ملاقات مرگبار مرد جنایتکار با همسر سابق
مرد جنایتکار که همسر سابقش را با 30 ضربه چاقو به قتل رسانده بود، در جریان محاکمه اش به تشریح جنایت پرداخت.
به گزارش قانون، 8 آبان ماه سال 90 زنی با ماموران پلیس 110 تماس گرفت و وقوع یک قتل را گزارش داد. پس از دریافت گزارش این خبر گروهی از ماموران کلانتری گلبرگ برای رسیدگی به محل حادثه که خانهای در تهرانپارس بود اعزام شدند.
ماموران پس از رسیدن به محل جنایت مشاهده کردند که جسد زنی به نام زهرا غرق در خون روی زمین افتاده و قاتل نیز از محل فرار کرده است.با انتقال جسد به پزشکیقانونی تحقیقات برای بررسی بیشتر آغاز شد.بررسیهای کارآگاهان نشان داد، مقتول زنی 37ساله به نام زهراست که 3 ماه قبل از شوهرش حمید جدا شده و روز حادثه برای دیدن پسرش به نام امید به خانه او رفته بود که در آنجا بهعلت نامعلومی با حمید درگیر شد و با ضربات چاقوی این مرد به قتل رسید. آنطور که شاهدان عینی به پلیس خبر دادند، حمید بعد از وارد آوردن ضربات چاقو از خانه فرار کرد.
دو تن از همسایه های زهرا در تحقیقات به ماموران گفتند:« با صدای درگیری از خانه بیرون آمدیم .ما زهرا را میشناختیم او تا چند ماه قبل با شوهرش زندگی میکرد اما مدتی بود که از هم جدا شده بودند. آن روز وقتی صدای درگیری را شنیدیم، متوجه شدیم باز حمید و زهرا دعوا میکنند. وقتی بیرون آمدیم، دیدیم حمید با چاقویی خونآلود در پاگرد ایستاده است. خواستیم جلو برویم که ما را تهدید کرد و گفت اگر جلو بیایید شما را هم میزنم. او پشتسر هم بر بدن زهرا ضربه وارد میکرد. زهرا اول جیغ کشید اما وقتی ضربات بعدی بر بدنش وارد شد دیگر نتوانست واکنشی نشانبدهد و بیحال روی زمین افتاد.»
پلیس برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر اعضای خانواده زهرا را مورد بازجویی قرار داد. یکی از اعضای خانواده مقتول گفت: «زهرا و شوهرش 3 ماه قبل از هم جدا شدند. زهرا از همان ابتدایی که ازدواج کرد، با شوهرش مشکل داشت. حمید مرد بداخلاقی بود و زهرا همیشه از اعتیاد او شکایت میکرد. او زهرا را کتک هم میزد. زهرا به خاطر پسرش امید این همه سال به زندگی مشترک ادامه داد و همیشه میگفت اگر جدا شود امید آسیب میبیند. وقتی پسرک بزرگ شد مادرش تصمیم گرفت جدا شود. طلاق زهرا و حمید توافقی بود.حمید بعد از جدایی دستبردار نبود. او میگفت میخواهد دوباره با زهرا زندگی کند اما چون زهرا خیلی از شوهرش کتک خورده بود، به حرفهای او اعتماد نکرد. این کشمکشها ادامه داشت تا اینکه دو روز قبل از حادثه، پسر زهرا تماس گرفت. او از مادرش خواست که به دیدنش برود چون امید در خانه پدرش زندگی میکرد، زهرا دوست نداشت به آنجا برود. امید میگفت تصادف کرده است. روز آخر گریه کرد و به مادرش گفت تو با پدر من اختلاف داری اما من مریضم و به دیدنم نمیآیی. گریه امید باعث شد زهرا همه چیز را زیر پا بگذارد و به خانه حمید برود. او فقط میخواست چند ساعتی پیش پسرش باشد و میگفت اگر بتواند حمید را قانع کند امید را نزد خودش میآورد تا از او مراقبت کند. چند ساعت بعد در حالیکه ما فکر میکردیم زهرا پیش امید است، خبر دادند او به دست شوهر سابقش کشته شده است.»
