شعلههای آتش در عشق بر باد رفته
کد خبر: ۲۳۲۸۷۵
| | 4182 بازدید
پسر شیشهای وقتی شنید دختر مورد علاقهاش ازدواج کرده است، خانه پدرش را به آتش کشید.
به گزارش ایران، این پسر 22 ساله وقتی از دختر مورد علاقهاش شنید که با مرد جوانی ازدواج کرده است. از شدت خشم و ناراحتی خواست خود را از بین ببرد که از سوی خانوادهاش نجات یافت.
اواخر هفته گذشته به مأموران پلیس خبر دادند که یک خانه در خیابان یافتآباد آتش گرفته است.
دقایقی بعد مأموران پلیس و آتشنشانی خود را به محل آتشسوزی رساندند و در حالی که شعلههای آتش زبانه میکشید، توانستند آن را مهار کنند.
وقتی آتشنشانان آتشسوزی را عمدی دانستند پدر خانواده به مأموران پلیس گفت: آتش را پسرم میلاد به پا کرد. وی 8 ماه پیش خیلی اتفاقی از طریق تماس تلفنی با یک دختر 18 ساله به نام الهام آشنا شد.
پس از آن تماس تلفنی پسرم عاشق و دلباخته دختر جوان شد و از من و مادرش خواست که برای خواستگاری به خانه دختر مورد علاقهاش برویم. با توجه به اینکه پسرم اعتیاد شدید به شیشه دارد از وی خواستیم که ابتدا برای درمانش در کمپ ترک اعتیاد بستری شود که پذیرفت و برای بازگرداندن سلامتیاش به کمپ ترک اعتیاد رفت.
پس از 10 روز به خانه بازگشت. عصر روز حادثه الهام برای دیدن میلاد به خانهمان آمد.
هنوز دقایقی از آمدن الهام نگذشته بود که پسرم با عصبانیت وارد آشپزخانه شد و ظرف تینری را که گوشه آشپزخانه بود برداشت و به اتاق خوابش رفت. ناگهان همه جا دود و آتش شد و همه جای خانه یکی پس از دیگری آتش گرفت. دستپاچه شده و بلافاصله با پایم ضربه محکمی به در اتاق خواب زدم و توانستم پسرم را از میان آتش نجات بدهم اما همه وسایل اتاق خواب در آتشی که میلاد به پا کرده بود سوخت.
این پدر افزود: نمیدانم الهام به پسرم چه گفته بود که وی از شدت خشم و ناراحتی دست به خودکشی زده است. پسرم از 14 سالگی اعتیاد به شیشه پیدا کرده و هماکنون که 22 سال سن دارد، نزدیک به 8 سال است که زندگی را برایمان به جهنم تبدیل کرده است چراکه وقتی دچار توهم میشود آسایش و امنیت را از ما ميگيرد و حالا از پسرم شکایت دارم.
با طرح این ادعاها میلاد بازداشت شد و به شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه 18 یافتآباد انتقال یافت. پسر جوان که گریه امانش را بریده بود در بازجوییها گفت: بعد از اینکه در سن 14 سالگی ترک تحصیل کردم، در دام شیشه افتادم. تا اینکه 8 ماه پیش از طریق تماس تلفنی با دختری به نام الهام که در شرکتی مشغول به کار است آشنا شدم از خانوادهام خواستم که برای خواستگاری به خانه آنان بروند، اما پدرم اعتیاد مرا بهانه کرد. من نیز به خاطر عشق و علاقه زیاد به الهام به پیشنهاد خانوادهام و به اميد آیندهای بهتر برای درمان به کمپ ترک اعتیاد رفتم.
پس از دوره درمان وقتی به خانه برگشتم از الهام شنیدم که با مرد دیگری ازدواج کرده است. وقتی علت این ازدواج را از او پرسیدم پیبردم که در غیاب من خانوادهام با پدر و مادرش تماس گرفته و خواستهاند که الهام از زندگی من کنار برود. وقتی این موضوع را شنیدم از شدت خشم و ناراحتی تینری را که گوشه آشپزخانه بود روی خودم و اتاق خواب ریختم و سپس فندکم را روشن کردم و دست به خودکشی زدم چراکه زندگی بدون الهام برای من دیگر معنا و مفهومی ندارد.
