تصمیم اصلاحطلبان برای شورای شهر و شهرداری تهران

در آخرین روز ماه مبارک رمضان و در حالی که بسیاری از روزنامهها ترجیح دادهاند امروز را هم به تعطیلات بروند، تصمیمات اصلاحطلبان برای شورای شهر و شهرداری تهران، آینده روابط خارجی ایران با غرب و روسیه و سخنان خواندنی بعضی مقامات دولتی در آخرین روزهای مسئولیت آنها پیش از استقرار دولت جدید مهمترین اخبار امروز روزنامههای منتشره است.
تصمیم اصلاحطلبان برای شورای شهر و شهرداری تهران
اعتماد از جمله روزنامههایی است که پس از انتخابات ۲۴ خرداد، آینده شورای شهر و شهرداری تهران را مورد توجه جدی قرار داده است. این روزنامه، امروز هم به رئیس آینده شورا و معیارهای انتخاب شهردار از سوی اصلاحطلبان پرداخته است.
اعتماد در خبری نوشته که مسجد جامعی، گزینه نهایی ریاست شورای شهر تهران است و نوشته: احمد دنیامالی منتخب مردم در دور چهارم شورای شهر تهران گفت: اعضای اصلاحطلب دور چهارم شورای شهر تهران بر ریاست احمد مسجدجامعی به اشتراک نظر رسیدهاند. دنیامالی افزود: اعضای اصلاحطلب دور چهارم بر ریاست آقای مسجد جامعی اشتراک نظر دارند و با توجه به سابقه ۱۰ ساله آقای مهدی چمران باید ببینیم در نهایت چه کسی ریاست شورای شهر را برعهده میگیرد، بدون شک اشتراک نظر اعضای اصلاحطلب از سویی و تجربه ۱۰ ساله آقای چمران شرایط را برای تصمیم گیری در گام نخست کمی دشوار میکند و اعضا باید امتحان سختی را در گام نخست سپری کنند.
احمد دنیامالی گفت: گزینههای متعددی برای کاندیداهای شهرداری آینده مطرح است که میتوان به افرادی همچون محمدباقر قالیباف، محسن هاشمی، عارف، رستم قاسمی، فتاح، مهرعلیزاده و عبدالعلیزاده اشاره کرد که این افراد هر کدام دارای تجربیات مدیریتی زیادی هستند که باید شورای دور چهارم شهر تهران با دقت به بررسی این موارد بپردازند. دنیامالی با بیان این که برای حزب اصلاحطلب تخصص و تجربه و توانایی کاندیداها بسیار اهمیت دارد، گفت: اصلاحطلب بودن یک فرد مانع از آن نمیشود که ما نگاه کارشناسی خود را از آن فرد بگیریم یا این که اگر فردی اصولگرا باشد به تخصص وی توجه نکنیم.
همین روزنامه از توافق اصلاحطلبان بر سر تعیین شهردار تهران هم خبر داده و نوشته است: یک عضو اصلاحطلب شورای شهر در گفتوگو با «اعتماد» تأیید کرد، اعضای شورا که با او همفکر هستند، توانستهاند در جلسات درون گروهی خود، محورهای انتخاب شهردار تهران را مشخص کنند.
محسن سرخو، عضو شورای شهر تهران در این باره توضیح داد: «در شرایط فعلی، لیست چند نفرهای از مدیران کارآزموده و با تجربه در اختیار اصلاحطلبان شورا قرار دارد و درباره آنها بررسی خود را آغاز کردهایم. محورهایی که مد نظر ماست، در ابتدا، حضور چهرهای در رأس مدیریت شهری است که جنبه فنی و مدیریتی او از جنبه سیاسیاش قویتر باشد. محور دوم نیز این است که شهرداری را انتخاب کنیم تا به وسیله همسویی با دولت، بتواند مشکلات تهران را حل کند، نه این که مانند ادوار قبل، به دلیل رقابت بین شهردار و رئیس جمهور، بودجههای عمومی تهران پرداخت نشود». این نظر، مورد تأیید رئیس شورای سیاستگذاری اصلاحطلبان در شورا نیز هست. محسن رهامی، در گفتوگو با «اعتماد» تأکید کرد منطقی است اعضای شورای چهارم سعی کنند از مدیران ارشد و باسابقهای که توانایی حل مشکلات تهران را دارند، به عنوان شهردار استفاده کنند.
رهامی در این باره توضیح داد: «مدیران ارشد شهرداری در ادوار قبلی، به خوبی مشکلات تهران را میدانند و به خاطر همسویی با دولت، میتوانند حق شهروندان تهرانی را از بودجه عمومی دولت، بگیرند». محور دیگری که اصلاحطلبان روی آن به توافق رسیدهاند، اولویت دادن به موضوع آلودگی هوا و ترافیک است. آنها میگویند در صورتی به شهردار مد نظر خود در دوره بعد، رای میدهند که سوابق او نشان بدهد درباره کاهش آلودگی هوا و رفع مشکل ترافیک، برنامه و عملکرد قابل قبولی دارد. به گفته برخی اعضای اصلاحطلب شورای چهارم، شهردار آینده تهران، همچنین باید پاسخگوی مسائل درآمد و هزینه شهرداری باشد و درباره برخی از موضوعات مانند تراکم فروشی و فشار به مردم برای جبران عدم پرداخت بودجههای دولتی توسعه حمل و نقل عمومی، عملکرد خود را شفاف کند.
مهمترین مسائل در روابط ایران با روسیه و آمریکا
روزنامههایی که امروز منتشر شدهاند، اخبار مربوط به پیام تبریک مقامات غربی به رئیس جمهور جدید را مورد توجه قرار دادهاند. موضوع روابط ایران با کشورهای دیگر هم مورد توجه قرار گرفته است.
شرق در ترجمه یکی از مطالب مطبوعات خارجی، از احساس دوگانه روسیه از انتخاب «روحانی» خبر داده و نوشته است: در واقع مسکو در برابر یک مسأله دشوار سیاسی قرار گرفته است. تفاوتهای ایدئولوژیکی خصومتهای تاریخی و فقدان اعتماد در هر دو طرف نسبت به تعهدات، باعث شده است که دو طرف نتوانند به راحتی به هم اعتماد کنند. ایرانیها هم از طولانیشدن ساخت رآکتور هستهای بوشهر از طرف روسیه انتقاد دارند.
روسها تحویل موشکها و سسیستمهای پیشرفته دفاع هوایی اس-۳۰۰ را هم به تعویق انداختند و این نمونهای از مواضع نه چندان دوستانه روسیه بوده است که گاهی برای قربانیکردن منافع ایران در پیگیری دستور کارهای ملی روسیه در اروپا پیش آمده است.
روسها از این که ایرانیها موضع روسیه در مخالفت با تحریمهای بیشتر را جدی نگرفتهاند، دلخور هستند. با این حال حمایت روسها از بعضی از این تحریمها این پیام را برای ایران فرستاده است که روسها میتوانند زندگی ایرانیها را کمی سختتر کنند. در حالی که روسها آشکارا از تحریمها اعلام نارضایتی کردهاند، آنها احتمالا در نهان خود از تصویب این تحریمها راضیاند چراکه اهرم فشار مسکو در مقابل تهران را حداقل تقویت میکند.
دیپلماتهای روس میتوانند ادعا کنند که ایران را از تحریمهای جدیتر رها کردهاند اما مطمئنا نمیتوانند این رویه را برای آینده و در مقابل تحریمهای جدیتر ادامه دهند. اکثر سیاستگذاران روس احتمالا با دیگر کشورها در خوشحالبودن از آمدن رئیسجمهوری جدید شریکند. سیاستهای احمدینژاد موجب کاهش روابط تهران و مسکو شد و لحن شعارگونه و دردسرساز بعضی اظهارات موجب پیچیدهترشدن بعضی از تلاشهای میانجیگرانه روسیه شده بود. با این حال، تمایل روحانی برای برقراری روابط احترامآمیز متقابل میتواند به آشتی تهران و واشنگتن بینجامد. به تمام دلایلی که در بالا اشاره کردیم، روسیه از چنین اتفاقی چندان خوشحال نخواهد بود.
کیهان برزگر مدیر گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل واحد علوم و تحقیقات و کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با بهار، وظیفه «ظریف» وزیر پیشنهادی خارجه را شکستن ائتلاف ضدایرانی در آمریکا دانسته و در پاسخ به این که «کدام ویژگیهای محمدجواد ظریف امیدواری برای حل مسأله تحریمها و بهبود روابط منطقهای را ایجاد کرده است؟» گفته است: او از لایهها و نهادهای قدرت در غرب، بهخصوص در آمریکا شناخت دارد. این آشنایی ناشی از شناخت میدانی، تجربه کار کردن مستقیم و شناخت تئوریک و عملی از نهادهای غربی و سازمانهای بینالمللی است. به هر حال سرنوشت پرونده هستهای ایران اکنون در دست اینهاست. تحریمهای آمریکا ارتباط مستقیم با کنگره آمریکا دارد.
