اصلاحات در سازمان ملل از حرف تا عمل
بحث تغییر در ساختار سازمان ملل، بحث بسیار گستردهای است و سالیان سال است که درباره آن بحث و بررسی میشود. هنگامی که سخن از اصلاحات در سازمان ملل به میان میآید، نخستین موردی که مورد توجه قرار میگیرد، بحث تغییر ساختار است. تاکنون برخی اصلاحات نیز انجام گرفته و برخی ساختارها نیز تغییر کرده است؛ برای نمونه در سال ۲۰۰۵ کمیسیون حقوق بشر، جای خود را به شورای حقوق بشر داد. در واقع نزدیک به بیست سال است که بحث تغییر ساختار و اصلاح شورای امنیت مطرح است، حتی یک گروه کاری از نمایندگان کشورها در سال ۱۹۹۳ در سازمان ملل تشکیل شد و اصلاح کار شورای امنیت را در دستور کار خود قرار داد.
اما تاکنون این گروه کاری هیچ کار مثبتی انجام نداده است، چرا که اختلاف نظر زیادی درباره اصلاحات در شورای امنیت میان کشورها وجود دارد. در عین حال تاکنون دو نوع اصلاحات برای شورای امنیت در نظر گرفته شده است: نخست تغییر ساختار است؛ یعنی اینکه تعداد اعضای دایم شورای امنیت از پانزده عضو تغییر کند. کشورها در این زمینه، پیشنهادهای فراوانی مطرح کردهاند، اما تاکنون هیچ توافقی روی هیچ کدام از پیشنهادها نشده و تنها توافق این است که ساختار کنونی سازمان ملل، خوب نیست و باید تغییر کند.
از سوی دیگر روش کار شورای امنیت نیز مورد انتقادات فراوانی قرار گرفته است که بحث حق وتو نیز در این بخش مطرح میشود.
مخالفین حق وتو بر ضرورت وجود این حق شک دارند و میخواهند از تعداد زمینههایی که وتو در آن اعمال میشود، کاسته یا حتی کامل حذف شود. با وجود همه تلاشهای انجام گرفته، تاکنون تغییر محسوسی در ساختار سازمان ملل صورت نگرفته است و موانع بسیاری بر سر راه اصلاحات وجود دارد. در واقع موانع، منافع کشورهای ذینفع است. شورای امنیت یک ارگان ۱۰۰درصد سیاسی است و تصمیماتی که در آن گرفته میشود نیز کاملا سیاسی است و بسیاری از مردم دنیا، حتی نخبگان سیاسی با وجود آنکه سازمان ملل، سازمان بسیار گستردهای است، آن را از دریچه شورای امنیت میبینند.
سازمان ملل در دیگر زمینهها نیز کارهای درخور توجهی از خود نشان داده است، اما به این خاطر که پیرامون آن تبلیغاتی نشده، به چشم نیامده و تنها شورای امنیت که وظیفه حفظ صلح و امنیت بینالمللی بر عهده آن است، شناخته شده است؛ برای نمونه، قطعنامههای ضدسوری که در شورای امنیت سازمان ملل وتو شد، بازتاب رسانهای فراوانی داشت.
درست به همین دلیل است که برخی توفیق و شکست سازمان ملل را از دریچه شورای امنیت میبینند. در نظر داشته باشید کشورها در شورای امنیت، منافع بسیاری دارند و پنج عضو دایم که از امتیاز بینظیر حق وتو برخوردارند و از آن به عنوان ابزاری در راستای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده میکنند، به هیچ عنوان نمیخواهند امتیاز خود را از دست بدهند یا کشورهای دیگر را در حق وتو شریک کنند، هرچند که حق وتو بحث بسیار گستردهای است و نمیتوان به آسانی درباره آن سخن گفت و موافقان و مخالفان خود را دارد.
با وجود همه این مسائل، اگر تمام کشورهای عضو سازمان ملل، خواهان اجرای اصلاحات باشند، موفق میشوند. در عین حال اجرای اصلاحات در چنین سازمان بزرگ و گستردهای به هیچ عنوان کار سادهای نیست و اگر بخواهند اصلاحات اجرا شود، این اصلاحات باید توسط ارگانهای قانونگذاری در پنج کشور عضو دایمی به تصویب برسد که این کار، کار بسیار مشکلی است و عملیاتی شدن اصلاحات، بسته به اراده سیاسی کشورهای عضو، به ویژه کشورهای تأثیرگذار در شورای امنیت است.
این مطلب برای نخستین بار در روزنامه ملت ما منتشر شده است.