با گذشت چند روز از وقوع قتل مرد همسرکش که حمید نام داشت بعد از فهمیدن اینکه پسرش امید به اتهام معاونت در قتل بازداشت شده است به اداره آگاهی رفت و خودش را معرفی کرد.با اعتراف حمید به قتل زهرا، پرونده این همسرکشی تشکیل و برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
صبح دیروز به این پرونده در جلسه ای به ریاست قاضی عزیزمحمدی و با حضور 4 قاضی مستشار رسیدگی شد.قاضی ثقوری،نماینده دادستان در ابتدای جلسه با قرائت کیفرخواست عنوان کرد:«در این پرونده حمید 40 ساله به اتهام مباشرت در قتل همسرش زهرا از تاریخ 23 آبان ماه سال 90 بازداشت شده است.با توجه به اعترافات متهم و شکایت اولیای دم و شواهد و قرائن موجود تقاضای مجازات قانونی متهم را دارم.»
سپس مادر زهرا به عنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شد و گفت:«آن روز دخترم خانه ما بود که پسرش زنگ زد و گفت که تصادف کرده است.دخترم نمی خواست به آن خانه برود اما مجبور به رفتن شد.همه اختلاف آنها بر سر 3 دنگ خانه ای بود که به اسم دخترم زهرا کرده بود او می خواست 3 دنگ خانه را از او بگیرد اما دخترم مخالفت می کرد.علاوه بر تقاضای قصاص من از این آقا شکایت دارم چون به دخترم تهمت زده و گفته که با کس دیگری رابطه داشته است. »
پس از تفهیم اتهام به حمید قاضی از او خواست در جایگاه حاضر شود و از خودش دفاع کند.متهم نیز در دفاع از خود گفت:«قبول دارم که زهرا را کشته ام اما ناخواسته این کار را کردم.اول از همه باید درباره طلاقمان بگویم که من و زهرا به خاطر سربازی پسرمان امید طلاق صوری گرفتیم و قرار بود دوباره با هم زندگی کنیم.اما بعد از آن مسائل دیگری پیش آمد که او حاضر به برگشت نشد.»
پس از شنیدن اظهارات متهم و وکیل مدافع او هیات قضاوت برای صدور حکم وارد شور شدند.
به گزارش قانون، 8 آبان ماه سال 90 زنی با ماموران پلیس 110 تماس گرفت و وقوع یک قتل را گزارش داد. پس از دریافت گزارش این خبر گروهی از ماموران کلانتری گلبرگ برای رسیدگی به محل حادثه که خانهای در تهرانپارس بود اعزام شدند.
ماموران پس از رسیدن به محل جنایت مشاهده کردند که جسد زنی به نام زهرا غرق در خون روی زمین افتاده و قاتل نیز از محل فرار کرده است.با انتقال جسد به پزشکیقانونی تحقیقات برای بررسی بیشتر آغاز شد.بررسیهای کارآگاهان نشان داد، مقتول زنی 37ساله به نام زهراست که 3 ماه قبل از شوهرش حمید جدا شده و روز حادثه برای دیدن پسرش به نام امید به خانه او رفته بود که در آنجا بهعلت نامعلومی با حمید درگیر شد و با ضربات چاقوی این مرد به قتل رسید. آنطور که شاهدان عینی به پلیس خبر دادند، حمید بعد از وارد آوردن ضربات چاقو از خانه فرار کرد.
دو تن از همسایه های زهرا در تحقیقات به ماموران گفتند:« با صدای درگیری از خانه بیرون آمدیم .ما زهرا را میشناختیم او تا چند ماه قبل با شوهرش زندگی میکرد اما مدتی بود که از هم جدا شده بودند. آن روز وقتی صدای درگیری را شنیدیم، متوجه شدیم باز حمید و زهرا دعوا میکنند. وقتی بیرون آمدیم، دیدیم حمید با چاقویی خونآلود در پاگرد ایستاده است. خواستیم جلو برویم که ما را تهدید کرد و گفت اگر جلو بیایید شما را هم میزنم. او پشتسر هم بر بدن زهرا ضربه وارد میکرد. زهرا اول جیغ کشید اما وقتی ضربات بعدی بر بدنش وارد شد دیگر نتوانست واکنشی نشانبدهد و بیحال روی زمین افتاد.»
پلیس برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر اعضای خانواده زهرا را مورد بازجویی قرار داد. یکی از اعضای خانواده مقتول گفت: «زهرا و شوهرش 3 ماه قبل از هم جدا شدند. زهرا از همان ابتدایی که ازدواج کرد، با شوهرش مشکل داشت. حمید مرد بداخلاقی بود و زهرا همیشه از اعتیاد او شکایت میکرد. او زهرا را کتک هم میزد. زهرا به خاطر پسرش امید این همه سال به زندگی مشترک ادامه داد و همیشه میگفت اگر جدا شود امید آسیب میبیند. وقتی پسرک بزرگ شد مادرش تصمیم گرفت جدا شود. طلاق زهرا و حمید توافقی بود.حمید بعد از جدایی دستبردار نبود. او میگفت میخواهد دوباره با زهرا زندگی کند اما چون زهرا خیلی از شوهرش کتک خورده بود، به حرفهای او اعتماد نکرد. این کشمکشها ادامه داشت تا اینکه دو روز قبل از حادثه، پسر زهرا تماس گرفت. او از مادرش خواست که به دیدنش برود چون امید در خانه پدرش زندگی میکرد، زهرا دوست نداشت به آنجا برود. امید میگفت تصادف کرده است. روز آخر گریه کرد و به مادرش گفت تو با پدر من اختلاف داری اما من مریضم و به دیدنم نمیآیی. گریه امید باعث شد زهرا همه چیز را زیر پا بگذارد و به خانه حمید برود. او فقط میخواست چند ساعتی پیش پسرش باشد و میگفت اگر بتواند حمید را قانع کند امید را نزد خودش میآورد تا از او مراقبت کند. چند ساعت بعد در حالیکه ما فکر میکردیم زهرا پیش امید است، خبر دادند او به دست شوهر سابقش کشته شده است.»
با گذشت چند روز از وقوع قتل مرد همسرکش که حمید نام داشت بعد از فهمیدن اینکه پسرش امید به اتهام معاونت در قتل بازداشت شده است به اداره آگاهی رفت و خودش را معرفی کرد.با اعتراف حمید به قتل زهرا، پرونده این همسرکشی تشکیل و برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
صبح دیروز به این پرونده در جلسه ای به ریاست قاضی عزیزمحمدی و با حضور 4 قاضی مستشار رسیدگی شد.قاضی ثقوری،نماینده دادستان در ابتدای جلسه با قرائت کیفرخواست عنوان کرد:«در این پرونده حمید 40 ساله به اتهام مباشرت در قتل همسرش زهرا از تاریخ 23 آبان ماه سال 90 بازداشت شده است.با توجه به اعترافات متهم و شکایت اولیای دم و شواهد و قرائن موجود تقاضای مجازات قانونی متهم را دارم.»
سپس مادر زهرا به عنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شد و گفت:«آن روز دخترم خانه ما بود که پسرش زنگ زد و گفت که تصادف کرده است.دخترم نمی خواست به آن خانه برود اما مجبور به رفتن شد.همه اختلاف آنها بر سر 3 دنگ خانه ای بود که به اسم دخترم زهرا کرده بود او می خواست 3 دنگ خانه را از او بگیرد اما دخترم مخالفت می کرد.علاوه بر تقاضای قصاص من از این آقا شکایت دارم چون به دخترم تهمت زده و گفته که با کس دیگری رابطه داشته است. »
پس از تفهیم اتهام به حمید قاضی از او خواست در جایگاه حاضر شود و از خودش دفاع کند.متهم نیز در دفاع از خود گفت:«قبول دارم که زهرا را کشته ام اما ناخواسته این کار را کردم.اول از همه باید درباره طلاقمان بگویم که من و زهرا به خاطر سربازی پسرمان امید طلاق صوری گرفتیم و قرار بود دوباره با هم زندگی کنیم.اما بعد از آن مسائل دیگری پیش آمد که او حاضر به برگشت نشد.»
پس از شنیدن اظهارات متهم و وکیل مدافع او هیات قضاوت برای صدور حکم وارد شور شدند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