نمایندگان کنگره هم شدیدا تحتتاثیر لابیها و اندیشکدههای آمریکایی تصمیم میگیرند. آنها شناخت کافی از تاریخ، هویت و خواست منطقهای و نگرانیهای امنیتی ـ سیاسی ایران ندارند. کسانی که به نوعی در واشنگتن تاثیرگذار هستند آقای ظریف را از نزدیک میشناسند. مقالاتی هم این روزها مینویسند و از این انتخاب بهشکل مثبت یاد میکنند.
از این نظر آقای ظریف میتواند در انتقال نگرانیها و تقاضاهای ایران به آنها هم موفق عمل کند. بههر حال بهنظرم مهمترین وظیفه آقای ظریف شکستن ائتلاف شکلگرفته ضد ایرانی در کنگره آمریکاست. ایجاد یک فضای مثبت افراطیون کنگره را به انزوا میبرد و به طرفداران مماشات با ایران فضای لازم را برای طرح ایدهای خود میدهد. اروپاییها هم آقای ظریف را خوب میشناسند. اگرچه دیپلماتهای اروپایی و آمریکایی در عمق استراتژیک درباره مسائل ایران به هم نزدیک هستند و برای راضی کردن مردم و پارلمانهای خود بعضی موقع ژست استقلال رای را میگیرند، اما این روزها علایمی وجود دارد که اروپاییها خواهان ایفای نقش فعالتری هستند. آنها میخواهند از تجربه قبلی خود به عنوان یک فرصت استفاده کنند. بهنظرم فرصت برای دو طرف فراهم است؛ اما بازگردم به نکته اولم. ایجاد تعادل بین خواستههای دو طرف کار سختی است اما غیرممکن نیست.
بهار در مطلبی دیگر از زبان صادق زیباکلام به پاسخ این پرسش پرداخته که «اختلاف ما با آمریکا بر سر چیست؟» و نوشته: بدون اغراق هیچ موضوعی بهاندازه دشمنی میان ما و آمریکا و ابعاد مختلف آن ظرف این ۳۴سال بعد از انقلاب مورد بحث و گفتوگو میان ما ایرانیان نبوده است. پرسش تمامی خبرنگاران خارجی که پریروز در مصاحبه مطبوعاتی رئیسجمهوری حضور داشتند درباره مناقشه میان ایران و آمریکا بود. ۱۶سال پیش هم در چنین روزهایی وقتی که خانم کریستین امانیور از طرف CNN در برابر آقای خاتمی قرار گرفت که درست در آغاز ریاستجمهوریاش بود، نخستین و شاید بشود گفت تنها پرسش مهمش این بود که آقای خاتمی «با آمریکا چکار میخواهید بکنید؟» ۱۶سال بعد و در آغاز ریاستجمهوری آقای روحانی، همه پرسشهای خبرنگاران خارجی از او آن بود که «با آمریکا چه کار میخواهید بکنید؟».
در واقع مسأله هستهای هم عملا گره خورده به مسأله آمریکاست. به بیان سادهتر، بدون برداشتهشدن گامی در راستای حل مسأله ما با آمریکا، مشکل بتوان تصور کرد که فرجی در باب شکستهشدن بنبست مذاکرات با ۱+۵ بتواند برداشته شود. جالب است که پاسخهای آقای روحانی هم همان پاسخهای ۱۶سال پیش آقای خاتمی بود. اینکه «آمریکا باید حسننیت خودش را ابتدا نشان بدهد»؛ «آمریکاییها باید با یک زبان با ما صحبت کنند»؛ «آمریکاییها از موضع تهدید با ما برخورد نکنند و از موضع احترام با ما برخورد کنند»؛ «آمریکاییها باید صدای مردم ایران را بشنوند که در ۲۴خرداد چه گفتند»؛ «ما اول باید حسننیت و صداقتی از آمریکاییها ببینیم»؛ «آمریکاییها باید به ما از موضع برابر و احترام نگاه کنند».
در پایان، زیباکلام با این مقدمه و با اشاره به جو بین دو کشور آورده است: اما فرض بگیریم که روحانی با وجود همه فشارها، همه تهدیدها و همه اعتراضات کمر همت ببندد و یکتنه در دل شیر برود و برود پای میز مذاکره با آمریکا بنشیند. با توجه به فرهنگ و ادبیاتی که در این ۳۴ سال در ایران رواج داشته و شبانهروز در کشور تبلیغ شده، اگر همه امتیازهای دنیا را هم آقای روحانی از آمریکا بگیرد و اگر آمریکاییها سند شش دانگ دنیا را هم بروند محضر و بهنام ایران بکنند، باز هم در ایران خواهند گفت که «روحانی آخرش خیانت کرد و در برابر آمریکا بهدستور هاشمیرفسنجانی عقبنشینی کرد». آمریکاییها هر اقدامی که انجام دهند و هر گامی که بردارند، از نظر ما هیچ قدمی نبوده و به فرض هم که بپذیریم آن اقدام درست بوده، خواهیم گفت که برای فریب آن اقدام را انجام دادهاند.
