گره خوردن سرنوشت نشست ژنو۲ به حضور ایران
بحران سوریه در حالی وارد شش ماهه ششم خود میشود که یک سال پس از برگزاری نشست ژنو۱ جهت پایان دادن به بحران جاری در این کشور در قالب رویکردی سیاسی، چشمها همچنان منتظر نشست ژنو۲ است که خود شش ماهی است به دلایل فراوان به تاخیر افتاده است.
هر چند گفته میشود که قرار است این نشست در روزهای سوم و چهارم آذر ماه جاری برگزار شود و اخضر ابراهیمی فرستاده سازمان ملل در مسأله سوریه سفرهای بینالمللی و منطقهای خود را به منظور آگاه شدن از دیدگاه همه طرفهای ذینفع و تجمیع آرای آنها جهت مشارکت در این نشست شروع کرده است، آنچه از شواهد و قرائن برمیآید، این نشست در زمان وعده داده شده برگزار نخواهد شد و با اندکی تأخیر به احتمال زیاد به ماه ژانویه سال ۲۰۱۴ موکول خواهد شد که این خود نیز دلایل متعددی دارد.
در این میان مسأله مشارکت یا عدم مشارکت ایران در این نشست خود موضوعی چالشی تبدیل شده است. جمهوری اسلامی ایران به واسطه جایگاه منطقهای خود، رهبری و هدایت محور مقاومت و همچنین میزان نفوذ و حضور در سوریه، در خط نخست حمایت از ملت، دولت و ارتش سوریه جهت مقابله با گروههای تکفیری و تروریستهای بیوطن بینالمللی قرار داشته و دارد، این مسأله نه بر کسی پوشیده است و نه کسی تلاش میکند منکر آن است. با توجه به این دورنما، مشارکت ایران در نشست ژنو۲ اهمیت قابل ملاحظهای مییابد.
بدون شک اعتمادی که ساختار حکومتی سوریه به ایران دارد، حتی از روسیه نیز بیشتر است. جمهوری اسلامی ایران در یک راهبرد مشخص و در چهارچوب منافع ملی و ایدئولوژی دینی خود اقدام به حمایت از حکومت سوریه کرد و به دور از هر تعصبی توانست از این آزمون پیروز بیرون بیاید، این اعتماد دمشق به تهران در برهههای مختلف خود را نشان داده است و سران سوری دریافتهاند آنچه تهران در رابطه با سوریه انجام میدهد در راستای منافع دو کشور است؛ در این رابطه همان گونه که ولید المعلم وزیر امورخارجه سوریه در اواخر ماه اوت گذشته گفت، هماهنگیها به صورت روزانه میان تهران – دمشق صورت میگیرد.
با توجه به این موارد حضور و یا عدم حضور ایران در نشست ژنو۲ پیامدهای گوناگونی دارد. تأکید اخضر ابراهیمی فرستاده سازمان ملل به سوریه بر مشارکت ایران در نشست ژنو۲ با توجه به ورود او به مسأله سوریه و آشنایی با عمق حضور ایران در این کشور شاید یک بعد این ماجرا باشد، اما باید توجه داشت که موفقیت این نشست نیز به حضور و یا عدم حضور ایران بستگی دارد.
به عبارت دیگر، با توجه به وجود طرحهایی که قرار است برای آینده سوریه در این نشست به تصویب برسد، این طرحها نیاز به یک ضمانت اجرایی دارد. از آنجا که طرحهایی مانند تشکیل برکناری بشار اسد از قدرت و عدم مشارکت وی در انتخابات آینده ریاست جمهوری در شرایطی که ارتش سوریه دست برتر را در برابر گروههای مسلح تروریستی دارد، جایگاهی ندارد اما طرحهایی مانند آتش بس کلی و یا جزئی در برخی مناطق، عفو برخی زندانیان سیاسی که دستشان به خون مردم آلوده نشده است، لغو محاصره برخی شهرها و محلاتی که در آن گروههای مسلح تروریستی لانه کردهاند و در نهایت طرح مهمی مانند تشکیل دولت انتقالی مطرح خواهد شد، نظام حاکم بر سوریه با توجه به موقعیت نظامی و امنیتی خود به سختی حاضر به پیگیری و پذیرش آن خواهد شد، بنابراین باید ضمانتهایی وجود داشته باشد که دمشق را راضی به تن دادن به چنین تصمیماتی کند.