به گزارش ایران، این پسر 22 ساله وقتی از دختر مورد علاقهاش شنید که با مرد جوانی ازدواج کرده است. از شدت خشم و ناراحتی خواست خود را از بین ببرد که از سوی خانوادهاش نجات یافت.
اواخر هفته گذشته به مأموران پلیس خبر دادند که یک خانه در خیابان یافتآباد آتش گرفته است.
دقایقی بعد مأموران پلیس و آتشنشانی خود را به محل آتشسوزی رساندند و در حالی که شعلههای آتش زبانه میکشید، توانستند آن را مهار کنند.
وقتی آتشنشانان آتشسوزی را عمدی دانستند پدر خانواده به مأموران پلیس گفت: آتش را پسرم میلاد به پا کرد. وی 8 ماه پیش خیلی اتفاقی از طریق تماس تلفنی با یک دختر 18 ساله به نام الهام آشنا شد.
پس از آن تماس تلفنی پسرم عاشق و دلباخته دختر جوان شد و از من و مادرش خواست که برای خواستگاری به خانه دختر مورد علاقهاش برویم. با توجه به اینکه پسرم اعتیاد شدید به شیشه دارد از وی خواستیم که ابتدا برای درمانش در کمپ ترک اعتیاد بستری شود که پذیرفت و برای بازگرداندن سلامتیاش به کمپ ترک اعتیاد رفت.
پس از 10 روز به خانه بازگشت. عصر روز حادثه الهام برای دیدن میلاد به خانهمان آمد.
هنوز دقایقی از آمدن الهام نگذشته بود که پسرم با عصبانیت وارد آشپزخانه شد و ظرف تینری را که گوشه آشپزخانه بود برداشت و به اتاق خوابش رفت. ناگهان همه جا دود و آتش شد و همه جای خانه یکی پس از دیگری آتش گرفت. دستپاچه شده و بلافاصله با پایم ضربه محکمی به در اتاق خواب زدم و توانستم پسرم را از میان آتش نجات بدهم اما همه وسایل اتاق خواب در آتشی که میلاد به پا کرده بود سوخت.
این پدر افزود: نمیدانم الهام به پسرم چه گفته بود که وی از شدت خشم و ناراحتی دست به خودکشی زده است. پسرم از 14 سالگی اعتیاد به شیشه پیدا کرده و هماکنون که 22 سال سن دارد، نزدیک به 8 سال است که زندگی را برایمان به جهنم تبدیل کرده است چراکه وقتی دچار توهم میشود آسایش و امنیت را از ما ميگيرد و حالا از پسرم شکایت دارم.
با طرح این ادعاها میلاد بازداشت شد و به شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه 18 یافتآباد انتقال یافت. پسر جوان که گریه امانش را بریده بود در بازجوییها گفت: بعد از اینکه در سن 14 سالگی ترک تحصیل کردم، در دام شیشه افتادم. تا اینکه 8 ماه پیش از طریق تماس تلفنی با دختری به نام الهام که در شرکتی مشغول به کار است آشنا شدم از خانوادهام خواستم که برای خواستگاری به خانه آنان بروند، اما پدرم اعتیاد مرا بهانه کرد. من نیز به خاطر عشق و علاقه زیاد به الهام به پیشنهاد خانوادهام و به اميد آیندهای بهتر برای درمان به کمپ ترک اعتیاد رفتم.
پس از دوره درمان وقتی به خانه برگشتم از الهام شنیدم که با مرد دیگری ازدواج کرده است. وقتی علت این ازدواج را از او پرسیدم پیبردم که در غیاب من خانوادهام با پدر و مادرش تماس گرفته و خواستهاند که الهام از زندگی من کنار برود. وقتی این موضوع را شنیدم از شدت خشم و ناراحتی تینری را که گوشه آشپزخانه بود روی خودم و اتاق خواب ریختم و سپس فندکم را روشن کردم و دست به خودکشی زدم چراکه زندگی بدون الهام برای من دیگر معنا و مفهومی ندارد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


