صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ای کاش مسأله تنها استعفای وزیر می‌بود!

کد خبر: ۲۹۳۲۴۵
| |
7688 بازدید

صادق زیباکلام در آخرین شماره هفته‌نامه «نگاه پنجشنبه» نوشت:

پس از آتش‌سوزی در مدرسه دخترانه شین‌آباد پیرانشهر، بسیاری، اگر نگفته باشیم همه، انگشت اتهام را به سمت وزیر اصولگرای آموزش و پرورش آقای حمیدرضا حاجی‌بابایی گرفتند و یکپارچه خواهان استعفای وی شدند. آنچه در آن میانه از همه جالب‌تر بود، فریادهای دادخواهی بود که از جانب برخی مخالفان و منتقدان احمدی‌نژاد در میان متحدان سابقش به راه افتاده بود. آنان بانگ برآورده بودند که «استعفای وزیر کمترین معذرت‌خواهی است که دولت احمدی‌نژاد می‌تواند نسبت به این مردم خوب، نجیب، صبور و بزرگوار انجام دهد».

رسانه‌های اصولگرای مخالف احمدی‌نژاد به همراه نمایندگان مجلس مخالف وی آنچنان فضایی به وجود آورده بودند که گویا مشکل و معضل اصلی در خصوص حادثه آتش‌سوزی مدرسه شین‌آباد در عملکرد ضعیف دولت احمدی‌نژاد و بالاخص شخص حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش می‌باشد. مخالفت بنده با این برداشت، به هیچ روی نه به معنای تبرئه وزیر آموزش و پرورش و دولت اصولگرای احمدی‌نژاد است و نه به معنای مهر تأیید زدن بر سیاست‌ها و عملکرد مجموعه دولت.

مسأله خیلی عمیق‌تر و دردناک‌تر از این است که کل آن را صرفا به عملکرد وزارت آموزش و پرورش تقلیل دهیم و به شکلی به موضوع بپردازیم که اگر به جای حاجی‌بابایی مدیر و مسئول دیگری می‌بود، دختران معصوم روستای شین‌آباد آتش نمی‌گرفتند. فی‌الواقع کاش این گونه بود و آتش‌سوزی صرفا حاصل بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی مسئولان آموزش و پرورش دولت احمدی‌نژاد می‌بود. چون در آن صورت با کنار گذاشتن یک یا چندین مدیر و مسئول بی‌لیاقت مسأله حل می‌شد و مشکلات و معضلات بنیادین ما از آموزش و پرورش رخت برمی‌بست؛ اما بدبختانه این گونه نیست و اگر به جای حاجی‌بابایی لایق‌ترین، شایسته‌ترین، باکفایت‌ترین و مدبر‌ترین مدیرهای دنیا را هم منصوب نماییم یا می‌نمودیم، باز هم مدرسه شین‌آباد آتش می‌گرفت.

آنان که در واکنش به آتش‌سوزی مدرسه شین‌آباد پیرانشهر ـ از جمله نماینده پیرانشهر به همراه بسیاری از نمایندگان دیگر به علاوه اصولگرایان منتقد و مخالف احمدی‌نژاد ـ صرفا به دنبال استعفای حاجی‌بابایی رفته بودند یا تعمدا خود را به تجاهل زده بودند یا می‌خواستند از نمد حادثه شین‌آباد بهره‌برداری سیاسی علیه احمدی‌نژاد نمایند، یا در معصومانه‌ترین و ساده‌ترین حالت این که تصور کنیم واقعا نمی‌دانستند مشکلات و مسائل اصلی چیست و تصور می‌کرده‌اند که مشکلات و مسائل آموزش و پرورش در‌‌ همان استعفای وزیر آموزش و پرورش خلاصه می‌شود.

گفتم کاش حق با آن‌ها بود و مشکل در شخص وزیر خلاصه می‌شد اما بدبختانه این گونه نیست. واقعیت این است که ما در مدارسمان در سطح کشور، چیزی حدود ۱۵۰ هزار کلاس مثل‌‌ همان که در شین‌آباد آتش گرفت داریم؛ به همراه ۵۰ هزار اتاق که دفتر و ...هستند.

بسیاری از این دویست هزار کلاس و دفتر با بخاری نفتی گرم می‌شوند؛ بنابراین، وقوع آتش‌سوزی به هیچ روی امری تصادفی و غیرمترقبه نیست. فرقی هم نمی‌کند که وزیر چقدر مدیر، مدبر، انقلابی، اصولگرا، اصلاح‌طلب، متدین یا لائیک باشد. در هر حال آن ۱۵۰ هزار کلاس با بخاری نفتی در زمستان گرم می‌شوند. طبیعی است که راه چاره در این است که نظام بخاری نفتی که در حقیقت مثل یک بمب ساعتی آتش‌زاست، از سطح مدارس جمع شود. اما این کار مستلزم هزینه است. برآورد شده که تبدیل سیستم گرمایش این دویست هزار کلاس و دفتر از بمب ساعتی به نام بخاری نفتی به وسیله مطمئنی به نام شوفاژ نزدیک به هزار میلیارد تومان هزینه می‌برد و این هزار میلیارد تومان ۳۳ سال است که در انتظار تحقق یافتن است. مادام که این هزینه تأمین نشود، دویست هزار بخاری نفتی جان میلیون‌ها دانش‌آموز را تهدید می‌کند.

