داستان مهیج و ناجوانمردانه جعل پرونده هستهای برای حمله به ایران
ده سال پس از ساخته شدن داستان تلاش ایران برای سوار کردن سلاح هستهای بر موشکهای شهاب ۳، اعترافات مقامات سابق آلمانی، نشان میدهد که این داستان پیچیده علیه ایران را چه کسی و چگونه طراحی کرده است.

مقامات دولت اوباما حل مسأله «ابعاد نظامی احتمالی» پرونده هستهای ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را برای رسیدن به توافق جامع هستهای با ایران لازم میدانند، ولی انتشار ابعاد گوناگون جعل این داستان، نشاندهنده شکل گرفتن آن بر مبنای اطلاعات نامعتبر به دست آمده از منابع ناشناس است.
بنا بر این گزارش، «گرث پورتر»، مورخ و روزنامهنگار برجسته آمریکایی ـ که به تازگی کتاب بحران ساختگی (Manufactured Crisis) را درباره موضوع هستهای ایران منتشر کرده ـ خبر داده که یکی از مقامات سازمان اطلاعاتی آلمان، اعتراف کرده است که بخش بزرگی از اسنادی که ادعا میشود درباره برنامه مخفی ساخت سلاح هستهای در ایران به دست آمده، از طریق یکی از اعضای گروهک منافقین به دست آمده و نهادهای اطلاعاتی آلمان، تلاش بسیاری کردهاند که به دولت بوش هشدار دهند منبع این اسناد قابل اعتماد نیست.
استفاده از آن اسناد توسط دولت بوش برای ایجاد پرونده علیه ایران و توجیه آن در نزد افکار عمومی بسیار شبیه پروژه اطلاعاتی Curveball است که در آن با استفاده از اطلاعاتی که اکنون روشن شده بیاعتبار بودهاند، مردم آمریکا برای جنگ با عراق آمادهسازی شدند.
کارستن ویگت که در آن زمان، مسئول هماهنگی روابط آلمان با آمریکای شمالی بوده، به خوبی به شباهتهای این دو پروژه آگاه بوده است. این مقام آلمانی جزئیات این داستان را در مارس سال گذشته در اختیار پورتر گذارده که کتاب خود در این باره را به تازگی منتشر کرده است.
ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ با استفاده از اطلاعات غیرواقعی برای حمله به عراق، زمینهچینی کرد و وقتی یکی از اعضای گروهک منافقین، اطلاعات ادعایی در مورد ایران را تحویل داد، مقامات آلمانی نگران بودند که دولت بوش با همین اطلاعات برای حمله به ایران در سال ۲۰۰۵ زمینهچینی کند.
وقتی کالین پاول، وزیر خارجه ایالات متحده در اواسط نوامبر ۲۰۰۴ مدعی شد که ایران به شدت مشغول تلاش برای ادغام موشک با یک سلاح است، مقامات اطلاعاتی آلمان به روشنی متوجه شدند که آمریکاییها بر پایه چه اطلاعاتی، چنین ادعایی را مطرح کردند. این اطلاعات به آلمانها هم رسیده بود و آنها با آن آشنا بودند.
مقامات اطلاعاتی آلمان که با آقای ویگت ارتباط برقرار کرده بودند، اطلاعات مورد اشاره را مجموعهای از طرحهای رسم شده برای طراحی دوباره موشک شهاب 3 به منظور استفاده در برنامه تسلیحاتی هستهای میدانستند. سازمان اطلاعاتی آلمان به ویگت گفته که این نقاشیها بخشی از مجموعه بزرگی از اسناد است که عاملی ایران به آنها تحوبل داده است که با وجود تحویل گاهبهگاه اطلاعات به آلمانها، یک مامور دائمی آنها نیست.
آنها به ویگت گوشزد کردند که بر خلاف اطلاعات هدفمندی که دولت بوش به روزنامهها درز میداد، منبع این اطلاعات نه یک کارمند نهادهای دفاعی ایران بلکه یکی از اعضای منافقین است. آلمانها تأکید داشتند که به این منبع مشکوک و نگران سوءاستفاده دولت بوش از این اطلاعات مشکوکاند.
آلمانها حق داشتند نگران باشند. اطلاعات ادعایی در پروژه Curveball که اظهار میداشت عراق آزمایشگاههای سیار سلاحهای بیولوژیک درست کرده، بدون ارزیابی میزان اعتبار منبع آنها و به عادت همیشگی توسط آلمانها به آمریکا تحویل داده شد؛ اما آلمانها به تدریج به اعتبار این اطلاعات مشکوک شدند.
در دسامبر ۲۰۰۲، جورج تنت، رئیس وقت سیآیای از آلمانها استعلام کرد که آیا مقامات آمریکایی میتوانند از این اطلاعات در اظهارنظرهای علنی خود استفاده کنند یا خیر. آگوست هنینگ، رئیس وقت BND سازمان اطلاعاتی آلمان در نامهای به تنت از وی خواست که «لطفا در استفاده از این اطلاعات محتاط باشید»؛ اما تنها چند هفته بعد پاول وزیر خارجه آمریکا، اطلاعات مورد نظر را به مبنای سخنرانی خود در شورای امنیت برای مقدمهچینی برای حمله به عراق تبدیل کرد.
همان افرادی که در موضوع پرونده عراق در سازمان اطلاعاتی آلمان نقش داشتند، در نوامبر ۲۰۰۴ نیز بر سر کار بودند. آنها از این ترسیدند که دولت بوش باز هم با اطلاعات نامعتبر به سمت توجیه یک جنگ دیگر برود. جالب اینکه باز هم این کالین پاول بود که نقش توجیه افکار عمومی را داشت.
ویگت که یک سیاستمدار جاافتاده در حزب سوسیال دموکرات آلمان بود و از سوی گرهارد شرودر، صدر اعظم وقت آلمان به سمت خود منصوب شده بود، فرصت را برای هشدار دادن به آمریکاییها از دست نداد. در ۲۲ نوامبر ۲۰۰۴ تنها چند روز پس از اینکه مقامات آلمانی موضوع را با وی در جریان گذاشتند، وال استریت ژورنال از وی نقل کرد که اطلاعات مورد اشاره توسط کالین پاول علیه ایران از یک گروه مخالف دولت ایران به دست آمده و اروپا و آمریکا نباید اجازه دهند که این منبع سیاستهای آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
به رغم اینکه غیرممکن است که مقامات سازمان سیآیای هشدار آلمانها در مورد احتمال بیاعتباری اطلاعات ادعایی علیه ایران را نشنیده باشند و راههای زیادی برای تحقیق در مورد این هشدار ویگت وجود داشت، روشن بود که آنها و به ویژه پورتر گاس، رئیس جدید سارمان سی آیای علاقهای نداشتند که درباره درستی اطلاعات ادعایی علیه ایران بررسی کنند. آنها حتی تردید خود در این باره را به گوش پاول وزیر خارجه آمریکا نیز نرساندند.
کالین پاول بعدا اعتراف کرد که هیچ کس به وی نگفته که شاید اطلاعات ادعایی در مورد ایران درست نباشد. در مورد عراق و توجیه حمله به آن کشور توسط پاول در سخنرانی وی در شورای امنیت، اطلاعات دروغ مشابهی به وی خورانده شده بود.
گمراه کردن پاول برای موفقیت استراتژی نومحافظهکاران آمریکایی در سال ۲۰۰۴ برای حمله به ایران ضروری بود. به رغم اینکه گروهکمجاهدین خلق در آن زمان در لیست سازمانهای تروریستی و در نزد مقامات وزارت خارجه آمریکا نیز بدنام بود، محافظهکاران آن را ابزاری علیه دولت ایران میدانستند.
مشهور است که گروهک مجاهدین خلق از سوی اسرائیلیها مورد استفاده قرار میگیرد تا اطلاعات مورد نظر اسرائیل را منتشر کنند تا هم ادعاهای جعلی تهیه شده توسط اسرائیلیها واقعیتر برسد و هم اینکه کسی متوجه منبع واقعی این اطلاعات غیرواقعی نشود. بهترین نمونه از این واقعیت، موضوع اعلام وجود تأسیسات غنیسازی در نطنز بود. همان گونه که سیمور هرش در مقالهای که در نیویورک تایمز منتشر کرده، هم یک منبع آگاه در آژانس و هم یک منبع نزدیک به گروههای مخالف نظام ایران اعتراف کردهاند که اطلاعات مربوط به نطنز را اسرائیل در اختیار مجاهدین خلق گذارده تا آنها منتشر کنند.
چندین علامت دیگر نیز هست که نشان میدهد، اطلاعات ادعایی تحویل داده شده به سازمانهای اطلاعاتی غربی در مورد ایران جعلی بوده است؛ مهمترین این نشانهها تفاوتی است که در نقاشیهای ادعایی در مورد تغییر طراحی موشک شهاب ۳ و آن موشکی وجود دارد که ایران در اوت ۲۰۰۴ آزمایش کرد. هر که آن اطلاعات را در مورد موشکهای ایرانی جعل کرده، اطلاعی از تغییرات در طراحی موشکهای ایران نداشته است.
حتی منابعی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز پذیرفتهاند که آژانس از همان سال ۲۰۰۵ که این اطلاعات را به دست آورده، به آن مشکوک بوده و گمان میکرده که کسی با استفاده از اطلاعات موجود، یک داستان را علیه ایران بافته است.
اطلاعات جعل شده در مورد تلاش ایران برای سوار کردن سلاح هستهای بر موشکهای شهاب به کار استراتژی دولت بوش میآمد که نومحافظهکاران در آن تلاش داشتند، پرونده ایران را به شورای امنیت ببرند تا زمینه اقدام نظامی چندجانبه و حتی یکجانبه آمریکا علیه ایران در آن چیده شود.
وقتی کاندولیزا رایس در سال ۲۰۰۵ به وزارت خارجه رسید، تصمیم عوض شد، مبنی بر اینکه از این اطلاعات برای توجیه تحریمها علیه ایران استفاده شود. آمریکا در سال ۲۰۰۵ این اطلاعات را به آژانس داد، ولی آژانس با وجود تکیه به آنها علیه ایران، تاکنون از قرار دادن آنها در اختیار ایران خودداری کرده است.
در سال ۲۰۰۸، آژانس از موضع بیطرفی خارج شد و مدیر پادمانهای آن، این اطلاعات را معتبر دانست؛ جالب اینکه اسناد ویکی لیکس نشان میدهد که اولی هاینونن، معاون وقت آژانس جدا با آمریکاییها همکاری میکرده است تا استراتژی سیاسی مشترکی برای منزوی کردن ایران در این رابطه تهیه کند.
اسرائیلیها از سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ اطلاعات بیشتری را این بار مستقیم به آژانس دادند. در این اطلاعات از جمله ادعا شده بود که ایران استوانه فلزی بزرگی را در پارچین نصب کرده تا از آن برای آزمایشهای هیدرودینامیک مورد نیاز برای طراحی سلاح هستهای استفاده کند. ولی آژانس تاکنون اعتراف نکرده که این اطلاعات را از اسرائیل دریافت کرده است تا پرسشهای مبنایی در مورد قابل استناد بودن این اسناد همچنان بدون پاسخ بماند.
دولت اوباما در حالی پاسخ راضیکننده به این ادعاها در مورد «جنبههای نظامی احتمالی» را شرط رسیدن به توافق جامع هستهای میداند که اکنون از پاسخگویی در مورد اطلاعات افشا شده از سوی این مقامات سابق آلمانی در مورد جعلی بودن همه داستان خودداری میکند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۱۶
انتشار یافته: ۲۰
ممنون از این مقام آلمانی با وجدان .
پاسخ ها
علیرضا
| ۱۲:۵۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
ناشناس
| ۱۳:۰۳ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
من هر چی گشتم پولی بود.
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۰۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۰۸
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...






