي ديگري را نشان ميدهد. اشكال جديد كنش سياسي در اين كشورها متاثر از پديده غالب حكمراني جهاني جديد است. پديده اي كه اعراب خليج فارس سعي در همگرايي با آن بر آمدهاند. امارات الگويي از اين تركيب سنت و مدرنيت است ولي همين امارات مدرن از تحقق خواستههاي جنبشهاي اسلامي و احزاب محافظه كار طفره رفته و به امنيتي كردن ايستارهاي برخي احزاب همچون اخوان المسلمين دست زده است.
با وجود اين، پديده جديد ديگر، شكل گيري جنبش دانشجويي در برخي از اين كشورها است. فعاليت سياسي دانشجويان در اين كشورها جديدا زير ذره بين دولت قرار گرفته و كنترلهاي سياسي در برخي دانشگاههاي سعودي افزايش چشمگيري داشته است. دسترسي گسترده به شبكه هاي اجتماعي همچون فيسبوك، توييتر، انستگرام، وواتساپ، باعث شده كه كشورهاي عضو شوراي همكاري 85 درصد كاربران و فعالان اينترنتي در كل جهان عرب را تشكيل بدهند. براي نمونه عربستان در بين كشورهاي جهان مقام نخست استفاده از توييتر را به نسبت جمعيت خود كسب كرده است. ايجاد صفحات اعتراضي همچون "انتفاضه مرواريد" در بحرين يا "كرامت وطن" در كويت، زاويه ديگر جامعه شناسي سياسي جديد اين كشورها است.
جوانان زير 25 سال 54 درصد جمعيت كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس را تشكيل ميدهند. فرهنگ جديد جوانان اين جوامع به علاوه نهاد سنتي دولت، ترتيبات قبيله اي را به چالش كشاندهاند. در كويت،جوانان در انتخابات از نامزدهاي وابسته به قبائل استقبال نكرده و درسلطنت نشين عمان كار به استهزاي شيوخ قبائل رسيده است.
در مناطق شيعه نشين شرق عربستان و بحرين، جوانان معترض شيعي در تلاشند تا مسير سنتي اعتراض را تغيير دهند. آنها از احزاب رسمي فاصله و به كنش هاي سياسي جديد روي آوردهاند. هم ذات پنداري شيعي به نوعي فرهنگ جديد سياسي در بين جوانان شيعه بحرين و شرق عربستان تبديل شده است.
در نتيجه، سرمايه جديد اجتماعي در اين كشورها باعث شده كه نخبگان غير حكومتي در صدد استفاده از اين اشكال جديد قدرت برآيند. در عربستان "سلمان العوده" در ميان جوانان سني و "شيخ نمر النمر" در ميان جوانان شيعه به جذب آنها روي آوردهاند. در كويت "مسلم البراك" فعال سياسي مردمي نيز به روشهاي نوين جذب جوانان كويتي ناراضي دست زده است. بيداري جوانان در اين كشورها براي ايجاد حكومتهاي مشروطه و دموكرات روز به روز در حال افزايش است و اين كنش سياسي جديد به خلق گفتماني جديد منجر شده كه چالشي جدي براي ثبات اين رژيم هاست. اين شايد پايان بازي سنتي نفت و ثبات سياسي باشد. شيخوخيت ديگر گفتماني مطرود تبديل شده كه قلعه فتح نشدني آن در حال فروپاشي است. جهاني شدن به بيداري جوانان عرب در جوامع سنتي انجاميده امري كه مستلزم بررسيهاي ژرف جامعه شناسانه و روانشناسانه در اين كشورها است.
هرچند اين كشورها شايد براي يك دهه بتوانند در مقابل اين كنش سياسي جديد جوانان مقاومت كنند ولي بالاخره يا به اصلاحات سياسي گسترده تن در خواهند داد يا با انقلابها و اعتراضات سياسي عميق مواجهه خواهند شد. به گفته بسياري از تحليلگران عربي و غربي موج دوم انقلابهاي عربي از دل كنارههاي ساحلي و شني كشورهاي عربي خليج فارس برميخيزد البته تا اين خودآگاهي عميق و كناررفتن تابوهاي اجتماعي فاصله، چندان نزديك نيست ولي محتمل است.
انقلاب خاموش به كشورهاي حوزه خليج فارس رسيده و مكررا تابوهاي اجتماعي در اين جوامع در هم ميشكند. امواج سهمگين جهاني شدن حتي تاروپودهاي سنتي عربي را دچار تحول اساسي كرده است. همچنين طبقه متوسطي در شوراي همكاري خليج فارس بوجود آمده كه باعث شكاف نسلي عمدهاي در اين جوامع شده است. روند اصلاحات سياسي در كويت، عمان، بحرين و عربستان پس از خيزشهاي مردمي با محافظه كاري دنبال شده و ترس از ازدياد مطالب سياسي و اجتماعي و حكمراني خوب تحقق آرمان حكومت مشروطه و دموكرات در اين كشورها را به مخاطره انداخته است.
"نفت"، "حمايت غرب"، "مذهب و سنت" سه مولفه كليدي ثبات در اين رژيمهاي موروثي است ولي مولفهاي دروني و مهم؛ سازوكارهاي قدرت در اين كشورها را تهديد ميكند و آن "شكاف نسلي" است. طي چندين دهه انسجام ميان نخبگان سياسي جوامع عرب حفظ شده ولي گفتمان سياسي- اجتماعي جديد بويژه در ميان نسل جديد اين كشورها، ملاحظات امنيتي جديدي را براي حاكمان موروثي خليج فارس ايجاد كرده است.
جهاني شدن و ايجاد "جامعه مدني مجازي عرب" مهمان ناخوانده اي است كه پيش از پيش مشكل آفرين شده است.مضافا جوانان در كشورهايي همچون كويت، عربستان و بحرين از ورود به قدرت نااميد شده و راههاي تحقق كنش سياسي جديدي را طلب ميكنند. يكي از اين راهها تسري پديده "باسم يوسف" طنزپرداز مصري است كه با شوخي و طنز، قدرت حاكمه در مصر را هدف قرار داده اين پديده به شكل كامنت و پيام در فيسبوك و توييتر، جوامع رانتي خليج فارس رواج يافته و به گفتماني روزمره تبديل شده است.
جوامع عرب اين حوزه در تلاشند تا از دولتهاي رانتي به "دولتهاي پسارانتيري" تغييير موضع داده و بخشي از قدرت بويژه قدرت اقتصادي را به جامعه مدني و طبقه متوسط واگذار كند، ولي اين مساله براي نمونه در كويت به شكست انجاميده است. راهبردهاي اجتماعي- سياسي در كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس گرچه در كشوري مثل امارات و قطر موفقيت آميز بوده ولي در عين حال عربستان مرحله دشواري را ميگذراند. علت اين امر، مقاومت نهادهاي ديني در عربستان در مقابل گسترش آزاديهاي مدني و سياسي در اين كشورپادشاهي است. در عربستان سعودي نوك حملات و اعتراضات جوانان،خاندان آل سعود را نشانه رفته و در كويت جنبش جوانان خواستار مشزوطه سلطنتي و افزايش قدرت پارلماناند. در بحرين، جنبش اعتراضي خواستار اعطاي بخشي از قدرت آل خليفه به مخالفان شيعي هستند.
شكاف بين نسلي در جوامع عرب خليج فارس باعث شده تا متغيرهاي واسطي همچون جنبشهاي اسلامي و قبائل را به واكنش وادارد.همگرايي در ميان جنبش جوانان عرب در خليج فارس وارد مرحله ي نويني شده است. براي نمونه، در اعتراضات سال 90، جوانان بحريني و عماني در تلاش براي ايجاد نشستهاي مجازي برآمدند تا از اين طريق، منويات سياسي خود را سامان دهند.مضافا ؛جوانان كويتي نيز از اصلاح سازوكارهاي انتخابات سالم حمايت كرده و جوانان سعودي در فيسبوك،صفحاتي در خصوص عمل داوطلبانه براي سيلزدگان جده در سال 88 به راه انداختند.
اين موج جديد اجتماعي در جوامع عرب نشان دهنده تحول مفهوم حكومت و دولت در اين كشورها است. اين مرحله را شايد بتوان مرحله "پايان شيوخ" و پسا شيخوخيت در خليج فارس ناميد. اين مسير، پايان بازي نفت و رانت با منويات سياسي در كشورهاي عرب خليج فارس است. البته هرچند كه ثبات سياسي در اين كشورها به طور ظاهري حفظ شده ولي زيرپوست شهرهاي مدرن عرب روندي ديگري را نشان ميدهد. اشكال جديد كنش سياسي در اين كشورها متاثر از پديده غالب حكمراني جهاني جديد است. پديده اي كه اعراب خليج فارس سعي در همگرايي با آن بر آمدهاند. امارات الگويي از اين تركيب سنت و مدرنيت است ولي همين امارات مدرن از تحقق خواستههاي جنبشهاي اسلامي و احزاب محافظه كار طفره رفته و به امنيتي كردن ايستارهاي برخي احزاب همچون اخوان المسلمين دست زده است.
با وجود اين، پديده جديد ديگر، شكل گيري جنبش دانشجويي در برخي از اين كشورها است. فعاليت سياسي دانشجويان در اين كشورها جديدا زير ذره بين دولت قرار گرفته و كنترلهاي سياسي در برخي دانشگاههاي سعودي افزايش چشمگيري داشته است. دسترسي گسترده به شبكه هاي اجتماعي همچون فيسبوك، توييتر، انستگرام، وواتساپ، باعث شده كه كشورهاي عضو شوراي همكاري 85 درصد كاربران و فعالان اينترنتي در كل جهان عرب را تشكيل بدهند. براي نمونه عربستان در بين كشورهاي جهان مقام نخست استفاده از توييتر را به نسبت جمعيت خود كسب كرده است. ايجاد صفحات اعتراضي همچون "انتفاضه مرواريد" در بحرين يا "كرامت وطن" در كويت، زاويه ديگر جامعه شناسي سياسي جديد اين كشورها است.
جوانان زير 25 سال 54 درصد جمعيت كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس را تشكيل ميدهند. فرهنگ جديد جوانان اين جوامع به علاوه نهاد سنتي دولت، ترتيبات قبيله اي را به چالش كشاندهاند. در كويت،جوانان در انتخابات از نامزدهاي وابسته به قبائل استقبال نكرده و درسلطنت نشين عمان كار به استهزاي شيوخ قبائل رسيده است.
در مناطق شيعه نشين شرق عربستان و بحرين، جوانان معترض شيعي در تلاشند تا مسير سنتي اعتراض را تغيير دهند. آنها از احزاب رسمي فاصله و به كنش هاي سياسي جديد روي آوردهاند. هم ذات پنداري شيعي به نوعي فرهنگ جديد سياسي در بين جوانان شيعه بحرين و شرق عربستان تبديل شده است.
در نتيجه، سرمايه جديد اجتماعي در اين كشورها باعث شده كه نخبگان غير حكومتي در صدد استفاده از اين اشكال جديد قدرت برآيند. در عربستان "سلمان العوده" در ميان جوانان سني و "شيخ نمر النمر" در ميان جوانان شيعه به جذب آنها روي آوردهاند. در كويت "مسلم البراك" فعال سياسي مردمي نيز به روشهاي نوين جذب جوانان كويتي ناراضي دست زده است. بيداري جوانان در اين كشورها براي ايجاد حكومتهاي مشروطه و دموكرات روز به روز در حال افزايش است و اين كنش سياسي جديد به خلق گفتماني جديد منجر شده كه چالشي جدي براي ثبات اين رژيم هاست. اين شايد پايان بازي سنتي نفت و ثبات سياسي باشد. شيخوخيت ديگر گفتماني مطرود تبديل شده كه قلعه فتح نشدني آن در حال فروپاشي است. جهاني شدن به بيداري جوانان عرب در جوامع سنتي انجاميده امري كه مستلزم بررسيهاي ژرف جامعه شناسانه و روانشناسانه در اين كشورها است.
هرچند اين كشورها شايد براي يك دهه بتوانند در مقابل اين كنش سياسي جديد جوانان مقاومت كنند ولي بالاخره يا به اصلاحات سياسي گسترده تن در خواهند داد يا با انقلابها و اعتراضات سياسي عميق مواجهه خواهند شد. به گفته بسياري از تحليلگران عربي و غربي موج دوم انقلابهاي عربي از دل كنارههاي ساحلي و شني كشورهاي عربي خليج فارس برميخيزد البته تا اين خودآگاهي عميق و كناررفتن تابوهاي اجتماعي فاصله، چندان نزديك نيست ولي محتمل است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


