خواهر و برادر شش و هشت ساله ایرانی، گرفتار در دریای پناهندگی
پناهجویانی که از کشورهای منطقه با رویاهای غیرواقعی و از راههای غیرقانونی راه برخی کشورها را در پیش میگیرند، در سالهای اخیر، چندین بار با رویدادهای تلخی که برای آنها پیش آمده، خبرساز شدهاند. گزارشگر نیویورکتایمز با عدهای از آنها در راه استرالیا همراه شده است.
پناهجویانی که از کشورهای منطقه با رویاهای غیرواقعی و از راههای غیرقانونی راه برخی کشورها را در پیش میگیرند، در سالهای اخیر، چندین بار با رویدادهای تلخی که برای آنها پیش آمده، خبرساز شدهاند. گزارشگر نیویورکتایمز با عدهای از آنها در راه استرالیا همراه شده است.
به گزارش «تابناک»، لوک موگلسون در گزارشی مفصل برای نیویورک تایمز به وضعیت این پناهجویان پرداخته که خلاصهوار در آن آمده است:
فاصله دو ساعت و نیم جاکارتا تا ساحل جنوبی جاوه در حالت عادی، برای پناهجویانی که در کف کامیون این راه را میپیمودند، طولانیتر است. ماه سپتامبر در یکی از همین کامیونها با زوجی ایرانی همراه شدم که کمتر از سی سال داشتند. زن هفت ماهه باردار و روی صورت شوهرش، جای یک زخم بود. آنها دو ماه پیش به جاکارتا آمده بودند و این چهارمین تلاش آنها برای رفتن به استرالیاست. دو بار پیش از اینکه بتوانند سوار قایقی شوند که به سوی استرالیا میرفته، به دست پلیس دستگیر شده و با دادن رشوه آزاد شدهاند. بار دیگر قایق آنها بلافاصله بعد از حرکت غرق شده، ولی این بار مطمئن هستند که موفق خواهند شد.
کامیون پس از طی مسیری زیر بارانهای شدید اندونزی در ساعت سه بامداد ترمز میکند و مسافران آن و کامیونی دیگر خود را در جنگلی انبوه میبینند. ۵۷ پناهجو در میان فریادهای چند اندونزیایی و پس از طی مسیری سرپایینی خود را به ساحل میرسانند.
دو قایق موتوری در میان دریا بودند و هر بار دو نفر بار خود را روی سرشان میگرفتند و در حالی که آب تا کمر آنها را میگرفت، خود را به قایقها رسانده و به سختی سوار میشدند.
ما بعدا به یک قایق ماهیگیری چوبی منتقل شدیم که حدودا 10 متر (سی فوت) طول داشت. وضعیت آن به روشنی نشان میداد که به درد حمل مسافر نمیخورد و ما به غلط خیال میکردیم تنها برای انتقال ما به یک شناور بزرگتر مورد استفاده قرار میگیرد. اندونزیاییها ما را در کنار هم چپاندند و پوششی روی سفر مسافران کشیدند؛ وضعیت به گونهای بود که نفس کشیدن هم سخت بود.
مقصد ما جایی در قلمرو استرالیا و به فاصله بیش از سیصد کیلومتر به نام جزیره کریسمس بود. اگر هوا خوب باشد و قایق هم به مشکلی نخورد، این مسیر در بیش از سه روز طی خواهد شد. در دهه اخیر، هزاران تن در این مسیر غرق شدهاند. بارها پناهجویان در این مسیر روزها روی آب میمانند و والدینی بودهاند که غرق شدن فرزندان خود را دیدهاند و فرزندانی که والدین آنها جلوی چشمشان غرق شدهاند.
گزارشگر نیویورکتایمز میگوید اولین بار در افغانستان از این روش مهاجرت آگاه شده است. وی یادآوری میکند که سال گذشته نزدیک ۳۷هزار افغانستانی تقاضای پناهندگی داشتهاند. آنهایی که میتوانند برای کسب مدارک لازم برای مهاجرت به اروپا ۲۴ و برای کانادا 40 هزار دلار میپردازند. دیگران راههای قاچاق را امتحان میکنند.