به بیان دیگر و در شرایط فکری و ذهنی که در ایران علیه آمریکا وجود دارد، امکان هیچ مذاکره و گفتوگویی میان ما و آمریکا وجود ندارد و همان طور که گفته شد، اگر هم به فرض مذاکره و گفتوگویی انجام بگیرد، صرفنظر از آن که نتیجه آن چه باشد، ما یکسره به نام «سازش»، «تسلیم»، «کوتاه آمدن» و... با آن مخالفت خواهیم کرد.
به همین دلیل است که بنده معتقدم مقدم بر مذاکره با آمریکا، ما باید یک گفتوگوی جدی و واقعبینانه میان خودمان انجام دهیم. اساس و مبنا، یا چهارچوب این گفتوگو پرداختن به این پرسش ساده و بنیادی است. این که: «اساسا دلیل دشمنی ما با آمریکا بر سر چیست؟» اگر آنگونه که ما معتقدیم دلیل دشمنی ما با آمریکا بهواسطه آن است که «ما میخواهیم مستقل باشیم»؛ «ما میخواهیم یک نظام اسلامی در ایران داشته باشیم، اما آمریکاییها نمیخواهند که ما مستقل باشیم و میخواهند که ما نوکر آنها باشیم»؛ یا «نمیخواهند ما نظام اسلامی داشته باشیم و میخواهند که ما یک نظام لاییک داشته باشیم»، که در آن صورت اساسا جایی برای مذاکره، گفتوگو و رابطه با آمریکا نمیماند. ما که حاضر نیستیم استقلالمان خدشهدار شود، ما که حاضر نیستیم یک میلیمتر از استقلال یا اسلامیتمان را کوتاه بیاییم؛ بنابراین، دشمنی ما با آمریکا یک امر همیشگی است. اگر دشمنی ما با آمریکا به واسطه آن است که ما میخواهیم در عرصه بینالمللی مستقل عمل کنیم، اما آمریکاییها به ما میگویند که نه نمیشود و باید در عرصه بینالملل تابع ما باشید، عملا هیچوقت میان ما با آمریکاییها تفاهمی نمیتواند بهوجود بیاید؛ بنابراین مقدم بر اینکه ما با آمریکا بنشینیم و مذاکره کنیم، باید سوالی را که ۳۴سال است پاسخ آن را فرض گرفتهایم، برای نخستینبار برای خودمان مطرح کنیم که بهراستی «علت دشمنی ما با آمریکا بر سر چیست؟» کمترین دلیل من برای اهمیت طرح این پرسش آن است که اگر نگفته باشم که همه آنچه را ما درباره آمریکا ادعا میکنیم و برای خودمان ساخته و پرداختهایم، لااقل بخش عمدهای از آنها واقعیت ندارند و معلول ذهن ما است، این ذهنیت دلیل کافی برای توجیه ضرورت یا علت دشمنیمان با آمریکا نیست.
از شکستهنفسی آقای بهمنی تا توضیحات وزیر صنعت
مقامات دولت دهم که هنوز در دولت یازدهم جایگزین آنها رسما معرفی نشده است، آخرین روزهای مسئولیت خود را میگذرانند و بعضی از آنها امروز طرف گفتوگوی روزنامهها قرار گرفتهاند.
اعتماد درباره آخرین دفاعیات رئیس کل بانک مرکزی نوشته است: دوم مهر ماه سال ۸۷ با حکم رئیس جمهور، رئیس کل بانک مرکزی شد و در این دوره، اقتصاد ایران و بازار پولی و مالی کشور بیشترین تغییرات را حس کرد. در رأس این تغییرات، نرخ تورم قرار دارد که همه مردم تاثیر آن را در کوچک شدن سفرههای خود شاهد بودند. به عبارتی، زمانی که محمود بهمنی سکان بانک مرکزی را به دست گرفت، نرخ تورم ۸/۲۲ درصد بود و امروز به ۴۰ درصد رسیده است. نرخ ارز هم در این مدت از ۹۰۰ تومان حدود چهار برابر شده است و هم اکنون در بازار آزاد ۳۲۱۰ تومان به فروش میرود. کاهش ارزش پول ملی هم که جای خود را دارد که بنا به گفته آگاهان اقتصاد ایران، به یک سوم کاهش یافته است. هر چند نباید از این نکته غافل بمانیم که در دو سال آخر فعالیت بهمنی، تحریم بانک مرکزی و پس از آن، تحریم نفتی اتفاق افتاد که در همه این تحولات بیاثر نبود.