هر چند از جزئیات سفر ابراهیمی به تهران اخبار زیادی منتشر نشده است، اما با تکیه به برخی شواهد، او حامل طرح «آتشبس کامل» و یا «محدود» در برخی مناطق به عنوان «حسن نیت» بود که اجرایی کردن آن با توجه به موارد برشمرده شده در بالا، تنها از عهده ایران بر میآید و هیچ کشور دیگری ـ حتی روسها ـ حاضر به انجام چنین کاری نیستند. وی همچنین تاکید زیادی بر تشکیل «دولت انتقالی»، «ترکیت این دولت»، «برگزاری انتخابات ریاست جمهوری» و همچنین «نحوه نظارت بر انتخابات» در سفر به تهران داشته است.
مخالفتها با حضور ایران در نشست ژنو۲ بیشتر از طرف کشورهای حامی گروههای تروریستی فعال در سوریه مانند عربستان، قطر، فرانسه و تا اندازهای ترکیه صورت میگیرد. این کشورها حضور ایران در این نشست را ضامن موفقیت آن و عدم حضور تهران را باعث شکست آن ارزیابی میکنند و آنچه که در رسانهها به عنوان منزوی کردن ایران در مسأله سوریه مطرح میشود در واقع برای انحراف افکار عمومی است، چرا که در شرایط فعلی آنچه برای مسکو و واشنگتن اهمیت دارد، برگزاری موفق این نشست است و کشورهای برشمرده شده در بالا نیز اقدامی در برابر این اراده نمیتوانند صورت دهند، جز آنکه امیدوار باشند با عدم مشارکت تهران، نشست به شکست کشانده شود.
آمریکا، انگلیس و آلمان با توجه به توان اقناعی ایران در سوریه ـ در خلع سلاح شیمیایی این کشور ـ خواستار حضور ایران در نشست ژنو۲ شدهاند و روسها نیز بر این باورند برخی مسائل را فقط تهران میتواند به دمشق بقبولاند. بنابراین باید گفت آنچه در مورد نشست ژنو۲ و حضور و یا عدم حضور ایران مطرح میشود، به موفقیت و یا عدم موفقیت آن بستگی دارد و مقامات ایرانی نیز با آگاهی کامل از این مسأله ، چندان اصراری برای حضور در این نشست ندارند، رویکرد مناسبی که باید پی گرفته شود.
در تهران صدایی که بیش از همه شنیده میشود، در دو نکته اصلی خلاصه میشود:
۱ ـ دعوت رسمی از طرف دبیرکل سازمان ملل برای حضور در این نشست
۲ ـ نبود پیش شرط برای حضور ایران در نشست ژنو۲
در تهران گفته میشود که موضع ما در صورت عدم مشارکت در این نشست، قویتر خواهد بود، اما اگر با تأکید به دو مسأله بالا دعوت شدیم، با نگاهی مثبت راهی ژنو خواهیم شد.
در مجموع میتوان گفت افق دیدی که ایران نسبت به سوریه دارد با دیگر کشورها کاملاً متفاوت است، علاوه بر سران حکومتی، بسیاری از سران عشایر، ریش سفیدان، علمای دین و حتی مخالفان سوری ارتباط نزدیکی با ایران دارند، کما اینکه دو متحد راهبردی ایران یعنی حزبالله لبنان و عراق در سوی مرزهای سوریه میتوانند در هر تصمیمی برای آینده این کشور به ایفای نقش بپردازند و از اینرو باید گفت در صورت عدم مشارکت تهران در نشست ژنو۲ نه آتشبسی در کار خواهد بود و نه دوره انتقالی و این مسأله ای است که اخضر ابراهیمی با آن انگلیسیها و آمریکایی را توجیه کرد اما به نظر نمیرسد در ریاض عقلی برای پذیرش چنین استدلالی وجود داشته باشد.


