صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ربوده‌شدن دو مهندس ایرانی بیست‌ماهه شد

کد خبر: ۳۴۴۰۲۰
| |
6617 بازدید

بیست ماه گذشت... از اسارتی بی‌دلیل! احتمالا کسی بیشتر از خانواده مهندسان ربوده شده در آشفته بازار سوریه، نمی‌داند که وقتی رنج دوری با انتظار بازگشت همسر و فرزند اسیر به هم درآمیزد چه طعمی دارد...

روزهای جنگ امید بود؛ امید به دفاع از خاک میهن، امید به زنده بودن رزمندگان و خوشحالی خانواده‌ها برای زنده بودن فرزند هرچند در اسارت لشگر بیگانه، اما این اتفاق در دوستانه‌ترین روزها رخ داد؛ هفت مهندس ایرانی که در سوریه نیروگاه می‌ساختند به دست معارضان ربوده شدند.

به گزارش ایسنا، این بار پای دفاع از کشور در بین نبود، واژه "قربانی" شاید بهترین کلمه برای تشریح وضعیت ربوده‌شدگان ایرانی باشد. سیاستمداران کشور در پی ربوده شدن هفت مهندس ایرانی شب و روز تلاش کردند تا این‌که توانستند پنج‌نفر از ربوده‌شدگان را به کشور بازگردانند اما دونفر، که قلب‌های خانواده‌های خود را نیز با خود در جنگ داخلی سوریه به ناکجا بردند، در اسارت ماندند.

درمورد سیاست داخلی کشور دوست و همسایه که فرزندان ایران را درخود غرق کرد قضاوت نمی‌کنیم اما بسیار حرف در دل‌ها باقی است. حرف‌های بسیاری اذهان را به فکر فرو می‌برد از جمله این‌که کسانی که از سیاست داخلی خود ناراضی هستند چگونه می‌توانند سخن از حق بگویند وقتی که نورآوران بی‌گناه خانه‌های خود را در خاک میزبان می‌ربایند و مفقود می‌کنند.

ایران در عرصه برق و نیروگاه‌سازی پله پله رشد کرد و شاید با سرعت رشدی که داشت بتوان گفت که ره صدساله را یک شبه رفت اما با تمام پروتکل‌های امنیتی، خروج از محدوده نیروگاه دو مهندس ایرانی را به کام جنگ داخلی تلخ سوریه برد.

پس از ربوده شدن هفت مهندس شرکت مپنا در سوریه، 42 نفر از زائران ایرانی، هنگام زیارت اسیر شدند و سپس با تلاش دولت، آزاد شدند. خبر آزادی 42 زائر و همچنین آزادی پنج مهندس مپنا خانواده‌های بسیاری را خوشحال کرد اما متاسفانه اخبار دو نفر مهندس و تکنیسین ایرانی که همچنان اسیر بودند به حاشیه رانده شد.

سه خانواده وابسته به این دو نفر مهندس و تکنیسین در بند، بیش از بیست‌ماه است که در چشم‌انتظاری، امید و ناامیدی و زیر کوله‌باری از وعده‌های پیگیری به سر می‌برند.

خانواده دو ایرانی ربوده شده بارها و بارها فریاد زدند که پسرانمان بی‌گناه هستند. بی‌گناه هستند و چیزی از سیاست نمی‌دانند. برای پدرها و مادرها سخت است که درک کنند چرا دو میهمان که صرفا دانششان در حوزه نیروگاه و برق است باید ربوده شوند.

روزها می‌گذرد و با ضعیف‌تر شدن خانواده‌های درمانده زیر فشار بار غصه دوری وعذاب‌کشیدن فرزند، آتش جنگ سوریه شعله‌ورتر می‌شود. با پاشیده شدن گروه‌ها و تشکیل گروه‌های کوچک‌تر معارضین، پیگیری وضعیت ربوده‌شدگان نیز سختی بیشتر به خود می‌گیرد.

دولت ایران بارها با دولت سوریه مذاکره داشته و این موضوع را پیگیری کرده است اما ... راه کشور همسایه بن‌بست است. گویی معارضان سوریه رحمی در دل ندارند که از غیر سیاسیون بگذرند.

کسی نیست که از وضعیت مردم سوریه خبر نداشته باشد و آمار رو به افزایش پناهندگان سوری را در کشورهای حتی غیرمرفه و نیازمندی چون عراق که خود درگیر نا‌آرامی است نشنود، گویی که احساس در آن سرزمین رخت بربسته و آدمی‌زاد به هیچ رحم نمی‌کند.

دونفربازمانده اسیر در شرایطی بازنگشتند که به‌گفته مسوولین شائبه‌های نادرستی که اوایل پیرامون احتمال نظامی بودن یا دخالت این افراد در امور داخلی سوریه مطرح می‌شد، دیگر رنگ باخته بود و مشخص شد که این مهندسان برای توسعه کشور سوریه و برق‌رسانی به مردم آن و کسب روزی حلال پای در سوریه گذاشته‌بودند.

آخرین تصویری که از دو مهندس ایرانی در ذهن مادران و پدران آن‌ها شکل گرفت، صورت گل‌گون‌شده فرزند با تاج اسلحه بود. حال بیشتر می‌توان تصور کرد که چرا مادری تا پای جنون رفت و مادر دیگر با چشمان خیره و اشک عهد بست.

فرزند چهارساله حسن حسنی از روستای قاسم آباد از توابع نیشابور کوچکتر از آن است که بفهمد چرا پدرش را در دوسال گذشته ندیده است و سوریان چقدر دوست و برادر او هستند. دختر حسنی کوچکتر از آن است که بفهمد چرا مزد روشنی بخشی، خون و اسلحه شد.

خانواده مهندسان ایرانی

پژمان بویری از اصفهان عازم سوریه شده بود تا گام به گام با کار و تلاش در عرصه برق، آینده روشن‌تری برای خود رقم بزند اما خبر نداشت اندکی بعد قلب مادر به جنون‌گاه ‌کشیده می‌شود و پدر زیر بار دوری فرزند بیشتر و بیشتر می‌شکند.

مادر و پدر حسنی و بویری 27 و 37 ساله قدم به قدم ایران و وزارت‌خانه‌های مسئول را برای گرفتن خبر از فرزند زیر پا گذاشتند و اگر بشناسند پیش معارضان هم می روند و دست به دامان آنان هم می‌شوند. شرکت مپنا که مسئول نیروگاه‌سازی است نیز شب و روز با دولت ایران و سوریان مذاکره می‌کند اما کلاف معارضان همچنان پیچیده‌تر می‌شود.

و در این کلاف پیچیده چقدر جای فعالان حقوق بشر خالی است؛ همه و همه از برخورد دولت و معارضین سوری سخن می‌گویند اما در این بین حرفی از ربوده‌شدگان غیر سوری در آن کشور نیست.

دغدغه پدران و مادران دیگر خوردن آب و نان فرزند نیست بلکه هر لحظه دست به دامان خدا هستند تا قلب فرزندانشان همچنان بتپد و سلامت باشند. آن‌ها در آشفتگی سوریه چشم انتظار دو قلب تپنده هستند که نه برای سیاست بلکه برای روشن‌کردن خانه‌های معارضین و غیر معارضین پا به کشور زیارتی سوریه گذاشته بودند.

خانواده مهندسان ایرانی

با متلاشی شدن گروه الفاروق در میان گروه های دیگر معارض در سوریه، سر نخ موجود نیز گم شده است اما به گفته بهنام حقیقی مدیر ارتباطات و بازار گروه مپنا وزارت امور خارجه همچنان در حال پیگیری وضعیت دو مهندس ایرانی است هر چند که هنوز خبر جدیدی در دست نیست.

با گذشت روزها از حجم وعده‌های یافتن ایرانیان نیز کاسته می‌شود اما امید سخت جان‌ترین حس حیات است و همچنان باقی است؛ باقی است تا کودک چهارساله و مادر پریشان، پدر و پسر خود را ببینند.

دولت جدید ایران هرچند نوپا اما با شعار تدبیر و امید آمده است بنابراین چشمان زیادی را به خود جلب کرده تا امید خانواده های منتظر حسن حسنی و پژمان بویری به پایان خوش و تازه‌شدن دیدارها در سلامت بیانجامد.

به گزارش ایسنا در روز 29 آذرماه سال 1390هفت مهندس و تکنیسین برق ایرانی در شهر حمص کشور سوریه هنگام رفتن از مسیر محل اقامت استیجاری خود به سمت نیروگاه در دست احداث جندر واقع در استان حمص به همراه 2 نفر پرسنل سوری در روزهای سه شنبه 29 و چهارشنبه 30 آذرماه برابر با 20 و 21 دسامبر 2011 توسط افراد ناشناس ربوده و به محل نامعلومی منتقل شدند.

پس از ربوده شدن هفت مهندس ایرانی، بیانیه‌ای توسط یک گروه موسوم به "مقابله با توسعه شیعه در سوریه" در روزنامه المستقبل چاپ بیروت منتشر شد که در آن مسئولیت گروگان‌گیری گروه هفت نفره مهندسان و تکنسینهای ایرانی بر عهده ‌گرفته شد اما پس از انتشار عکسی در یک مجله فرانسوی زبان، بنا بر گفته وب‌سایتهای عرب در آن "ستوان عبدالرزاق طلاس" از نظامیان سابق جدا شده از ارتش سوریه با لباس نظامی به وضوح دیده می‌شود درحالی که در کنار چهار نفر از گروه هفت نفره ایرانی، پاسپورت یکی از ربوده‌شدگان در کنار صورت او گرفته شده بود بنابراین گفته می‌شود که مهندسان ایرانی توسط گردان فاروق وابسته به ارتش آزاد سوریه ربوده شدند.

این اتفاق درحالی رخ داد که از چهارسال قبل‌تر گروه مپنا، کار توسعه نیروگاه‌های سوریه راشروع کرد‌ و کار احداث نیروگاه سیکل ترکیبی جندر بیش از 70 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.

به گفته مرتضی گنجی زاده مدیر وقت دفتر شرکت مپنا در سوریه مپنا به عنوان یکی از شرکت‌های معتبر و شناخته شده خصوصی ایرانی در لیست پیمانکاران ثبت شده در سازمان ملل متحد قرار دارد و پرسنل اعزامی آن علاوه بر احداث نیروگاه جندر، پیش‌تر نیروگاه سیکل ترکیبی484 مگاواتی تشرین را نیز در سوریه احداث کرده و تحویل داده‌بودند.

قرارداد احداث نیروگاه 484 مگاواتی جندر سوریه در سال 2009 میلادی میان مدیر عامل وقت گروه مپنا و وزیر وقت برق سوریه در دمشق به امضا رسید و هر یک از کارشناسان مذکور بیش از 4 سال است که در این کشور مشغول به کار می‌باشند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