اما با این حال، مجموعه سیاستهای اتخاذ شده و حرفها و سخنهایی که هر از گاهی از زبان مسئولان بانک مرکزی شنیده میشد یا خبرهایی که اعلام میکردند، بر نوسانات بازار دامن زد: از جمله، زمانی که قیمت سکه روز به روز بالامی رفت، رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد که اگر لازم باشد، سوپرمارکتها را هم سکه فروش میکنیم، اما هیچگاه این سیاست تزریق سکه و ارز به بازار برای کنترل قیمتها موثر نیفتاد و بازار جهت دیگری را خلاف سیاستهای بانک مرکزی طی میکرد. به همین دلیل، نمایندگان در جلسهای که با وزرای اقتصادی و رئیس کل بانک مرکزی داشتند، تأکید کردند که اگر بهمنی صحبت نکند، نرخ ارز و سکه ثبات بیشتری دارد! در این میان، موضوع عدم استقلال بانک مرکزی هم جای خود را دارد وگاه حتی گفته میشد که رئیس کل بانک مرکزی از خود اختیاری ندارد و از دولت دستور میگیرد و همین مسأله، چالشهای اقتصادی امروز را رقم زد.
در پایان این گفتوگو، بهمنی در پاسخ به این که «چه توصیهای برای رئیس کل بعدی بانک مرکزی دارید؟» گفته است: اگر من میخواستم به رئیس بعدی توصیه کنم که خودم انجام داده بودم. فردی گفت پدرم مرد، عمرش را به شما داد. به او گفتند که اگه پدرت عمر داشت، خودش عمر میکرد. من هم اگر توصیهای داشتم و میتوانستم، خودم انجام میدادم. چرا فرد دیگری آن کارها را انجام دهد.
اعتماد همچنین در نقل بخشی از سخنان غضنفری در شام آخر وزیر صنعت نوشته است: وی در ادامه با اشاره به این که در مورد واگذاری معادن بزرگ چالش جدی با وزارت اقتصاد و سازمان خصوصی داشتیم، افزود: ما معتقدیم که معادن بزرگ جزو انفال هستند و نباید واگذار شوند. بلکه حق برداشت از معادن بزرگ باید واگذار شود. از سوی دیگر در مورد احیای سازمانهای توسعهای هم با معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری مشکل داشتیم. در بودجه سال جاری هر جا اسم سازمانهای توسعهای بود نام این سازمانها خط خورده بود. ما از این موضوع راضی نیستیم. توصیه میکنم دولت جدید توجه ویژهای به سازمانهای توسعهای داشته باشد. بودجه آنها کم است. بهتر شده اما راضی نیستیم».
غضنفری درباره ماجرای پرحاشیه واگذاری نمایشگاه بینالمللی تهران به صدا و سیما گفت: «ما در مورد واگذاری شرکت نمایشگاههای بینالمللی موضع گرفتیم و برای رئیس جمهوری هم نامه نوشتم. در رأیگیری هیات در این مورد نیز نظر و دلایل مخالفت خود را اعلام کردم. به هیچ وجه مخالفت ما با این قضیه به معنای تضعیف صدا و سیما نبود. صدا و سیما کارش خیلی مهم است و نهاد ضداستکباری است. اما در همین حد که مهم است، نهادهای دیگر هم مهم هستند و ما هم اهمیت خاص خود را داریم. ما باید از کار خودمان دفاع کنیم و معنایش بیاهمیتی کار صدا و سیما نیست. هر چیزی در جای خود نکوست».
امریکا تاکنون چه گام مثبتی برداشته است؟
تا من یادمه امریکا دنبال تحریم و تهدید ایران بوده و هست و به قول خودشون همه گزینه هاشون هم روی میز است!
اینهمه جاسوسی و کارهای ضد امنیتی و تلاش برای براندازی در ایران انجام داده اند، اینهمه تحریم های وحشیانه کرده اند.
ما در عوض فقط پرچمشون رو آتیش زدیم و چهار تا شعار داده ایم آنهم در جواب دشمنی هایشان.
خب حالا شما می گویید آقای روحانی چکار کند؟ اصلا اگر شما جای روحانی بودید چکار می کردید؟ خب لطفا پیشنهاد بدید!
بابا جان امریکا تحت فشار صهیونیست هاست و نمی خواهد رابطه اش با ایران بهبود یابد، اصلا دست ما نیست. توپ دقیقا در زمین آنهاست نه ما!




