آفریقا... نه آن گونه که شما میشناسید! ـ ۵
اگر جوان هستید و میخواهید رویهای در زندگی برگزینید، یا همواره برخی چیزها را در دوران زندگی خود ملاک عمل قرار دهید، به این پرسش اساسی بیندیشید که آیا در برخورد با موضوعات گوناگون نگاه میکنید و میگذرید یا اندکی تأمل کرده، بر سر آن ایستادگی میکنید؟
در آنچه موضوع سخن ماست، یعنی قاره پهناور و شگفت آفریقا، باید نگاه شما، نگاهی آکنده از توجه و تأمل باشد، تا بتوانید کشف کنید. همچنین باید دهها پرسش اساسی داشته باشید تا به پاسخهای درخور و ارزشمند دست یابید.
یکی از آن نگاههای ویژه، نگاه به فرهنگ کار و کوشش و همچنین غنیسازی اوقات فراغت است. مسلم است که کار و تلاش، همواره پیرو اقتضائات و شرایط جوامع و اوقات فراغت، زاده نیاز انسان است. کار در همه فرهنگها، جوهره انسان و دارای شرافت و اهمیت و بیکاری سرآغاز بدبختی و فلاکت است و البته این امر چنان بدیهی و پذیرفته است که یکی از دانشمندان غربی در بیانی ـ که مورد اقبال مردم قرار گرفته ـ میگوید: اگر به آسودگی و رفاه خویش علاقه داری و به سلامت فکر و بدن خویش میاندیشی و میخواهی از بار غم و اندوه خود بکاهی، به یک دستور کوچک رفتار کن: هیچ گاه تنها و بیکار منشین!
سبک زندگی آفریقایی سبک ویژهای است. پرکاری و تمرکز بر کار بخش جداناشدنی زندگی مردمان آفریقاست، به گونهای که بر این باورند که یک تن نمیتواند همزمان در دو قایق پارو بزند. آنان با وجود این، همه زندگی را در کار و تلاش خلاصه نمیکنند. یک ضربالمثل آفریقایی میگوید: کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند. پیرمردهای سیاه چرده این قاره شگفت وقتی کسی را میبینند که دست از راحت و رفاه خویش شسته، به سختی کار میکند، با لبخند به او میگویند، کار کردن خوب است، اما زندگی کردن را فراموش نکن!
کشاورزی، ماهیگیری، صنایع دستی و کار با چوب و فلز و همچنین مشاغل ساده، بخش عمدهای از فعالیت مردم آفریقا را تشکیل میدهند.
در میان برخی میادین شهر، مجسمههای بسیار سادهای از حیواناتی نظیر کرگدن، زرافه و تمساح... قرار دارند که با فلزات کم بها ساخته شدهاند، تا شما فراموش نکنید در یک کشور آفریقایی هستید.

اغلب مردم ترجیح میدهند از دستفروشها و مغازههای کوچک خرید کنند تا از فروشگاههای بزرگی که محل رفت و آمد توریستها بوده و مالیاتهای سنگینی روی اجناس خود میکشند؛ مالیاتهایی که پرداخت آنها از عهده مردم کوچه و بازار بیرون است.

با وجود این، تقریبا هیچ جایی نیست که زنها پا به پای مردان کار نکنند؛ از دستفروشی و عرضه بنزین در پمپ بنزینها گرفته تا سر چهار راه و گذرگاهها در لباس مأمور راهنمایی و رانندگی!
اما بیکاری و پیامدهای رنج آور آن نیز معضل بزرگی است که جامعه آفریقا را سخت میفشرد و میآزارد. گوشه و کنار شهر و روستا، جوانان زیادی را میبینید که در کوچهها و خیابانها پلاساند، یا علاف و بیکار میچرخند و وقت میگذرانند و یا دور هم نشستهاند و سرگرم بازی هستند.
گاهی نیز از سطلهای زباله؛ بطریهای پلاستیکی یک بار مصرف را برمیدارند و در گونی بزرگی که اغلب بر پشت دارند، میریزند تا با فروش آنها بتوانند یک وعده غذای بخور و نمیر برای خود دست و پا کنند.