مسیر استرالیا اولین بار در زمان حکومت طالبان مورد توجه هزارهایی قرار گرفت که مورد ظلم و جنایت طالبان قرار گرفتند. هر چند بعدها تعدادی از آنها بازگشتند، افراطیگریهای سالهای اخیر باز هم مسیر را برعکس کرده است. در سالهای اخیر، دولت استرالیا راههای گوناگونی برای مقابله با مهاجرت با قایق امتحان کرده و از جولای سال جاری، کوین راد نخست وزیر استرالیا اعلام کرده که این دست از پناهجویان از این پس به پاپوا گینه نو فرستاده خواهند شد.
گزارشگر سپس سیستم مالی افغانستان و چگونگی پرداخت هزینه قاچاق و افراد دخیل در آن را توصیف میکند تا به اندونزی برسد.
وی در اندونزی، وضعیت پناهجویان در روزهای گاه طولانی اقامت در جاکارتا را مرور میکند و اینکه هر روز قاچاقچیان به آنها وعده سفر در فردا را میدهند و آنها در وضعیتی که از برنامه خود حتی در ساعت بعد هم خبر ندارند، باید دائما در اتاقی کوچک بخوابند و خود را از دید اندونزیاییها و پلیس دور نگاه دارند.
گزارشگر وضعیت یک مرد ایرانی و پسر هشت ساله و دختر شش سالهاش را مرور میکند که برنامه دارند به استرالیا بروند تا بعدا مادر خانواده هم به استرالیا بیاید. تنها همین خانواده در بین پناهجویان است که فرزندان آنها هم به جاکارتا آورده شدهاند.
پناهجویان نمیخواهند تصمیم دولت استرالیا برای فرستادن آنها به پاپوا یا نائورو را باور کنند زیرا گمان میکنند شایعهای برای انصراف آنهاست.
گزارش سپس به وضعیت وحشتناک پناهجویان در این مسیر میپردازد و با مرور روشهای بسیار نامناسب نیازهای پناهجویان و از جمله قضای حاجت به شرایطی میپردازد که پناهجویان وارد آبهای استرالیا میشوند. در اینجا آنها برای اینکه دولت آنها نتواند آنها را اخراج کند، پاسپورتهای خود را از بین میبرند و با گارد ساحلی استرالیا تماس تلفنی برقرار میکنند. گارد ساحلی به سوی آنها میآید.
گزارش سپس وضعیت پناهجویان را در دست مأموران اجرای قانون استرالیا توصیف میکند و از جمله اینکه احتمالا به دلیل تسلط دولت استرالیا بر دولتهای پاپوا گینه نو و جمهوری نائورو، آنها به این کشورها فرستاده خواهند شد.
به گزارش «تابناک»، لوک موگلسون در گزارشی مفصل برای نیویورک تایمز به وضعیت این پناهجویان پرداخته که خلاصهوار در آن آمده است:
فاصله دو ساعت و نیم جاکارتا تا ساحل جنوبی جاوه در حالت عادی، برای پناهجویانی که در کف کامیون این راه را میپیمودند، طولانیتر است. ماه سپتامبر در یکی از همین کامیونها با زوجی ایرانی همراه شدم که کمتر از سی سال داشتند. زن هفت ماهه باردار و روی صورت شوهرش، جای یک زخم بود. آنها دو ماه پیش به جاکارتا آمده بودند و این چهارمین تلاش آنها برای رفتن به استرالیاست. دو بار پیش از اینکه بتوانند سوار قایقی شوند که به سوی استرالیا میرفته، به دست پلیس دستگیر شده و با دادن رشوه آزاد شدهاند. بار دیگر قایق آنها بلافاصله بعد از حرکت غرق شده، ولی این بار مطمئن هستند که موفق خواهند شد.
کامیون پس از طی مسیری زیر بارانهای شدید اندونزی در ساعت سه بامداد ترمز میکند و مسافران آن و کامیونی دیگر خود را در جنگلی انبوه میبینند. ۵۷ پناهجو در میان فریادهای چند اندونزیایی و پس از طی مسیری سرپایینی خود را به ساحل میرسانند.
دو قایق موتوری در میان دریا بودند و هر بار دو نفر بار خود را روی سرشان میگرفتند و در حالی که آب تا کمر آنها را میگرفت، خود را به قایقها رسانده و به سختی سوار میشدند.
