صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اعترافات عجیب متهمی که قاتل اجیر کرده بود

کد خبر: ۳۰۵۲۳۹
| |
5417 بازدید
فاطمه كه چند روز پس از آن توسط كارآگاهان پليس دستگير شد در بازجويي‌ها به داشتن رابطه‌ با محسن اعتراف كرد

به گزارش اعتماد، وی گفت: زماني كه فهميدم محسن براي زنش كادوي گران‌تري نسبت به آنچه به من كادو داده خريده است حسادتم تحريك شد و دعوايمان در خيابان بالا گرفت اما فكر نمي‌كردم نقشه‌يي كه براي گوشمالي دادن به او گرفتم منجر به قتل او شود.

او در ادامه ماجراي روز پنجشنبه 25 بهمن‌ماه امسال را براي بازپرس سپيدنامه، رييس شعبه دهم بازپرسي ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران اين‌گونه تعريف كرد: محسن طلاساز بود و در خيابان لاله‌زار يك كارگاه داشت. با وجود اينكه او متاهل بود، به او علاقه داشتم و رابطه‌مان از سه سال پيش و از سفري كه محسن به شمال آمده بود آغاز شد.

فاطمه كه اهل شمال است و براي درس خواندن در دانشگاه به تهران آمده در ادامه گفت: بعدازظهر پنجشنبه قرار بود با هم بيرون برويم تا كادويي را كه براي روز ولنتاين گرفتيم به هم بدهيم. محسن برايم يك دستبند خريده بود. وقتي از او پرسيدم كه براي زنش، فاطمه چه خريده متوجه شدم كه كادوي گرانقيمت‌تري برايش گرفته است. سر همين موضوع با هم درگير شديم و دعوايمان بالا گرفت. وسط خيابان بوديم و همه صداي داد و دعوايمان را مي‌شنيدند. بعد از آن هم محسن رفت و مرا وسط خيابان تنها گذاشت.

فاطمه درباره نقشه‌يي كه براي گوشمالي دادن به محسن كشيده بود نيز گفت: محسن كه رفت خيلي عصباني بودم. مي‌خواستم هر طور شده تلافي كنم. اين شد كه تصميم گرفتم به عابراني كه متوجه دعوايمان شده بودند بگويم محسن دزد بوده و لپ‌‌تاپم را دزديده است. دست بلند كردم و جلوي هر موتوري كه آمد را گرفتم تا اينكه دو جواني كه سوار يك موتور بودند ايستادند. به آنها گفتم اين مرد دزد است و لپ‌تاپم را دزديده آنها هم قبول كردند در ازاي دريافت پول كمي محسن را تعقيب كنند. بين راه ماشيني را كه محسن سوار بود گم كرديم اما چون خانه‌شان را بلد بودم يك راست به سمت كوچه آنها رفتيم.

وي در ادامه گفت: سر كوچه كه رسيديم آن دو جوان به من گفتند پياده شو. من هم پياده شدم چند دقيقه بعد آنها با لپ‌تاپم آمدند و گفتند كه مشكلي نيست. من هم به آنها 25 هزار تومان پول دادم و بعد از آن هم از محسن بي‌خبر بودم تا اينكه ماموران آمدند و مرا به اتهام قتل دستگير كردند.

فاطمه در جريان بازجويي‌ها مدام مي‌گفت: من عاشق محسن بودم نمي‌خواستم بلايي سرش بيايد و اصلا فكر نمي‌كردم با اين كارم ممكن است چنين اتفاقي بيفتد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