روستای شین‌آباد ده سال است که گازکشی شده اما مدرسه «انقلاب اسلامی» آن به دلیل فقدان اعتبار همچنان با بخاری نفتی گرم می‌شود. به قول «زهیر توکلی»، تا کسی عملا در آموزش و پرورش ایران کار نکرده باشد، نمی‌تواند ابعاد فقر و کمبود بودجه و اعتبار در آن را تصور نماید. انسان نمی‌تواند باور کند که آموزش و پرورش مملکتی که روی دریایی از نفت و گاز خوابیده اینقدر بدبخت و فقیر باشد! در حالی که همه بانگ برآورده‌اند که چرا وزیر استعفا نمی‌دهد؟!

حتی یک نفر نپرسید که در هفت سالی که اصولگرایان قدرت را در دست داشته‌اند، ما بیش از پانصد میلیارد دلار درآمد نفتی داشته‌ایم. اگر هر دلار را حداقل هزار تومان در نظر بگیریم، ما این هفت سال پانصد هزار میلیارد تومان درآمد داشته‌ایم. آیا انتظار هزار میلیارد تومان از آن پانصد هزار میلیارد تومان برای هزینه شدن در آموزش و پرورش خیلی انتظار نابجا و غیرمنصفانه‌ای است؟ اتفاقی مشابه آتش‌سوزی مدرسه شین‌آباد در ده بیست سال گذشته برای چندمین بار است که دارد تکرار می‌شود؟

آیا بار‌ها و بار‌ها ظرف این سال‌ها حادثه آتش‌سوزی در مدارس ما تکرار نشده؟ باب دیلون خواننده و ترانه‌سرای معروف آمریکا در مخالفت با جنگ ویتنام ترانه‌ای ساخته بود که در اعتراض به جنگ می‌خواند: «چقدر پدر و مادر باید کشته شوند تا بگوییم کودکان زیادی یتیم شدهاند؟ چقدر انسان باید کشته شوند تا بگوییم خیلی‌ها کشته شدهاند؟ چقدر خانه باید بمباران شود تا بگوییم خانه‌های زیادی بمباران شده‌اند؟» حالا ما هم می‌توانیم بپرسیم چند بار باید در مدارس ما آتش‌سوزی اتفاق بیفتد تا بگوییم در مدارس ما خیلی آتش‌سوزی اتفاق می‌افتد؟

متأسفانه پاسخ خیلی امیدوارکننده نیست. آماری وجود دارد به نام «سرانه آموزش و پرورش». یعنی کل بودجه سالیانه یک کشور را که خرج آموزش و پرورش می‌شود بر جمعیت آن کشور تقسیم می‌کنند و عدد به دست‌ آمده می‌شود، میزان پولی که در آن کشور برای تحصیل هر نفر هزینه می‌شود. از این بابت ما یکی از پایین‌ترین کشور‌ها در جهان هستیم. آمار برخی از کشور‌ها؛ یعنی مبلغی که به ازای هر نفر در آن کشور صرف آموزش و پرورش می‌شود به قرار زیر است:
 
 لوکزامبورگ: ۱۶ هزار دلار در سال
 نروژ: ۱۵ هزار دلار در سال
 دانمارک: ۱۲ هزار و ۵۰۰ دلار در سال
 اتریش: ۱۰ هزار و ۲۰۰ دلار در سال
 سوئد: ۱۰ هزار دلار در سال
 امریکا: ۱۰ هزار دلار در سال
 ژاپن: ۷هزار و ۵۰۰ دلار در سال
 چین: ۲ هزار دلار در سال
 ترکیه: ۲ هزار دلار در سال
 ایران: ۲۰۰ دلار در سال.

محاسبه سرانه دویست دلار ایران به این صورت است که کل بودجه آموزش و پرورش برای سال ۱۳۹۱ نزدیک به چهارده هزار میلیارد تومان بوده که اگر آن را بر ۷۵ میلیون ایرانی تقسیم کنیم، چیزی حدود دویست هزار تومان می‌شود. اگر ارزش دلار را صرفا هزار تومان در نظر بگیریم، سرانه آموزش و پرورش ایران دویست دلار می‌شود؛ به عبارت دیگر، نروژ و دانمارک نزدیک به هفتاد برابر ما برای آموزش و پرورششان هزینه می‌کنند، آمریکا پنجاه برابر و چین ده برابر ما. جالب است ترکیه که نه یک بشکه نفت دارد و نه یک کپسول گاز، ده برابر ما برای آموزش و پرورشاش هزینه می‌کند. اینها تازه بر اساس نرخ دلار هزار تومان می‌باشد. اگر دلار را به نرخ جناب «جمشید بسم‌الله» محاسبه کنیم، سرانه ما کمتر از هفتاد دلار می‌شود و سرانه آموزش و پرورش ترکیه نه ده برابر ما که در حقیقت سی برابر ما می‌شود.

من هیچ تردیدی ندارم که یک جای ضرب و تقسیم من غلط است، زیرا چگونه می‌شود که امریکایی‌ها ۱۵۰ برابر ما برای آموزش و پرورششان هزینه کنند؟ به نظر شما وقتی ترکیه سی برابر و آمریکا ۱۵۰ برابر ما برای آموزش و پرورششان هزینه می‌کنند، خیلی اهمیت دارد که حاجی‌بابایی استعفا بدهد یا ندهد؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