ما بعدا به یک قایق ماهیگیری چوبی منتقل شدیم که حدودا 10 متر (سی فوت) طول داشت. وضعیت آن به روشنی نشان میداد که به درد حمل مسافر نمیخورد و ما به غلط خیال میکردیم تنها برای انتقال ما به یک شناور بزرگتر مورد استفاده قرار میگیرد. اندونزیاییها ما را در کنار هم چپاندند و پوششی روی سفر مسافران کشیدند؛ وضعیت به گونهای بود که نفس کشیدن هم سخت بود.
مقصد ما جایی در قلمرو استرالیا و به فاصله بیش از سیصد کیلومتر به نام جزیره کریسمس بود. اگر هوا خوب باشد و قایق هم به مشکلی نخورد، این مسیر در بیش از سه روز طی خواهد شد. در دهه اخیر، هزاران تن در این مسیر غرق شدهاند. بارها پناهجویان در این مسیر روزها روی آب میمانند و والدینی بودهاند که غرق شدن فرزندان خود را دیدهاند و فرزندانی که والدین آنها جلوی چشمشان غرق شدهاند.
گزارشگر نیویورکتایمز میگوید اولین بار در افغانستان از این روش مهاجرت آگاه شده است. وی یادآوری میکند که سال گذشته نزدیک ۳۷هزار افغانستانی تقاضای پناهندگی داشتهاند. آنهایی که میتوانند برای کسب مدارک لازم برای مهاجرت به اروپا ۲۴ و برای کانادا 40 هزار دلار میپردازند. دیگران راههای قاچاق را امتحان میکنند.
مسیر استرالیا اولین بار در زمان حکومت طالبان مورد توجه هزارهایی قرار گرفت که مورد ظلم و جنایت طالبان قرار گرفتند. هر چند بعدها تعدادی از آنها بازگشتند، افراطیگریهای سالهای اخیر باز هم مسیر را برعکس کرده است. در سالهای اخیر، دولت استرالیا راههای گوناگونی برای مقابله با مهاجرت با قایق امتحان کرده و از جولای سال جاری، کوین راد نخست وزیر استرالیا اعلام کرده که این دست از پناهجویان از این پس به پاپوا گینه نو فرستاده خواهند شد.
گزارشگر سپس سیستم مالی افغانستان و چگونگی پرداخت هزینه قاچاق و افراد دخیل در آن را توصیف میکند تا به اندونزی برسد.
وی در اندونزی، وضعیت پناهجویان در روزهای گاه طولانی اقامت در جاکارتا را مرور میکند و اینکه هر روز قاچاقچیان به آنها وعده سفر در فردا را میدهند و آنها در وضعیتی که از برنامه خود حتی در ساعت بعد هم خبر ندارند، باید دائما در اتاقی کوچک بخوابند و خود را از دید اندونزیاییها و پلیس دور نگاه دارند.
گزارشگر وضعیت یک مرد ایرانی و پسر هشت ساله و دختر شش سالهاش را مرور میکند که برنامه دارند به استرالیا بروند تا بعدا مادر خانواده هم به استرالیا بیاید. تنها همین خانواده در بین پناهجویان است که فرزندان آنها هم به جاکارتا آورده شدهاند.
پناهجویان نمیخواهند تصمیم دولت استرالیا برای فرستادن آنها به پاپوا یا نائورو را باور کنند زیرا گمان میکنند شایعهای برای انصراف آنهاست.
گزارش سپس به وضعیت وحشتناک پناهجویان در این مسیر میپردازد و با مرور روشهای بسیار نامناسب نیازهای پناهجویان و از جمله قضای حاجت به شرایطی میپردازد که پناهجویان وارد آبهای استرالیا میشوند. در اینجا آنها برای اینکه دولت آنها نتواند آنها را اخراج کند، پاسپورتهای خود را از بین میبرند و با گارد ساحلی استرالیا تماس تلفنی برقرار میکنند. گارد ساحلی به سوی آنها میآید.
گزارش سپس وضعیت پناهجویان را در دست مأموران اجرای قانون استرالیا توصیف میکند و از جمله اینکه احتمالا به دلیل تسلط دولت استرالیا بر دولتهای پاپوا گینه نو و جمهوری نائورو، آنها به این کشورها فرستاده خواهند شد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۳۰
انتشار یافته: ۳۶
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۶:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
یعنی موقثیت الانشون بهتره!
خوب اگه بهتر ماهم دلسوزی نداریم براشون کنیم!
ناشناس
| ۱۶:۵۸ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
لیلا از آلمان
| ۱۷:۴۰ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
رضا از انگلیس
| ۱۸:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
باید قبول کنیم که فقر فرهنگی به همون اندازه فقر اقتصادی و بلکه بیشتر عذاب آوره.
ناشناس
| ۱۸:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
امیر
| ۱۹:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
عجیب خوب و صحیح توضیح دادی.
دقیقا همین طور است.
یه نصیحت هم من بگم برا یاونهایی که میخوان برن خارج از ایران :
باید یکی از این دو حالت رو داشته باشید
1- هیچ چیزی برا یاز دست دادن نداشته باشی ، مادر /پدر /فرزند / همسر / کار / درس / زندگی / آبرو .... هیچی! اگه هیچی نداری و برات نمونده میتونی به خروج از کشور فکر کنی.
2- به حدی پول و سرمایه داشته باشی که تو کشور خارجی بدون کار ، طولانی مدت بتونی زندگی کنی ، خونه و ماشین بخری و مستمری داشتی باشی. در این وضعیت هم میتونی فکر خروج از کشور رو داشته باشی.
در سایر موارد 100% متضرر خواهی شد.
البته تحصیل و یا درخواست کار داشتن قضیه اش فرق می کنه. من منظورم به اصطلاح Move کردن است.
ناشناس
| ۲۰:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
من دانشجوی دانشگاه دویزبورگ-اسن توی شهر اسن (نزدیک دوسلدورف)هستم که الان دوسال هست تو آلمان هستم.در تایید نوشته های لیلا خانم محترم ، باید بگم بخدا هرچی گفتن درسته. اینجا بهشت نیست،به خدا بهشت نیست.ماکه قانونی و با ویزای تحصیلی و دانشجویی اومدیم و با اینکه دولت آلمان برای دانشجو ارزش قائله و اون رو از پناهنده و...جدا میکنه باز هم اینجا یه غریبه ، سربار و خارجی محسوب میشیم، حالا چه برسه پناهده بیاییم تو این کشورها. بخدا ایران اونقدرها هم که میگن بد نیست. یه بلایی سر اقتصاد و اشتغال بیاد بهترین جا برای زندگی هست.فقط میتونم بگم تا نیایین اینجا یه مدت نباشین درک نمی کنید من و امثال من چی میگیم
گلاره
| ۲۱:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
واقعا قربون دهنت. منم الان 4 ساله کانادام. همونطوری که ایشون هم گفتن اینجا نظم هست احترام هست چشم و هم چشمی نیست البته بین کانادایی ها و وقتی وارد جمع ایرانی ها میشی کلا مثل اینکه وارد ایران شدی دوباره همون رفتارها و قضاوت و چشم و هم چشمیهایی که تو ایران هست رو با تمام وجودت میبینی. من هم مثل ایشون قبول دارم که مشکلات مالی و اقتصادی هست ولی باید اعتراف کنم که غربت هم بد دردیه. شاید اینجا اوضاع مالیت خوب باشه ولی دوری از عزیزترینهات چیزی هست که به راحتی جبران نمیشه
پاسخ ها
ناشتا
| ۱۸:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۷:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
چه چاره ای میتونن داشته باشند.
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۸:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۹/۰۴
در بحث رضایت و نارضایتی هم بایست گفت یک بخش از این مسأله ذهنی است که این هم قابل مدیریت است و اینجا مجال توضیح آن نیست. (مثلاً دیدی قدیمی ها می گن خوش بودیم در عین این که می گن چیزی نداشتیم). دولت ها بایستی نیازهای مردم (یکی از جنبه های ذهنی مسأله رضایت یا نارضایتی) را مدیریت کنند نه این که به خاطر انتخابات به نیازهای کاذب و حتی غیر معقول مردم دامن بزنند.
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...





