صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نگاه شما: تجربه یک کلاس‌اولی از کلاس سوم!

کد خبر: ۳۴۷۸۵۸
| |
21607 بازدید
|

سعید دادخواه از اصفهان در مطلبی که برای «نگاه شما» فرستاده، نوشت:

مطلب خاطره‌ای است که از اولین روز مدرسه رفتن پسر برادرم امیر علی دادخواه!

امیر علی روز 31 شهریور برای اولین روز به مدرسه میره و خب چون سه تا صف کلاس اول بوده، امیرعلی باید میرفته توی صف سوم.

فردای اون روز یعنی یک مهر بازم امیر علی میره به صف سوم غافل از اینکه این صف کلاس سوم بوده و تمام کلاس اولی‌ها توی صف اول بودند.

امیر علی به کلاس سوم میره و چون هیشکی رو نمیشناخته میره آخر کلاس میشینه! وقتی معلمشون میاد میبینه که خیلی کوچیکه و میارتش ردیف جلو!

زنگ اول فارسی بوده. معلم چند کلمه ای روی تخته مینویسه و ازشون میخواد که این کلمات رو توی دفترشون بنویسند. امیر علی تمام تلاشش رو میکنه که این تکلیف طاقت فرسا رو انجام بده. تصاویر زیر از این تلاش میگه :)

زنگ بعد هم زنگ ریاضی بوده و از امیر علی و بقیه بچه ها خواسته میشه یه سری جمع سه رقمی و یه سری تقسیم انجام بدند و بازهم امیر علی سعی میکنه چیزی که روی تخته هست رو کپی کنه!

جالب اینجاست که معلم زیر برگه اش امضا کرده که عزیزم شما یکم ضعیف هستی! :)
ولی بعدا مدیر مدرسه متوجه این اشتباه میشه و مسئولین رسیدگی میکنن :))

نگاه شما: تجربه یک کلاس‌اولی از کلاس سوم

نگاه شما: تجربه یک کلاس‌اولی از کلاس سوم
 * برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.

 
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۴۷
انتشار یافته: ۳۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
خیلی باحال بود!
پاسخ ها
حسين
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۴۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
سلام خيلي قشنگ بود. منم يه خاطره از بچه خودم دارم كه به نظرم جالب مياد. پسرم براي روز اول مدرسه كه رفته بود بايد ظهر با سرويس مدرسه ميامد خانه ولي خبري ازش نشد خانمم زنگ زد كه ساعت 12:30 استولي بچه نيامده است. من نگران رفتم مدرسه كه دوشيفيت بود مدير هم بود وقتي گفتم پسرم نرسيده رنگ از رخسارش پريد و گفت كه بچه ها نوبت صبح ساعت 11:30 تعطيل شده و با سرويس رفته اند. زنگ به سرويس زد و راننده گفت همچين شاگردي را سوار نكرده. همه كادر مدرسه و من دچار نگراني شديد شديم تو همين اثناء معلم يكي از كلاسهاي اول اومد بيرون و گفت كه يه دانش آموز دارم كه به من ميگه از صبح تا حالا تو كلاس بودم و خيلي خسته شدم. ما همه با هم رفتيم تو كلا س ديدم بعله پسر ما به عادت مهد كودك كه معمولا تا ساعت 4 يا 5 عصر كه تو مهدكودك بوده فكر كرده كه اينجا هم بايد بماند تا ما بيايم دنبالش.
الهام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
عزیزم... چه تلاشی هم کرده که خوب بنویسه!
دوست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
آخی!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
الهي!!!!! قربونت برم پسرم! اميدوارم زير سايه خداوند موفق و سربلند باشي هم براي خانوادت هم براي كشورت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
ای جانم........
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
طفلکی بچه!! چقدر احساس کرده درس خوندن سخته!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۰ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
بسیار جالب بود!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
ای جانمممممممممم......یعنی من مردم برات
کوثر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
چقدر جالب بوده
حالا واقعا یه خاطره زیبا و به یاد ماندنیه در صورتیکه شاید اون لحظه خیلی هم غصه خورده که چرا آمده مدرسه!!!!
پاسخ ها
علی
| Iran, Islamic Republic of |
۱۴:۴۸ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
ای جان ! منو یاد بچگی خودم انداختی ... دقیقا من روز اول مدرسه از ترس ناظم مدرسه (آقای حقیقی ) که خدا حفظش کنه رفتم تو اولین صفی که گیرم اومد ! بعدا فهمیدم صف کلاس چهارم بوده. خیلی احساس خنگ بودن کردم تو اون یک ساعت ! اما الان مشغول تحصیل در مقطع دکتری شیمی هستم . یاد کنم از معلم خوب کلاس اول خودم یعنی خانم نخجوانی در مدرسه شهید جعفری نارمک.
یادش بخیر
|
Romania
|
۱۲:۲۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۷
با یه حاضر غایب کوچولو همه چی حل میشد.
امیر علییییییی؟؟؟؟..... غایب.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