ساختمانی که مجوز ساخت هشت طبقه دارد، اما تا بیست طبقه بالا میرود؛ آپارتمانی که در یک منطقه پرجمعیت ساخته شده، ولی مطلقا فکری برای پارکینگ آن نمیشود و یا شاهکار همه این موارد، ساختمانی که درست در وسط خیابانی بنا میشود و کاملا راه خیابان را بند میآورد... باور میکنید؟
بیهوده نیست که به تعبیر برخی دوستان، در خارطوم پایتخت سودان، کتابی چاپ میشود که نام شگفت آن بیانگر محتوای عجیب آن است: «کل شیئ ممکن فی افریقیا». وقوع هر امری در آفریقا شدنی است!
کاش کار به همین جا پایان مییابد. بیکاری و دوره گردی در برخی بخشها، زندگی و رمق را از جامعه آفریقایی ربوده، باعث رونق شراب خواری و شرب خمر در میان جوانان و نوجوانان شده است. شراب خواری به رغم آنکه در اسلام حرام است ، در آفریقا منع قانونی ندارد.
اجازه دهید به مناسبت نکتهای را در اینجا مطرح کنم. اینکه چرا اسلام نوشیدن شراب را ممنوع کرده، خود بحث گستردهای است که در این مختصر مجال طرح آن نیست. من از میان همه گفتنیها، تنها به بیان یک خاطره بسنده میکنم و قضاوت را به خوانندگان فرهیختهام میسپارم.
در زمان آیت الله بروجردی گروهی از دانشمندان اروپایی به قم آمدند و با ایشان دیدار کردند. در این دیدار که عدهای از علما و روحانیون نیز بودند، یکی از میهمانان اروپایی پرسید: چرا اسلام شراب را ممنوع کرده است؟ علما نگاهی به هم افکنده، فکر کردند آیت الله بروجردی با چه منطقی میخواهند پاسخ این دانشمند مسیحی را بدهند؟
وقتی این مرجع بزرگ عالم تشیع لب به سخن گشوده، به این پرسش پاسخ گفتند، تعبیر برخی علما این بود که گویا روح القدس این جملات شگفت را در دهان ایشان گذاشته است:
وجه امتیاز انسان و حیوان عقل است. شراب عقل را از بین میبرد و انسان را در حد حیوان پایین میآورد. اسلام نمیپسندد انسان، موجودی که جانشین بحق خداوند روی زمین است، تا چنین حدی تنزل کند.
شما تنها همین منطق را در نظر بگیرید، کافی است که انسانها جدای از اینکه به چه دین و مذهبی تعلق دارند، دست از شراب بردارند و از این نوشیدنی خبیث دوری گزینند.
اما در تانزانیا ـ تحت تأثیر رسانههای غربی ـ تبلیغات مفصلی برای مشروبات الکلی به چشم میخورد؛ بیلبوردهای بزرگی که بیشتر دختران و پسرانی را در معرض دید قرار میدهند که در حال نوشیدن شراب هستند. آلاچیقهای مخصوصی هم در گوشه و کنار شهر، در هر کوی و برزن وجود دارد که پاتوق جوانانی هستند که به نوشیدن الکل مشغولند. البته بد مستی و عربده کشی در همه جای دنیا جرم و خطاست و مجازات دارد.

در تانزانیا نیز قبلا خدمت سربازی وجود داشته و مدت آن هجده ماه بوده است، اما بعدها به علت مشکلات اقتصادی و عدم تمکن مالی دولت در تأمین هزینه سربازان خدمت نظام ملغی شده است.
همین امر باعث شده جوانان در عنفوان جوانی به هر کاری دست بزنند تا قوت لایموتی فراهم آورده، از رنج و فقر خود و خانواده خود اندکی بکاهند. یکی از این کارها روی آوردن جوانان به بخش حمل و نقل شهری است.
اگر برای گشت و گذاری در شهر پرداخت هزینه گزاف تاکسی برای توریست یا مسافری مقدور نباشد، همواره عدهای هستند که او را با موتور سه چرخههایی که پرستیژ تاکسی را ندارند، اما باهزینه کمتری کار وی را راه میاندازند، جابجا کنند. به صرفهتر از آن موتور سیکلتهایی هستند که کلاه کاسکت رایگان در اختیار میگذارند و نرخی ارزانتر از وسایل نقلیه عمومی دارند.
بگذریم؛ اکنون که قدری پیرامون کار و فرهنگ تلاش و کوشش در آفریقا گفتیم، اجازه دهید کمی هم به مقوله اوقات فراغت در این قاره پهناور بپردازیم.
اسلام سالها پیش، قبل از اینکه سایر ملل بدین مضمون بیندیشند و برای آن برنامه ریزی کنند، پیرامون اوقات فراغت پیشنهادهای بسیار اساسی را مطرح کرده است. سخن از لذات زیبا و حلال، تفریحاتی که اگر نباشند زندگی انسان دستخوش روزمرگی و فرسایش میشود، قرنها پیش در آموزههای بنیادین اسلام بیان شده است.
سالها بعد غربیها همین موازین را با متدها و شیوههای جدید ساماندهی کردند و برای جذب جوانان به کلیسا محیطهای جذابی (Hobby) را در کنار کلیسا به وجود آوردند تا علاوه بر تشویق آنان به انجام آداب و رسوم مذهبی ساز و کاری را برای غنیسازی اوقات فراغت جوانان فراهم آورند.
هرچند جوانان مغرب زمین به این تمهیدات کلیسا روی خوش نشان ندادند و نشانه آن اینکه امروزه محیطهای غربی آکنده از فساد و تباهی و معضلات گوناگون فکری و فرهنگی است.
اما در آفریقا ـ چنانچه پیش از این نیز اشاره رفت ـ اوقات فراغتزاده نیاز است. با وجود آنکه اوقات فراغت در میان ملل تعریف خاص خود را دارد، من در اینکه بتوان اتلاف وقت بیهدف جوانان را گذران اوقات فراغت نامید، کاملا تردید دارم، زیرا غنیسازی و گذران اوقات فراغت زمانی معنا و مفهوم پیدا میکند که اساسا کار و تلاشی وجود داشته باشد تا بتوان در لابلای آن و برای زدودن خستگی و بیحوصلگی ناشی از آن وقت فراغتی تعریف کرد. اما اگر زندگی فقط تفریح و لاابالیگری و بیهوده گردی شد، بیآنکه کار و تلاش مفیدی شکل گیرد، آیا مفهوم اوقات فراغت پوچ و ناکارآمد نخواهد بود؟
این معضلی است که متأسفانه جامعه جوان ما را نیز به شدت تهدید میکند.
برگردیم به مقوله اوقات فراغت در آفریقا؛ کمی فکر کنید، شما به نوعی بازی یا تفریح علاقهمندید؛ اما وسایل و ابزار آن در ندارید؛ چه میکنید؟
بیشتر ما در این مواقع قید آن تفریح یا بازی را میزنیم و خود را به کار دیگری مشغول میکنیم؛ اما در آفریقا این گونه نیست. در حقیقت اگر قرار باشد آنان به این آسانی میدان را خالی کنند، حکایتشان، حکایت آن شیر بییال و کوپالی خواهد شد که دیگر چیزی از آن نخواهد ماند.
جالب است بدانید در این شرایط، جبر زمانه به آنان آموخته که بلافاصله به فکر جایگزین باشند. این کار هم قوه خلاقیت آنان را پرورش میدهد و هم دسترسی آنان را به علاقمندیهای خویش ـ نه بدان حد که امید دارند ـ به اندازه میسور فراهم میسازد.
اگر استخر گستردهای نبود که بتوان در آن شنا کرد، پشت وانت بار کوچکی هم میشود بساط یک استخر نقلی را برپا کرد!



در نوشتار بعدی از یادگار حضرت معصومه (س) در قلب قاره سیاه برایتان سخن میگویم. همچنان با ما همراه باشید.


